فرامرز میرشکار مبارکه

فرامرز میرشکار مبارکه

نویسنده،شاعر،مدرس تفسیرقرآن کریم،کارشناس ارشدمدیریت اموزشی

فرامرز میرشکار مبارکه

نویسنده،شاعر،مدرس تفسیرقرآن کریم،کارشناس ارشدمدیریت اموزشی

  • در آنجا که روشنفکری با دین در تضاد است چیزی به نام رو شنفکری وجود ندارد.
  • روشنفکر دینی به دنبال تحمیل نظر خود بر دین نیست بلکه به دنبال شناختن زوایا و ژرفاهای مغفول دین است.
  • روشنفکر دینی در اندیشه ی زودن جهالت ها به منظور دستیابی به ایمان ناب است.
  • روشننفکر دینی در کنارعبادت خدا به دنبال اجتناب از طاغوت است.
  • در نگاه روشنفکر دینی حقیقی ، سرکشان ، طواغیت و مستکبران بزرگترین عامل عقب افتادگی بشریت به معنای کامل کلمه هستند.
  • روشنفکری دینی ، روشنی خود را از ژیوند خرد روشن و قلب نورانی به دست آورده است.
  • کسی که از جهل مردم برای پیشبرد اهداف خود اسفاده می کند روشنفکر نیست.
امام علی علیه السلام فرمودند:
ثَلاثَةٌ یختَبَرُ بها عُقولُ الرِّجالِ، المالُ و المُصِیبَةُ وَالوِلایةُ؛


سه چیز است که خرد مردان را با آن آزمایش می‌کنند: مال، مصیبت و مقام.

میزان الحکمه، ج 9، ص 71

شرح حدیث:

شرح حدیث توسط  آیت‌الله العظمی مکارم شیرازی مدظله‌العالی:

امامسجاد علیه السلام فرمودند: 

مؤمن پنج نشانه دارد:

 پرهیزکاری در خلوت، 

صدقه در دست‌تنگی،

 صبر در  هنگام مصیبت،

 بردباری هنگام غضب

 و راستگویی در حین خشم. 

بحارالانوار، ج 64، ص 293


امام  باقر علیه السلام فرمودند:

مُرُوا شِیعَتَنَا بِزِیَارَةِ قَبْرِ الْحُسَیْنِ علیه السلام فَإِنَّ إِتْیَانَهُ یَزِیدُ فِی الرِّزْقِ وَ یَمُدُّ فِی الْعُمُرِ وَ یَدْفَعُ مَدَافِعَ السُّوءِ وَ إِتْیَانَهُ مُفْتَرَضٌ عَلَى کُلِّ مُؤْمِنٍ یُقِرُّ لَهُ بِالْإِمَامَةِ مِنَ اللَّهِ؛


شیعیان ما را به زیارت امام حسین علیه السلام امر کنید، چرا که زیارتش روزی را افزون می‌کند و عمر را طولانی می‌گرداند و بلاها و بدی‌ها را دفع می‌کند و زیارت کردن امام حسین علیه السلام بر هر مومنی که اقرار به  امامت او از جانب خدا  داشته باشد،  واجب است.

بحارالانوار، ج 98، ص 3 ؛ وسائل الشیعه، ج 14، ص 413

شرح حدیث:

شرح حدیث توسط آیت‌الله العظمی مجتبی تهرانی رحمت‌الله‌علیه:

ای دریغ از ما که بی باور شدیم

آنقدر ماندیم تا کافر شدیم

غنچه ها گل داده و پرپر شدند

وای ما کز ریشگی بی بر شدیم

نام باران سبزه زاران کرده شان

ما فقط از اشک حسرت تر شدیم

از در و دیوار حکمت می وزید

چشم دل بستیم و  کور و کر شدیم

جان شدند از شوق  جانان جملگی

ما زجان بگذشتگان پیکر شدیم

سنگهای کوچه هم گوهر شدند

ما طلا بودیم و خاکستر شدیم

بس که خود رایی به جان هامان نشست

عاقبت بی راه و بی رهبر شدیم

مصلحت هامان چنان شد پرسکوت

تا که همکار ستم گستر شدیم

از قلم هامان صدایی برنخاست

تا  که آخر هیمه ی اخگر شدیم

بی غزل آنقدر ماندیم ای شمین

 تا که بی دلدار و بی دلبر شدیم


فرامرز میرشکار1378

هدف آموزش ،انبارکردن نتایج به دست آمده در ذهن  نیست. زیرا این دستاوردها در کتابها و کتابخانه ها موجود است. آموزش و پرورش صحیح آن است که انسان را برای جستجوی مداوم راه حلهای جدید مجهز کند.

ایامی که صدام سرنگون شده بود و آیت‌الله سیدمحمد باقر حکیم قرار بود به نجف بروند، تنهایی برای خداحافظی خدمت رهبر معظم انقلاب رسیدند. می‌خواستند که اگر آقا رهنمود و فرمایشی دارند استفاده کنند. آقا درباره‌ی فضای عراق و اینکه با مردم چه‌طور ارتباط بگیرید، با علما و مراجع چه‌جور تعاملی داشته باشید توصیه‌های خوبی به آقای حکیم فرمودند. درباره‌ی مسائل خارجی‌ و رابطه با آمریکا هم گفتند مبادا در مقابل آمریکا کوتاه بیایید. مبادا با آمریکا رفیق بشوید. نکند دست توی دست آمریکا بگذارید. مبادا آمریکا را دوست خودتان بدانید. آمریکا دشمن اسلام، دشمن شیعه و دشمن کشورهای اسلامی است. این هم که به عراق آمدند، نه اینکه برای نجات مردم عراق باشد، آمریکا دلش برای مردم نسوخته است، اینها به‌علت همان اهداف استعماری جهان‌خواری که دارند به عراق آمده‌اند. امروز صدام را مانع برنامه‌های خودشان ‌دیدند، در حالی که یک روزی مورد استفاده‌شان قرار می‌گرفت. دیدند امروز دیگر به اصطلاح تاریخ مصرفش تمام شده آن را کنار انداختند. مبادا آمریکا را به عنوان دوست خودتان در آنجا بدانید. جلوی آمریکا بایستید و از عزّت و استقلال کشور خودتان دفاع کنید.

آقای حکیم‌ ـ خدا رحمتشان کندـ گفتند: آقا! من از این اطمینان خاطر و آرامش شما در تعجبم. آمریکا کنار گوش شما است. این طرف در عراق و آن طرف در افغانستان دارد این‌جور فتنه‌گری می‌کند. آن‌وقت شما این قدر آرام هستید و به ما هم توصیه می‌کنید که مرعوب آمریکا نباشیم؟!

رهبر انقلاب فرمودند: می‌دانی این اطمینان خاطر ما از چیست؟ ما توکلمان به خدا زیاد است. همین به ما آرامش، اطمینان و شجاعت می‌دهد که در مقابل آمریکا از عزّت، استقلال و عظمت این مردم، نظام و انقلاب دفاع کنیم و سر تعظیم فرود نیاوریم.»

منبع: اینجا

«وَجَعَلْنَاهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنَا وَأَوْحَیْنَا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِیتَاء الزَّکَاةِ وَکَانُوا لَنَا عَابِدِینَ»

یعنی؛ ما آن‌ها را امام قرار دادیم که به «امر» ما هدایت می‌کنند و «فعل خیر» و «اقامه نماز» و «ایتاء زکات» را به آن‌ها وَحی کردیم، چراکه آن‌ها بندگان عبادت‌گر ما بودند. سوره انبیاء، آیه73.

 

صاحب تفسیر قیّم المیزان می‌فرماید: فعل خیر و اقامه نماز و ایتاء زکات را به آن‌ها وَحی کرد، نفرمود نماز بخوانید، بلکه نماز خواندن را به آن‌ها وَحی فرمود و لذا نماز آن‌ها همان وَحی الهی است، و این است که می‌گوییم امامان عین نماز‌ند و هر نمازی با اتصال به عین نماز، معنی حقیقی خود را پیدا می‌کند.

زیارت آل یس/استاد اصغر طاهر زاده

مُحَمّدُ بْنُ یَحْیَیعَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ وَ عَلِیّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنْ هَارُونَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مَسْعَدَهَ بْنِ صَدَقَهَ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللّهِ ع وَ عَلِیّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ مَحْبُوبٍ رَفَعَهُ عَنْ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ ع أَنّهُ قَالَ إِنّ مِنْ أَبْغَضِ الْخَلْقِ إِلَی اللّهِ عَزّ وَ جَلّ لَرَجُلَیْنِ رَجُلٌ وَکَلَهُ اللّهُ إِلَی نَفْسِهِ فَهُوَ جَائِرٌ عَنْ قَصْدِ السّبِیلِ مَشْعُوفٌ بِکَلَامِ بِدْعَهٍ قَدْ لَهِجَ بِالصّوْمِ وَ الصّلَاهِ فَهُوَ فِتْنَهٌ لِمَنِ افْتَتَنَ بِهِ ضَالّ ٌ عَنْ هَدْیِ مَنْ کَانَ قَبْلَهُ مُضِلّ ٌ لِمَنِ اقْتَدَی بِهِ فِی حَیَاتِهِ وَ بَعْدَ مَوْتِهِ حَمّالٌ خَطَایَا غَیْرِهِ رَهْنٌ بِخَطِیئَتِهِ وَ رَجُلٌ قَمَشَ جَهْلًا فِی جُهّالِ النّاسِ عَانٍ بِأَغْبَاشِ الْفِتْنَهِ قَدْ سَمّاهُ أَشْبَاهُ النّاسِ عَالِماً وَ لَمْ یَغْنَ فِیهِ یَوْماً سَالِماً بَکّرَ فَاسْتَکْثَرَ مَا قَلّ مِنْهُ خَیْرٌ مِمّا کَثُرَ حَتّی إِذَا ارْتَوَی مِنْ آجِنٍ وَ اکْتَنَزَ مِنْ غَیْرِ طَائِلٍ جَلَسَ بَیْنَ النّاسِ قَاضِیاً ضَامِناً لِتَخْلِیصِ مَا الْتَبَسَ عَلَی غَیْرِهِ وَ إِنْ خَالَفَ قَاضِیاً سَبَقَهُ لَمْ یَأْمَنْ أَنْ یَنْقُضَ حُکْمَهُ مَنْ یَأْتِی بَعْدَهُ کَفِعْلِهِ بِمَنْ کَانَ قَبْلَهُ وَ إِنْ نَزَلَتْ بِهِ إِحْدَی الْمُبْهَمَاتِ الْمُعْضِلَاتِ هَیّأَ لَهَا حَشْواً مِنْ رَأْیِهِ ثُمّ قَطَعَ بِهِ فَهُوَ مِنْ لَبْسِ الشّبُهَاتِ فِی مِثْلِ غَزْلِ الْعَنْکَبُوتِ لَا یَدْرِی أَصَابَ أَمْ أَخْطَأَ لَا یَحْسَبُ الْعِلْمَ فِی شَیْ ءٍ مِمّا أَنْکَرَ وَ لَا یَرَی أَنّ وَرَاءَ مَا بَلَغَ فِیهِ مَذْهَباً إِنْ قَاسَ شَیْئاً بِشَیْ ءٍ لَمْ یُکَذّبْ نَظَرَهُ وَ إِنْ أَظْلَمَ عَلَیْهِ أَمْرٌ اکْتَتَمَ بِهِ لِمَا یَعْلَمُ مِنْ جَهْلِ نَفْسِهِ لِکَیْلَا یُقَالَ لَهُ لَا یَعْلَمُ ثُمّ جَسَرَ فَقَضَی فَهُوَ مِفْتَاحُ عَشَوَاتٍ رَکّابُ شُبُهَاتٍ خَبّاطُ جَهَالَاتٍ لَا یَعْتَذِرُ مِمّا لَا یَعْلَمُ فَیَسْلَمَ وَ لَا یَعَضّ فِی الْعِلْمِ بِضِرْسٍ قَاطِعٍ فَیَغْنَمَ یَذْرِی الرّوَایَاتِ ذَرْوَ الرّیحِ الْهَشِیمَ تَبْکِی

مِنْهُ الْمَوَارِیثُ وَ تَصْرُخُ مِنْهُ الدّمَاءُ یُسْتَحَلّ بِقَضَائِهِ الْفَرْجُ الْحَرَامُ وَ یُحَرّمُ بِقَضَائِهِ الْفَرْجُ الْحَلَالُ لَا مَلِی ءٌ بِإِصْدَارِ مَا عَلَیْهِ وَرَدَ وَ لَا هُوَ أَهْلٌ لِمَا مِنْهُ فَرَطَ مِنِ ادّعَائِهِ عِلْمَ الْحَقّ

اصول کافی جلد 1 ص :70 روایه: 6

6- امیرالمؤمنین علیه السلام فرمود: مبغوض ترین مردم نزد خدا دو نفرند:

ابتدابه توصیف صحنه هایی از دسته ی قمه زنی در شهر کاظمین به نقل از کتاب تراژدی کربلا می پردازیم: 

روز عاشورا در بیشتر شهرها و روستاهای عراق، روز حزن و اندوه و سوگ است. دیدگان اشکبار و رنگ سیاه پرچم ها و چهره های خاک آلود، در همه جا به چشم می خورد؛ تنها کفن های قمه زنان به رنگ سفید و با لکه هایی از خون دیده می شود. مردانی که شعار «فداییان حسین» را بر کفن ها نگاشته، 

«قمه‌زنی‌ از کارهای‌ خلاف‌، جعلی‌ و نادرست‌ است‌ 

(که‌ متأسفانه‌ طی‌ چند سال‌ اخیر برخی‌ در حال‌ ترویج‌ آن‌ هستند.)

 قمه‌زنی‌ مربوط به‌ دین‌ و یا یک‌ حرکت‌ عزاداری‌ نیست‌ 

و قطعا خلاف‌ و یک‌ بدعت‌ است‌ 

و بدون‌ تردید خداوند به‌ انجام‌ آن‌ راضی‌ نیست‌

 و اینجانب‌ نیز از کسی‌ که‌ تظاهر به‌ قمه‌زنی‌ می‌کند قلبا راضی‌ نیستم‌.»


عَلِیّ بْنُ مُحَمّدِ بْنِ عَبْدِ اللّهِ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمّدٍ عَنْ أَبِی أَیّوبَ الْمَدَنِیّ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ حُسَیْنٍ الْأَحْمَسِیّ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللّهِ ع قَالَ الْقَلْبُ یَتّکِلُ عَلَی الْکِتَابَهِ

اصول کافی جلد 1 ص :66 روایه: 8

 امام صادق علیه السلام فرمود: دل به نوشته اطمنیان پیدا می کند.

 الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمّدٍ عَنْ مُعَلّی بْنِ مُحَمّدٍ عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیّ ٍ الْوَشّاءِ عَنْ عَاصِمِ بْنِ حُمَیْدٍ عَنْ أَبِی بَصِیرٍ قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللّهِ ع یَقُولُ اکْتُبُوا فَإِنّکُمْ لَا تَحْفَظُونَ حَتّی تَکْتُبُوا

اصول کافی جلد 1 ص :66 روایه: 9

 و فرمود: احادیث را بنویسید زیرا تا ننویسید حفظ نمیکنید.

 مُحَمّدُ بْنُ یَحْیَی عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمّدِ بْنِ عِیسَی عَنِ الْحَسَنِ بْنِ عَلِیّ بْنِ فَضّالٍ عَنِ ابْنِ بُکَیْرٍ عَنْ عُبَیْدِ بْنِ زُرَارَهَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللّهِ ع احْتَفِظُوا بِکُتُبِکُمْ فَإِنّکُمْ سَوْفَ تَحْتَاجُونَ إِلَیْهَا

اصول کافی جلد 1 ص :67 روایه: 10

 و فرمود: نوشتجات خود را محفوظ دارید که در آینده به آن نیاز پیدا میکنید.

عِدّهٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمّدِ بْنِ خَالِدٍ الْبَرْقِیّ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِهِ عَنْ أَبِی سَعِیدٍ الْخَیْبَرِیّ عَنِ الْمُفَضّلِ بْنِ عُمَرَ قَالَ قَالَ لِی أَبُو عَبْدِ اللّهِ ع اکْتُبْ وَ بُثّ عِلْمَکَ فِی إِخْوَانِکَ فَإِنْ مِتّ فَأَوْرِثْ کُتُبَکَ بَنِیکَ فَإِنّهُ یَأْتِی عَلَی النّاسِ زَمَانُ هَرْجٍ لَا

یَأْنَسُونَ فِیهِ إِلّا بِکُتُبِهِمْ

اصول کافی جلد 1 صفحه: 67 روایه: 11

مفضل گوید: امام صادق علیه السلام بمن فرمود: بنویس و علمت را در میان دوستانت منتشر ساز و چون مرگت رسید آنها را به پسرانت میراث ده زیرا برای مردم زمان فتنه و آشوب می رسد که آن هنگام جز با کتاب انس نگیرند.

 عِدّهٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمّدٍ الْبَرْقِیّ عَنْ أَبِیهِ عَنْ عَبْدِ اللّهِ بْنِ الْمُغِیرَهِ وَ مُحَمّدِ بْنِ سِنَانٍ عَنْ طَلْحَهَ بْنِ زَیْدٍ عَنْ أَبِی عَبْدِ اللّهِ ع فِی هَذِهِ الْ آیَهِ وَ لا تُصَعّرْ خَدّکَ لِلنّاسِ قَالَ لِیَکُنِ النّاسُ عِنْدَکَ فِی الْعِلْمِ سَوَاءً

 امام صادق در باره این آیه (18 سوره 31) (از مردم روی بر مگردان) فرماید: باید همه مردم از نظر علم پیشت مساوی باشند (و از نظر آموختن بین دانش آموزانت فرق نگذاری).

اصول کافی جلد 1 ص :51 روایه: 2

 عَلِیّ بْنُ إِبْرَاهِیمَ عَنْ أَبِیهِ عَنِ ابْنِ أَبِی عُمَیْرٍ عَنْ بَعْضِ أَصْحَابِنَا عَنْ أَبِی عَبْدِ اللّهِ ع 

قَالَ سَأَلْتُهُ عَنْ مَجْدُورٍ أَصَابَتْهُ جَنَابَهٌ فَغَسّلُوهُ فَمَاتَ قَالَ قَتَلُوهُ أَلّا سَأَلُوا فَإِنّ دَوَاءَ الْعِیّ السّؤَالُ

یکی از اصحاب گوید:

 از امام صادق علیه السلام پرسیدم که مردی آبله دار جنب شده بود او را غسل دادند و مرد،

 فرمود: او را کشتند! چرا نپرسیدند، همانا دوای نفهمی پرسش است.

اصول کافی جلد 1 ص :49 روایه: 1

 الْحُسَیْنُ بْنُ مُحَمّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ سَعْدَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ مُعَاوِیَهَ بْنِ عَمّارٍ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللّهِ ع رَجُلٌ رَاوِیَهٌ لِحَدِیثِکُمْ یَبُثّ ذَلِکَ فِی النّاسِ وَ یُشَدّدُهُ فِی قُلُوبِهِمْ وَ قُلُوبِ شِیعَتِکُمْ وَ لَعَلّ عَابِداً مِنْ شِیعَتِکُمْ لَیْسَتْ لَهُ هَذِهِ الرّوَایَهُ أَیّهُمَا أَفْضَلُ قَالَ الرّاوِیَهُ لِحَدِیثِنَا یَشُدّ بِهِ قُلُوبَ شِیعَتِنَا أَفْضَلُ مِنْ أَلْفِ عَابِدٍ

 معاویه بن عمار گوید: به امام صادقعلیه السلام عرض کردم:

 مردی است که از شما روایت بسیار نقل کند و میان مردم انتشار دهد و آن را در دل مردم و دل شیعیانتان استوار کند و شاید عابدی از شیعیان شما باشد که در روایت چون او نباشد کدامیک بهترند؟

 فرمود: آنکه احادیث ما را روایت کند و دلهای شیعیانمان را استوار سازد از هزارعابد بهتر است.

اصول کافی جلد 1 ص :40 روایه: 9

شعارها باعث تمایز و ماندگاری هر برند و حرفه ای می‌شوند زیرا برند را قابل‌تشخیص می‌سازند و باعث می‌شود در حافظه افراد باقی بماند، اما نوشتن یک شعارکسب و کارجذاب آسان نیست. شعارهای کسب و کار در انواع مختلفی طراحی می‌شوند و حتی ممکن است گاهی اوقات با یک اشتباه فاجعه ای در معرفی برند و کسب و کار به بازار رخ دهد. در ادامه با ۵ نوع مختلف از شعارهای کسب و کار آشنا می‌شویم.

شعارهای کسب و کار: ۵ روش برای ساختن شعار کسب و کارتان

۱. شعارهای توصیفی بسازیم

شعارهای توصیفی نشان دهنده­ ی زمینه­ ی فعالیت کسب­ وکار شماست. حقایق یا به بیان بهتر ویژگی­ های کسب­ وکار شما را نشان می دهد. به همه می گوید که “من چه کار می کنم.”

فاتِحه: آیه 1 - 3

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ (1) الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ (2) الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ (3)

در آغاز هر کاری نام تو را بر زبان می آورم، می دانم هر کاری که با نام تو آغاز نشود، با موفقیّت به پایان نمی رسد.

برای موفقیّت کارم به سایه لطفت پناه می برم و از تو یاری می خواهم، در آغاز هر کار به یاد مهر و محبّتت هستم. مهربانی تو را یاد می کنم، تو خدای مهربان و بخشنده هستی. تو در دنیا مهربانی خود را به همه انسان ها ارزانی می داری، انسان های مؤمن و کافر از نعمت های تو بهره مند می شوند و روزیِ تو را می خورند، امّا در روز قیامت مهربانی تو فقط برای مؤمنان خواهد بود.

تو را ستایش می کنم، می دانم نعمت های زیادی ارزانی ام داشته ای، تو خدای خوبی ها هستی.

در مقابل همه نعمت ها، تو را ستایش می کنم، پروردگار جهانیان هستی. اگر خوبی و زیبایی ببینم و آن را ستایش کنم، در واقع تو را ستایش کرده ام، زیرا همه خوبی ها و نیکی ها از آنِ توست، همه ستایش ها به تو برمی گردد.

اگر انقلابی نباشیم به هیچ  دردی نمی خوریم .

اگر انقلابی نباشیم گره ای از جایی نمی توانیم باز کنیم .

انقلابی بودن یعنی حرکت در راه ارزش ها و هر حرکتی که در راه ارزش ها نباشد ارزش ندارد .

 هویت و مشخصه ی  بزرگ یک مسلمان ایرانی در انقلابی بودن است.

 انقلابی بودن یعنی یک مسلمان در صحنه ،

انقلابی بودن یعنی بصیرت داشتن و نقش خود را در لحظه ی حساس ایفا کردن.

انقلابی بودن یعنی در هر هر جا بودن خود را در مرکز جهان دیدن.

انقلابی بودن یعنی داشتن :توکل به خدا و اعتماد به نفس.

انقلابی بودن یعنی بدهکار انقلاب و خون شهدا بودن نه طلبکار آن.

انقلابی بودن یعنی اعتقاد به کسب دانش برای ارتقاء کشور از هر راه ممکن.

انقلابی بودن یعنی اعتقاد و باور و ایمان به آینده روشن  و تلاش در راه تحقق آن.

انقلابی بودن یعنی تلاش در رفع محرومیت ها و معضل ها.

یا باید مسلمان انقلابی باشیم یا مسلمانی که هیچ نقشی نه از دین خود پذیرفته و نه هیچ نقشی در جامعه دینی خود دارد.

انقلابی بودن دو رکن مهم دارد:استکبار ستیزی  و تکیه به توان داخلی 

انقلابی باشیم و بمانیم...

از حضرت باقر و صادق آورده اند که: خداى فرزانه بر هر یک از آفریده هاى خویش که اراده فرمود، سوگند یاد مى کند؛ امّا آنان جز به نام ذات پاک او نمى توانند سوگند یاد کنند. و این بدان دلیل است که هدف از سوگند او، توجه دادن انسان ها به نکته عبرت انگیز و عبرت آموز در پدیده ها و جریان هاست؛ و نیز بدان جهت که مقام والا و موقعیت پراهمیت آن پدیده اى را که به آن سوگند یاد مى شود، نشان دهد.

ترجمه تفسیر مجمع البیان - جلد 30

امین الاسلام طبرسی؛ ترجمه: علی کرمی

شخصی یهودی خدمت حضرت علی علیه السلام می رسد و از او سؤال هایی می کند، از جمله این که می گوید: «فاَین وجه ربّک؟؛ روی پروردگار تو که در آیاتی بدان اشاره شده است مانند: «ویبقی وجه ربّک ذوالجلال والاکرام» کجاست؟»

امام علی علیه السلام به ابن عباس فرمود: آتش و هیزمی بیاور. ابن عباس گوید: آوردم و حضرت آن را سوزاند. سپس به یهودی گفت: روی این آتش کجاست؟ یهودی گفت: من وجه و رویی بر آن نمی بینم.

حضرت فرمود: پروردگار من نیز این چنین است.

 نورالثقلین، حویزی، علی بن جمعه، ج 1، ص117.

خبرگزاری مهر، گروه دین و اندیشه-مهدی مسائلی: همه می‌دانیم اهل‌بیت(ع) برای ما هیچ‌گاه هدف و مقصود نهایی از دین‌داری نیستند و محبت و عشق ما به آن بزرگواران نیز به خاطر ولایت الهی است که در وجود آنها تبلور یافته است...( وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُونِ؛ من جنیّان و آدمیان را جز برای این که مرا بپرستند نیافریدم.)(ذاریات/۵۶)

در این راستا باید ابراز محبت و اطاعت ما از اهل‌بیت(ع) نیز به گونه‌ای باشد که دیگران گمان نکنند که شیعه، ائمه خود را هدف و مقصود نهایی می‌داند و برای آن بزرگواران محبت و ولایتی مستقل از ولایت خداوند قائل است.

بخشی از عبارات «جاماسب نامه» از کتاب‌های مقدّس زرتشت چنین است:

«پیغمبر عرب، آخر پیغمبران باشد که در میان کوه‌های مکه پیدا شود... و با بندگان خود چیز خورد و به روش بندگان نشیند... و دین او اشرف ادیان باشد و کتاب او باطل کند همه کتاب‌ها را... و از فرزندان دختر پیغمبر که خورشید جهان و شاه زمان نام دارد، کسی پادشاه شود در دنیا به حکم یزدان، که جانشین آخر آن پیغمبر باشد... و دولت او تا به قیامت متصل باشد...».

ادیان و مهدویت، ص 21.

موضوع امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) از موضوعاتی است که روایات بسیاری درباره آن در اختیار ماست به گونه‌ای که درباره مراحل مختلف زندگی آن حضرت همچون ولادت، دوران کودکی، غیبت صغری و کبری، علائم ظهور و روزگار ظهور و حکومت جهانی، به طور جداگانه احادیثی از پیشوایان دینی موجود است. چنانکه درباره خصوصیات ظاهری و اخلاقی آن بزرگوار، ویژگی‌های دوران غیبت او و فضیلت و پاداش منتظران ظهورش مجموعه ارزشمندی از روایات داریم و جالب اینکه بسیاری از این روایات هم در کتاب‌های شیعه و هم در آثار اهل سنّت نقل شده است. برخی از این احادیث «متواتر»  است.

گفتنی است که یکی از ویژگی‌های قابل توجه امام مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) آن است که همه معصومان(علیهم السلام) درباره آن حضرت سخنان نغزی ایراد فرموده‌اند که مجموعه‌ای از معارف آگاهی بخش را فراهم کرده است و از اهمیت فوق العاده قیام و انقلاب آن پرچمدار عدالت حکایت می‌کند. مناسب است در اینجا از هر یک از آن پیشوایان بزرگ روایتی را نقل کنیم:

پیامبر گرامی اسلام(صلی الله علیه و آله وسلم) فرمود:

خوشا به حال آن که مهدی(عجل الله تعالی فرجه الشریف) را ببیند و خوشا حال آن که او را دوست بدارد و خوشا حال کسی که امامت او را باور داشته باشد.

امام علی(علیه السلام) فرمود:

«منتظر فرج ]آل محمد(صلی الله علیه و آله وسلم)‌[ باشید و از رحمت خدا ناامید نگردید به راستی که محبوبترین کارها نزد خداوند بزرگ، انتظار فرج است.»

در لوح فاطمه زهرا(علیها السلام)  آمده است:

«... سپس به خاطر رحمت بر جهانیان سلسله اوصیاء را به وجود فرزند امام حسن‌عسکری(علیه السلام) تکمیل خواهم کرد؛ کسی که کمال موسی و شکوه عیسی و صبر ایوب را داراست...».

در حدیثی طولانی از پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می خوانیم که حضرت موسی علیه السلام به خدا عرض کرد:
خدایا مقام قربت را خواهانم. پاسخ آمد: «قُرْبی لِمَن اسْتَیْقَظَ لَیْلَةَ الْقَدْر؛ قرب من، در بیداری شب قدر است. »

 عرضه داشت: پروردگارا، رحمتت را خواستارم. پاسخ آمد: «رَحْمَتی لِمَنْ رَحمَ الْمَساکِینَ لَیلةَ الْقَدر؛ رحمت من در ترحّم بر مساکین در شب قدر است. » 

گفت: خدایا، جواز عبور از صراط می خواهم. پاسخ آمد: «ذلِکَ لِمَنْ تَصَدَّقَ بِصَدَقَةٍ لَیْلَةَ الْقَدْر؛ رمز عبور از صراط، صدقه در شب قدر است. »

 عرض کرد: خدایا بهشت و نعمت های آن را می طلبم.
پاسخ آمد: «ذلک لِمَنْ سَبَّحَ تَسْبیحَة فی لیلةِ القدر؛ دستیابی به آن، در گرو تسبیح گفتن در شب قدر است. »

 عرضه داشت: پروردگارا، خواهان نجات از آتش دوزخم. پاسخ آمد: «ذلک لِمَنْ اسْتَغْفَرَ فِی لَیلةِ الْقَدْر؛ رمز نجات از دوزخ، استغفار در شب قدر است. » 

در پایان گفت: خدایا رضای تو را می طلبم. پاسخ آمد: «رِضایَ لِمَنْ صَلّی رَکْعَتَینِ فِی لَیلةِ الْقَدْر؛ کسی مشمول رضای من است که در شب قدر، نماز بگذارد. »

حر عاملی، وسائل الشیعه، ج 8، ص 20.

لفظ «دین» در قرآن به دو معنا به کار رفته است:

الف) کیش و آیین: «إِنَّ الدِّینَ عِنْدَ اللّهِ اْلإِسْلامُ» ؛ 

ب) حساب و جزا: «مالِکِ یَوْمِ الدِّینِ» .

* شرط حلال بودن مکان و لباس نمازگزار، انسان را از تجاوز به حقوق دیگران باز می دارد.
* شرط پاک بودن مکان، لباس و بدن، نمازگزار را از آلودگی و بی مبالاتی دور می سازد.
* شرط اخلاص در نیّت، انسان را از منکر، شرک، ریا و سُمعه باز می دارد.
* رکوع و سجده، انسان را از تکبّر باز می دارد و او را متواضع می سازد.
* حفظ پوشش در نماز، انسان را از منکر برهنگی و بی حیایی حفظ می کند.

امام صادق علیه السلام فرمود: 

هر کس دوست دارد قبولی یا ردّ نمازش را بداند، ببیند نمازش او را از فحشا و منکر باز داشته است یا نه.

 سپس امام فرمود: «فَبِقَدْرِ ما مَنَعَتْه قُبِلَتْ مِنْه؛

به اندازه ای که نماز، او را از منکرات بازدارد، به همان اندازه قبول شده است. »

فضل بن حسن طبرسی، تفسیر مجمع البیان، ج 8، ص 447.

در قرآن، اوصاف پسندیده ای چون: علم، هدایت و ایمان، قابل افزایش است؛ همانند:
«زِدْنِی عِلْماً» ، «زَادَتْهُم إیماناً» و «زادَهُم هُدًی» .

 همچنین اوصاف ناپسندی مانند:رجس، نفرت، ترس و خسارت نیز قابل فزونی دانسته شده است؛ همانند: 

«زَادَتْهُم رِجْساً» ، «زَادَهُمْ نُفُوراً» ،  «مَا زَادُوکُمْ الّا خَبالاً» و «وَلایَزِیدُ الظّالِمِینَ إلّاخَسَاراً» .

با توجّه به این آیات، دانسته می شود که سنّت خداوند، آزادی دادن به هر دو گروه خیر و شر است: 

«کُلاًّ نُمِدُّ هؤلاءِ وَ هؤلاءِ» .

در داستان های قرآن، حتی کلمه و حرفی اضافه نیست. مثلاً در داستان حضرت یوسف، هرگز اشاره به نام منطقه، سنّ یوسف، عمق چاه، نام برادران و نام عزیز مصر و نام همسر او نشده است؛ ولی صدها نکته ی اخلاقی، خانوادگی، اعتقادی، حقوقی، تربیتی و ارشادی در آن نهفته است. اساساً قرآن در نقل تاریخ بر نکات اصولی تکیه می کند. به این جمله توجه کنید:

حضرت ابراهیم به عموی خود گفت: این مجسمه ها و بت ها چیست که می پرستید؟ «إِذْ قالَ لِأَبِیهِ وَ قَوْمِهِ ما هذِهِ الَّتماثِیلُ الَّتِی أَنْتُمْ لَها عاکِفُونَ» .  این کلام در ظاهر جمله ای است کوتاه که در نقل گفتگوهای ابراهیم علیه السلام با عمویش به چشم می خورد. امّا از این جمله، اصولی ثابت و ماندگار استنباط می شود که ما به بعضی از آنها اشاره می کنیم:
اصل اول: در ارشاد مردم و نهی از منکر، سنّ شرط نیست. زیرا ابراهیم به عموی خود تذکر داد؛

 طبق نظر امام خمینی (ره)  در بین نمازهای مستحبی، «نماز جعفر طیار» برترین نماز است و حکم کیمیا را دارد. پیامبر (صلی الله و علیه و آله)  به جعفر طیار مأموریتی داد که سیزده سال طول کشید. همۀ مسلمانانِ قاره آفریقا، مدیون جعفر بن ابی‏طالب هستند. وقتی او برگشت، پیامبر (صلی الله و علیه و آله)  فرمود: باید از او استقبال رسمی شود. او و همسرش اَسماء بنت عمیس، سه پسری که خدا به آن‏ها داده بود وارد شدند. مردم فکر می‌کردند پیغمبر (صلی الله و علیه و آله)  جایزۀ گران‏بهایی به آو بدهد، چراکه او ‌پادشاه حبشه را مسلمان کرده بود، جمعی از کشیش‌ها  به دست او مسلمان شده بودند و خدمات فراوانی انجام داده بود؛ اما پیامبر (صلی الله و علیه و آله)  نمازی به او هدیه داد که تا دنیا دنیاست، هر کس این نماز را می‌خواند، بهره‌ای به جعفر بن ابی‏طالب هم می‌رسد. این نماز، دو تا دو رکعتی است. بعد از تکبیرةالاحرام  و سورۀ حمد، پانزده بار تسبیحات اربعه می‌گوییم. سپس به رکوع می‌رویم. بعد از ذکر رکوع ده بار تسبیحات اربعه می‏گوییم. از رکوع برمی‌خیزیم و ده بار همان ذکر را می‏گوییم. ده بار در سجده، ده بار هنگام نشستن، ده بار در سجده دوم و ده بار در نشستن دوم این ذکر را می‏گوییم. بنابراین، در هر رکعت، 75 بار ذکر تسبیحات اربعه تکرار می‏شود.

روایت شده: نماز جعفر طیار دوازده هزار حسنه دارد، چراکه سیصد بار ذکر تسبیحات اربعه در آن آمده است. تسبیحات اربعه نیز دارای چهار فراز است. پس جمع ثواب‏ها 1200 می‏شود. از آن‏جایی که هر کار خوب ده حسنه برایش نوشته می‏شود، خواندن نماز جعفر طیار، دوازده هزار ثواب دارد.

ارزش انسان به عقل، فکر، ایمان، اخلاص، علم، عمل، رشد و انتخاب احسن اوست. امّا برای هریک از این کمالات، آفاتی است که اگر آفریدگار هستی، انسان را به حال خود واگذارد و پیامبران را به یاری او نفرستد، گرفتار انحرافات گوناگون خواهد شد:
شیطنت های خود را عاقلانه می پندارد؛ فکر خود را در موارد بیهوده به کار می برد؛ گرفتار باورهای نادرست می شود و به جای حقّ به انواع باطل گرایش می یابد؛ در عمل، راه مستقیم را وانهاده، به راه های انحرافی می رود؛ به جای آموختن علم مفید، به سراغ دانستنی های بی سود و زیان مند می رود؛ هر روز بر آمار مفاسد و آلودگی های خویش می افزاید و به جای انتخاب احسن در گزینش دوست، همسر، شغل و سایر امور شخصی، اجتماعی و سیاسی، در پی هوس های خود یا دیگران می افتد که عاقبت سر از حسرت و خسارت در می آورد.
بر خلاف گمان ما، پیشرفت صنعت و فناوری و گسترش مراکز علمی و دانشگاهی و ارتباطات ماهواره ای و اینترنتی و افزایش آمار محقّقان و دانشمندان در رشته های مختلف، عدالت، امنیّت، صداقت، امانت، وفاداری، جوانمردی، ایثار و امثال آن را برای بشر به ارمغان نیاورده است.
چه بسیار دوستانی که از وسایل ارتباطی گوناگون بهره مندند، امّا رابطه ی صمیمی ندارند.
ابزارِ ارتباط هست، امّا خود ارتباط نیست. چه بسیارند کسانی که هر روز بر دانششان افزوده می شود، اما بر سوز و عشق آنها برای خدمت به دیگران، هیچ؛ و حتّی از یک سلام به دیگران دریغ می ورزند.

در قنوت، بعضی دست‏هایشان را پایین می‏گیرند و ‌بعضی بالا؛ برخی دستانشان به هم چسبیده‌اند، و بعضی از هم فاصله دارد و... . 
اما آداب بالاگرفتن دست‏ها این‏گونه است: انگشتان دست بسته،‌ انگشت‌های شست باز، دست‌ها به هم چسبیده، کف دست‌ها به سمت آسمان (نه به سمت صورت) و ارتفاع هم باید به اندازه‌ای باشد که ما با چشم، کف دست را ببینیم؛ یعنی مقابل صورت باشد. 

امام رضا (علیه السلام)  در قنوت این دعا را می‌خواندند: 

«رَبِّ اغْفِرْ وَ ارْحَمْ وَ تَجاوَزْ عَمّا تَعْلَمُ اِنَّکَ اَنْتَ الاَعَزُّ الاَجَلُّ الاَکْرَمُ».

 این دعای کوتاه بسیار عمیق و پرمحتواست.

 امام صادق (علیه السلام)  فرمودند: 

«اگر می‌توانید، در قنوت گریه کنید و اگر در قنوت به گریه افتادید، برای من دعا کنید». 

﴿مُحَمَّدٌ رَسُولُ‏ اللَّهِ وَ الَّذینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَماءُ بَیْنَهُمْ تَراهُمْ رُکَّعاً سُجَّداً﴾

فتح: 29.

محمد ، فرستاده خداست

و کسانی که با او هستند

بر کافران سختگیرند

و با خودشان ، نرم ومهربانند وآنان را پیوسته در رکوع وسجود می بینی

از امام کاظم (علیه السلام)  روایت شده:
فَإِذَا کَبَّرْتَ فَاسْتَصْغِرْ مَا بَیْنَ السَّمَاوَاتِ الْعُلَى؛1 هنگامی که تکبیر می‏گویی، باید تمام چیزهایی را که بین زمین و آسمان است، حقیر بشماری [و فقط خدا در نزد تو بزرگ باشد]. 

مستدرک الوسائل، ج 4، ص 96؛ بحارالانوار (چاپ بیروت)، ج 81، ص 230. 

نیت، موضوع بسیار مهمی است؛ همان چیزی است که به نماز ما قیمت می‌دهد. استاد قرائتی با ذکر مثالی به تعریف و تبیین «نیت» می پرداختند: در اسکناس، نخی وجود دارد که اگر آن نخ را بردارید، دیگر قیمتی ندارد. نخِ اسکناس نماز یا عبادات، همان نیت است. 

برای حضور قلب ،راه هایی برشمرده اند ، قرآن به قرائت قرآن قبل از نماز اشاره می نماید:

 اُتْلُ مَا أُوحِی إِلَیکَ مِنَ الْکِتَابِ وَ أَقِمِ الصَّلَاةَ؛ 

عنکبوت: 45. 


مردمِ ما فقط به هلال ماه رمضان حساس هستند، اما ائمه (علیهم السلام)  به هلال هر دوازده ماهِ سال، حساس بودند. ایشان حتی دعاهای فراوانی را در این زمینه به ما آموزش دادند. برای مثال، ایشان دعاهایی دربارۀ دیدن هلال ما، انشا فرمودند و ما را به خواندن آن سفارش کردند.

روایت شده:

 «الدُّنْیَا سَاعَةٌ فَاجْعَلْهَا طَاعَة»؛

 دنیا لحظه ای بیش نیست؛ آن را به اطاعت پروردگار بگذران...

علامۀ ‌طباطبائی (ره)  می‌فرماید: خداوند در قرآن به چیزهایی قسم خورده است تا به ما بفهماند این ‏ها مهم هستند. بیشترین قسم‌های خدا در قرآن به «وقت» است. معلوم می‌شود گران ‏ترین گوهر در این عالم، وقت است. خداوند در قرآن به اجزای وقت: صبح، چاشت، ظهر، عصر، روز و سَحَر قسم خورده است؛ برای مثال: «وَ اللَّیْلِ» و «وَ الضُّحَى». همین گوهری که ما به رایگان از دست می‌دهیم. در روایت آمده: هر روز صبح، فرشته‌ای نزد ما می‌آید و می‌گوید: امروز یک روز تازه است؛ مواظب باش آن را بیهوده از دست ندهی. 

هنوز بوی شهید از بهار می خیزد

هنوز خون دل از روزگار می ریزد

 

هنوز هم شهدا حرمتی دگر دارند

هنوز هم به دل عاشقان نظر دارند

 

هنوز معنی عشق از زمانه گم نشده

هنوز آن نظر عاشقانه گم نشده

 

اگرچه باورتان این سخن نمی آید

اگرچه حرف دلم در دهن نمی آید

 خبرگزاری فارس: اندیشکده «موشه دایان» در تحلیلی پیرامون گروهگ مجاهدین و نفرت میلیون‌ها ایرانی از اعضای آن نوشت: شورای مقاومت ملی وابسته به مجاهدین اوایل ماه جولای نشست سالانه خود را در حومه پاریس برگزار کرد.

برگزاری این نشست واکنش‌های تند و انتقاد عمومی را در شبکه‌های اجتماعی ایران به همراه داشت و حضور نمایندگان عربستان و آمریکا در نشست یادشده این خشم را تشدید کرد و به عنوان مدرکی از تلاش‌های عربستان و آمریکا برای تحریک دگرگونی‌های سیاسی در ایران از طریق حمایت از سازمان تروریستی که به طور گسترده از سوی ایرانیان «خیانتکار» در نظر گرفته شده، مشاهده گشت.

شخصی خدمت امیرالمومنین ع می‌رسد و می‌گوید در کتاب خداوند شک کرده‌ام و آیاتی را بیان می‌کند که از نظر خودش با هم ناسازگار است و حضرت پاسخ ایشان را در فرازهای متعددی یکی یکی می‌دهد . 

حضرت در میانه بحث، تذکر مهمی می‌دهند:

پس مبادا که قرآن را بر اساس رای و نظر خودت تفسیر کنی مگر اینکه آن را از عالمان [راستین] عمیقا فهمیده باشی؛ چرا که گاه متن قرآن شبیه کلام بشر است، در حالی که این کلام خداست و تاویل آن شبیه کلام بشر نیست؛ همان گونه که هیچیک از مخلوقاتش شبیه او نیست، همین طور فعل خداوند تبارک و تعالی نیز شبیه هیچ فعلی از افعال بشری نیست؛ و کلام او هم شبیه کلام بشر نیست؛ کلام خداوند تبارک و تعالی وصف اوست ولی کلام بشر افعالش است؛ پس کلام خدا را به کلام بشر تشبیه نکن که به هلاکت و گمراهی می‌افتی ...


التوحید (للصدوق)، ص264

1

اولین برخورد امام سجاد علیه السلام با ابن زیاد در کوفه، هنگامی بود که عبیدالله در آنجا مجلسی را آراستند و اسرای کربلا را در آن مجلس وارد کردند . بعد از سخنانی که بین حضرت زینب علیها السلام و ابن زیاد رد و بدل شد، یک دفعه چشم عبیدالله به حضرت سجاد علیه السلام افتاد . پرسید: این کیست؟ گفتند: علی بن الحسین است . گفت: مگر خدا علی بن الحسین را نکشت؟ امام زین العابدین فرمود: من برادری داشتم که نام او نیز علی بن الحسین بود که مردم او را کشتند . ابن زیاد گفت: بلکه خدا او را کشت . امام علیه السلام فرمود: «الله یتوفی الانفس حین موتها و التی لم تمت فی منامها» ; «خداوند جانها را به هنگام مرگ آنها و نیز آن را که نمرده است، در خوابش می گیرد .»

آن ملعون گفت: تو جرات می کنی جواب مرا بدهی؟ ببرید گردنش را بزنید .

حضرت زینب علیها السلام تا سخن ابن زیاد را شنید، چنین گفت: ای ابن زیاد! تو احدی از مردان ما را باقی نگذاشته ای! اگر می خواهی او را بکشی، مرا هم بکش!

سپس خود را به امام سجاد علیه السلام رسانید و گفت: ای پسر زیاد! خون هایی که از ما ریختی، بس نیست؟! و دست به گردن برادرزاده اش انداخت و گفت: به خدا قسم! از او جدا نمی شوم مگر اینکه در کنار هم کشته شویم .

عبیدالله لحظاتی به آنها نگریست; سپس گفت: عجب! علاقه و محبت خویشاوندی را ببین! به خدا سوگند! متوجه شدم که زینب می خواهد با او کشته شود . رهایش کنید! (1) همان بیماری; علی بن الحسین را بس است .

امام سجاد علیه السلام به عمه اش گفت: عمه جان! آرام باش تا جوابش را بدهم . آنگاه خطاب به ابن زیاد فرمود: آیا مرا به کشته شدن تهدید می کنی؟ آیا نمی دانی که کشته شدن، عادت ما و شهادت، کرامت و بزرگواری ما است؟ (2)

 ریچارد برانسون سرمایه‌گذار و صاحب کسب و کار اهل بریتانیا  بیش از ۴۰۰ کمپانی در سر تا سر جهان را تحت مالکیت خود دارد  او در زمینه‌ی بازرگانی، توریست، هواپیمایی و… فعالیت می‌کند و صاحب تیم Virgin نیز هست. 

عَنْ اَبى الْحَسَنِ الرِّضا علیه السلام قالَ: اِنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ اَمَرَ بِثَـلاثَةٍ مَقْرُونٌ بِها ثَـلاثَةٌ اُخْـرى: اَمَرَ بِالصَّلاةِ وَالزَّکاةِ، فَمَنْ صَلّى وَلَمْ یُزَکِّ لَمْ تُقْبَلْ مِنْهُ صَلاتُهُ وَاَمَرَ بِالشُّـکْرِلَهُ وَلِلْـوالِـدَیْنِ، فَمَـنْ لَمْ یَشْـکُرْ والِدَیْهِ لَمْ یَشْـکُرِ اللّهَ، وَاَمَرَ بِاِتّقـاءِ اللّهِ وَصِلَةِ الرَّحِـمِ، فَمَنْ لَمْ یَصِـلْ رَحِـمَهُ لَمْ یَـتَّقِ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ. 

امام رضا علیه السلام فرمود: خداوندمتعال فرمان داده سه چیز همراه سه چیز دیگر انجام گیرد:

1 ـ به نماز همراه زکات فرمان داده است، پس کسى که نماز بخواند و زکات نپردازد نمازش نیز پذیرفته نمى شود.

2 ـ به سپاسگزارى از خودش و پدر و مادر فرمان داده است، پس کسى که از پدر و مادرش سپاسگزارى نکند، خدا را شکر نکرده است.

3 ـ به تقواى الهى فرمان داده و به صله رحم، پس کسى که صله رحم انجام ندهد تقواى الهى را هم بجا نیاورده است.

 امام زین العابدین علیه السلام می‌فرماید:
«قریش و یهود به قرآن نسبت ناروا دادند و گفتند: قرآن، سحر است . آن را خودش ساخته و به خدا نسبت داده است . خداوند به آنها اعلام فرمود: «الم …» ; یعنی ای محمد! کتابی که به تو فرو فرستادیم، از همین حروف مقطعه «الف – لام – میم‌» است که به لغت و همان حروف الفبای شما می‌باشد . [به آنها بگو:] اگر در ادعای خود راستگو هستید، همانند آن را بیاورید .» 


یکی از بزرگترین مشکل مدیران و برنامه‌ریزانِ امروز جهان، عدم علم به ارتباط بین «تکوین» و «تشریع» است، به گونه ای که تصور می‌کنند می‌توان هر برنامه‌ای را به عالَم و آدم تحمیل کرد. آن ها تصور می‌کنند نظام هستی نسبت به برنامه‌های آن‌ها خنثی است و لذا نمی‌توانند ناکامی‌های برنامه‌های خود را درست تحلیل کنند. علامه طباطبایی در تفسیر شریف المیزان به ریشه یابی این ناکامی در مدیریت جهان می پردازد و آن را نتیجه عدم هماهنگی بین «تکوین» و «تشریع» می دانند

امام علی (ع):
هر که در بسیاری از کارها ،  چشم پوشی نکند و کوتاه نیاید زندگی برایش ناگوار میشود.
(غررالحکم)

امام سجاد علیه‏ السلام : اَ لْقَوْلُ الْحَسَنُ یُثْرِى الْمالَ وَ  یُنْمِى الرِّزْقَ وَ یُنْسِئُ فِى الاَْجَلِ وَ یُحَبِّبُاِلَى الاَْهْلِ وَ یُدْخِلُ الْجَنَّةَ؛

گفتار نیک، ثروت را زیاد و روزى را فراوان مى‏کند، مرگ را به تأخیر مى‏اندازد، انسانرا در خانواده محبوب مى‏کند و به بهشت وارد مى‏نماید.خصال، ص ۳۱۷، ح ۱۰

 امام صادق علیه‏ السلام : لا غِنى بِالزَّوجِ عَنْ ثَلاثَةِ اَشْیاءَ  فیما بَیْنَهُ وَ بَیْنَ زَوْجَتِهِ وَ هِىالْمُوافَقَةُ لِیَجْتَلِبَ بِها مُوافَقَـتَها وَ مَحَبَّتَها وَ هَواها وَ حُسْنُ خُلُقِهِ مَعَها وَ اِسْتِعْمالُهُاسْتِمالَةَ قَلْبِها بِالْهَیْئَةِ الْحَسَنَةِ فى عَیْنِها وَ تَوسِعَتِهِ عَلَیْها ؛

شوهر در رابطه با همسرش از سه چیز بى‏نیاز نیست: سازگارى که با آن، سازگارى ومحبت و عشق زن را به خود جلب کند و خوش اخلاقى با او و دلبرى از او با آراستن خودبراى وى و فراهم آوردن امکانات رفاهى او.تحف العقول ، ص ۳۲

پیامبر صلى ‏الله ‏علیه‏ و ‏آله : اِسْتَوْصُوا بِالنِّساءِ خَیْرا؛

یکدیگر را به رفتار نیک با زنان سفارش کنید.بحارالأنوار ، ج ۳۳، ص ۶۲۸ ، ح ۷۴۴

امام سجاد (علیه السّلام) فرمودند:

سُبحانَ مَن جَعَل الإعترافَ بِالنِّعمَةِ لَهُ حَمداً، سُبحانَ مَن جَعَلَ الإعترافَ بِالعَجزِ عَن الشّکرِ شُکراً؛
منزّه است خدایی که اعتراف به نعمت را، حمد خود قرار داده است. منزّه است خدایی که اعتراف به ناتوانی از شکر را، شکر محسوب می دارد.
تحف العقول، ص 283

 «مولی امیرالمؤمنین علیه‌السلام»:

إنَّ أهنَأَ النّاسِ عَیشاً مَن کانَ بِما قَسَمَ اللهُ لَهُ راضِیاً.

گواراترین زندگی را کسی داراست که به قسمت الهی خود راضی باشد. (فهرست غرر، ص ۱۳۷)

ـ «امام جعفرصادق(علیه‌السلام)»:

ما اَنعَمَ اللهُ علی عَبدٍ بِنعمَةٍ صَغُرَتْ اَو کَبُرَتْ فَقالَ «الحمدُّلله» اِلاّ اَدّی شُکرَها.

هرگاه خدا نعمتی به بنده‌اش عطا کند، خُرد باشد یا کلان، و به پاس آن بگوید «الحمدُلله» شکر آن نعمت را به جا آورده است. (بحار، ج ۷۱، ص ۳۲)


یَسْلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِمَا إِثْمٌ کَبِیرٌ وَ مَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُمَا أَکْبرَ مِن نَّفْعِهِمَا

 در این آیه ی شریفه در مقابله با واژه ی نفع ،به جای ضرر ، واژه ی  إِثْمٌ آمده چرا که إِثْمٌ متضاد با بسیاری از صفات از جمله: البِرّ ، البَرَاء ، البَراءَة ، الطُهر ، الطَّهارَة ، العَفَاف ، العِفَّه , إجلالٌ , إِیمانٌ , بَراءَةٌ , بِرٌّ , حَصَانَةٌ , صَوابٌ , طُهْرٌ , عَظَمَةٌ , عَفافٌ , عِزَّةٌ , کَبَرٌ , نَزاهةٌ , نَقاءٌ , هِدایَةٌ , احتشامٌ , بَراءَة , بَراءَةٌ , بَرٌّ , بِرٌّ , تَأَدُبٌ , تَأَدُّبٌ , تَعَفُّفٌ , صَوابٌ , طَهَارةٌ , طَهَارَةٌ , طُهْرٌ , عَفافٌ , عِفّةٌ , عِفَّةٌ , نَزاهَةٌ , نَزَاهَةٌ , نَقاء است .و دقت در این معانی اهمیت تحریم خمر و مَیْسِرِ را بیشتر بیان می کند.

حضرت امام کاظم علیه‌السلام می‌فرماید:

«ألزمُ العلم لک، ما دلّک على صلاحِ قلبِک و أظهرُ لک فسادَه».

واجب‌‏ترین علم برایت آن دانشى ‏است که راهنمایت باشد بر صلاح و سلامت قلبت و فساد دلت را برایت نمایان سازد.

میرزا حسین نورى، مستدرک الوسائل، ج 12، ص 166

آیت الله شهید دکتر محمد بهشتی

در علم الهی، موجود را از جهات مختلف، به اقسام گوناگون تقسیم کردهاند: واجب و ممکن، جوهر و عرض و...

یکی از این تقسیمات، تقسیم به مجرد و مادی است. موجود مادی آن است که پذیرای حرکت، تغییر و تحول باشد. موجود مجرد یعنی «بی نیاز ماده» حرکت، و تغییر و تحول نمیپذیرد.

موجود مادی به زمان و مکان بسته است. موجود مجرد از زمان و مکان آزاد و از میدان اثر این دو عامل محدودکننده بیرون است.

به مجموع موجودات مجرد، عالم امر میگویند. در عالم امر، هر موجود، به صرف اراده و امر الهی محقق میشود بی آنکه منتظر آماده شدن زمینة مادی؛ و فرا رسیدن زمان یا بی مانع شدن مکان شود.

در تحقق هر موجود امکان ذاتی معتبر است و آنچه بالذات ممتنع و هستی ناپذیر باشد، خواه مجرد و خواه مادی، خدا به هستی اش فرمان ندهد، ولی امکان ذاتی همیشه همراه ذات است و زمان و مکان در او دخالت ندارد.

در مقابل عالم امر، عالم خلق است. به عالم مادیات عالم خلق گفته اند. در این عالم تحقق هر موجود علاوه بر امکان ذاتی، منوط به امکان استعدادی، یعنی پذیرش ماده و مساعد بودن شرایط و آماده بودن زمینه است.

امام رضا(ع) در سخنى با مأمون, پیرامون عصمت انبیا در آیه (و ذا النون اذ ذهب مغاضباً فظنّ ان لن نقدر علیه) (انبیا/87) فرمود:

(یونس گمان کرد… بدین معناست که یقین داشت خدا بر او تنگ نخواهد گرفت و دلیل چنین معنایى این آیه است: (و اما اذا ما ابتلاه فقدر علیه رزقه) (فجر/16) که در آن تقدیر به معناى تنگ گرفتن آمده است.)

 شیخ صدوق,عیون اخبار الرضا, تصحیح مهدى حسنى لاجوردى, چاپ دوم, ناشر رضا مشهدى قم,1/ 201.

امام باقر(ع) واژه (ید) در کریمه مبارکه (یا ابلیس ما منعک ان تسجد لما خلقت بیدى) را به قوت و نعمت, تفسیر کرده و به این آیه ها استدلال فرموده است: (واذکر عبدنا داود ذا الأید) (ص/17) و (والسماء بنیناها بأید) (ذاریات/47) یعنى با قدرت و توان . و نیز: (و أیّدهم بروح منه) (مجادله/22)

شیخ صدوق, محمد بن على, التوحید, انتشارات جامعه مدرسین قم / 153.

امام صادق(ع) از پدران بزرگوارش نقل کرده است که: اهل بصره به امام سجاد(ع) نامه نوشتند و تفسیر واژه (الصمد) را جویا شدند.

امام در پاسخ پس از نهى از جر و بحث ناآگاهانه در قرآن, پاسخ فرمود:

خدا خود تفسیر (الصمد) را چنین بیان داشته است: (الله الصمد. لم یلد و لم یولد. و لم یکن له کفواً احد) 

طباطبایى, محمد حسین, المیزان / 7/153.

ابن جریر و ابى حاتم از ابى عمر روایت کرده اند که:

 چون آیه (یا عبادى الذین اسرفوا على انفسهم) نازل گشت مردى به پا خاست و عرض کرد: اى رسول خدا! آیا شرک نیز مشمول اسراف بر نفس و وعده آمرزش مى گردد؟

پیامبر(ص) فرمود: (انّ اللّه لایغفر ان یشرک به و یغفر مادون ذلک).قطعاً خداوند شرک به خود  را نمی آمرزد ولی جز آن را می آمرزد.

 طباطبایى, محمد حسین, المیزان /ج 4/ص404.

علامه طباطبایى, درباره شیوه هاى مختلف تفسیرى پیشینیان مى نویسد:

(در تفسیر آیات قرآنى یکى از سه راه را در پیش رو داریم:

1- تفسیر آیه به تنهایى و به کمک مقدمات علمى و غیرعلمى که در نزد خود داریم.

2- تفسیر آیه به یارى روایتى که در ذیل آیه, از معصوم رسیده است.

3- تفسیر آیه با تدبر و اندیشه در دیگر آیات و استفاده از روایت, در مورد امکان.

راه سوم, همان شیوه اى است که پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت کرام او در تعلیمات و آموزه هاى خویش به آن اشاره داشته اند و پیامبر اکرم(ص) نیز بدان تصریح فرموده است:(و انما نزل لیصدق بعضه بعضاً.)

این قرآن نازل گشته است تا پاره اى از آیات آن پاره اى دیگر را گواهى نماید.

این رهنمود نبوى در بیان علوى چنین آمده است:(ینطق بعضه ببعض و یشهد بعضه على بعض.)

پاره اى از قرآن گویاى پیام پاره اى دیگر از آن است و آیاتى از آن گواه دیگر آیات.)1

1-طباطبایى, محمد حسین, قرآن در اسلام /

تعداد زیادی از علماء و شخصیت‌های بزرگ اهل سنت که بدون تعصّب کتاب‌های شیعه را مطالعه کرده‌اند و اقوال علماء شیعه را دیده‌اند صراحت دارند بر اینکه شیعه معتقد به تحریف قرآن نیست .

آقای شیخ محمد ابو‌زهره ــ که از او به امام ابوزهره تعبیر می‌کنند و مصری است و همه طوائف اهل سنت او را قبول دارند در کتاب الامام الصادق، ص296 می‌گوید :

برادران شیعه ما هم با همه اختلاف سلیقه‌هائی که در فتاوا دارند نظرشان نسبت به قرآن همان نظری است که ما اهل سنت داریم .

آقای شیخ محمد غزالی ــ که از علماء بزرگ معاصر و پرآوازه اهل سنت است ایشان در کتاب دفاعٌ عن الحقیقة و الشریعه ، ص117 و در کتاب الشیعه فی المملکة السعودیة ، ج2 ، ص414 می‌گوید:

از بعضی از این وهابی‌ها در یک مجلسی علمی شنیدم که می‌گفت : شیعیان یک قرآنی دارند که نسبت به قرآنی که ما داریم برخی از آیات را ندارد و برخی از آیاتی هم دارند که ما نداریم . من به او گفتم : این قرآنی که می‌گوئید ، کجاست ؟ چطور قرآنی این چنینی در طول چهارده قرن نزد شیعه است ولی نه انسانی و نه جنّی تا به حال بر این قرآن اطلاع پیدا نکرده است ؟ چرا این افتراء را در میان مردم پخش می‌کنی ؟ چرا چنین افترائی بر شیعه و بر وحی قرآن مطرح می‌کنی ؟

دکتر علی عبدالواحد ــ عضو مجمع بین المللی علم الإجتماع ــ در کتاب المصدر بین الشیعة و اهل السنة ، ص35 می‌گوید :عقیده شیعه همان عقیده اهل سنت است که این قرآن همان قرآن نازل شده بر پیغمبر است.

 متاسفانه یکی از مفتیان عربستان سعودی به نام شیخ عبد‌الله بن جبریل ــ که شخصیت شماره دو عربستان است و جزو مفتیان تکفیری و افراطی وهابی است ــ در یک فتوی در کتاب اللؤلؤ المکّی من فتاوی شیخ بن‌جبریل ، ص39 می‌گوید :شیعیان به چهار دلیل از دیدگاه ما کافر هستند اول اینکه شیعه معتقد است دو ثلث قرآن حذف شده و قرآن موجود یک سوم قرآنی است که بر نبی مکرم نازل شده است . دوم اینکه اینها بر سنت پیغمبر اعتراض دارند ، سنت پیغمبر را قبول ندارند به روایات صحیح بخاری و مسلم عمل نمی‌کنند چون صحابه را کافر می‌دانند . دلیل سوم اینکه اینها اهل سنت را کافر و نجس می‌دانند و چهارم اینکه اینها دربارۀ اهل بیت غلو می‌کنند و به جای « یا الله » « یا علی » می‌گویند .که در عمل وبیان هر سه ادعای فوق اصلا وجود ندارد شیعه قائل به همین قرآن است ،سنت از منابع شیعه است، صحابه ای که منکر قرآن و سخن پیامبر ص نیستند کافر نیستند و توسل به ائمه نیز از باب جستن وسیله و دستور قرآن است که می فرماید:یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَةَ وَجَاهِدُوا فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ ﴿المائدة: ٣٥﴾ أُولَٰئِکَ الَّذِینَ یَدْعُونَ یَبْتَغُونَ إِلَىٰ رَبِّهِمُ الْوَسِیلَةَ أَیُّهُمْ أَقْرَبُ وَیَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَیَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّکَ کَانَ مَحْذُورًا ﴿الإسراء: ٥٧﴾


 

 

 
مدت زمان: 2 دقیقه 40 ثانیه 

در عجبم از افرادی که چون چیزی را وفق  میل خود می بینند دم از آزادی می زنند اما چون وفق میلشان نباشد به آن حمله می کنند،

اگر خانمی بی حجاب باشد می گویند آزاد است، اما اگر خانمی حجاب را رعایت کرده باشد به او حمله می کنند و او را با صدها توهین از میدان حجاب بیرون می کنند،

آزادی اینست ؟؟؟

دین گریزها آزادند و افرادی که می خواهند بر طبق دین خود زندگی کنند آزاد نیستند؟ 

آیا سکولار آزادیخواه واقعا در ذات خود دیکتاتوری را ترجمه نمی کند؟

هرکس  موضعی داشت و هرکس رای داد،پیروز است چون نهایت تلاش و فکر و ذهن خود را برای فردای بهتر به کار گرفته است.

اکثریت رای دهندگان تصمیم گرفتند به دولت آقای روحانی فرصت دوباره دهند،دیگر ملت ،بدهکار نیست.دیگر دولت قبل ،بهانه نیست، از امروز ، دولت باید بدون هیچ بهانه ای به خدمت صادقانه بپردازد...برای موفقیت شان در راه صراط مستقیم دعا می کنیم و معتقدیم هرکه به خون شهدا و آرمان های آنان معتقد باشد عاقبت بخیر است ولاغیر...

امام صادق (علیه السلام) فرموده‌اند:

 نزدیک‌ترین حالت بندگان به خدا و خشنودی او از آنها، هنگامی است که حجت خدا در میان آن‌ها نباشد و برای آن‌ها ظاهر نشود و آنها محل او را ندانند،ولی در عین حال معتقد باشند که حجت خدا هست، در این زمان شب و روز در انتظار فرج باشند.(بحارالانوار جلد 52، صفحه 145)   

فرامرز میرشکار:

محتوای هر پیام ،بزرگترین رسانه است که با توجه به اهمیت منبع آن میزان تاثیر خود را  در می یابد به عنوان مثال یک جمله ی یک سیاستمدار می تواند مسیر یک جامعه را عوض کند و خود بزرگترین رسانه باشد.

روی هر چیز تمرکز کنید در همان زمینه رشد می کنید.

پس ببینید تمرکزهایتان بر روی چه جیزی است،

تمرکزهایتان سرمایه واقعی شما هستند.

قانون هشتاد بیست به این معناست که :

اگر دقیق هدف گذاری،برنامه ریزی و اجرا نمایید با بیست درصد کار معادل صد در صد کار کرده اید 

یا به عبارتی دیگر:

اگراوقات خود را بیشتر صرف کارهایی کنید که

 دارای بالاترین ارزش هستند 

 این امکان را برای شما بوجود می آید

تا بهترین نتایج ممکن را به دست آورید. 

جمعه روز فطرت است، روز از نو شروع کردن، روز " ری استارت" ، جمعه ها را در یابیم... جمعه روز پایان هفته نیست ،روز شروع هفته  است. روزی که تنها ایام هفته را شروعی مجدد کند نیست بلکه روزیست که می‌توانند همه نامتعادل های روح  را از ابتدا تنظیم کند.

در آخرین دیدار که جمعی از خانواده شهدای مدافع حرم در تاریخ ۹۵/۹/۱با حضرت آقا داشتند پسر سردار شهید مرادخانی به آقا گفتند ما در موقع بیکاری در فضای مجازی مشغول فعالیت فرهنگی  هستیم دعا کنید نتیجه خوبی داشته باشد، آقا در پاسخ فرمودند :

خوب است؛ فضای مجازی! منتها در آنجا غرق نشوید. در فضای مجازی اگر آدم درست وارد بشود، خوب است؛ امّا اگر برود غرق بشود، نه؛ خوب نیست. جای خطرناکی است؛ خیلی باید آدم مراقب باشد.

  • ·       «اگر حرف زدن را نیز مانند سایر درس‌های مدرسه‌ای به کودک درس می‌دادیم، آنها هرگز زبان باز نمی‌کردند»ویلیام هول

حضرت رسول صلى اللّه علیه و آله :هرکه هر روز ده بار این دعا را بخواند،حق تعالى‏ چهار هزار گناه کبیره او را بیامرزد،و وى را از سکرات مرگ و فشار قبر،و صدهزار هراس قیامت نجات دهد، و از شرّ شیطان و سپاهیان او محفوظ گردد،و قرضش ادا شود،و اندوه و غمش برطرف گردد،دعا این است:

چکیده

 

محمد حسین ذهبی از محققان معاصر اهل سنت است که دارای آثاری از جمله کتاب التفسیر و المفسرون است که در خصوص تفاسیر و روش های آن ها تدوین یافته است و دیدگاه های غیر عالمانه در خصوص روش های تفسیری و منزلت تفسیر به رأی، تحلیل نادرستی از برخی از تفسیرها به ویژه تفاسیر شیعه و معتزله مانند مجمع البیان دارد و هم چنین در خصوص منزلت آرای صحابه و تابعین، تحریف قرآن، باطن قرآن، اهم تعالیم امامیه دیدگاه هایی ارایه کرده که توسط محققان از جمله آیت الله معرفت، نقد و تحلیل شده است؛ در این مقاله آرای آیت الله معرفت بیان و توضیح داده شده که ذهبی به جهت مبانی نادرستی که در خصوص امامیه دارد، متعصبانه به تفاسیر امامیه هجوم می برد؛ ولی مستندی معقول بر کلام خود ندارد.

این تفسیر اثر عالمانه و ارزشمند علامه سیدمحمدحسین فضل الله (متولد 1354 قمری) از اندیشمندان و روشنفکران معاصر شیعه است که هم اکنون نیز کرسی تدریس وی در سطوح عالیه حوزه علمیه لبنان برقرار است.

 

«من وحی القرآن» تفسیری اجتماعی ـ تربیتی است که مفسر در آغاز، مباحث آن را به منظور ایجاد هوشیاری در جمع طلاب و جوانان ارائه کرد. و آن گاه به صورت تفسیری عرضه داشته است.1 از این رو، بر مجموعه این تفسیر رویکرد حرکت زایی، لزوم بازگشت به قرآن، پاسخگویی به نیازهای انسان معاصر و رفع شبهات اعتقادی حاکم است.

دکتر هانری کربن استاد فلسفه در دانشگاه سوربن فرانسه و رییس انجمن دوستی فرانسه و ایران:

بر این باور رسیده ام که حقایق و معارف اسلام از دریچه تشیع قابل فهم تر است و روی همین اصل من در غرب تلاش کرده ام که مذهب تشیع را آن طور که شناخته ام، معرفی کنم.

من به این عقیده رسیده ام که مذهب تشیع تنها مذهبی است که رابطه بشر با هدایت الهی و پیوند انسان با خدا را، استوار نگه داشته و با مسئله «ولایت» این پیوستگی را استمرار می بخشد، چون در ادیان و مذاهب بر حق پیشین با درگذشت انبیاء، این ارتباط در عمل از بین رفته و فقط احکامی در رابطه با زندگی روزمره انسان از آنها به یادگار مانده است. ولی در اسلام شیعی، پیوند این حقیقت و معنویت بین انسان و خدا، استمرار می یابد و رشته اساسی وصل به حق، قطع نمی شود.

 

منبع: اینجا را کلیک کنید.

۱۴ سال از رحلت حاج اسماعیل دولابی می‌گذرد، استاد اخلاقی که معتقد بود: 

«خلاصه اخلاق دو کلمه است: مرنج و مرنجان!»

نهم بهمن ماه 1381 «محمداسماعیل دولابی» از عارفان و سالکان الهی دار فانی را وداع گفت و در صحن اصلی حرم حضرت معصومه(س) در قم به خاک سپرده شد.

#المیزان| و در مجمع البیان گفته: روایت شده که مردى داخل مسجد رسول خدا (ص) شد دید مردى دارد از رسول خدا (ص) حدیث نقل مى‌کند، مى‌گوید من پرسیدم: شاهد و مشهود چیست؟ 

خاطره ای از  صمدعلی سالکی زاده سفیر سابق ایران در فرانسه.

پاییز سال 1373 در هفته اول ورود به پاریس در فروشگاه زنجیره ای Auchane (شبیه فروشگاه های شهروند خودمان) در مرکز خرید بزرگ و معروف چهار فصل ( quatre tepmps Les) در محله لادفانس پاریس، پس از خرید رفتم سر صندوق.

بیش از 40 صندوق داشت و بیشترشان شلوغ بودند، لذا صندوقی را که خلوت تر بود انتخاب کردم و در صف ایستادم.

همان طور که در صف بودم و اطراف را ورانداز میکردم احساس کردم اطرافیان به طور نامتعارفی به من نگاه می کنند. از آنجا که همواره آدم مرتبی بودم متعجب شدم و برای احتیاط سروپای خودم را ورانداز کردم و خوشبختانه عیب و ایراد محسوسی پیدا نکردم! در این مدت چند نفری هم پشت سر من به صف اضافه شده بودند ولی کمی کلافه به نظر می رسیدند.

فهرست منابع:

اول: منابع فارسی (کتاب‌ها و مقالات)

1.          آراء مستشرقین پیرامون قرآن کریم، منیره خوشنودی

2.          آراء و افکار اسلام‌شناسان معاصر آلمانی، موسویان، حسین، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی وزارت خارجه، تهران 1375.

3.          آفاق تفکر معنوی در اسلامی ایرانی، شایگان، داریوش، هانری کربن، ترجمه: باقر پرهام، نشر فروزان، تهران [بی‌تا]

4.          آفرینش و رستاخیز، کینو، شیناما، ترجمه: جلیل دوستخواه، امیرکبیر، تهران، 1356 ش.

5.          آیات شیطانی، سید احمد رفعت، ترجمه: عباسعلی براتی.

ذاریات؛ پنجاه و یکمین سوره قرآن است که مکی  و 60 آیه دارد.

از رسول خدا صلی الله علیه واله وسلم نقل شده است: هر کس سوره ذاریات را قرائت نماید ده برابر بادهایی که در دنیا می وزد به او ده حسنه داده می شود. 1

از امام صادق علیه السلام روایت شده: هر کس سوره ذاریات را قرائت نماید مانند چراغی درخشان موجب نورانیت او در قبر می شود. 2


محمد باقر شریعتی سبزواری

چکیده
در این مقاله سعی شده است به پرسش اساسی مسلمانان به ویژه قشر تحصیلکرده در مورد تعداد امامان و خلفای واقعی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از قرآن و سنت پاسخ‌گو باشیم به ویژه از آیه (ان عدّة الشهور عندالله اثنی عشر شهراً فی کتاب الله)؛ به یاری شواهد و قراین لفظی و عقلی و به کمک روایات دوازده امام را استنباط کرده و برای همه مسلمانها بازگو سازیم، چرا که اگر به نام آنها در متن قرآن تصریح می‌شد با تحریف و جایگزین ساختن اسامی دیگر اختلافات ویرانگری به وجود می‌آمد و بسا قرآن از حجیت و اعتبار ساقط می‌شد، چنان چه از فاطمه علیها السلام به کوثر تعبیر شده و از امام علی علیه السلام به قمر، وانگهی قرآن یک اعجاز ابدی است؛ محکماتی دارد و متشابهاتی و لطایفی و حقایقی و بطونی، تا مسلمانها در هر سطحی از نظر علمی و فلسفی و عرفانی باشند از آن بهره‌مند گردند. ما در خصوص تأویل آیه به منابع معتبر اهل سنت استدلال کردیم تا حقانیت مذهب اثنی‌عشر بهتر تثبیت گردد.
کلید‌واژه‌ها: ائمه دوازده‌گانه، ماه‌های حرام، تأویل، تفسیر، متشابهات، محکمات.

 رسول خدا (صلى الله علیه وآله وسلم)مى فرمایند:

چهار چیز است که در هر کس باشد در نور اعظم خدا وارد گشته است :

1 ـ کسى که نگه دار کارش شهادتین  باشد

  :(اَشهدُ انْ لا اِلٰهَ الا الله)به معنای «گواهی می‌دهم، خدایی جز خدای یگانه (الله) نیست» و( اَشهدُ انَّ محمّداً رسولُ الله) به معنای «گواهی می‌دهم، همانا محمد پیامبر خداست».

2 ـ کسى که هر گاه مصیبتى به او رسد بگوید: « إِنّا للهِِ وَ إِنّا إِلَیْهِ راجِعُونَ » .

3 ـ کسى که هر گاه به خیرى دست یافت بگوید: « اَلْحَمْدُللهِِ ».

4 ـ کسى که هر گاه گناهى مرتکب شد بگوید: « أَسْتَغْفِرُ اللهَ وَأَتُوبُ إِلَیْهِ ». 

استغفارى براى نوشته نشدن گناه در نامه عمل

امام صادق (علیه السلام) مى فرمایند:

کسى که مرتکب گناهى مى گردد ، هفت ساعت به او مهلت داده مى شود ، اگر سه مرتبه گفت :

« أَسْتَغْفِرُاللهَ الَّذى لا إِلـهَ إِلاّ هُو الْحَىُّ الْقَیُّومُ ».

« از خداوند ، طلب آمرزش مى کنم ، خدائى که معبودى جز او نیست زنده اى ازلى و ابدى و سرپرستى بى همتا است » ;

آن گناه در نامه عملش نوشته نمى شود. (1)

حضرت علی (ع)در خطبه اول نهج البلاغه در توصیفی زیبا، فرشتگان را معرفی می کند و می فرماید: خداوند آسمان های بالا را از هم گشود و از فرشتگان گوناگون پر کرد. گروهی از فرشتگان همواره در سجده هستند و رکوع ندارند و گروهی در رکوع هستند و یارای ایستادن ندارند گروهی در صف هایی ایستاده اند که پراکنده نمی شوند و گروهی همواره تسبیح گویند و خسته نمی شوند و هیچ گاه خواب به چشمانشان راه نمی یابد.
سیّد عبدالله حسینی یکی ازمحققین مرکز اسلامی ژوهانسبورگ طی مقاله‌ای با استناد به تفسیر ریاضی از سوره‌های مبارکه اسراء و کهف، از پیش بینی نابودی رژیم صهیونیستی توسط امام زمان(عج) در سال 1401 هجری شمسی مطابق با 1443 هجری قمری و 2022 میلادی و 5782 عبری خبر داده است.

محقق گرانقدر افزوده است: سالهاست که این مهم ذهن مرا به خود مشغول کرده بود. یادداشت‌های متفرقه‌ای در این رابطه فراهم شده بود که حجم آن به من این جرأت را می‌داد که برای پر کردن جای خالی این تفسیر قدم نخست را بردارم.



مدت زمان: 1 دقیقه 39 ثانیه 
مقام معظم رهبری: کسیکه حرفش با عملش مطابق نیست، ایمان او مستودَع است، ایمانِ ثابت نیست. بعضی از ماها حرفهای خوبی می‌زنیم؛ مردم را به خدا، به پیغمبر، به خشوع در صلاة، زهد و تقوا دعوت می‌کنیم، خودمان هم در آن حدّ نیستیم، باطنمان منطبق بر این ظاهر نیست!

شاید شما هم از آنهایی باشید که خیلی دوست دارند مکالمه عربی را یاد بگیرند ولی به دلایلی مختلفی چون نبود امکانات , نبود استاد و کتاب مناسب یا نبود وقت و.... تا حالا نتواسته اند که به این هدف برسند.
امروز می خواهم کتابی را به شما معرفی کنم که شاید مشکل شما را تا حد زیادی حل کند و به شما کمک کند تا بتوانید کم کم مکالمه عربی را یاد بگیرید.
کتاب "العربیة بین یدیک" از جدیدترین کتابهای تالیف شده در آموزش مکالمه عربی است که نسبت به کتابهای قبل ویژگی های جدیدی دارد. از جمله اینکه در درسهای آن از روشهایی جدیدی استفاده شده است, همچنین کتاب به گونه ای تالیف شده است که در مقایسه با کتابهای دیگر نیاز کمتری به استاد و کلاس دارد و شاید کسی با کمی پیش زمینه و استعداد و هم بحث , بتواند پیشرفت خوبی داشته باشد. از ویژگی های دیگر این کتاب طراحی و ظاهر زیبای آن و وجود فایلهای صوتی برای هر درس است که استفاده از آنرا دلچسب تر و راحتتر می کند.
مولفین کتاب:
دکترعبد الرحمن ابن ابراهیم الفوزان
دکتر مختار الطاهر حسین (که از مولفان کتاب العربیة للناشئین و احب العربیة و العربیة للراشدین هم است)
دکتر محمد عبدالخالق محمد فضل
تحت اشراف:
دکتر محمد ابن عبد الرحمن آل شیخ

دانلود جلد 1 با فایلهای صوتی

دانلود جلد 2 با فایلهای صوتی

دانلود جلد 3 با فایلهای صوتی

 

صفحه دانلود جداگانه فایلها:

جلد یک

جلد دو

جلد سه

 

 

برای اینکه از مطالعه این کتاب بیشتر استفاده کرده و عربی فصیح را با آن یاد بگیرید از روش زیر پیروی کنید:
1-به هر کدام از مکالمه های این کتاب حد اقل 5 بار فقط گوش کنید.
2-سپس 5 بار همراه با تکرار به آن گوش کنید.
3-همه مکالمه ها و متنون درسی (غیر از تمارین) به اضافه کلمات جدید هر درس باید حفظ شود.(این کار معجزه می کند!)
4-تمارین را حل کنید.
5-مکالمات را با یک نفر اجرا کنید تا در ذهنتان تثبیت شده و ترس از مکالمه به زبان جدید کم کم ریخته شود.
6-هر هفته یک ساعت فیلم را حدا اقل 5 بار تماشاکنید. (برای اینکه تماشای فیلم فایده بیشتری داشته باشد سعی کنید متن آن را بنویسید تا در هنگام مشاهده دقت و تمرکز بیشتری داشته باشید)
7- یک معجم عربی-فارسی و یک معجم فارسی عربی تهیه کنید. بین معجمهای فارسی -عربی، معجم "معروف" نسبتا خوب است و بین معجمهای عربی -فارسی ، معجم "آذرتاش" بهتر است.
در صورت تمایل می توانید از دیکشنری های الکترونیکی موجود در وبلاگ هم استفاده کنید.
8- بعد از مطالعه و کار جدی(!) با این کتاب می توانید از دوره پیشرفته مجموعه صدی الحیاة که دربازار موجود است استفاده کنید.
9-در طول دوره آموزشی lمطالعه کتاب داستانها و مجله های عربی را هم از یاد نبرید. مجله "الهدی" خیلی خوب است و اگر در شهر شما مجله عربی در دسترس نیست می توانید از اینترنت دانلود کنید.
برای شما آرزوی موفقیت در فراگیری زبان قرآن را دارم.

به نقل از سایت: عربی برای همه

عَنْ اَبى الْحَسَنِ الرِّضا علیه السلام قالَ: اِنَّ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ اَمَرَ بِثَـلاثَةٍ مَقْرُونٌ بِها ثَـلاثَةٌ اُخْـرى: اَمَرَ بِالصَّلاةِ وَالزَّکاةِ، فَمَنْ صَلّى وَلَمْ یُزَکِّ لَمْ تُقْبَلْ مِنْهُ صَلاتُهُ وَاَمَرَ بِالشُّـکْرِلَهُ وَلِلْـوالِـدَیْنِ، فَمَـنْ لَمْ یَشْـکُرْ والِدَیْهِ لَمْ یَشْـکُرِ اللّهَ، وَاَمَرَ بِاِتّقـاءِ اللّهِ وَصِلَةِ الرَّحِـمِ، فَمَنْ لَمْ یَصِـلْ رَحِـمَهُ لَمْ یَـتَّقِ اللّهَ عَزَّوَجَلَّ.

امام رضا علیه السلام فرمود: 

خداوندمتعال فرمان داده سه چیز همراه سه چیز دیگر انجام گیرد:

 ـ فرمان به نماز همراه زکات ، پس کسى که نماز بخواند و زکات نپردازد نمازش نیز پذیرفته نمى شود.

 ـ فرمان به سپاسگزارى از خودش همراه با سپاسگذاری ازپدر و مادر ، پس کسى که از پدر و مادرش سپاسگزارى نکند، خدا را شکر نکرده است.

 ـ فرمان به تقواى الهى همراه با صله رحم، پس کسى که صله رحم انجام ندهد تقواى الهى را هم بجا نیاورده است.

مجالس سه گونه اند

صلى الله علیه و آله :المَجالِسُ ثلاثةٌ : غانِمٌ و سالِمٌ و شاحِبٌ  ، فأمّا الغانمُ فالّذی یُذکَرُ اللّه ُ تعالى فیهِ، و أمّا السّالمُ فالسّاکِتُ ، و أمّا الشّاحِبُ فالّذی یَخوضُ فی الباطلِ .

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :

مجلسها سه گونه است: 

سودمند، سالم، و پژمرده. 

مجلس سودمند مجلسى است که در آن ذکر خدا شود،

 محفل سالم محفل خاموش است،

 و محفل پژمرده آن است که در آن به باطل پرداخته شود.



بحار الأنوار : 74/189/18.

قال رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم :


یَا فَاطِمَةُ کُلُّ عَیْنٍ بَاکِیَةٌ یَوْمَ الْقِیَامَةِ


 إِلَّا عَیْنٌ بَکَتْ عَلَى مُصَابِ الْحُسَیْنِ


 فَإِنَّهَا ضاحِکَةٌ مُسْتَبْشِرَةٌ بِنَعِیمِ الْجَنَّة .


بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار، ج 44، ص: 293 .

اى فاطمه! هر چشمى فرداى قیامت گریان است

 غیر از چشمى که در مصیبت حسین گریه کند ؛

 صاحب آن چشم خندان است 

و مژده نعمت هاى بهشت به وى داده خواهد شد .

ازحضرت امام صادق علیه السّلام روایت شده:
 چه چیز شما را بازمیدارد از اینکه در هر صبح و شام این دعا را سه مرتبه بخوانید:

اللَّهُمَّ مُقَلِّبَ الْقُلُوبِ وَ الْأَبْصَارِ


 ثَبِّتْ قَلْبِی عَلَى دِینِکَ


 وَ لا تُزِغْ قَلْبِی بَعْدَ إِذْ هَدَیْتَنِی 


وَ هَبْ لِی مِنْ لَدُنْکَ رَحْمَةً إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ 


وَ أَجِرْنِی مِنَ النَّارِ بِرَحْمَتِکَ 


اللَّهُمَّ امْدُدْ لِی فِی عُمْرِی 


وَ أَوْسِعْ عَلَیَّ فِی رِزْقِی 


وَ انْشُرْ عَلَیَّ رَحْمَتَکَ


وَ إِنْ کُنْتُ عِنْدَکَ فِی أُمِّ الْکِتَابِ شَقِیّاً فَاجْعَلْنِی سَعِیداً 


فَإِنَّکَ تَمْحُو مَا تَشَاءُ وَ تُثْبِتُ وَ عِنْدَکَ أُمُّ الْکِتَابِ.

خدایا اى دگرگون کننده دلها و دیده ها، دلم را بر دینت ثابت بدار و آن را پس از اینکه به راهم آوردى گمراه مساز و از نزد خود بر من رحمتى ببخش زیرا تویى که بسیار بخشنده اى و به رحمتت از آتش پناهم ده.
خدایا بر عمرم بیفزا، و در روزیم وسعت عنایت کن، و رحمتت را بر من بگستران، و اگر نزد تو در کتاب تقدیر و سرنوشت بد فرجام هستم مرا نیکبخت گردان چرا که تو آنچه را بخواهى محو و آنچه را بخواهى ثبت می نمایى و کتاب تقدیر و سرنوشت در اختیار توست.
درمفاتیح الجنان به نقل از  کتاب «تهذیب» روایت شده: هرکس بعد از نماز صبح ده مرتبه بگوید:

سُبْحَانَ اللَّهِ الْعَظِیمِ وَ بِحَمْدِهِ 

وَ لا حَوْلَ وَ لا قُوَّةَ إِلا بِاللَّهِ الْعَلِیِّ الْعَظِیمِ

پاک  است خداى بزرگ و سپاس از آن اوست 
و هیچ نیرو و توانى نیست جز انکه به خداى بلندمرتبه باعظمت وابسته است
خداوند او را از :
کورى
 و دیوانگى
 و جذام 
و فقر
 و ماندن زیر آوار
 و تباهى عقل به هنگام پیرى
در امان قرار میدهد.


حجم: 371 کیلوبایت
توضیحات: تاریخ جالب ایجادمدرسه درایران

سایت زبان پژوه ، سایت بسیار مفیدی است که از طریق آن می توانید بسیاری از کتابهای آموزش زبان انگلیسی را دانلود نمایید.

ورود به سایت زبان پژوه


کانال تلگرام سایت زبان پژوه

به قلم: فرامرزمیرشکار

میرزا اسماعیل خان لویی متخلص به ثاقب اصفهانی( متولد1231 ه.ش روستای لاو )فرزند شاعر بسیارتوانا وعاشورایی عهدقاجاریه جناب آقای شهاب اصفهانی متخلص به تاج الشعرای لویی ،از شاعران توانای فارسی زبان است که در انواع شعر سروده های زیبایی رابه جامعه ادبی تقدیم نموده است.در غزل سرایی بسیارتوانا بوده است ودرانجمن ادبی شیدا از استادان مسلم به شمار می آمده است. ابیات زیر از اوست:

 

ما را بجز از عشق تو پرداختنی نیست‏

مهر رخت ای مه ز دل انداختنی نیست‏

با جلوه ی  بالای تو سرو چمنی را

سر از در دعوی ، دگر افراختنی نیست‏

از هجر رخ روشن و زلف سیه تو

شام از سحر ثاقب ، بشناختنی نیست

و نیز:

این عاشقان که تن به بلا پروریده‏ اند

از آب و خاک ،مهر و وفا آفریده ‏اند

یکباره دین و دل چو به سودای عشق دوست‏

بفروختند ،هردو جهان را خریده ‏اند

بی‏پرده دیده‏اند پس پرده هرچه هست

‏ تا پرده ی علابق هستی دریده ‏اند

 

مجیداوحدی (یکتا)درمجله وحید- سال۱۳۴۷-شماره۶۰  می نویسد:

"ثاقب مردی متواضع خوش‏محضر و شیرین‏کلام بود او هشتاد و نه‏ سال عمر کرد و در سال 1320 خورشیدی بلاعقب بسرای باقی رفت."

 مقبره ثاقب در تکیه تویسرکانی اصفهان می باشد.

قابل ذکر ویادآوری است:

1-عموی پدر وی میرزا محمد حسین فرزند ملاملک احمدقاضی عسگر  نیز متخلص به ثاقب اصفهانی  بوده است که به امر فتحعلى شاه به نگارش «تاریخ جهان‏آرا» پرداخت. گمان مى‏رود که او «دوازده بند» محتشم کاشانى را مخمس کرده است. قصایدى از او در کتاب «مدایح معتمدیه» آورده شده است. نسخه خطی دیوان وی درکتابخانه ملی ملک  می باشد.

2-در برخی از تذکره ها وی را سمیرمی دانسته اند که علت این این بوده که روستای لاو در زمان حیات شاعر از توابع شهرستان سمیرم محسوب می گردیده است و انتصاب وی ودیگر بزرگان شهرستان مبارکه به سمیرم در حال حاضر پذیرفته نیست.

 

منابع:

 تذکره القبور (146)

تذکره‏ى شعراى معاصر اصفهان (135 -134)

 فرهنگ سخنوران (198).

با مشخص شدن نتایج انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، مردم ۲۰ ایالت این کشور ضمن اعتراض شدید به نتیجه نهایی انتخابات با جمع آوری امضای الکترونیکی خواستار جدایی این ایالت ها از ایالات متحده آمریکا شدند. 

این طومار دیجیتالی در بخش ویژه نظرسنجی سایت کاخ سفید منتشر گردیده و طبق قوانین در صورتی که یک طومار بیش از ۲۵۰۰۰ امضا کسب کند بررسی قانونی آن ضرورت پیدا می کند. این در حالی است که این طومار دیجیتالی یکصد هزار امضا کسب نموده و باید منتظر واکنش دولت آمریکا به این درخواست باشیم.

دلیل عمده این اعتراض مکانیزمی است که انتخاب رییس جمهور در آمریکا بر اساس آن برگزار می شود. در شیوه انتخابات آمریکا این امکان وجود دارد که فردی که آرای عمومی کمتری نسبت به رقیب خود کسب کرده به عنوان برنده انتخابات معرفی شود. این نحوه انتخابات در آمریکا همواره اعتراضاتی را در پی داشته است که این مسئله در دوره اخیر نیز به اوج رسید.

گفتنی است تنها از ایالت تگزاس بیش از ۹۰۰۰۰ نفر این طومار الکترونیکی را امضا نموده اند. این ایالت غنی ترین منابع نفتی آمریکا را در اختیار داشته و به تنهایی پانزدهمین اقتصاد بزرگ جهان محسوب می شود.

در سال های اخیر نخبگان آمریکا نیز نسبت به بروز بحران های جدی سیاسی و اجتماعی در این کشور هشدار داده بودند که از آن جمله می توان به "ناتانائیل وست" معروف به "کافکای آمریکا" اشاره نمود که می گوید: «این تمدن، بوى مردار میدهد؛ وقت آن است که مؤدبانه ولى زود به خاکش بسپاریم. ما اعضاى بشاش اداره متوفیات دوران جدیدیم.» 

اما رهبر معظم انقلاب در اشاراتی هوشمندانه در دیدار با اساتید دانشگاه ها فرمودند: «وضعیتى که امروز در دنیا هست، وضعیت تحول است. اوضاع جهان در حال تبدیل به یک شکل جدید و هندسه‌ى جدید است. اگر بخواهیم در گذشته‌هاى نزدیک - مثلاً در حدود یکى دو قرن - نظیرى براى این پیدا کنیم، تقریباً شبیه اوضاعِ بعد از جنگ بین‌الملل اول، البته در جهت عکس آن است؛ آن روز هم هندسه‌ سیاسى و اقتصادى دنیا تغییر اساسى و بنیادى کرد. یا قبل از آن، در دورانى که اروپائى‌ها استعمار را شروع کردند؛ یک وضعیت جدیدى در دنیا به وجود آمد، شکل عمومى دنیا عوض شد. تحولاتى که امروز مشاهده می شود، از این جنس است؛ جنس تغییر شکل عمومى دنیا؛ البته در جهت عکس آن دو مثالى که زدم؛ در جهت تبادل قدرت و توانائى‌هاى عمومى بین شرق و غرب، یا بین بخشى از ملتهاى دنیا با بخش دیگر. پیداست که به سوى تحولات تازه‌اى داریم پیش میرویم».

ایشان همچنین در اردیبهشت سال۱۳۸۰ با مقایسه بین فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی و ایالات متحده آمریکا اظهار داشتند: «تا چند صباح قبل از این، هیچ کس فکر نمی کرد که ابرقدرت شرق اینگونه متلاشی بشود. اگر دو سال قبل کسی می گفت که ابرقدرت شرق از بین خواهد رفت، عده ای فیلسوفانه ریش می جنباندند که بله، شما ساده هستید! آن روزی که امام در نامه به گورباچف نوشتند که بعد از این مارکسیسم را باید در موزه ها پیدا کرد، عده ای پوزخند زدند! دو سال یا سه سال نگذشته بود که آن پیشگویی تحقق پیدا کرد. بعد از درگذشت امام، به یک سال نرسید که همه چیز دگرگون شد؛ چ هطور نمی شود؟ قدرت استکباری امریکا هم از بین خواهد رفت، او هم متلاشی خواهد شد، این قدرت جهنمی ماندنی نیست، اسرائیل هم ماندنی نیست. این، حرف دولت و ملت ایران و نظام جمهوری اسلامی است، و همین خواهد شد».

حال با توجه به اینکه مردم ایالت های آلاباما، آرکانزاس، کلرادو،‌ فلوریدا، ایندیانا، کنتاکی،‌ لوئیزیانا، میشیگان، می سی سی پی، میسوری،‌ مونتانا، نیوجرسی،‌ نیویورک، کارولینای شمالی، داکوتای شمالی، اورگان، کارولینای جنوبی و تنسی از جمله ایالت های خواهان جدایی از ایالات متحده آمریکا هستند، شاهد حرکت آمریکا به سوی فروپاشی بر اساس پیش بینی های مقام معظم رهبری هستیم.

آنچه به نام آرامگاه کورش خوانده می شود چیزی است که تا سال 1811میلادی بعنوان مقبره مادرسلیمان بوده است.نام مقبره یا قبر مادرسلیمان، نام مشهوری است که از دیرباز و دستکم از زمان ابن‌بلخی در سده پنجم هجری تا زمان جوزپه باربارو (سیاح ونیزی) و جان استرویس و دوبروین به ترتیب در سده‌های پانزدهم و هفدهم و هجدهم میلادی تا به دوره قاجاری و تا به امروز به این بنا اطلاق می‌شده و در حکم زیارتگاهی ویژه زنان بوده که مردان حق داخل شدن به آنرا نداشته‌اند.اما با توجه به کشته شدن کورش در فاصله‌ای دور و در حین حمله به سرزمین ماساژت‌ها، در هر صورت امکان دفن او در این محل یا هر محل دیگری در این منطقه بعید و ناممکن به نظر می‌رسد.

نخستین کسی که نظریه آرامگاه کورش برای این بنا را اظهار داشت، جیمز موریه بود که دو بار در سال‌های 1808 و 1811 میلادی بدانجا سفر کرده بود.  موریه بعدها از این نظر خود پشیمان شد و آرامگاه کورش و پاسارگاد را جایی در اطراف فسا گمان داد

امروز توفیق شد تا در دانشگاه علوم ومعارف  قران کریم قم درخدمت آیت الله حسینی بوشهری باشیم


عبداللّه بن فضل‌هاشمی‌ روایت کرده که از امام صادق (علیه‌السّلام) شنیدم می‌فرمود: «همانا برای «صاحب الامر» غیبتی تخلف ناپذیر است، به طوریکه اهل باطل در آن تردید می‌کنند.
عرض کردم: یابن رسول اللّه! چرا غیبت می‌کند؟
فرمود: به علّتی که به ما اجازه نداده‌اند آشکار سازیم.
عرض کردم: چه حکمتی در غیبت اوست؟
فرمود: همان حکمتی که در غیبت حجّتهای پیش از او بوده است، حکمت غیبت قائم بعد از آمدن خود او ظاهر می‌شود، چنانکه حکمت سوراخ کردن کشتی توسط خضر و کشتن آن بچه و تعمیر دیوار، برای حضرت موسی (علیه‌السّلام) ظاهر نگشت، مگر موقعی که خواستند از هم جدا شوند.» (انّ لصاحب هذا الامر غیبة لابدّ منها یرتاب فیها کلّ مبطل، فقلت: و لم جعلت فداک؟ قال: لامر لم یؤذن لنا فی کشفه لکم قلت. فما وجه الحکمة فی غیبته؟ قال وجه الحکمة فی غیبته وجه الحکمة فی غیبات من تقدّمه من حجج اللّه ـ تعالی ذکره ـ ان وجه الحکمة فی ذلک لا ینکشف الاّ بعد ظهوره کما لم ینکشف وجه الحکمة فیما آتاه الخضر (علیه‌السّلام) من خرق السفینة و قتل الغلام و اقامة الجدار لموسی (علیه‌السّلام) الی وقت افتراقهما)

منبع:صدوق، محمد بن علی، کمال الدین و تمام النعمة، ج۲، ص۴۸۲

قال مولانا وسیدناومقتدانا وامامنا صاحب الزمان علیه السلام:وأما علّة ما وقع من الغیبة فإنَّ الله عزَّ وجلَّ یقول : « یا أیّها الّذین آمنوا لا تسئلوا عن أشیاء إن تبد لکم تسؤکم » إنَّه لم یکن لأحد من آبائی علیهم‌السلام إلّا وقد وقعت فی عنقه بیعة لطاغیة زمانه ، وإنّی أخرج حین أخرج ، ولا بیعة لأحد من الطواغیت فی عنقی.

منبع: کمال الدین شیخ صدوق

شیعیان، امیرالمؤمنین(ع) را امام اول خود و «واجب الاطاعه» می‌داند که توسط خداوند برای جانشینی پیامبر(ص) برگزیده شد و بارها توسط رسول خدا(ص) به مردم معرفی شد.

اما گاهی از جانب اهل سنت سؤال می‌شود که شیعیانی که امیرالمؤمنین(ع) را امام خود می‌دانند و معتقدند که رسول خدا(ص) ایشان را بارها به مردم معرفی کرد؛ آیا می‌توانند روایتی صحیح بیاورند که در آن رسول خدا(ص) امیرالمؤمنین(ع) را با لفظ «امام» خطاب کرده باشد. ما در این نوشتار ابتدا روایتی در همین زمینه از منابع اهل سنت نقل می‌کنیم و سپس به بررسی راویان آن می‌پردازیم.

«ابو نعیم اصفهانی» با سلسله سند خود از «عبدالله بن سعد» نقل می‌کند که رسول خدا(ص) فرمود: «هنگامی که در شب معراج به سدرة المنتهی رسیدم، خداوند به من درباره علی(ع) سه چیز وحی کرد: به راستی که او امام پرهیزگاران، بزرگ مسلمانان و جلودار روسفیدان به سوی بهشت سرشار از نعمت خداوند است».

بررسی سندی

یکی از راه‌های پی بردن به صحت یک روایت بررسی سندی آن است. در بررسی لازم است تا تمام روایان یک حدیث مورد بررسی قرار بگیرند تا معلوم شود که آن افراد راست‌گو هستند یا نه؟ ابو نعیم اصفهانی این روایت را با هشت واسطه از پیامبر اکرم(ص) نقل می‌کند؛ ما در این نوشتار با مراجعه به منابع رجالی اهل سنت به شرح حال این افراد نزد علمای رجال اهل سنت می‌پردازیم تا پس از روشن شدن وضعیت این راویان به درستی یا نادرستی این روایت حکم کنیم.

یکى دیگر از مسیحیان متاخر که قصیده در مدح حضرت على علیه السلام گفته است عبد المسیح انطاکى مصرى     مى ‏باشد ایشان قصیده ‏اى که 5595 بیت است در مدح اهل بیت گفته است، که موسم به قصیده علویه است، در اشعارش مى ‏گوید:

دلهاى نصارى هم به حب على شیفته شده است و بدوستى او سرود خوانى مى ‏کنند حتى اگر به دیرها و کشیش‏هاى مسیحى راه یابى خواهى دید که محبت على در دل آنها نشسته و به او عشق مى ‏ورزند. شما دلیران دیلم را بنگرید، وقتى در بحران جنگ فرو مى ‏روند مى ‏بینى همه به مرتضى پناه مى ‏برند و تصویر زیباى او را در شمشیرهاى خود نقش مى ‏کنند... »

الغدیرج3

در طول تاریخ اسلام از ملل دیگر افراد زیادى مثل وامق نصرانى در فضل اهل بیت ‏شعر سروده ‏اند و علاقه قلبى خود را نسبت‏ به اهل بیت اظهار داشته ‏اند، شاید براى ما تعجب باشد که چگونه یک فرد غیر مسلمان براى اهل بیت‏ شعر    مى‏ گوید و مدح مى ‏کند

جواب این سئوال را زینب ا اسحاق که خودش یک فرد مسیحى مى ‏باشد در قصیده خودش بیان کرده است. ایشان در قصیده ‏اى که مدح اهل بیت ‏سروده است (و علماء اهل سنت در کتب خود نقل کرده‏ اند) گوید:

 

یقولون ما بال النصارى تحبهم 

و اهل النهى من اعراب و اعاجم؟!

فقلت لهم انى لاحسب حبهم 

سرى فى قلوب الخلق حتى البهائم

برخى سئوال مى ‏کنند. براى چه مسیحیان و خردمندان عرب و عجم على و خاندانش را دوست دارند؟!

به آنها گفتم: من چنین مى ‏پندارم که محبت آنان در دل تمامى موجودات حتى حیوانات جاى گرفته است. الغدیرج3

یکى از غدیریه ‏های درمدح امیرالمومنین علی علیه السلام  متعلق به وامق نصرانى مى ‏باشد که از بزرگان و پیشوایان ارامنه در سده سوم هجرى مى ‏باشد، این شاعر در عین اینکه مسیحى است اشعار بسیار زیبائى در مدح اهل بیت علیهم السلام سروده است. در غدیریه ‏اش مى ‏گوید:

الیس بخم قد اقام محمد علیا

 باحضار الملاء فى المواسم.

فقال لهم: من کنت مولاه منکم

 فمولاکم بعدى على بن فاطم.

فقال الهى کن ولى ولیه

و عاد اعادیه على رغم راغم

 

مضمون اشعار این است: مگر محمد صلى الله علیهم و آله و سلم هنگام موسم حج در ملاء عمومى على را در میان جمعیت‏ بلند نکرد و به مردم گفت: هر کس که من مولاى او هستم، پس از من على پسر فاطمه (بنت اسد) مولاى اوست‏ سپس فرمود: خدایا دوستدار على را دوست‏بدار و با دشمنانش دشمن باش، هر چند موجب ناخشنودى دیگران باشد. الغدیرج3

غدیریه عمرو عاص به قصیده جلجلیه معروف است، عمرو عاص از طرف معاویه به حکمرانى مصر منصوب شد. وى از ارسال خراج (مالیات) مصر به شام که مرکز حکومت معاویه بود خوددارى مى ‏نمود
معاویه، نامه ‏اى به وى نوشته و ضمن سرزنش وى او را تهدید کرد، عمرو عاص در جواب معاویه نامه‏ اى به صورت شعر نوشت که به قصیده جلجلیه معروف شد، جلجل به معناى زنگوله است، مراد عمرو عاص این بود که اى معاویه فراموش نکن این من بودم که تو را به این منسب رساندم، اگر چنانچه سر به سر من گذارى، زنگوله را بدین گونه به صداى در مى ‏آورم و آبرویت را مى ‏برم، و بلائى را که بر سر مخالفین تو آوردم بر سر تو مى ‏آورم

این قصیده 66 بیت است، و در ضمن این قصیده عمرو عاص به حقایقى اقرار مى ‏کند که از آن جمله قضیه غدیر خم مى ‏باشد، ایشان به حقایقى اشاره کرده که هر مسلمان آزاده از خواندن آن متاثر خواهد شد. مضمون بعض ابیات قصیده از این قرار است

عمرو عاص گوید: اى معاویه، قضایا را فراموش نکن ... این من بودم که به مردم گفتم نمازشان بدون وجود تو قبول نمى ‏باشد، این من بودم که آنها را برانگیختم تا با سید اوصیا على علیه‏السلام به بهانه خون خواهى آن مرد احمق (عثمان) جنگ کنند (جنگ صفین)... و این من بودم که به لشکریانت ‏یاد دادم که هر گاه دیدید على علیه السلام همچون شیرى براى کشتن شما به سویتان مى ‏آید شلوارتان را دربیاورید و پشت‏ به او کنید، تا او به خاطر حیا از کشتن شما منصرف شود.(15) 

اى معاویه گفتگوى مرا با ابوموسى فراموش کرده ‏اى، فراموش کرده ‏اى که آن روز چگونه جامه خلافت را بر تو پوشاندم، ... اى معاویه این من بودم که بدون جنگ و دعوا تو را بر فراز منبر نشاندم، گرچه بخدا قسم لیاقت آن را نداشتى و ندارى ... اى پسر هند ما از روى نادانى تو را علیه على علیه السلام یارى نمودیم و على کسى بود که خدا او را به عنوان «نبا عظیم‏» یاد نموده است ... وقتى تو را بر سر مسلمین بالا بردیم به اسفل سافلین فرو افتادیم

... اى معاویه یادت هست که پیامبر مصطفى در مورد على چقدر سفارش مى ‏کرد، یادت هست که در غدیر خم به منبر رفت در حالى که دست على در دست او بود به امر خداوند گفت «اى مردم آیا من بر شما ولایت ندارم، همه گفتند بلى، آنگاه حضرت فرمود «پس هر کس که من مولا و ولى او هستم على نیز ولى اوست‏» یادت هست در آن روز پیامبر دعا کرد که خدایا دوستان على را دوست دار و دشمنان او را دشمن بدار ... در آن روز استاد تو (ابوبکر) دید دیگر گردنبند خلافت على پاره شدنى نیست، آمد و به على تبریک گفت ... اى معاویه ما جایمان در آتش در درک اسفل جهنم خواهد بود ... و در فرداى قیامت ‏خون عثمان ما را نجات نخواهد داد... فردا دشمن ما على مى ‏باشد که نزد خدا و رسولش عزیز است ... پس واى بر تو و واى بر من ... 

اى معاویه چه نسبتى مى ‏تواند میان تو و على باشد؟! ... على که چون ستاره آسمان است کجا تو که چون ریگى هستى کجا؟! ... اى معاویه آگاه باش که در گردن من زنگوله‏ اى است که اگر گردنم را تکان بدهم، زنگوله به صدا خواهد آمد.» 
«یقولون بافواههم ما لیس فى قلوبهم و الله اعلم بما یکتمون‏»(16) 

مرحوم علامه امینى این قصیده را در جلد دوم الغدیر از مصادر اهل سنة و شیعه نقل کرده است.

اما خود شعر بزبان عربى:

 

معاویه الحال التجهل                    و عن سبل الحق لا تعدل

 

کیست احتیالى فى جلق              على اهلها یوم لبس الحلى؟

 

و قد اقبلوا زمرا یهرعون               مها لیع کالبقر الجفل

 

و قولى لهم: یعباوا بالصلاه           بغیر وجودک لم تقبل

 

فولوا و لم یعباوا بالصلاه                        و رمت النفار الى القسطل

 

و لما عصیت امام الهدى              و فى جیشه کل مستفحل

 

ابالبقر الغکم اهل الشام              الهل التفى و الحجى ابتلى؟

 

فقلت: نعم قم فانى ارى             قتال المفضل بالا فضل

 

قبى حاردوا سید الاوصیا               بقولى: دم طل من نعثل

 

و کدت لهم آن اقاموا الرماح         علیها المصاحف فى القسطل

 

و عده تهم کشف سواتهم                      لرد الغضنفر المقبیل

 

فقام البغاه على حیدر                 و کفوا عن المشعل المصطلى

 

کیست محاوره الاشعرى                       و نحن على دومه الجندل

 

الین فیطمع فى جانبى                          و سهمین قد خاض فى المقتل

 

خلعت الخلافه من حیدر                کخلع النعال من الارجل

 

و البستها فیک بعد الایاس           کلبس الخواتیم بالنمل

 

و رقیتک المنبر المشمخر                       بلا حد سیف و لا منصل

 

و لو لم تکن انت من اهله             و رب المقام و لم تکمل

 

و سیرت جیش کفاق العراق                  کسیر الجنوب مع الشمال

 

و سیرت ذکرک فى الخافقین                 کسیر الحمیر مع المجمل

 

و جهلک بى یابن آکله ال              کبود لاعظم ما ابتلى

 

فلو لا موازرتى لم تطع                 و لو لا وجودى لم تقبل

 

و لو لاى کنت کمثل النساء            تعاف الخروج من المنزل

 

نصرناک من جهلنا یابن هند                   على النبا الاعظم الافضل

 

و حیث رفعناک فوق الروس                   نزلنا الى اسفل الاسفل

 

و کم قد سمعنا من المصطفى              و صایا مخصصه فى على

 

و فى یوم "خم" رقى منبرا          یبلغ و الرکب لم یرحل

 

و فى کفه کفه معلنا                   ینادى بامر العزیز العلى

 

انت بکم منکم فى النفوس           باولى؟         فقالوا: بلى فافعل

 

فانحله امر المومنین                         من الله مستخلف المنحل

 

و قال: فمن کنت مولى له           فهذا له الیوم نعم الولى

 

فوال موالیه یا ذالجلا                    ل وعاده معادى اخ المرسل

 

و لا تنقضوا العهد من عترتى        فقاطعهم بى لم یوصل

 

فبخبخ شیخک لما راى                  عرى عقد حید لم تحلل

 

فقال:ولیکم فاحفظوه                  فمدخله فیکم مدخلى

 

و انا و ما کان من فعلنا                لفى النار فى الدرک الاسفل

 

و ما دم عثمان منج لنا                 من الله فى الموقف المخجل

 

و ان علیا غدا خصمنا                   و یعتز بالله و المرسل

 

یحاسبنا عن امرو جرت                و نحن عن الحق فى معزل

 

فما عذرنا یوم کشف الغطا                    لک الویل منه غذا کم لى

 

الا یابن هند ابعت الجنان                        بعهد عهدت و لم توف لى

 

و اخسرت اخراک کیما تنال           یسیر الحطام من الاجزل

 

و اصبحت بالناس حقى استفام             لک الملک من ملک محول

 

و کنت کمقتنص فى الشراک        تذود الظما عن المنهل

 

کانک انسیت لیل الهریر                بصفین مع هولها المهول

 

و قدبت تذرق ذرق النعام             جذارا من البطل المقبل

 

و حین ازاح جیوش الضلال              و افاک کالاسد المبسل

 

و قد ضاق منک علیک الخناق                 و صار بک الرحب کالفلفل

 

و قولک: یاعمرو این المفر             من الفارس الفور المسبیل؟

 

عسى حیله من عن کنیه             فان فوادى فى عسعل

 

و شاطرتنى کل ما یستقیم                   من الملک دهرک لم یکمل

 

فقمت على عجلتى رافعا            و اکشف عن سواتى اذیلى

 

فستر عن وجهه و انثنى               حیا و روعک لم یعقل

 

و انت لخوفک من باسه               هناک ملئت من الافکل

 

و لما ملکت حماه الانام                و نالت عصاک ید الاول

 

منحت لغیرى وزن الجبال             و لم تعطنى زنه الخردل

 

و انحلت مصرا لعبد الملک            و انت عن الغى لم تعدل

 

و ان کنت تطمع فیها فقد             تخلى القطا من الااجدل

 

و ان لم تسامح الى ردها             فانى لحوبکم مصطلى

 

بخیل جیاد و شم الانوف              و بالمرهفات و بالذبل

 

و اکشف عنک حجاب الغرور                   و ایقظ نائمه الاثکل

 

فانک من امره المومنین                و دعوى الخلافه فى معزل

 

و مالک فیها و لا ذره                     و لا لجدودک بالاول

 

فان کان بینکما نسبه                   فاین الحسام من المنجل

 

و این الحصامن نجوم السما         و این معاویه من على؟

 

فان کنت فیهابلغت المنى           ففى عنقى علق الجلجل

 

 

ترجمه اشعار عمرو بن عاص

 

 

بحمد خداوند نظم آفرین                  شد آغاز نظم نغز متین

 

بهر بحر اندیشه ام رو نهاد               به بحر تقارب بر آمد مراد

 

کنون از معاویه گویم سخن               هم از عمرو بن عاص پر مکر و فن

 

فعول فعول فعول فعول                    ملوم اکول، ظلوم جهول

 

معاویه بنوشت او را که زود          خراجى که از مصر کردى تو سود

 

بباید که بفرستى آنرا بشام              تعلل زامرم مکن، و السلام

 

یکى چامه در پاسخش عمرو داد        چو خواندش بر آورد آه از نهاد

 

مرا ین چامه را " جلجلیه است نام         نمایم بشرحش کنون اهتمام

 

بود این چکامه این شاهکار                    زیک روسپى زاده در روزگار

 

نگر تا چسان داده داد سخن          بوصف شه اولیا بوالحسن

 

معاویه بر من مشو ناسپاس             مزن خود بنادانى و التباس

 

بیار آر کاندر هواداریت                      چها کردم اند پى یاریت

 

بشام و باهلش زمکر و فریب              چه غوغا بپا کردم اى نانجیب

 

که تا خلق سویت شتابان شدند        چو گاوان بگسسته از قید و بند

 

دگرگون نمودم من آئینشان               بنام تو آمیختم دینشان

 

چو با پیشواى ره راستى                  بعصیان و طغیان تو برخاستى

 

بدانسان دگرگون نمودم امور              که افکندم آن خلق را درغرور

 

بخونى که از احمقى شد هدر            بپا کردم آن جنگ و آن شور و شر

 

که با سرور اوصیا از جفا                   چنان جنگ خونین نمودم بپا

 

زدم مصحفى چند بر نیزه ها              و زین حیله برپا نمودم چها

 

در آندم که شد شیر حق حمله ور      چسان حیله کردم بدفع خطر

 

نمودم ... ستم پیشه گان را برانگیختم   بحیدر خدنگ جفا ریختم

 

که تا جمله از حیله و مکر من              نهفتند رخ راز نور زمن

 

فراموش کردى که با اشعرى              چسان حیله کردم گه داورى

 

بنرمى چسان دادمش من فر یب           که با خلع حیدر شدى بى رقیب

 

پس از ناامیدى بر آمد مراد                  زمام خلافت بدستت فتاد

 

بپوشاندمت جامه سرورى                  چو در دست اهریمن انگشترى

 

ببردم تو را بر فراز سریر                بیفتاد از کار، شمشیر و تیر

 

اگر چه ترا آن مقام بلند                     نبد در خور اى پست ناارجمند

 

تو را من نمایاندم اندر جهان           زمن نامور گشتى و قهرمان

 

گران است بر من که نشناختى           مرا، اى جگرخوار زاده دنى

 

اگر من نبودم هوادار تو                           وزیر و مشیر و نگهدار تو

 

نبودت بر این جایگه هیچ راه                   نبودى تو فرمانروا هیچگاه

 

اگر من نبودم، تو همچون زنان               پس پرده در خانه بودى نهان

 

نمودیم از جهل یارى تو را                      ایا زاده هند شوم دغا

 

ببردیمت اندر فراز از نشیب                    ز پستى بماندیم خود بى نصیب

 

بنا حق تو را بر سه سرفراز                        مقدم نمودیم از حرص و آز

 

شهى کز پیمبر بامر اله                          شد او بر همه سرور و دادخواه

 

چه بسیار در هر مقام                            که تصریح فرمود او را بنام

 

بروز غدیر آن شه انبیا                            به منبر بر آمد چو بدر سما

 

به امر خداوندگار عزیز                     ببانگ رسا آن شه با تمیز

 

در آندم که کف بر کفش داشت جفت     بر جملگى این در نغز سفت

 

که آیا نیم من سزاوارتر                          زجان شما بر شما سربسر؟

 

بگفتند آرى تو اولى زما                          بما هستى اى سرور و رهنما

 

در آندم نمود آن شه ملک دین                 على را امیر همه مومنین

 

بفرمود من کنت مولاه را                        که جمله شناسند آن شاه را

 

پس آنگه برآورد دست دعا                     بدرگاه بیچون و گفت: اى خدا

 

هر آنکس که او را بود دوستدار              ورا دوست باش و ورا دستیار

 

هر آنکس بکینش ببندد میان                  ورا باش دشمن بهر دو جهان

 

سپس گفت: با عترت پاک من                مبادا که باشید پیمان شکن

 

ار آنکس که از عترتم شد جدا                  دگر با منش نیست راه بقا

 

چو استاد تو دید این ماجرا                      دگر نگسلد رشته مرتضى

 

بتحسین برآمد زاعجاب و گفت                على را که: به به تو را نیست جفت

 

مراد همه خلق را رهبرى                       تو مولاى و بر همه سرورى

 

خلاصه در آن مجمع باشکوه                   پیمبر بفرمود با آن گروه

 

که پاس على را بدارید هان                   على شد امیر همه مومنان

 

معاویه با این اساس متین                     که برپا نمود آن نبى امین

 

بیاید نمائیم خود اعتراف                             که جمله گرفتیم راه گزاف

 

نمودیم خود را در این جور و کین                      گرفتار در اسفل سافلین

 

بدرگاه حق جملگى شرمسار                   اسیر عذاب و گرفتار نار

 

نه جبران شرمندگیها شود                     نه وز خون عثمان نجاتى بود

 

على آن عزیز خداى ودود                       بود خصم ما جمله یوم الورود

 

زحق دور و درجور خود سوخیتم                       زهى زشت نامى که اندوختیم

 

حساب من و تو بدست على است         بلى روز محشر محاسب على است

 

چه عذرى است ما را بروز جزا               در آندم که افتد زرخ پرده ها

 

پس اى واى بر تو در آن روز سخت          سپس بر من مجرم تیره بخت

 

ایا زاده هند بد باختى                             سرانجام خود را تبه ساختى

 

تو عهدى که با من نمودى چه شد؟          وفائى نکردى تو بر عهد خود

 

بکامى که بگرفتى از این جهان               که ناچیز و ناپایدار است آن

 

مزایاى بسیار دادى زدست                        زیان کردى و گشتى از هیچ مست

 

من از خلق غافل نگشتم دمى               نمودم بسى مکر و نامردمى

 

که تا شد میسر ترا ملک و جاه                 رسیدى باین مسند و تکیه گاه

 

و گرنه تو اندر صف کارزار                        بدى در کمین تا نمائى شکار

 

فراموش کردى که لیل هریر                   بصفین در آن وحشت بى نظیر

 

بخوابیدى و چون شترمرغ زار                    تغوط نمودى بخود بى قرار

 

در آندم که آن یکه تاز دلیر                       براند از میان آنسپاه شریر

 

چو شیرى دمان خشمگین حمله ور        تو از ترس با خاطرى پر شرر

 

زمن چاره مى خواستى و مفر                  زچنگال حیدر شه حیه در

 

ببستى د رآندم تو عهد و قرار                   تفو بر تو و عهدت اى نابکار

 

که چون شاهد ملکت آمد ببر                  مسخر شدت مملکت سربسر

 

مرا نیمى از آنچه عاید شود                     ببخشائى از جنس و نوع و عدد

 

بر این سیره من حیله ها ساختم           بتدبیر این امر پرداختم

 

نمودم عیان عورتم بى درنگ                  بدادم تن اندر چنین عار و ننگ

 

شه اولیا از حیا رخ بتافت                       دل بى قرار تو آرام یافت

 

پس از آن همه ترس و لرز شدید            تو را طالع عز و مکنت دمید

 

چو بر اوج عزت شدى مستقر                 تو را عهد و پیمان برفت از نظر

 

به اغیار دادى عطاى زیاد                       ولى یار خود را ببردى زیاد

 

بدادى به عبدالملک مصر را                    نمودى در این کار بر من جفا

 

بهر حال اکنون که مصر ازمنست           به وصلش دلم راحت و ایمن است

 

نما از خراجش تو صرف نظر                   زتکرار این گفتگو درگذر

 

تو را اگر به مصر است چشم امید          زبام تو مرغ تمنا پرید

 

و گرنه کنم آنچه ناکردنى است              بگویم هر آنچه که ناگفتنى است

 

برانگیزم از مصر خیل و سپاه                  کنم روزگار ترا بس تباه

 

دل خلق بر تو دگرگون کنم                              حجاب غرور از میان برکنم

 

کنم خلق را آگه از حال تو                      برآرم زبن نخل آمال تو

 

عیان سازم این نکته نغز را                     برون آرم از پوست این مغز را

 

که از منصب امرة المومنین                              تو دورى تو را نیست حقى چنین

 

خلافت کجا و تو اندر کجا                        چه نسبت بود بین ارض و سماء

 

معاویه آن عنصر جاهلى                        نباشد قرین با على ولى

 

خلاصه، معاویه این را بدان                      نباشى تو را از مکر من در امان

 

مپندار کاکنون شدى کامیاب                  دگر نیست با عمرو عاصت حساب

 

منم اشتر پیش آهنگ تو                        بگردن مرا هست آن زنگ تو

 

چو جنبد سرم زنگ آرد صدا                    ازین زنگ سنگت شود برملا

 

پس از آنکه این ابیات به سمع معاویه رسید، دیگر متعرض او نشد

 

دکتر ظریف اگرچه دیراما یادداشتی قابل توجه راتهیه که در نیویورک تایمز منتشر شد.یادداشتی که بیشتر خشونت‌های اعمال شده  با سوء استفاده از نام اسلام را  ریشه در وهابیت می داند اما در ارائه راه حل از این ریشه خشونت انتظار دارد که درخشکاندن ریشه خشونت همکاری نماید راه حلی که به نظر نمی آید هیچگاه عملی باشداما نوع موضع گیری دیپلماتیک اما غیر انقلابی وی می تواند غرب پسند باشد ضمن آنکه مخابره کننده پیامی به عربستان است که باید دست از کارهایش بردارد هرچند با حکام  لایعقل عربستان سخن از عقلانیت ومنطقی بودن کمی عجیب به نظر می رسد.

متن کامل یادداشت “محمدجواد ظریف،” وزیر امور خارجه ایران، در روزنامه نیویورک تایمز به شرح زیر است:

این روزها شرکتهای روابط عمومی و تبلیغاتی غرب که ابایی از دریافت دلارهای نفتی ندارند،  فرصت بی سابقه ای برای رسیدن به درآمدهای هنگفت یافته اند.
درست است که می گویند هر کاری مقدر است در زمان خودش انجام بشود. ماههاست تصمیم داشتم خاطره ای از استاد فرزانه حضرت علامه محمدتقی جعفری تبریزی را که در دیدار اخیر چند ماه پیش از بیت معظم له از فرزند فرهیخته شان آقا علیرضا شنیده بودم برای اطلاع خوانندگان عزیز به قول امروزیها قلمی کنم و اندکی از دینی را که مردم همیشه و همیشه بر امثال این حقیر دارند اداء نمایم تا اینکه این فرصت دست داد و در ماه مبارک رمضان که ماه شهادت علی است این تقدیر رقم خورد !

این خاطره که به ظهور تجلی ولی الله اعظم حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) بر جناب علامه حکایت دارد، خاطره ای بسیار شگفت و تکان دهنده است و شاید اگر از کسی جز علامه روایت شده بود باور آن قدری دشوار می نمود از این قرار است:

در صداقت گفتار و روایت مرحوم علامه جعفری هیچگونه تردیدی نیست و هرکس که از نزدیک ایشان را می شناخت و از جمله این کمترین که از سالهای آغازین جنگ تا زمان ارتحالشان توفیق حضور مکرر در محضرشان را داشتم می داند و می دانم که آنچه را می گفت و می نوشت و عمل می کرد، درست همان بود که می اندیشید و بدان اعتقاد داشت و در عمل به آن رسیده بود.

ایشان به یکی از شاگردان نزدیک خویش که از وی خواسته بود تجلی حضرت علی(علیه السلام) را در دوران طلبگی در نجف اشرف به خود بیان کند، پس از انقلاب روحی که با شنیدن این نام مبارک به او دست داد، ضمن تایید آن خاطره که در جای خود بسیار شنیدنی است، به ملاقات دوم خود با حضرت امیر (علیه السلام) در منزل مسکونی شان در تهران چنین اشاره کردند:

روزی که در کتابخانه منزل مشغول نوشتن یکی از جلدهای شرح و تفسیر نهج البلاغه بودم غرق در نوشتن بودم که ناگهان احساس کردم دستی از پشت سر بر شانه من قرار گرفت و همزمان ظاهراً صدایی شنیدم که به من می فرمود دستتان درد نکند. با اینکه در آن لحظه جز من کسی در کتابخانه نبود، با احساسی که از این حادثه به من دست داد، به پشت سرم برگشتم تا ببینم این دست و صدای کیست؛ ولی وقتی هیچ کس را ندیدم تعجب و حیرت من بیشتر شد. از طرفی چون هیچ شکی در شنیدن صدا و احساس آن دست بر شانه ام نداشتم، با مشاهده این صحنه چنان حال و احساس عجیبی در من به وجود آمد که احساس کردم تا لحظاتی دیگر روح از پیکرم خارج خواهد شد و در آستانه جدایی روح از بدنم هستم.

برای اینکه قدری به حال اولیه بازگردم از جا برخاستم و کتابهایی را که در قفسه نزدیک من بودند، بدون هدف خاصی به زمین ریختم و دوباره در قفسه چیدم تا مگر به حال عادی خود بازگردم؛ ولی آن حسّ هنوز در من بود و مرا رها نمی کرد و بدنم به شکل عادی خود باز نمی گشت. دیگر بار برای بازگشت به وضعیت عادی خود جارو را برداشته و حیاط منزل را جارو کردم تا بلکه قدری آرام شوم؛ ولی تأثیری نداشت و انگار روح من در اثر آن حادثه قصد داشت از بدن خارج شود. ناگهان فکر دیگری به خاطرم رسید که قرآن بخوانم و قدری در مناجات با خدا گریه کنم که این تدبیر کار خود را کرد و وضع جسم من به حال عادی خود بازگشت.

استاد می فرمود در اثر این عنایت حضرت علی (علیه السلام) پس از آن به هر کتابی که در باره موضوعی خاص مانند فیزیک، شیمی، تاریخ و ... مراجعه می کنم در کمال حیرت می بینم آن موضوع را بلد هستم و انگار قبلاً آن را خوانده و دانسته ام.

محقق گرامی جناب آقای کریم فیضی که تألیفات ارزشمندی درباره حیات پربار علمی استاد انجام داده است در ص 87 کتاب خود دیدار با علی می نویسد: این خاطره را آقای سیدی از ارادتمندان حضرت استاد در مصاحبه ای که در فروردین ماه سال 1378 با وی انجام داده برای او نقل کرده است.

وقتی این خاطره را از آقا علیرضا یادگار مرحوم استاد شنیدم، به یادم آمد که حضرت ایشان در مجلد یازدهم شرح و تفسیر نهج البلاغه به کرامتی دیگر از تجلی و عنایت حضرت امیر المومنین به خود در این کتاب ارزشمند چنین اشاره می کند که به هنگام نوشتن تفسیر خطبه حالتی در من به وجود آمد که در تفسیر خطبه هفتاد آن حضرت با الفاظ معمول و متداول احساس ناتوانی خاصی می کنم؛ لذا قلم را برای لحظاتی به زمین گذاشتم و به عظمت آن بزرگ مرد مظلومی که پس از پیامبر با عظمت ترین شخصیت بشری در هستی است، اندیشیدم. ناگهان بدون اراده قلم در دست من قرار گرفته و بدون اینکه از خود اختیاری داشته باشم، حضرت سطوری را بدست من بر صفحه کاغذ جاری کردند و ... گوارا باد این تجلّی بر حضرت استاد که با نام علی در بیانات خویش نرد عشق می باخت و در آتش عشق او می گداخت.

مرحوم آیت الله سید محمد هادی میلانی (ره) دچار بیماری معده شده بودند، پروفسور برلون را از اروپا برای جراحی ایشان آوردند، جراح حاذق پس از یک عمل سه ساعته زمانی که آن مرجع تقلید در حال به هوش آمدن بودند، به مترجم دستور داد تمام کلماتی که ایشان در حین به هوش آمدن می گویند را برایش ترجمه کند.

مرحوم آیت الله میلانی در آن لحظات فرازهایی از دعای ابوحمزه ثمالی را قرائت می کردند.

پس از این مساله پروفسور برلون گفت: شهادتین را به من بیاموزید، از این لحظه می خواهم مسلمان شوم و پیرو مکتب این روحانی باشم، وقتی دلیل این کار را پرسیدند، پروفسور برلون گفت: تنها زمانی که انسان شاکله وجودی خود را بدون این که بتواند برای دیگران نقش بازی کند، نشان می دهد، در حالت به هوش آمدن بعد از عمل است و من دیدم این آقا، تمام وجودش محو خدا بود، در آن لحظه به یاد اسقف کلیسای کانتربری افتادم که چندی پیش در همین حالت و پس از عمل در کنارش ایستاده بودم، دیدم او ترانه های کوچه بازاری جوانان آن روزگار را زمزمه می کند، در آن لحظه بود که فهمیدم حقیقت، نزد کدام مکتب است.

بعد از آن هم وصیت کرد وی را در شهری که مرحوم میلانی را در آن دفن کرده اند به خاک بسپارند و اینچنین شد که مزار این پروفسور مسیحی، مسلمان شده در خواجه ربیع مشهد، محل مراجعه مردم و افرادی است که حقیقت اسلام را باور کرده اند.

مرحوم علامه محمد تقی جعفری در خاطره ای که مربوط به جمع برخی از جامعه شناسان برتر دنیا در دانمارک است که پیرامون موضوع مهمی با عنوان «ارزش واقعی انسان به چیست» به بحث و تبادل نظر می پرداختند، می گوید: هنگامی که نوبت به بنده رسید، گفتم: اگر می خواهید بدانید یک انسان چقدر ارزش دارد، ببینید به چه چیزی علاقه دارد و به چه چیزی عشق می ورزد. 

 علامه در ادامه این خاطره می گوید: کسی که عشقش یک آپارتمان دو طبقه است، در واقع ارزشش به مقدار همان آپارتمان است. کسی که عشقش ماشینش است، ارزشش به همان میزان است. اما کسی که عشقش خدای متعال است، ارزشش به اندازه خداست... من این مطلب را گفتم و پایین آمدم. وقتی جامعه شناسان سخنان من را شنیدند،

کتاب «مطلع مهر»  با نگرش اصولی به بررسی راهکارهای جامع و کاربردی برای انتخاب همسر پرداخته است. «امیرحسین بانکی پور فرد» نویسنده این کتاب که خود یکی از ماهرترین مشاورین در حوزه ازدواج جوانان است، با پشتوانه سال‌ها فعالیت میدانی و مطالعاتی در این حوزه، کتابی را به رشته تحریر درآورده است که قابلیت تبدیل به دستورالعملی جامع برای چگونگی انتخاب درست همسر برای جوانان را داراست.

این کتاب در هشت فصل به بررسی مهم‌ترین مسائل پیرامون ازدواج ازجمله احراز شرایط اولیه برای ازدواج، معیارهای انتخاب همسر، آداب خواستگاری، ضرورت تحقیق در ازدواج، نقش مهریه در ازدواج و... پرداخته است و هرکدام را به‌طور مفصل شرح داده است.
نکته جالب کتاب استفاده توأمان از مباحث دینی و علمی در زمینه بیان نکات مختلف در ارتباط با مقوله ازدواج است که باعث می‌شود ضریب اثرگذاری مطالب کتاب بر مخاطب افزایش پیدا کند.

نکته:روزی در جلسه وعظ ظهرچهارشنبه در مسجد امین الدوله آیت ا... حق شناس با اشاره کلی به جوانی که در جمع بود و ما نمی شناختیم فرمود : «یکی از رفقا که اینجا هست از من خواست یه چله زیارت عاشورا براش بگیرم ٬خب بنده وظیفه دانستم و برای کمک به مومن چله ای گرفتم ٬ ولی داداش جون از اول که شروع کردم دیدم یه جای کار گیره ٬چون معمولا توی همون ده پونزده روز اول چله درها باز میشه و حضرت پروردگار حاجت رو میده ولی نزدیک چهل شد و خبری نشد ! تا اینکه به من گفتند میدونی چرا حاجت این جوان داده نمی شه ؟! چون نسبت به نماز صبح کاهله! به من گفتند : به فلانی بگو خدا برای کسیکه نماز صبح بخواند از پدر مهربان تر است ! ملتفتی داداش جون گیرت کجاست ؟!!!...

 علامه ذوالفنون حسن حسن زاده آملی می فرماید: در مکاشفه ای خدمت امام رضا(ع) رسیدم و عرض کردم: مأمون که باشد که شما را جابجا کند؟ علت حضور را خودتان بفرمائید. حضرت فرمودند: ما نیز مثل جد غریبمان امام حسین(ع) از رسول خدا(ص) تکلیفمان را خواستار شدیم. رسول خدا(ص) فرمودند: سلمان خدمات بسیاری به ما داشته شما به ایران برو تا قدردانی از سلمان باشد (نقل به مضمون از حجت الاسلام صمدی آملی؛ شارح کتب علامه)

 چه خوب است هرگاه به حرم امام(ع) مشرف می شویم، هنگام ورود به حرم آیه اکمال و فاتحه ای برای سلمان بخوانیم.

بیابانکی که در طی این سال‌ها بیشتر به‌واسطه سروده‌های طنزش شناخته می‌شود، در سایر حوزه‌ نیز طبع‌آزمایی کرده است و حاصل آن انتشار چندین کتاب مختلف شده که مجموعه شعر «سنگچین» یکی از بهترین نمونه‌های آن است. این مجموعه شعر مشتمل بر ۲۷ چارپاره و ۳۷ غزل است و بنا بر ادعای سراینده آن، در سال‌های اخیر تنها مجموعه شعری است که این حجم از چارپاره را در خود گنجانده است. درواقع این مهم‌ترین ویژگی این اثر است که باعث شده تا باوجود انتشار چندین اثر دیگر توسط این شاعر باسابقه کشورمان، «سنگچین» تبدیل به خاص‌ترین اثر این شاعر شود؛ چراکه اشعاری که امروزه در قالب «چارپاره» سروده می‌شود بیشتر مربوط به ترانه‌ها و موسیقی است اما در مجموعه شعر «سنگچین» شاعر با پرداختن به فضاهای متنوعی همچون اشعار عاشقانه، آئینی و اجتماعی آثاری منحصربه‌فرد را در قالب چارپاره خلق کرده است که نه‌تنها نسبت به دیگر نمونه‌های منتشرشده در این سال‌ها سرآمد بوده است بلکه حتی بر اساس آنچه منتقدان در ارتباط با چارپاره‌های موجود در این کتاب گفته‌اند، بسیاری از این اشعار از نمونه‌های سروده شده در دهه چهل و پنجاه و دوران اوج این قالب شعری نیز بهتر و قوی‌تر است.  

بسم ا... الرحمن الرحیم 

بنده با اینکه در امر موسیقی سر رشته ای ندارم و نمی توانم در حضور اهل فن، قضاوتی شایسته بکنم لکن به مقتضای طبیعت بشری، که قضاوت بر مبنا ذوق و قریحه انسانی و غرایض معنوی دارد، می توانم بگویم: اجرایتان خیلی خوب بود. از آقای افتخاری(علیرضا)، آقای مختاباد(سید عبدالحسین)، آقای فیروز بخت(مهیار) و همچنین بقیه آقایان که زحمت کشیدید، تشکر می کنیم.

  موسیقی هنر دقیقی است

مقوله موسیقی، جزو مقولات مطرح در جامعه و به خصو ص در صدا و سیماست. البته در صدد نیستم که تبیین کلی ای در امر موسیقی داشته باشم. چون پرداختن به این مقوله، نیازمند شرایط خاص دیگر است. اینجا داخل استودیوی موسیقی جا دارد از بعد دیگری راجع به این هنر صحبت کنم: اساساً موسیقی، که در تقسیم بندی های علوم قدیم، از شعب ریاضی است و چون با دقت و محاسبه و اندازه گیری دقیق سروکار دارد، جزو بخش های دانش ریاضی محسوب می شود. هنر دقیقی است.

به تعبیری دیگر، هنر موسیقی، محاسبه متکی به طبیعت و فطرت بشر است؛ که خرد انسانی، آن محاسبه را بر اساس تجربه استخراج کرده و برای آن پیشرفت قواعدی- موازینی گذاشته است.

البته امروز که اروپایی ها و غربی ها در باب موسیقی پیشرفت های زیادی کرده اند و قواعد دقیق و منظم وضع نموده اند، وضعیت طور دیگری است. در گذشته که صحبت از مسائل مبتلا به امروز موسیقی نبود و بدیهه نوازی و بدیهه خوانی رواج داشت، خواننده ای بنای خواندن می گذاشت و نوازنده ی هنرمندی هم که بغل دست او نشسته بود، به نواختن می پرداخت. نوازنده اصلاً از قبل نمی دانست که خواننده چه می خواهد بخواند؛ لذا تا خواننده برای خواندن دهان باز می کرد او هم ساز خود را کوک می نمود و به هم نوایی مشغول می شد. یعنی هیچ قاعده ای که بر مبنای آن نت نوشته ای وجود داشته باشد، در کار نبود.

«إِنَّ شانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَر» 

ترجمه اینجانب:بی گمان دشمن کینه وَرزِ تو راه به جایی نمی برد.

توضیح:

بیشتر مفسران، آیه را در مورد عاص بن وائل از بزرگ‌ترین دشمنان اسلام دانسته‌اند و برخی نیز افراد دیگری مانند عمرو فرزند عاص را مصداق آیه دانسته‌اند.

این تفسیر حداقل در کوتاه مدت، در مورد عاص صادق نخواهد بود؛ زیرا او فرزندی به نام عمرو عاص داشت که در تاریخ اثر‌گذار بوده و سال‌ها بر مصر حکومت کرده است و خود عمرو - که مصداق دیگری برای آیه به شمار آمده - نیز دارای فرزندانی بوده، از جمله فرزندش عبدالله که جانشین او شد و تا مدتی بر مصر حکومت کرد و منابع تاریخی تا چهار نسل پس از عمرو را ذکر کرده‌اند.

بنابر این، تفسیر ...

طرز تهیه روغن زعفران

100 گرم روغن کنجد را با 2 گرم زعفران ساییده شده مخلوط نموده پس از چندروز  ، استفاده  از آن را شروع نمایید

خواص: درمان بی خوابی( به پیشانی مالیده شود.)

«هارمونت رُزا»، استاد جامعه‌شناسی دانشگاهِ فردریش شیلرِ ینا، طی مطالعاتش دربارۀ «شتاب اجتماعی» این تناقض را توضیح داده است. در میان کتاب‌هایی که از او به انگلیسی ترجمه شده است، می‌توانیم از بیگانگی و شتاب: به‌سوی نظریه‌ای انتقادی در باب زمان‌مندی در دوران مدرن متأخر و نیز جامعۀ پرسرعت، شتاب اجتماعی، قدرت و مدرنیته اشاره کنیم. کتاب‌های وی را ویلیام.ای. شوئرمن ویراستاری کرده است. در سال ۲۰۱۳، انتشارات دانشگاه کلمبیا کتاب شتاب اجتماعی: نظریه‌ای جدید دربارۀ مدرنیته را از رُزا منتشر کرد. مصاحبه‌ای که در زیر می‌آید نخستین بار به زبان ایتالیایی در روزنامۀ «لااستامپا» منتشر شده است.

 

کلاودیو گاللو: در جوامع غربی همه فکر می‌کنند که زمان تندتر و تندتر جلو می‌رود. جامعه‌شناسیِ زمانِ شما چگونه این احساس را توضیح می‌دهد؟

هارتموت رُزا۱: البته زمان روی تقویم یا ساعت تغییر نمی‌کند و هرگز تندتر یا آهسته‌تر جلو نمی‌رود: هر روز ۲۴ ساعت است و هر سال ۳۶۵ روز دارد. بنابراین، این احساس که زمان تندتر حرکت می‌کند، پدیده‌ای روان‌شناختی است و می‌بایست با استفاده از دلایل روان‌شناختی تبیین شود. با این حال، این پدیده علل اجتماعی نیز دارد. تبیین اجتماعی آن بدین نحو است: احساس ما دربارۀ ضیقِ وقت یا زیادی آن، بستگی دارد به رابطۀ میان زمانی که در دست داریم یا در اختیار داریم و زمانی که نیاز داریم تا لیست کارهای مقررمان را به انجام برسانیم. اکنون مشکل جامعۀ ما این است که این دو امر با هم مطابقت ندارند و این عدم مطابقت روزبه‌روز افزایش می‌یابد. برای اینکه بتوانیم همۀ کارهایی را که باید یا می‌خواهیم انجام دهیم به‌طور مناسبی به پایان برسانیم، به حدوداً ۴۸ ساعت وقت در هر شبانه‌روز نیاز داریم؛ در نتیجه، ما همیشه ضیقِ وقت داریم و احساس می‌کنیم که زمان مثلِ برق‌وباد گذشته است.

مفسران قرآن کریم گفته اند: این سوره در شأن و منزلت حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها نازل شده است.  

روزی پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم را دیدند که در حال تبسم بود پرسیدند: ای رسول خدا چه چیزی موجب خنده شما شده است؟ فرمود: سوره ای بر من نازل شده است و بعد سوره کوثر را قرائت نمودند و گفتند: آیا می دانید کوثر چیست؟ گفتند خدا و رسولش آگاهترند. پیامبر فرمود: کوثر نهری در بهشت است که خداوند با ان مرا به خیر کثیری وعده داده است و آن حوض من است که امتم در کنار آن بر من وارد می شوند.2

در فضیلت این سوره از رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله وسلم روایت شده است : هر کس سوره کوثر را تلاوت نماید خداوند از آب نهرهای بهشت به او می نوشاند و اجر و پاداش او به اندازه تمامی قربانی های روز عید قربان است.

از امام صادق علیه السلام نیز نقل شده است: هر کس در نمازهای واجب یا مستحب خود سوره کوثر را قرائت نماید خداوند از آب حوض کوثر به او بنوشاند و کنار درخت طوبی همجوار رسول خدا صلی الله علیه و آله وسلم خواهد شد.

آثار و برکات سوره

 

دیدن رسول خدا صلی الله علیه وآله در خواب

از رسول خدا صلی الله علیه و اله وسلم روایت شده:

هر کس سوره کوثر را در شب جمعه 100مرتبه تلاوت نماید رسول خدا را درخواب خواهد دید.

 

به همین مضمون از امام صادق علیه السلام نیز نقل شده است که: هر کس سوره کوثر را در شب جمعه پس از نمازی که در نیمه شب می خواند صد مرتبه بخواند به اذن خدا رسولش را در خواب خواهد دید.

 

 برای دور کردن افراد از خود

اگر بخواهی کسی را از خود دور کنی 9 مرتبه سوره کوثر را بخوان و به جانب او بدم به اختیار خود راه کج می کند و می رود.

 

ختم مجرب

برای غنا و توانگری

روز چهارشنبه 40 مرتبه سوره کوثر را به نیت ثروت و توانگری بخواند.

دوشرط نجات در آخرالزمان:

امام یازدهم بیاناتی درمورد فرزندشان به احمدبن اسحاق فرمودند که یک جمله اش این بود فرمودند: 

«وَ اللَّهِ لَیَغِیبَنَّ غَیْبَةً لَا یَنْجُو فِیهَا مِنَ التَّهْلُکَةِ إِلَّا مَنْ یُثْبِتُهُ اللَّهُ عَلَى الْقَوْلِ بِإِمَامَتِهِ وَ وَفَّقَهُ لِلدُّعَاءِ بِتَعْجِیلِ فَرَجِهِ» 

(مجلسی/ بحارالأنوار/ ج52/ ص:1). 

به خدا قسم فرزندم مهدی(ع)غیبتی خواهند اشت که در زمان غیبت کسی از هلاکت و گمراهی مگر با دو شرط نجات پیدا نمی کند. اول این که خدا او را بر اعتقاد بر امام زمان ثابت دارد و دوم این که خدا او را موفق بدارد که برای فرج و ظهور امام زمان دعا کند. اگر اعتقادش ثابت باشد و توفیق دعا برایش نصیب بشود این از هلاکت و گمراهی نجات پیدا می کند. والا به هلاکت خواهد افتاد.

برای اولی دعای غریق وبرای دومی صلوات همراه با ذکر و عجل فرجهم  و دعاهای فرج حضرت را مداومت نمایید.


شیخ صدوق به سند خود، از عبد اللَّه بن سنان روایت کرده که گفت: حضرت ابوعبد اللَّه امام صادق ‏علیه السلام فرمود: پس از این، شبهه ‏ای شما را خواهد رسید، که بدون نشانه دیده شدنی و امام هدایت کننده ‏ای خواهید ماند و از آن نجات نمی‏یابد، مگر کسی که دعای غریق را بخواند. راوی گوید: عرضه داشتم: دعای غریق چگونه است؟ فرمود: چنین بگوید: «یا اَللَّهُ یا رَحْمنُ یا رَحِیمُ یا مُقَلِّبَ القُلُوبِ ثَبِّتْ قَلْبِی عَلی دِینِکَ»؛ ای خداوند! ای رحمان! ای مهربان! ای دگرگون کننده دل‏ها! دل مرا بر دینت پایدار کن.

«زندان الرشید» خاطرات سردار علی‌اصغر گرجی زاده، رئیس ستاد قرارگاه سپاه ششم و از هم‌رزمان سردار شهید علی هاشمی، یکی از صادقانه‌ترین آثاری است که در زمینه تاریخ دفاع مقدس به رشته تحریر درآمده است. گرجی زاده راوی روایت‌های این کتاب که در واپسین روزهای جنگ تحمیلی در جزایر مجنون به اسارت نیروهای عراقی درآمده بود تا ۴ ماه پس از اسیر شدن به دست نیروهای بعثی، هویت خود را از آنان پنهان می‌کند ولی پس از لو رفتن هویت واقعی او برای نیروهای ارتش بعث، به زندان الرشید که مخوف‌ترین زندان عراق بود، منتقل می‌شود تا باقیمانده دوران اسارت خود را که در حدود ۸ سال می‌شد، در این زندان پشت سربگذارد.

پرسش:چه کنیم تا درنماز حضور قلب داشته باشیم؟
سئوال: آیا همین که خداوند در قرآن باسوگند پیامبری پیامبرص را اعلام می دارد :یس وَالْقُرْآنِ الْحَکِیمِ إِنَّکَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ پیامبری پیامبر ص اثبات می شود؟
پرسش:برخی افراد توصیه می کنند برای شناخت امام زمان علیه السلام مطالعه کنید، درخانه بمانید وبه مسجد و جلسات علماهم نروید نظرشما دراین باره چیست؟

نه زمانه عوض شود هرگز

نه که سالت شود دگرسالی

دوستانت اگر عوض نشوند

از زمانه دگر نمی نالی...

فرامرزمیرشکار-95/5/13

استاد بهرام سیّـاره در سال 1323 در شهرضا متولّد شد . در سال 1363 و در سن 40 سالگی سرودن اشعار را به صورت رسمی آغاز نمود.دو دیوان ازایشان درانتشارات سفر صبح و روزنه به چاپ رسیده است و در مدّت کوتاهی پس از انتشار آنها با استقبال علاقمندان مواجه شد و کمیاب گردید.

خواجه‌نصیرالدین طوسی می‌گوید:

 «کسی که در راه تبلیغ است باید مفهوم عام باشد و مقبول خاص»، 

یعنی همه حرف او را بفهمند وخواص ،او را سطحی ندانند.

آیت‌الله علامه محمدتقی جعفری، از جمله برجسته‌ترین و متعمق‌ترین متفکران اسلامی در دوره اخیر بوده که در باب موضوعات متنوع علوم انسانی، با حوصله و دقت فراوان، اندیشیده و در چارچوب معارف و حقایق اسلامی، لطایف و نکات ژرف‌نگرانه‌ای را از خود به جا نهاده است. مطالعه مجموعه گسترده و فاخر آثار ایشان، به خوبی نمایانگر باریک‌اندیشی و قابلیت نظریه‌پردازی در وی است. جعفری دارای خصوصیاتی است که وی را از دیگران، کاملاً متمایز می‌سازد. 

زمانی که شوروی حس می کرد از خصومت امریکا کاسته شده هدف برنامه های سری آن قرار گرفت/ کریستوفر برگس، مامور ارشد سابق سیا در گفت و گو با عصر اندیشه: «فروپاشی اتحاد شوروی نتیجه ترکیبی از قدرت سخت و نرم بود.»/ شوروی بدون درگیری و به طور خودخواسته قدرت را به آمریکا واگذار کرد

نظریات و تحلیل‌های مختلفی در خصوص دلایل و روند فروپاشی شوروی در دهه پایانی قرن بیستم وجود دارد که هر یک از آن‌ها باتوجه به سطح تحلیل، علت یا عواملی برای این رویداد عظیم سیاسی و تاریخی ذکر می‌کنند. نقص بنیادین اقتصاد شوروی،۱ تغییر ساختار اقتصاد دستوری،۲ تمرکز بیش از حد روی رقابت نظامی با آمریکا،۳ بی‌اعتباری ایدئولوژی کمونیست در مقابل نظام سرمایه‌داری،۴ شخص گورباچف و برنامه‌ اصلاحات او۵ و حتی مخالفت‌ها با اصلاحات گورباچف۶ از جمله عواملی است که تحلیل‌گران برای فروپاشی اتحاد شوروی بیان کرده‌اند.

جواب استاداصغرطاهرزاده:از همان ابتدایی که قرآن نازل می‌شد بعضی صحابه در مورد منظور بعضی از آیات از رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» سؤال می‌کردند و در مورد شیعه همین سؤالات از ائمه«علیهم‌السلام» می‌شد، سپس در راستای فهم بهتر قرآن و بر اساس راهنمایی‌های رسول خدا«صلواة‌الله‌علیه‌وآله» و ائمه‌ی هدی«علیهم‌السلام» در کنار تدبّر افراد، تفسیرهایی از بعضی از سوره‌ها و یا تمامی قرآن تهیه شد و همچنان به تکامل رسید، بنابراین به عنوان کسی که می‌خواهد با زبان قرآن آشنا شود باید در ابتدا به تفسیر رجوع کرد ولی در تفاسیر متوقف نشد، بلکه امکان تفکر و تدبّر را برای خود حفظ نمود. همان‌طور که ما با این‌که زبانمان فارسی است اگر بخواهیم مثنوی مولوی را بفهمیم نیاز است زبان آن فکر و آن شهود را بشناسیم و در آن راستا باید به شرح مثنوی رجوع کرد، ولی پس از مدتی بدون نیاز به شرح با خودِ مثنوی می‌توانید مرتبط باشید  و اُنس بگیرید. 

سؤال :اگر ما در موضوعی وارد تفکر شده باشیم و سپس به تدبّر در قرآن برسیم؛ چه ضمانتی وجود دارد که برداشت خودمان را بر قرآن تحمیل نکنیم؟

---------------------------------------------------

جواب استادطاهرزاده: وقتی به قصد فهم حقیقت به قرآن رجوع کردیم و کتاب الهی هم بر اساس عقل ما برای ما نازل شده و خودش فرموده «لَقَدْ أَنْزَلْنا إِلَیْکُمْ کِتاباً فیهِ ذِکْرُکُمْ أَ فَلا تَعْقِلُونَ» دیگر معنی ندارد که بخواهیم آنچه از قرآن گرفته‌ایم بر قرآن تحمیل کنیم، مثل آن است که شما خدمت استادی بروید تا علمی بیاموزید و ایشان هم به شما آموزش دهد، آیا معنی می‌دهد که بگوییم ممکن است ما سخن استاد را بر او تحمیل کنیم؟ آری ممکن است بگویید با رجوع به قرآن همه‌ی ابعادی که آن آیه یا آن سوره منظور نظرش بود را نگرفتیم، و از آن جایی که قرآن نور است به اندازه‌ای که آماده بودیم که با قرآن برخورد کنیم از آن بهره‌مند شدیم ولی این دیگر به معنی تحمیل فهم خود به قرآن نیست، بلکه به معنی آن است که معنی دقیق‌تری هم هست که باید با آمادگی بیشتر از قرآن گرفت، موضوع برداشت اَدق و دقیق از قرآن مثل شدت و ضعف نور بی‌رنگ است که در زیر پرتو نور شدید بهتر می‌بینیم ولی در نور ضعیف هم غلط نمی‌بینیم.

شیوه نگارشی این کتاب همچون دیگر کتاب‌های استاد پناهیان است که در عین اینکه تمامی بندهای ارائه شده در کتاب دارای استقلال معنایی هستند، با یکدیگر پیوندی دارند که نشان از نوعی خلاصه‌گویی دارد. در واقع نویسنده کتاب تصمیم بر استفاده از این شیوه خاص نگارشی داشته تا بتواند از طریق کم حجم نوشتن مطالب نتایج عمیق‌تری در ذهن خوانندگان اثر ایجاد کند.  

یکی از سوالات متداول در ارتباط با سیره عملی اهل بیت(ع)، چگونگی بهره‌گرفتن از این برخوردهای عملی در زندگی انسان قرن بیست‌ویکم در جهت هرچه بهتر شدن زندگی اوست. موضوعی که در اکثر کتاب‌هایی که در ارتباط با سیره عملی اهل بیت(ع) منتشر شده، توجه چندانی به آن نشده است. این در حالی است که دسته بندی مطالب بیان شده در این زمینه و بیان آن برای مردم، می‌تواند بسیاری از مشکلات زندگی بشر امروز را حل کند

نیکلاس کار با نگارش کتاب «کم‌عمق‌ها»  در بخش‌های مختلف این کتاب به بررسی فیزیولوژی مغز، 65کارکرد حافظه، تاریخچه فناوری‌های فکری، نقش موتورهای جستجوی و به‌خصوص شرکت گوگل و دیگر موارد مرتبط می‌پردازد تا بتواند دلیل و نحوه تأثیر این فناوری را بر تفکر بشر نشان دهد. این تحقیق درنهایت به یک نتیجه قابل‌توجه می‌رسد؛ نتیجه‌ای که نویسنده با زیرکی آن را برای عنوان‌بندی کتابش استفاده کرده است تا نشان دهد که ماحصل تحقیقش در ارتباط با تأثیر اینترنت بر مغز پاسخی بر این سؤال است که ریشه بی‌حوصلگی مردم قرن بیست و یکم در هنگام مطالعه چیست و چرا عموم مردمِ قرن بیست و یکم، سطحی‌تر از گذشته مطالعه می‌کنند و بااینکه حجم بیشتری از اطلاعات در دسترسشان است، کم‌عمق‌تر شده‌اند.

قرآن کریم "الله محور " است .همه چیز در قرآن به معرفت خداوند وشناخت محبوب های او  برای نزدیکی به آن محبوب ها وهشدار به مبغوض های الهی دور می زند. قرآن کتاب رسیدن به خداست ولاغیر... هرکه به خدا رسیدبه همه چیز رسیده است وهرکس به اونرسیدبه هیچ چیزنرسیده است.قرآن ، کتاب تکیه بر خداوند وبریدن از غیراوست. کارمفسر قرآن کریم تبیین این الله محوری در شئونات زندگی مخاطب است به گونه ای که جز خدا نبیندوجزخدا، نیت نکند وجزبرای خدا کاری نکند ...                                                                 فرامرزمیرشکار-20تیر95

تفسیر و تأویل

گروهى از قرآن پژوهان تفسیر و تأویل را مترادف مى دانند و عده اى دیگر تأویل را به معناى خلاف ظاهر الفاظ دانسته اند و برخى از مفسران تفسیر را از سنخ معانى الفاظ و تأویل را به معناى حقیقت قرآن معرفى کرده اند حقیقتى که از سنخ معانى الفاظ نیست و نمى توان از لفظ به آن پى برد و… . اینک به تعریف این دو اصطلاح از دیدگاه امام مى پردازیم و سپس آن دو را با هم مى سنجیم.

 

تعریف تفسیر

تفسیر قرآن از نظر امام عبارت است از شرح مقاصد قرآنى و مقصود خداوند و به طور کلى معناى تفسیر کتاب آن است که شرح مقاصد آن کتاب را بنماید و نظر مهم آن به بیان منظور صاحب کتاب باشد. بر اساس همین تعریف امام از مفسر انتظار دارد:

(باید مفسر در هر قصه از قصص آن بلکه هر آیه از آیات آن جهت اهتداء به عالم غیب و حیث راه نمایى به طرق سعادت و سلوک طریق معرفت و انسانیت را به متعلم بفهماند. مفسر وقتى (مقصد) از نزول را به ما فهماند مفسر است نه (سبب) نزول به آن طور که در تفاسیر وارد است… بالجمله کتاب خدا کتاب معرفت و اخلاق و دعوت به سعادت و کمال است; 

در قرن معاصر قرآن پژوهان و مفسران بسیارى به سراغ فهم قرآن شتافته اند اما در این میان آنان که با اطلاعات گسترده تر و تجربه هاى بیشترى به ساحت قرآن رو آورده اند موفق تر از دیگران بوده اند.

امام خمینى به عنوان یک فقیه عارف فیلسوف مصلح اجتماعى و رهبر سیاسى هر چند در زمینه علوم قرآنى اثر مستقلى از خویش به یادگار نگذاشته است اما در میان نوشته ها و گفته هاى ایشان مسائل و نکاتى درباره قرآن وجود دارد که دقت جامع نگرى و ژرف اندیشى ایشان را نشان مى دهد.این نوشتار که با هدف ارائه دیدگاه هاى امام در زمینه علوم قرآنى سامان یافته است مى کوشد تا مباحث و مسائل قرآنى را که در آثار امام وجود دارد گردآورد.

دانشمندان و اهل فضیلت و عارفان و اهل فلسفه با همه فضایل و با همه دانش ارجمندشان آنچه از آن جلوه تام حق دریافت کرده اند در حجاب وجود خود و در آینه محدود نفسانیت خویش است و مولا (امیرالمومنین علی علیه السلام )غیر از آن است .

 ابن ابى‌الحدید یکی از شارحان معروفِ معتزلیِ نهج‌البلاغه  می‌گوید: «او پیشواى فصحاء و استاد بلغاء است و در شأن کلامش گفته‏ اند از سخن خدا فروتر و از سخن مردمان فراتر است و تمام فصحاء، فن خطابه و سخنورى را از سخنان و خطبه‌های او آموخته‌‏اند. براى اثبات درجه ‏اعلاى فصاحت و بلاغت او همین نهج‌البلاغه که من به شرحش اقدام می‌نمایم، کافى است که هیچ یک از فصحاى صحابه یک دهم آن، حتى نصف یک دهم آن را نمی‌‏توانند تدوین کنند.»

شیخ محمد عبدُه از علمای سنی مصری و شارح نهج‏‌البلاغه می ‏گوید: «همه‏ دانشمندان و آگاهان این زبان معتقدند، سخن علی(ع) بعد از کلام خداوند تعالی و پیامبرش، برترین و بلیغ‏‌ترین؛ در جوهر و مایه، پربارترین؛ در شیوه و سبک، بلندترین و در معنا، جامع‏‌ترین کلام است.»

نرسیسیان، از دانشمندان مسیحی  درباره علی(ع) چنین می‌گوید: «اگر این خطیب بزرگ (علی(ع)) در عصر ما هم اکنون بر منبر کوفه پا می ‏نهاد، می‏‌دیدید که مسجد کوفه با آن پهناوری‌اش از سران و بزرگان اروپا موج می‏زد، می‌‏آمدند تا از دریای سرریز دانشش، روحشان را سیراب کنند.»

لامنس مستشرق معروف بلژیکی هم در وصف عظمت امام(ع) چنین می‌نویسد: 

«برای عظمت علی(ع) همین بس که تمام اخبار و تواریخ علمی اسلامی، از او سرچشمه می‌گیرد. او حافظه و قوه شگفت‌انگیزی داشته است. همه علما و دانشمندان، اخبار احادیث خود را برای وثوق و اعتبار به او می‌رسانند. علمای اسلام از موافق و مخالف، از دوست و دشمن، مفتخرند که گفتار خود را به علی(ع) مستند دارند، چون گفتار او حجیت قطعی داشت و او باب مدینه علم بود و با روح کلی پیوستگی تام داشت.»

روکس عزیزی از ادیبان برجسته مسیحی می‌گوید: 

«اسلام در مسائل مختلف فقیه‌تر از علی(ع) را به خود ندیده است... علی(ع) عالم به تورات و انجیل و قرآن بود.»  

1. ابن ابی الحدید می‌گوید: 

«انّ سطراً واحداً من نهج البلاغه یساوی ألف سطر من کلام ابن نباته و هو الخطیب الفاضل الذی اتّفق الناس علی أنه أوحد عصره فی فنّه»؛[1] 

یک سطر از نهج البلاغه برابر با هزار سطر از کلام ابن نباته است که به اتفاق دانشمندان خطیبی فاضل و در فن خود یگانة عصر خویش بوده است. 


2. دکتر زکی مبارک می‌گوید: 

«لامفرّ من الإعتراف بإنّ نهج البلاغه له اصول و الّا فهو شاهد علی أن الشیعة کانوا من أقدر الناس علی صناعة الکلام البلیغ»؛[2] 

چاره‌ای نیست جز این که باید اعتراف کنیم نهج البلاغه اصالت دارد و از اصلی معتبر نقل شده است و گرنه باید بگوییم، شیعه تواناترین مردم جهان در ساختن کلام بلیغ است. 

وقتی از اسقف اعظم سابق روم ارتدوکس «الیاس چهارم» درباره برجسته ترین آثار ادبی مورد علاقه اش پرسیدند

 پاسخ داد: 

« قرآن و نهج البلاغه را دوست دارم.» 

داشتن ثروت حق طبیعی هر انسانی است. هیچ انسانی بدون در اختیار داشتن پول نمی‌تواند به بالاترین رشد روحی و استعدادهای خود برسد. ثروت امکانات کافی را برای یک زندگی پر بار دراختیار بشر قرار می‌دهد. ما برای یک زندگی مفید می‌بایستی به سه جنبه یعنی جسم، ذهن و روح توجه کامل نماییم. رسیدگی به این سه جنبه بسیارمهم است ونمی شود مثلاً فقط به روح و یا به جسم توجه نمود. داشتن جسم سالم وشاداب نیازمند داشتن ثروت برای غذا، پوشاک، مسکن و…. است. مطالعه کتاب، دیدن آثار هنری ودوستان متفکرذهن را در شرایط مناسب قرار می دهدو بالاخره بالاترین سعادت روحی در انسان زمانی است که بهترین هدیه را می‌دهد. آنی‌ترین تجلی عشق در بخشش است و داشتن ثروت لازمه این تجربه است.

 

محسن رفیق‌دوست نقش بسیار پررنگی در تاسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و پس از آن در مدیریت بنیاد جانبازان و مستضعفان داشته است. رفیق‌دوست به واسطه حضور پررنگش در مسئولیت‌های مختلف و ارتباط گسترده با عناصر و طیف‌های گوناگون از نیروهای انقلابی، خاطرات زیادی از حوادث پس از انقلاب اسلامی دارد. به همین خاطر است که رفیق‌دوست به عنوان شخصیتی جامع الاطراف خاطراتی خواندنی و جالب از سال‌های انقلاب دارد. خاطراتی که اولین بار سعید علامیان، نویسنده و پژوهشگر حوزه تاریخ شفاهی و خاطره‌نویسی دفاع مقدس برای ثبت و ضبط آن‌ها به سراغ رفیق‌دوست رفته است تا این خاطرات را در قالب یک مجموعه دو جلدی و با عنوان «برای تاریخ می‌گویم» منتشر سازد.

درج دیدگاه های فرامرزمیرشکار در مورد واژگان فارسی در مجله we are- کلیک کنید

امروز برآنیم تا شما بزرگواران را با ریشه بسیاری از کلمات که در فرهنگ زبان زیبای ـمان کاربرد دارند آشنا کنیم. اینکه این کلمات از کجا آمده اند و چرا به این نام خوانده می شوند؟ چرا می گوییم پیچ گوشتی با اینکه می دانیم اصلا گوشتی نیست! یا اینکه پنجره در باطن به چه معناست؟ و چه جالب است بدانیم پنیر در ضمیر معنای کامل فرآیند تولید را نیز با خود دارد و … تا انتهای مطلب با ما باشید تا کمی با فرهنگ غنی واژگان پارسی آشناتر شویم.

شعر نستعلیق

ریشه واژه «آدینه»

این واژه در ایران باستان ati-ayanaka بوده است که به معنای حرکت به سویی و جمع شدن درآن نقطه می باشد

مولوی دست گیری امیرالمؤمنین علیه السلام را در قصه راهنمایی زنی که کودکش بر روی ناودان رفته بود، چنین بیان می کند:

یک زنی آمد به پیش مرتضی گفت: شد بر ناودان طفلی مرا
گرش می خوانم نمی آید به دست ور هِلَم ترسم که افتد او به پست
نیست عاقل تا که دریابد چو ما گر بگویم کز خطر سوی من آ
هم اشارت را نمی داند به دست ور بداند نشنود این هم بد است
از برای حق شمایید، ای مهان دستگیر این جهان و آن جهان
زود درمان کن که می لرزد دلم که به درد از میوه دل بِسکَلَم
گفت: طفلی را برآور هم به بام تا ببیند جنس خود را آن غلام
سوی جنس آید سبک زان ناودان جنس بر جنس است عاشق جاودان
زن چنان کرد و چو دید آن طفل او جنس خود خوش خوش بدو آورد رو
سوی بام آمد ز متن ناودان جاذب هر جنس را هم جنس دان
غژ غژا آمد به سوی طفل طفل وارهید او از فتادن سوی سفل
زان بود جنس بشر پیغمبران تا به جنسیت رهند از ناودان
پس بشر فرمود خود را «مِثْلُکُم» تا به جنس آیید و کم گردید گم.

1

علی را وصف در باور نیاید

زبان هرگز ز وصفش بر نیاید


علی را قدر پیغمبرشناسد

که هرکس خویش را بهترشناسد...

نتیجه تصویری برای شیربادام

 آب+عسل+موز+مغزبادام

 

خواص:

ریزش مو، ضدخوره ، شادابی پوست، احساس شادابی وآرامش روانی

میزان مصرف:روزی دوسه بار 

 

 

گلابی و چربی خون


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

خوردن یک گلابی رسیده، ۲۰ درصد از نیاز روزانه به فیبر را تامین و به کاهش چربی خون (کلسترول) کمک می کند.

 مجموعه «ته‌ خیار» تنها مجموعه‌ای از مرادی کرمانی است که مخاطب آن بزرگسالان است البته این به آن معنی نیست که سایر گروه‌های سنی نمی‌توانند از آن استفاده کنند.این کتاب شامل ۳۰ داستان کوتاه می‌شود که با زبانی ساده زندگی روزمره را روایت می‌کند و عمیق‌ترین گفته‌ها را در قالب ساده‌ترین کلمات به مخاطب خود منتقل می‌کند.


    

با هم بخشی از چهار داستان این مجموعه را می‌خوانیم: 

سبک و قالب شعری مورد علاقه عرفان‌پور رباعی است، هر چند که در قالب‌های دیگر به ویژه غزل نیز اشعار گوناگونی سروده است. همین علاقه باعث شده تا ششمین مجموعه شعر او که با نام «درباره تو» منتشر شده است نیز دربرگیرنده مجموعه‌ای از تازه‌ترین رباعی‌های این شاعر جوان کشورمان باشد.
تنوع مضمونی در عین اشتراک حال و هوای عاشقانه و عارفانه در میانه تمامی اشعار، یکی از ویژگی‌های شاخص این مجموعه است که اشعار آن بنابر ذوق و سلیقه شاعر در پنج فصل با نام‌های «گل کردن گریه در گلوی دو سه ابر»، «آن نامه عاشقانه را یادت هست»، «تنهایی دسته جمعی آدم‌ها»، «از زندگی مرگ چه می‌دانی تو» و «دستی برسان به شاخه دورتری» دسته‌بندی شده است.    

 

پژوهش جدیدی که بر روی دانشجویان دانشگاه مشهور فلوریدا در رشته MBA  انجام گرفته نشان داده که عادات خواندن می تواند بر نوشتن ما تاثیر بگذارد. برای این پژوهش محققان مجموعه ای از دست نوشته های افراد بر روی نامه های آن ها را را جمع آوری کردند تا نوع و پیچیدگی آن ها را بررسی نمایند. نامه ها از این جهت انتخاب شدند که معمولا هر کس سعی می کند بهترین جملات خود را در نامه برای فرد دیگر بفرستد.

آیا حتی بر روی کاغذ راهبردی برای بهره وری از این همه سطح تماس وجود دارد؟


تا کی سخن از خسرو وشیرین گفتن

وز گفتن شعر دین و آئین خفتن

 

امروز کدام قصه دلکش باشد؟

جز قصه ی اسلام و فلسطین  سُفتن؟؟؟

ای غایب از نگاه که نادیده ام تورا

"هم دیده، هم ندیده، پسندیده‌ام تو را"

چون جان که غایب است ولی هرچه هست اوست

درهربُتی که جلوه کنی دیده ام تورا

تویوسف منی و من رفته سوی چشم

باهرنسیم خاطره بوئیده ام تورا

ای گل که دست ما به تو هرگز نمی رسد 

هرجا خیال می گذرد چیده‌ام تو را

تنها به زیر روشنی ماهِ باورت

در انتظار خویش تراشیده ام تو را

چون عاشقی که جزبه جنون ره نمی برد

درگریه گریه ها همه خندیده ام تورا

حس می کنم که پیش منی وبسان باد

هرسوکه رو کنم همه بوسیده ام تورا

با آنکه  کس جواب دل من نمی دهد

دراین سکوت از همه پرسیده‌ام تو را

 
نادر ابراهیمی ... نویسنده بزرگی که آثارش همیشه پرمخاطب بوده است. کسی که هم در زمینه کتاب و هم در زمینه برنامه‌سازی تلویزیونی تجربه‌های موفقی داشته است. تجربه‌هایی ارزشمند که ارزش ثبت و ضبط شدن در تاریخ را داشته و دارند. به همین خاطر ابراهیمی با نگارش دو کتاب «ابن مشغله» و «ابوالمشاغل» سعی کرد تا تجربیات سال‌ها کار و فعالیت خود را در قالب این دو اثر، برای نسل‌های آتی باقی گذارد.
شعر نو مدت‌هاست که در میان شاعران کشور ما جایگاه ویژه‌ای پیدا کرده است. شعری که در طول سال‌های پس از تولدش دچار تغییرات مختلفی شده است و شاعران مختلفی بنا به ذوق و سلیقه خود، ابتکاراتی در انواع این قالب شعری به کار بردند.  

اما یکی از مهمترین مشکلاتی که همواره گریبانگیر این سبک شعری بوده است، استفاده از واژگان سطحی و گاهی گُنگ در این سبک بوده است. معضلی که نمود آن را در شعرهایی که به نام این سبک در چند سال گذشته منتشر شده‌اند، بیشتر دیده می‌شود. مشکلی که «عبدالرضا رضایی نیا» شاعر خوب همدوره ما برای دوری از آن تلاش کرده است تا بتواند با استفاده از جملاتی پرمغز و گیرا زنجیره‌ای مفاهیم ارزشمند و زیبا را در قالب شعر نو به مخاطبش ارائه کند.

کتاب‌های خاطرات خبرنگاران از جمله صادقانه‌ترین آثاری است که به بازگویی تاریخ در قالب بیان خاطرات شخصی می‌پردازند. کتاب‌هایی که به واسطه مشی حقیقت‌جوی نویسندگان خود، معمولا با قلمی روان و البته ادبیاتی شفاف و صریح روایت می‌شوند تا بتوانند بخشی از تاریخ را که نویسنده اثر به طور مستقیم شاهد آن بوده را برای مخاطب خود نقل کنند.          

«خیابان ۴۲» از جمله این آثار است که مرتضی غرقی خبرنگاران با سابقه واحد مرکزی خبر از خاطرات حضور شش ساله خود در دفتر نمایندگی صدا و سیما در نیویورک نگاشته است. غرقی که در میان سال‌های ۸۳ تا ۸۹ در این مسئولیت حضور داشته، در اوج مناقشات پیرامون پرونده هسته‌ای ایران عهده‌دار اطلاع‌رسانی اخبار پیرامون تحولات و تصمیمات سران کشورها در ارتباط با این پرونده بوده است.           
نگاه دقیق نویسنده به تحولات سیاسی و تلاش او برای دستیابی به درکی عمیق از روابط دیپلماتیک میان مسئولین ایرانی حاضر در سازمان ملل و نمایندگان دیگر کشورها باعث شده تا در کنار روایت تاریخ، تحلیل‌هایی از اوضاع سیاسی حاکم بر روابط ایران و دیگر کشورها در آن روزهای سخت را بیان کند.    

کتاب‌ها و مستندهای مختلفی در داخل ایران و خارج از کشور در ارتباط با شخصیت سیدحسن نصرالله تولید شده است. «آزادترین مرد جهان» نام یکی از این آثار است که راشد جعفرپور کلوری آن را به رشته تحریر در آورده است و انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی آن را منتشر کرده است. 

این کتاب نیز همچون برخی دیگر از آثاری که در ارتباط با سیدحسن نصرالله دبیرکل حزب‌الله لبنان نوشته شده است، سعی کرده تا از بخش‌هایی از مصاحبه‌هایی که او تاکنون انجام داده برای معرفی شخصیت و عملکرد این سیدعزیز استفاده کند و البته در بخش‌های دیگر نیز به سراغ خاطرات و مصاحبه‌های بستگان و نزدیکان نصرالله رفته است و با استفاده از خاطرات آن‌ها سیر اصلی روایت زندگی او را پیش برده است.     

 دونالد ترامپ تاجر بزرگ، نویسنده، سرمایه‌گذار و مجری تلویزیون آمریکایی است که در چند وقت گذاشته به‌واسطه کاندید شدنش برای انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۶ آمریکا، بیش‌ازپیش موردتوجه قرارگرفته است.     

شهرت ترامپ، علاوه بر تجارب موفق او درزمینهٔ تجارت و همچنین تولید برنامه تلویزیونی پرمخاطب «کارآموز» که موردتوجه مخاطبان بسیار زیادی در سراسر جهان قرار گرفت، بیشتر به‌واسطه اظهارنظرهای عجیب‌وغریب این تاجر سرشناس در ارتباط با تصمیمات دولت آمریکا در حوزه بین‌الملل به‌ویژه پرونده هسته‌ای ایران است. او که می‌خواهد به‌عنوان نامزد حزب جمهوری‌خواه آمریکا در این انتخابات شرکت کند، گفته در صورت انتخاب به ریاست جمهوری آمریکا از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای جلوگیری خواهد کرد!      

بعضی کتاب‌ها خیلی زود بر سر زبان ها می‌افتد. کتاب هایی که بسیار خواندنی‌اند ولی شاید فرصت خواندن این کتاب ها را نداریم. می‌توانید بخش هایی از یک کتاب خواندنی را در این بخش بخوانید.

یکی از مهمترین جنبه‌های سخنان رهبری که متاسفانه کمتر مورد توجه قرار گرفته است، سخنان ایشان در باب مسائل اخلاقی است. این در حالی است که مباحث اخلاقی مطرح شده از سوی ایشان، امتیازات منحصربه‌فردی دارد که می‌تواند برای هر مخاطبی جذاب باشد.​
ویژگی بارز نکات اخلاقی مطرح شده از سوی ایشان آن است که در عین ریشه‌ای بودن، بسیار ساده و عملی است به نحوی که در شنونده ترس از عمل کردن به آنها ایجاد نمی‌کند. 
«۵ گفتار رهبر انقلاب در باب توبه و استغفار» یکی از کتاب‌هایی است که با نگاه به مباحث اخلاقی مطرح شده از سوی ایشان در باب استغفار و توبه گردآوری شده است. 
نکته جالب در ارتباط با این کتاب شیوه جالب خلاصه بندی مباحث مطرح شده است که با ابتکار گردآورندگان کتاب، هرکدام از فرازهای مختلف سخنان رهبری که در کتاب آمده، به صورت خلاصه شده در کنار بخش مخصوص خود آمده است، به نحوی که مخاطبان می‌توانند برای مرور سریع مطالب کتاب، به سراغ خواندن خلاصه‌های کوتاه هر بخش بروند.​
«استغفار و توبه» در ۱۱۱ صفحه و با قیمت ۳۲۰۰ تومان توسط انتشارات صهبا منتشر شده است که تاکنون دو بار تجدید چاپ شده است.
با هم بخش‌هایی از این اثر را می‌خوانیم:

پرده اول: تاثیرات اجتماعی استغفار

استغفار بنا بر آنچه که در آیات قرآن، همین‌طور بعضی از روایات، وارد شده و بنده دیده‌ام، موجب می‌شود که مشکلات زندگی انسان و جوامع باز بشود. اگر یک جامعه‌ای به گناهان خودشان توجه کنند، غافل نشوند از گناهان و خطاهایی که انجام می‌دهند و درصدد بربیایند که این گناهان را جبران کنند و از خدای متعال طلب مغفرت کنند، برکات الهی بر این جامعه سرازیر خواهد شد که در آیات متعددی این هست؛ در سوره هود در دو، سه آیه، در سوره نوح و در آیات متعدد دیگر. «وَ اَنِ استَغفِروا رَبَّکُم ثُمَّ توبوا اِلَیهِ یُمَتِّعکُم مَتاعًا حسناً» استغفار کنید، به خدا برگردید تا خدا از زندگی شما بهره مطلوب و نیک را به شما ببخشد.​

پرده اول: پشت پرده عالم

خون‌بها
شراب تلخ بیاور که وقت شیدایی‌ست
که آنچه در سر من نیست بیم رسوایی‌ست

چه غم که خلق به حسن تو عیب می‌گیرند
همیشه زخم زبان خون‌بهای زیبایی‌ست

اگر خیال تماشاست در سرت بشتاب
که آبشارم و افتادنم تماشایی‌ست

شباهت تو و من هر چه بود ثابت کرد
که فصل مشترک عشق و عقل، تنهایی‌ست

کنون اگر چه کویرم، هنوز در سر من
صدای پَر زدن مرغ‌های دریایی‌ست

 اَلا اُخْبِرُکُمْ بِما لایَقْبَلُ اللّه‏ُ عَزَّوَجَلَّ مِنَ الْعِبادِ عَمَلاً اِلاّ بِهِ؟

 فَقُلْتُ: بَلى، 

فَقالَ: 

شَهادَةُ اَنْ لااِلهَ اِلاَّ اللّه‏ُ وَاَنَّ مُحَمَّدا عَبْدُهُ (وَرَسُولُهُ)

 وَالاِْقْرارُ بِما اَمَراللّه‏،

 وَ الْوِلایَةُ لَنا، 

وَ الْبَرآئةُ مِنْ اَعْدآئِنا، 

وَالتَّسْلیمُ لَهُمْ

 والْوَرَعُ وَالاِجتِهادُ وَ الطُمَأْنینَةُ 

وَ انْتِظارُ الْقآئِمِ علیه‏السلام. 


امام صادق علیه‏السلام به راوى فرمود:

 آیا ملاک قبولى اعمال بندگان را به شما خبر دهم؟ 

راوى گفت: بله،

 امام فرمود: 

ملاک قبولى اعمال عبارتند از:  

1. شهادت این که معبودى بجز خدا نیست و حضرت محمّد صلى ‏الله ‏علیه‏ و‏آله بنده و رسول اوست. 

2. اقرار و اعتراف به دستور الهى. 

3. ولایت اهل‏بیت علیه‏السلام. 

4. برائت از دشمنان اهل‏بیت علیه‏السلام. 

5. تسلیم در مقابل اهل بیت. 

6. تقوى 

7. کوشش در راه خدا و آرامش. 

8. انتظار حضرت مهدى قائم علیه ‏السلام.

                                                                          کتاب الغیبه/نعمانی/ص۲۰۰

لَهُ غَیْبَةٌ یَرْتَدُّ فیها اَقْوامٌ وَیَثْبِتُ فیها اخَرُونَ فَیَوُذُّونَ

 وَ یُقالُ لَهُمْ: «مَتى هذَا الْوَعْدُ اِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ». 

اَما اَنَّ الصّابِرَ فى غَیْبَتِةِ عَلَى الاَْذى وَالتَّکْذیبِ

 بَمِنْزِلَةِ المجاهِدِ بِالسَّیْفِ بَیْنَ یَدَىْ‏ رَسُولِ‏ ا للّه‏ِ صلى‏ الله‏ علیه ‏و‏آله

امام حسین علیه‏ السلام فرمود:

 حضرت مهدى داراى غیبتى است که گروهى در آن مرحله مرتد مى شوند

 و گروهى ثابت قدم مى‏مانند و اظهار خشنودى مى‏کنند. 

افراد مرتد به آنها مى‏گویند: «این وعده کى خواهد بود اگر شما راستگو هستید؟» 

ولى کسى که در زمان غیبت در مقابل اذیّت و آزار و تکذیب آنها صبور باشد،

 مجاهدى است که با شمشیر در کنار رسول خدا صلى ‏الله ‏علیه‏ و‏آله جهاد کرده است.

                                                                        بحار/ج۵۱/ص۱۳۳

طُوبى لِشیعَتِنَا الْمُتَمَسِّکینَ بِحُبِّنا فى غَیْبَةِ قائِمنا اَلثّابِتینَ عَلى مُوالاتِنا وَالْبَرآئَةِ مِنْ اَعْدآئِنا

 اُولئِکَ مِنّا وَ نَحْنُ مِنْهُمْ وَ قَدْ رَضُوا بِنا اَئِمَّةً وَ رَضینا بِهِمْ شیعَةً 

وَ طُوبى لَهُمْ، هُمْ وَاللّه‏ِ مَعَنا فى دَرَجَتِنا یَوْمَ الْقِیامِةِ. 


امام کاظم علیه‏ السلام فرمود: 

خوشا برپیروان ما که در زمان غیبت قائم ما به دوستى ما چنگ مى ‏زنند

 و در دوستى ما و برائت از دشمنان ما استوارند

 آنها از ما و ما از آنها هستیم، 

آنها به پیشوائى ما راضى شدند و ما هم به شیعه بودن آنها راضى وخشنودیم

 و خوشا به حال آنها، به خدا قسـم آنها در روز قیامت با ما و مرتبه ما هستند.

 بحار/ج۵۱/ص۱۵۱

ازامام علی علیه السلام

 از تفسیر«لا حول و لا قوه الا بالله»پرسیدند:

فرمودند: 

لا حول عن معاصی الله الابعصمه الله، 

و لا قوه لنا علی طاعه الله الابعون الله

       جلد پنجم کتاب شریف «بحار الانوار»، صفحه 75   

قالَ اَبُو عَبْدِاللّه‏ِ علیه‏السلام : 

یا زُرارَةُ! اِنْ اَدْرَکْتَ ذلِکَ الزَّمانَ فَاْلزِمْ هذَا الدُّعآءَ:

 اَللّهُمَّ عَرِّفْنى نَفْسَکَ،

 فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى نَفْسَکَ لَمْ اَعْرِفْ نَبِیَّکَ، 

اَللّهُمَّ عَرِّفْنى رَسُولَکَ 

فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى رَسُولَکَ لَمْ اَعْرِفْ، حُجَّتَکَ، 

اَللّهُمَّ عَرِّفْنى حُجَّتَکَ فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دینى. 


امام صادق علیه‏السلام به زُراره فرمود: 

اگر زمان غیبت را درک کردى، این دعا را همیشه داشته باش: 

خدایا، خودت را به من بشناسان، چون اگر خودت را به من نشناسانى، پیامبرت را نخواهم شناخت، 

خدایا رسول خود را به مـن معرّفى کن چون اگر رسول تو را نشناسم، حجّت تو را نخواهم شناخت،

 خدایا حجّت خود را به من معّرفى کن زیرا اگر حجّت تو را نشناسم از دین خود گمراه شده‏ام.

بحار/ج۵۲/ص ۱۴۶

دوش دیدم کرده پنهان زیر هر برگش ،خُمی

در مفاتیح الجنانش شیخ عباس قمی


بادام: درمان سردرد

  بجاى ٢ عدد آسپیرین ١٠-١٢ عدد بادام بخورید.

خواص تخم شربتی برای لاغری

استفاده از تخم شربت در محلول آب یکی از بهترین مواد برای کم کردن وزن است. دانه‌ های ژلاتینی تخم شربتی بدون آنکه کالری داشته باشد تا مدت‌ ها فرد را سیر نگه می‌ دارد و به جای خوردن داروهای زیان آور برای کم کردن اشتها، می‌توان از تخم شربتی استفاده کرد.

رسول خدا (ص) فرمود: 

در شب معراج دو لوح را دیدم ، که در یک لوح سوره حمد و در لوح دیگر کل قرآن قرار داشت که سه نور از آن می درخشید . 

پس گفتم ای جبرئیل این نور چیست؟ 

جبرئیل در جواب گفت : آن سه نور یکی سوره توحید و یکی سوره یاسین و دیگری آیه الکرسی می باشد.

 شیخ طوسی در کتاب امالی خود آورده که گفته است: راوی می‌گوید از حضرت علی (ع) شنیدم که می‌فرمود: باور نمی‌کنم که کسی اسلام را فهمیده و یا در اسلام متولد شده باشد و سیاهی شب را به صبح پیوند زند و این آیه (آیه الکرسی)را نخواند، عرض کردم منظور از سیاهی شب چیست؟ فرمود: یعنی نیمه شب، آن گاه فرمود: اگر بدانید این ایه چیست و یا در این ایه چیست، در هیچ حالی آن را ترک نخواهید کرد.

امام کاظم علیه السلام  فرمودند: از بعضی پدران بزرگوارم شنیدم که:

 کسی داشت سوره حمد را می خواند پس حضرت فرمود: هم شکر خدا را به جای آورد و هم به پاداش رسید. 

بعد حضرت شنید که سوره توحید می خواند فرمود: ایمان آورد و ایمنی به دست آورد 

و سپس شنید که سوره قدر می خواند فرمود: راست گفت و آمرزیده شد

 و بعد شنید که آیت الکرسی می خواند فرمود: خداوند خالق امان نامه برایش فرو فرستاد.


باغ غم کز خودنهادی یادگاری

می کنم هردم بیادت آبیاری

 

اشک می ریزم ولی شادم که ازتست

تا ابد این چشمه ی جوشنده جاری

 

هرطرف رانده سپاه غم پی تو

پادشاه سرزمین بی قراری

 

ازقفس گیرم مرا آزاد کردند

درغمت تاکی بخواند این قناری

تربیت هرچه باشد قطعاً دوچیز نیست:

یک: با خشونت همراه نیست.

شمااگر به رافت وقاطعیت آراسته باشید هیچگاه نیازی به اعمال خشونت و زور ندارید.

حضرت علی علیه السلام می فرمایند: لا ادبَ معَ الغَضًب...هیچگاه نمی توان با خشم کسی را ادب کرد...

دو :تعطیل بردارنیست.

پسر لقمان به پدرش گفت: پدرجان هرچه می گویی دل باز هم قفل است وچیزی در آن نمی رود.

لقمان گفت: آن قدر می گویم که قفل دلت بشکند...این یعنی: تربیت تعطیل بردار نیست...

فرامرزمیرشکار/نشست تفسیری دارالقرآن الکریم صدر-95/3/12


 پوزیتیویسم، از POSITIVE به معنای  مثبت،و اثبات گرایی می‌باشد. واصطلاحی فلسفی است که بر اساس آن، تنها روش معتبر تحقیق و شناخت، روش علمی تجربی دانسته می‌شود. 
  اولین بار در تاریخ علوم، این اصطلاح را آگوست کنت فیلسوف و جامعه شناسی فرانسوی به کار برد.

آگوست کنت برای فکر شر 3 مرحله قایل بود:
نخست: مرحله الهی که علل پیدایش و وقوع حوادث به علل ماورایی و الهی نسبت داده می‌شود ؛
دوم: مرحله فلسفی که علت حوادث را در جوهر نامرئی و طبیعت اشیا مثل نیروهای مشاهده ناپذیر مادی و ذرات نادیدنی نهفته می دانست؛
سوم: مرحله علمی که به جای جستجو از چرایی پدیده‌ها به چگونگی پیدایش پدیده‌ها و روابط آنها با یکدیگر می‌پردازد؛ مرحله سوم را همان مرحله اثباتی و تحقیقی می‌دانست.

پوزیتیویسم، به سطح عالم و ظاهر عالم می پردازد وکاری به غیب وباطن عالم ندارد وبه نوعی در نحوه شناخت هستی تنها متکی به تجربه بشریست ونقش خداوند را در پرورش عالم منکر می گردد.به نوعی می توان پوزیتیویسم را نوعی کفرعلمی که منکر دریافت حقایق از طریق وحی ورسالت می باشد تعبیرکرد.

آن ثروتی که سور نگردد چه فایده ؟

آن دانشی که نور نگردد چه فایده؟


صدها هزارسال کتاب ومطالعه

نادانی ای که دور نگردد چه فایده؟


فرامرزمیرشکار-خرداد95

 آیت‌الله محمد ناصری  با اشاره به رساله حقوق امام سجاد اظهار کرد: فرزندان در روز قیامت می‌توانند برای اسم خود والدین را مورد مؤاخذه قرار دهند.

وی ضمن تأکید بر لزوم انتخاب اسم نیکو برای فرزندان از سوی والدین تصریح کرد: اسم بر روی مسمی اثر می‌گذارد و به همین علت است که توصیه می‌شود از اسماء ائمه معصومین که از آسمان نازل شده است برای فرزندان استفاده شود و اینکه عده‌ای برای حل مشکلات و معضلات خود اقدام به تغییر نام خود می‌کنند هیچ سندیتی در روایات اسلامی ندارد.

استاد اخلاق و عرفان حوزه علمیه اصفهان در ادامه افزود: کسانی که مروج تغییر اسم برای حل معضلات و مشکلات هستند به دنبال کسب منفعت و درآمد هستند و این مسائل هیچ ریشه‌ای در اسلام ندارد ضمن اینکه معمولا این افراد توصیه به تغییر اسامی اشخاصی می‌کنند که نام آنها از اسماء ائمه می‌باشد.

وی بیان کرد: حقوق در خانواده یک طرفه نیست بلکه اولاد هم حقوقی برگردن والدین دارند که اولین این حقوق نامگذاری است و وظیفه والدین است که نامی نیکو برای فرزندان خود انتخاب کنند و این نامگذاری قطعا بر زندگی آنها تأثیرگذار است.

مسئله 18- در زمانى که در اعلمیّتِ مجتهدین اختلاف باشد یا مجتهدِ اعلم وجود نداشته باشد، مکلّف مى‏‌تواند از هر مجتهدِ جامع‌‌الشّرایطى تقلید کند. همچنین در چنین شرایطى از دو مرجع و یا بیشتر مى‏‌شود تقلید کرد و رجوع از مرجعى به مرجع دیگر نیز جایز است.

منبع: اینجا را کلیک نمایید.

->