فرامرز میرشکار مبارکه

نویسنده،شاعر،مدرس تفسیرقرآن کریم،کارشناس ارشدمدیریت اموزشی

فرامرز میرشکار مبارکه

نویسنده،شاعر،مدرس تفسیرقرآن کریم،کارشناس ارشدمدیریت اموزشی

۹ مطلب در آبان ۱۳۹۴ ثبت شده است

آیت‌الله حسن رمضانی، استاد علوم عقلی نقل می‌کنند که علامه حسن‌زاده درباره علامه طباطبایی می‌گفتند که ایشان باورشان شده بود که در دنیای دیگر خبری است، ما ممکن است بر اساس یک مجموعه مبانی و مقدمات نسبت به برخی حقایق پایبند باشیم و اعتقاد پیدا کنیم اما اینکه باور صریح داشته باشیم، بحث متفاوتی است، علامه طباطبایی چنین باوری را داشتند.

لذا زمانی که علامه طباطبایی سخن از ابدیت می‌زنند و می‌گویند که "ما هستیم که هستیم" یعنی اگر هرطورهستیم همان طور هستیم اگرپاک، خوب و ساخته شده باشیم تا ابد همین طور هستیم و اگر خدایی نکرده منحرف باشیم تا ابد نیز همین طور خواهیم بود و با آن دست و پنجه نرم می‌کنیم.

علامه حسن‌زاده نقل می‌کنند که ایشان زمانی به این سخن می‌رسیدند اشک می‌ریختند و از هیچ کس هم خجالت نمی‌کشیدند و حالت هراس و وحشت از دلشان حس می‌شد که وضع ما چگونه است و چطور می‌خواهیم برویم! بنابراین ایشان یک انسان آن سویی به تمام معنا بودند.

 قالَ الصادق علیه السلام 

مَنْ زارَ اَخاهُ فِى اللّهِ،

قالَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ:

 اِیّاىَ زُرْتَ وَثَوابُکَ عَلَىَّ وَلَسْتُ اَرْضى لَکَ ثَوابا دُونَ الْجَنَّةِ

اصول کافی3/255

ترجمه منظوم از :فرامرزمیرشکار

گویند:خدا جواب هرکس که بگفت

ازبهرخدا در پی یارم بروم ...

گویدکه: ثواب تست برمن ای دوست

ازبهرتوجز بهشت راضی  نشوم

بِسْمِ ٱللَّـهِ ٱلرَّحْمَـٰنِ ٱلرَّحِیمِ

قُلْ هُوَ ٱللَّـهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ ٱللَّـهُ ٱلصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُن لَّهُۥ کُفُوًا أَحَدٌۢ ﴿٤﴾

ترجمه منظوم از:فرامرزمیرشکار

آواز برآور که یگانه است خدای

وَز هرچه نیاز است خدای است جدای

نه زاده و نه کسی وِرا زائیده

هرگز نَبُوَد کسی برایش همتای



دریافت

صریم: ریگستانی سیاه سوخته وبی میوه وبی درخت

ترجمه فرامرزمیرشکارمبارکه

حجم: 324 کیلوبایت
حضرت محمد صلی الله علیه و آله :

مَن أَرادَ أن تُستَجابَ دَعوَتُهُ و َأَن تُکشَفَ کُربَتُهُ فَلیُفَرِّج عَن مُعسِرٍ؛

هر کس مى خواهد دعایش مستجاب شود و غمش از بین برود باید گره از کار گرفتارى باز کند.

نهج الفصاحه ص 759 ، ح 2961

امام سجاد علیه السلام :

مَنْ لَمْ یَرْجُ النَّاسَ فِی شَیْ‏ءٍ وَ رَدَّ أَمْرَهُ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ فِی جَمِیعِ أُمُورِهِ اسْتَجَابَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ لَهُ فِی کُلِّ شَیْ‏ء

اگرکسی در هیچ کارى به مردم امید نبندد و همه کارهاى خود را به خداى عز و جل واگذارد،

خداوند هر خواسته اى که او داشته باشد اجابت کند.

کافى(ط-الاسلامیه) ج 2 ، ص 148، ح 3

وقتی زن، کارنامه پسر کوچکشان را به مرد نشان داد، تا آن وقت باور نکرده بود که روزی می شود از معدل بیست هم نفرت داشت. زن آهسته قول مرد را یادآوری کرد؛ دوچرخه کهنه ای که باید جایزه می داد. مرد به دست های خالی اش خیره شد و به غروری که مدت ها پیش به حراج گذاشته بود. از خودش و زمانه دلش گرفت. سهراب هم از راه رسید، کارنامه را که در دست پدر دید، خندان خودش را در آغوش او انداخت. مرد که هنوز در آتش می سوخت، سهراب ده ساله را از خود راند و به سویی پرت کرد. پسِ سر پسرک، بی دریغ سرخی خون خود را به لب تاقچه داد. سهراب برای همیشه از پدر قهر کرد و به خانه خودش رفت، اورا سر دست بردند...

خیال نیست این، حاصل توهمات یک نویسنده نیست، قصه شاه و پری هم نیست، همین جاست، این خانه و خیابان، کنار همین ساختمان، کنار همین برج های سفید، کنار همین قلب های سیاه.

فقر، توان سوز و جان فرساست؛ چونان سایه دهشتناکی که روز شادکامی را به شب سیاهی پیوند می زند؛ چونان رهزنی که بی رحمانه بر زن و مرد و پیر و جوان و بزرگ و کودک هجوم می آورد و آنان را چون دژخیمی شقاوت پیشه شکنجه می کند. فقر، دزد لبخندهاست، غارتگر شادی ها، و دشمن پر خشم عاطفه ها و مهرورزی ها. فقر، سلامت سوز است و اندوه زا، مرارت آور است و رنجْ سوغات. فقرْ نداری، بدبختی و تلخ کامی است. فقر، قصه بلند بسیاری از غصه هاست.

 مولای متقیان حضرت علی علیه السلام مرگ و آرمیدن در بستر خاک را بهتر از فقر می داند و حتی از فقر با عنوان «مرگ بزرگ» نام می برد. امام باقر علیه السلام هم در دعایی فرموده است: «خدایا! به من چندان روزی مده که سرکش و گستاخ شوم، و به فقر نیز گرفتارم مساز که بدبخت گردم». امام صادق علیه السلام نیز در تلخ کامی فقر، سخن لقمان حکیم را به فرزندش یادآور می شود که: «همه تلخی ها را چشیدم و هیچ چیزی کامم را تلخ تر از فقر نکرد».

->