فرامرز میرشکار مبارکه

نویسنده،شاعر،مدرس تفسیرقرآن کریم،کارشناس ارشدمدیریت اموزشی

فرامرز میرشکار مبارکه

نویسنده،شاعر،مدرس تفسیرقرآن کریم،کارشناس ارشدمدیریت اموزشی

۴۴ مطلب در تیر ۱۳۹۵ ثبت شده است

شیوه نگارشی این کتاب همچون دیگر کتاب‌های استاد پناهیان است که در عین اینکه تمامی بندهای ارائه شده در کتاب دارای استقلال معنایی هستند، با یکدیگر پیوندی دارند که نشان از نوعی خلاصه‌گویی دارد. در واقع نویسنده کتاب تصمیم بر استفاده از این شیوه خاص نگارشی داشته تا بتواند از طریق کم حجم نوشتن مطالب نتایج عمیق‌تری در ذهن خوانندگان اثر ایجاد کند.  

یکی از سوالات متداول در ارتباط با سیره عملی اهل بیت(ع)، چگونگی بهره‌گرفتن از این برخوردهای عملی در زندگی انسان قرن بیست‌ویکم در جهت هرچه بهتر شدن زندگی اوست. موضوعی که در اکثر کتاب‌هایی که در ارتباط با سیره عملی اهل بیت(ع) منتشر شده، توجه چندانی به آن نشده است. این در حالی است که دسته بندی مطالب بیان شده در این زمینه و بیان آن برای مردم، می‌تواند بسیاری از مشکلات زندگی بشر امروز را حل کند

نیکلاس کار با نگارش کتاب «کم‌عمق‌ها»  در بخش‌های مختلف این کتاب به بررسی فیزیولوژی مغز، 65کارکرد حافظه، تاریخچه فناوری‌های فکری، نقش موتورهای جستجوی و به‌خصوص شرکت گوگل و دیگر موارد مرتبط می‌پردازد تا بتواند دلیل و نحوه تأثیر این فناوری را بر تفکر بشر نشان دهد. این تحقیق درنهایت به یک نتیجه قابل‌توجه می‌رسد؛ نتیجه‌ای که نویسنده با زیرکی آن را برای عنوان‌بندی کتابش استفاده کرده است تا نشان دهد که ماحصل تحقیقش در ارتباط با تأثیر اینترنت بر مغز پاسخی بر این سؤال است که ریشه بی‌حوصلگی مردم قرن بیست و یکم در هنگام مطالعه چیست و چرا عموم مردمِ قرن بیست و یکم، سطحی‌تر از گذشته مطالعه می‌کنند و بااینکه حجم بیشتری از اطلاعات در دسترسشان است، کم‌عمق‌تر شده‌اند.

قرآن کریم "الله محور " است .همه چیز در قرآن به معرفت خداوند وشناخت محبوب های او  برای نزدیکی به آن محبوب ها وهشدار به مبغوض های الهی دور می زند. قرآن کتاب رسیدن به خداست ولاغیر... هرکه به خدا رسیدبه همه چیز رسیده است وهرکس به اونرسیدبه هیچ چیزنرسیده است.قرآن ، کتاب تکیه بر خداوند وبریدن از غیراوست. کارمفسر قرآن کریم تبیین این الله محوری در شئونات زندگی مخاطب است به گونه ای که جز خدا نبیندوجزخدا، نیت نکند وجزبرای خدا کاری نکند ...                                                                 فرامرزمیرشکار-20تیر95

تفسیر و تأویل

گروهى از قرآن پژوهان تفسیر و تأویل را مترادف مى دانند و عده اى دیگر تأویل را به معناى خلاف ظاهر الفاظ دانسته اند و برخى از مفسران تفسیر را از سنخ معانى الفاظ و تأویل را به معناى حقیقت قرآن معرفى کرده اند حقیقتى که از سنخ معانى الفاظ نیست و نمى توان از لفظ به آن پى برد و… . اینک به تعریف این دو اصطلاح از دیدگاه امام مى پردازیم و سپس آن دو را با هم مى سنجیم.

 

تعریف تفسیر

تفسیر قرآن از نظر امام عبارت است از شرح مقاصد قرآنى و مقصود خداوند و به طور کلى معناى تفسیر کتاب آن است که شرح مقاصد آن کتاب را بنماید و نظر مهم آن به بیان منظور صاحب کتاب باشد. بر اساس همین تعریف امام از مفسر انتظار دارد:

(باید مفسر در هر قصه از قصص آن بلکه هر آیه از آیات آن جهت اهتداء به عالم غیب و حیث راه نمایى به طرق سعادت و سلوک طریق معرفت و انسانیت را به متعلم بفهماند. مفسر وقتى (مقصد) از نزول را به ما فهماند مفسر است نه (سبب) نزول به آن طور که در تفاسیر وارد است… بالجمله کتاب خدا کتاب معرفت و اخلاق و دعوت به سعادت و کمال است; 

در قرن معاصر قرآن پژوهان و مفسران بسیارى به سراغ فهم قرآن شتافته اند اما در این میان آنان که با اطلاعات گسترده تر و تجربه هاى بیشترى به ساحت قرآن رو آورده اند موفق تر از دیگران بوده اند.

امام خمینى به عنوان یک فقیه عارف فیلسوف مصلح اجتماعى و رهبر سیاسى هر چند در زمینه علوم قرآنى اثر مستقلى از خویش به یادگار نگذاشته است اما در میان نوشته ها و گفته هاى ایشان مسائل و نکاتى درباره قرآن وجود دارد که دقت جامع نگرى و ژرف اندیشى ایشان را نشان مى دهد.این نوشتار که با هدف ارائه دیدگاه هاى امام در زمینه علوم قرآنى سامان یافته است مى کوشد تا مباحث و مسائل قرآنى را که در آثار امام وجود دارد گردآورد.

دانشمندان و اهل فضیلت و عارفان و اهل فلسفه با همه فضایل و با همه دانش ارجمندشان آنچه از آن جلوه تام حق دریافت کرده اند در حجاب وجود خود و در آینه محدود نفسانیت خویش است و مولا (امیرالمومنین علی علیه السلام )غیر از آن است .

جرج جرداق درباره راز عدم نوشتن در باره شخصیت دیگری غیر از علی علیه السلام سخن می‌گوید و بیان می‌کند: عده‌ای از مردم کشورهای حوزه خلیج فارس و مصر به من پیشنهاد می‌کردند که مثلا در مورد عمر و یا دیگران بنویسم... اما من نپذیرفتم نه به این خاطر که بخواهم بگویم عمر و یا کس دیگری بد است نه اصلا اینطور نبود بلکه من پس از علی علیه اسلام کسی را شایسته نوشتن ندیدم و تصمیم گرفتم که جز در مورد علی(ع) ننویسم.

 ابن ابى‌الحدید یکی از شارحان معروفِ معتزلیِ نهج‌البلاغه  می‌گوید: «او پیشواى فصحاء و استاد بلغاء است و در شأن کلامش گفته‏ اند از سخن خدا فروتر و از سخن مردمان فراتر است و تمام فصحاء، فن خطابه و سخنورى را از سخنان و خطبه‌های او آموخته‌‏اند. براى اثبات درجه ‏اعلاى فصاحت و بلاغت او همین نهج‌البلاغه که من به شرحش اقدام می‌نمایم، کافى است که هیچ یک از فصحاى صحابه یک دهم آن، حتى نصف یک دهم آن را نمی‌‏توانند تدوین کنند.»

شیخ محمد عبدُه از علمای سنی مصری و شارح نهج‏‌البلاغه می ‏گوید: «همه‏ دانشمندان و آگاهان این زبان معتقدند، سخن علی(ع) بعد از کلام خداوند تعالی و پیامبرش، برترین و بلیغ‏‌ترین؛ در جوهر و مایه، پربارترین؛ در شیوه و سبک، بلندترین و در معنا، جامع‏‌ترین کلام است.»

نرسیسیان، از دانشمندان مسیحی  درباره علی(ع) چنین می‌گوید: «اگر این خطیب بزرگ (علی(ع)) در عصر ما هم اکنون بر منبر کوفه پا می ‏نهاد، می‏‌دیدید که مسجد کوفه با آن پهناوری‌اش از سران و بزرگان اروپا موج می‏زد، می‌‏آمدند تا از دریای سرریز دانشش، روحشان را سیراب کنند.»

لامنس مستشرق معروف بلژیکی هم در وصف عظمت امام(ع) چنین می‌نویسد: 

«برای عظمت علی(ع) همین بس که تمام اخبار و تواریخ علمی اسلامی، از او سرچشمه می‌گیرد. او حافظه و قوه شگفت‌انگیزی داشته است. همه علما و دانشمندان، اخبار احادیث خود را برای وثوق و اعتبار به او می‌رسانند. علمای اسلام از موافق و مخالف، از دوست و دشمن، مفتخرند که گفتار خود را به علی(ع) مستند دارند، چون گفتار او حجیت قطعی داشت و او باب مدینه علم بود و با روح کلی پیوستگی تام داشت.»

روکس عزیزی از ادیبان برجسته مسیحی می‌گوید: 

«اسلام در مسائل مختلف فقیه‌تر از علی(ع) را به خود ندیده است... علی(ع) عالم به تورات و انجیل و قرآن بود.»  

1. ابن ابی الحدید می‌گوید: 

«انّ سطراً واحداً من نهج البلاغه یساوی ألف سطر من کلام ابن نباته و هو الخطیب الفاضل الذی اتّفق الناس علی أنه أوحد عصره فی فنّه»؛[1] 

یک سطر از نهج البلاغه برابر با هزار سطر از کلام ابن نباته است که به اتفاق دانشمندان خطیبی فاضل و در فن خود یگانة عصر خویش بوده است. 


2. دکتر زکی مبارک می‌گوید: 

«لامفرّ من الإعتراف بإنّ نهج البلاغه له اصول و الّا فهو شاهد علی أن الشیعة کانوا من أقدر الناس علی صناعة الکلام البلیغ»؛[2] 

چاره‌ای نیست جز این که باید اعتراف کنیم نهج البلاغه اصالت دارد و از اصلی معتبر نقل شده است و گرنه باید بگوییم، شیعه تواناترین مردم جهان در ساختن کلام بلیغ است. 

وقتی از اسقف اعظم سابق روم ارتدوکس «الیاس چهارم» درباره برجسته ترین آثار ادبی مورد علاقه اش پرسیدند

 پاسخ داد: 

« قرآن و نهج البلاغه را دوست دارم.» 

داشتن ثروت حق طبیعی هر انسانی است. هیچ انسانی بدون در اختیار داشتن پول نمی‌تواند به بالاترین رشد روحی و استعدادهای خود برسد. ثروت امکانات کافی را برای یک زندگی پر بار دراختیار بشر قرار می‌دهد. ما برای یک زندگی مفید می‌بایستی به سه جنبه یعنی جسم، ذهن و روح توجه کامل نماییم. رسیدگی به این سه جنبه بسیارمهم است ونمی شود مثلاً فقط به روح و یا به جسم توجه نمود. داشتن جسم سالم وشاداب نیازمند داشتن ثروت برای غذا، پوشاک، مسکن و…. است. مطالعه کتاب، دیدن آثار هنری ودوستان متفکرذهن را در شرایط مناسب قرار می دهدو بالاخره بالاترین سعادت روحی در انسان زمانی است که بهترین هدیه را می‌دهد. آنی‌ترین تجلی عشق در بخشش است و داشتن ثروت لازمه این تجربه است.

 

محسن رفیق‌دوست نقش بسیار پررنگی در تاسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و پس از آن در مدیریت بنیاد جانبازان و مستضعفان داشته است. رفیق‌دوست به واسطه حضور پررنگش در مسئولیت‌های مختلف و ارتباط گسترده با عناصر و طیف‌های گوناگون از نیروهای انقلابی، خاطرات زیادی از حوادث پس از انقلاب اسلامی دارد. به همین خاطر است که رفیق‌دوست به عنوان شخصیتی جامع الاطراف خاطراتی خواندنی و جالب از سال‌های انقلاب دارد. خاطراتی که اولین بار سعید علامیان، نویسنده و پژوهشگر حوزه تاریخ شفاهی و خاطره‌نویسی دفاع مقدس برای ثبت و ضبط آن‌ها به سراغ رفیق‌دوست رفته است تا این خاطرات را در قالب یک مجموعه دو جلدی و با عنوان «برای تاریخ می‌گویم» منتشر سازد.

هیچ‌کدام از ما دوست نداریم به خاطر از کار افتادن ناگهانی اتومبیل‌مان دیر به محل کار یا یک جلسه‌ی مهم برسیم. دلیل این از کار افتادن به احتمال زیاد یکی از کارهایی است که شما انجام داده و به خودروی خود آسیب می‌رسانید. در ادامه ی این مقاله به ۳۰ مورد از این کارهای مضر اشاره می کنیم.

تعمیر خودرو

۱- نگه داشتن پدال ترمز در هنگام عبور از دست اندازها: این کار فشار زیادی را به سیستم فنربندی، اکسل و سیستم ترمز اتومبیل وارد می‌کند و نحوه صحیح رد شدن از دست انداز به این صورت است که باید طوری برنامه ریزی کنیم که تا قبل از رسیدن به دست انداز سرعت را کم کرده باشیم و در هنگام عبور از دست انداز ترمز به هیچ عنوان درگیر نباشد.

۲- بالا کشیدن ترمز دستی بدون نگه داشتن کلید آن: چندی پیش در انگلیس دیدم که دوستم زمانی که می‌خواهد ترمز دستی را بالا بکشد دکمه آن را فشار می‌دهد و سپس آن را بالا می‌کشد از او پرسیدم دلیل این کارت چیه؟ گفتش اولین باری که برای امتحان رانندگی رفته بودم سر همین کشیدن ترمز دستی منو رد کردن و برای همه خنده دار بود که می‌گفتم تو ایران همه اینطوری ترمز دستی رو می‌کشن و بعدا متوجه شدم که انگلیسی‌ها به این دکمه کلاچ ترمز دستی میگویند و تا زمانی که کلاچ ترمز دستی را نگرفتی نباید آن را بالا بکشی بعدا خودم هم از تعدادی از دوستانم که مکانیک را به صورت علمی میدانند گفتند که کشیدن ترمز دستی بدون نگه داشتن کلید آن باعث خرابی چرخ دنده‌های آن و وارد آمدن فشار بیش از حد به سیم ترمز دستی میشود (خدا رو شکر خودم این عادت رو ترک کردم و ترمز دستی رو درست بالا می‌کشم)

۳- عدم تعویض به موقع روغن گیربکس: در همین تیونینگ تاک به کرات دیده شده که افرادی خودروشان ۱۵۰ هزار کیلومتر یا بیشتر کار کرده و وقتی هم ازشان میپرسی واسکازین را تا به حال تعویض کردی میگویند مگر واسکازین هم نیاز به تعویض دارد؟ در جواب باید گفت بله واسکازین نیز مانند روغن‌های دیگر نیاز به تعویض دارد که تعویض به موقع آن باعث روان کارکردن گیربکس،سلامت گیربکس و…میشود کیلومتر تعویض آن بستگی به نوع روغن و گیربکس اتومبیل و شرایط کارکرد آن دارد

۴- تعویض یکبار در میان فیلتر روغن: گاهی دیده شده که افراد فیلتر روغن را یک بار در میان تعویض میکنند و اکثرا همین افراد از فیلتر‌های با کیفیت پایین استفاده میکنند.ابن کار باعث میشود فیلتر عمل تصویه را نتواند به صورت کامل انجام دهد و منجر به آسیب‌های جدی به موتور اتومبیل میشود که بعدا متوجه میشویم اگر هربار فیلتر را عوض میکردیم و فیلتر مناسب جایگزین می‌کردیم چقدر از هزینه تعمیر موتور و صرف وقت جلوگیری میشد

۵- درجا گرم کردن ماشین به مدت طولانی: این کار نه تنها مفید نیست بلکه ضرر زیادی هم به موتور وارد می‌آورد درجا کارکردن بیش از حد باعث گرم شدن بیش از حد منبع اگزوز میشود و این گرما به موتور منتقل میشد که به نوبه خود برای موتور ضرر دارد. در زمستان بهتر است نهایتا یک دقیقه ماشین درجا کارکند سپس چند کیلومتر اولیه تا گرم شدن ماشین در حد مطلوب را با سرعت پایین طی کرد.

۶- پایین آوردن شیشه به جای استفاده کردن از کولر دراتوبان: چندی پیش یک آزمایش در مجله auto crose انگلستان انجام شد و نشاد داد اگر یک اتومبیل در اتوبان کولرش روی درجه یک فن روشن باشد مصرف سوختش از خودرویی که شیشه راننده آن ۴۰ درصد باز است کمتر است.

۷- خلاص نکردن دنده پشت چراغ قرمز و ترافیک: این کار باعث وارد آمدن فشار مضاعف روی دوشاخه کلاچ و گیربکس و.. میشود.

۸- گرفتن ترمز و کلاچ به صورت همزمان برای نگه داشتن خودرو: این کار خود باعث این میشود که متراژ ترمز افزایش پیدا کند زیرا زمانی که کلاچ درگیر است از نیروی ترمزی موتور نیز استفاده میشود و زمانی که کلاچ و ترمز باهم فشار داده میشود خود باعث دیرتر ایستادن خودرو میشود بهترین کار این است که ترمز را فشار داده وقبل از اینکه خودرو به لرزش بی افتد کلاچ را بگیریم.

۹- با سرعت پایین در لاین سرعت حرکت کردن و بالعکس:بسیار دیده شده که رانندگانی با سرعت‌های بسیار پایین در لاین سرعت حرکت میکندد و در عوض رانندگانی با سرعت‌های زیاد در لاین‌های کناری حرکت میکنند که هر دو باعث ایجاد خطرات جبرا ن نا پذیری میشوند.

۱۰- ریختن آب لوله کشی داخل رادیاتور: این کار باعث به وجود آمدن رسوبات فراوان در رادیاتور و واتر پمپ و موتور میشود و بسیار دیده شده که حتی باعث سوختن واشر سر سیلندر هم شده. بهترین کار این است که آب را جوشانده و بگزاریم تا سرد شود و دوباره آن را بجوشانیم هرچه دفعات سرد شدن وجوشاندن بیشتر شود آب سالم تر میشود فقط دقت کنید که بعد از سرد شدن رسوبات در ته ظرف است پس از ریخت ته آب به داخل رادیاتور خود داری کنید البته مایع‌های آماده هم در بازار هست که خوب روش اول قابل اطمینان تر است.

۱۱- ریختن آب لوله کشی داخل منبع شیشه شور:این کار باعث به وجود آمدن رسوبات فراوان در منبع ، شلنگ ها، نازل و پمپ آب آن میشود برای تامین این آب هم می‌توان از روش بالا استفاده کرد البته مایع‌های آماده هم در بازار هست .

۱۲-سنگین کردن بیش از حد خودرو: پر کردن صندوق عقب با وسایلی که به آن احتیاجی نیست باعث بالا رفتن مصرف سوخت میشود حدالامکان باید خودرو خود را سبک کنیم .

۱۳- نصب باربند در مواقعی که به آن نیاز نداریم: باربند را فقط باید زمانی ببندیم که به آن احتیاج داریم زیرا وجود باربند باعث بالا رفت مصرف سوخت حداقل به میزان ۱۰ درصد میشود

۱۴- نشاندن کودک روی پای سرنشین جلوی خودرو ایربگ دار: این کار بارها دیده شده که بسیار هم خطرناک هست و در یک تصادف کوچک اگر ایربگ باز شود حتما کودک خفه خواهد شد بهتر است همیشه کودک روی صندلی مخصوص در ردیف عقب بشیند

۱۵- استفاده از بنزین معمولی در خودروهای دارای مبدل کاتالیستی: بنزین‌های معمولی موجود در کشور با اینکه روی پمپ‌ها نوشته بدون سرب اما باز هم مقدار زیادی سرب دارد که سرب موجود در آن قاتل مبدل کاتالیستی است و با توجه به اینکه بنزین سوپر کیفیت بهتری نسبت به بنزین معمولی دارد بهتر است از بنزین سوپر استفاده شود.

۱۶- دقت نکردن به سطح کیفی روغن موتور و تطبیق آن با سطح کیفی روغن توصیه شده توسط کارخانه: مثلا چند وقت پیش دیدم که فردی در موتور پراید داشت روغن توتال ۵۰۰۰ میریخت و پس از اینکه به او توضیح دادم که سطح کیفی توتال ۵۰۰۰ sj است و روغن موتور سازگار با پراید sf یا sg است در انتخاب روغن خود تجدید نظر کرد.

۱۷- استفاده از نور بالا در مه: در شرایط مه آلود استفاده از نور بالا دید را کمتر میکند در این شرایط نور خودرو باید روی نور پایین باشد و اگر خودرو مه شکن دارد باید آن را روشن کرد

۱۸- خاموش نکردن خودرو پس از طی مسافت طولانی: این کار برای ماشین‌های گازوییلی است نه بنزینی بیشتر دیده شده رانندگان صبر میکندد تا فن خودرو خاموش شود سپس موتور را خاموش میکنند این کار ضرر جدی به موتور وارد میکند کارکردن بیش از حد باعث گرم شدن بیش از حد منبع اگزوز میشود و این گرما به موتور منتقل میشد که به نوبه خود برای موتور ضرر دارد. اگر خودرو بیش از اندازه گرم باشد زمانی که اتومبیل را خاموش کنیم سیستم فن اتوماتیک روشن میماند و نیازی به روشن گذاشتن ماشین نیست

۱۹- تکیه پا به کلاچ: بسیار دیده شده رانندگانی که وقتی حتی با دنده پنج در اتوبان حرکت می‌کنند پای خود را روی کلاچ تکیه میدهند و کلاچ کورس کامل خلاصی را طی میکند و این کار باعث فشار آمدن به گیربکس میشود.

۲۰- جلو آوردن بیش از حد صندلی:خیلی از افراد (البته بیشتر خانم ها) فکر میکنند هرچه صندلی جلوتر باشد تسلط راننده بیشتر میشود و به اصطلاح دست فرمون خوب میشود. خیر اینطور نیست صندلی باید طوری باشد که راننده کاملا راحت باشد

۲۱- گاز دادن قبل از خاموش کردن خودرو: این کار قبلا در خودرو‌های کاربراتوری برای بهتر روشن شدن خودرو انجام میشد .ولی در خودرو‌های انژکتوری این کار مضر است زیرا زمانی که شما گاز میدهید وسپس سویچ را میبندید مقداری بنزین نسوخته باقی میماند که خود باعث خرابی سوزن انژکتور و بد کار کردن خودرو در هنگام استارت زدن میشود.

۲۲- گاز دادن قبل از روشن کردن خودرو انژکتوری: این کار قبلا در خودرو‌های کاربراتوری برای بهتر روشن شدن خودرو انجام میشد .ولی در خودرو‌های انژکتوری این کار بی فایده است.

۲۳- پارک کردن خودرو خلاف جهت خیابان: زمانی که شما خودرویتان را مثلا در سمت راست خیابان به صورت عکس پارک کنید اگر خدایی نکرده خودرویی با خودرو شما برخورد کند شما مقصر حادثه شناخته میشوید.

۲۴- خاموش شدن خودرو به دلیل نداشتن سوخت: این کار در بعضی اوقات باعث سوختن پمپ بنزین میشود و اصولا نباید گذاشت چراغ بنزین روشن شود زیرا رسوبات و ناخالصی‌های ته باک وارد مسیر سوخت میشود و باعث اختلال در کار پمپ بنزین؛فیلتر بنزین و نهایتا انژکتور میشود.

۲۵- رادیاتور را با آب پر می کنید: ضد یخ در رادیاتور نه تنها موتور را خنک نگه می‌دارد بلکه از خوردگی قطعات سیستم هم جلوگیری می‌کند. چون فلزات استفاده شده در موتور از عناصر مختلفی هستند (آهن، فولاد، آلومینیوم و…)، به یکدیگر واکنش نشان داده و منجر به خوردگی گالوانیک می‌شوند که در طی زمان می‌تواند به موتور آسیب برساند. ضد یخ‌های مناسب مواد ضد خوردگی در خود دارند که از خوردگی گالوانیک جلوگیری می کند. معمولا یک نسبت ۵۰/۵۰ از آب و ضدیخ برای رادیاتور استفاده می‌شود اما برای احتیاط بیشتر به دفترچه‌ راهنمای خودرو مراجعه کنید.

۲۶- به خودروی خود زمان کافی برای گرم شدن نمی دهید: روغن موتور برای جلوگیری از فرسودگی قطعات موتور ضروری است. اما در هوای سرد غلیظ و چسبناک شده و در نتیجه به خوبی عمل نمی‌کند. به عنوان یک راه حل ساده، در روزهای سرد سال پس از روشن کردن خودرو یک تا دو دقیقه به موتور زمان دهید تا گرم شود.

۲۷- در حالی که خودرو هنوز در حال عقب رفتن است دنده را عوض می‌کنید: اغلب افراد این اشتباه را انجام می‌دهند. وقتی عجله داریم و میخواهیم از پارک خارج شوید ممکن است وسوسه شوید تا قبل از توقف کامل خودرو دنده را عوض کرده و به جلو حرکت کنید. در این حالت فرق نمی کند خودرو چه سرعتی داشته باشد، به گیربکس فشار آمده و طول عمرش کاهش پیدا می‌کند.

۲۸- برای عبور از سرعتگیر ها یا چاله‌های خیابان سرعت خود را کم نمی کنید: تمام اجزای تشکیل دهنده‌ی قسمت جلوی خودروی شما کاملا تراز شده‌اند. گذر از سرعت‌گیر با سرعت بالا یا فرو رفتن در یک چاله‌ی عمیق، این تراز را بر هم می‌زند. این وضعیت در پیچیدن تاثیر می‌گذارد و باعث می‌شود خودروی شما به یک طرف کشیده شود و یا باعث ساییدگی نامتقارن لاستیک‌ها می‌شود. برای جلوگیری از این وضعیت در هنگام رانندگی هشیار باشید و در جاده‌های ناهموار با سرعت پایین برانید.

۲۹- چراغ چک خودرو را نادیده می‌گیرید: یکی از تصورات غلط در مورد خودروها این است که روشن شدن چراغ چک مساله‌ی مهمی نیست. درست است که نیازی نیست با دیدن چراغ چک بترسید، اما باید به آن رسیدگی کرد. اغلب موارد روشن شدن این چراغ نشان از مشکلات جزیی دارد اما اگر نادیده گرفته شود می‌تواند تبدیل به مسائل جدی‌تری شود. بهترین کاری که در این موقعیت می توانید انجام دهید این است که خودرو را به یک مکانیک ماهر نشان دهید تا مشکل را تشخیص داده و آن را برطرف کند.

۳۰- ساییدگی نامتقارن لاستیک‌ها را نادیده می‌گیرید: اگر فقط لاستیک‌های یک سمت خودرو ساییده شده باشد ( به علت عبور از تعداد زیادی سرعتگیر و چاله با سرعت بالا) نیاز است که چرخ‌هایتان را تراز یا تنظیم کنید. این مساله را نباید خیلی عقب بیاندازید چون در این وضعیت لاستیک‌ها خیلی زود از بین می‌روند.

درج دیدگاه های فرامرزمیرشکار در مورد واژگان فارسی در مجله we are- کلیک کنید

امروز برآنیم تا شما بزرگواران را با ریشه بسیاری از کلمات که در فرهنگ زبان زیبای ـمان کاربرد دارند آشنا کنیم. اینکه این کلمات از کجا آمده اند و چرا به این نام خوانده می شوند؟ چرا می گوییم پیچ گوشتی با اینکه می دانیم اصلا گوشتی نیست! یا اینکه پنجره در باطن به چه معناست؟ و چه جالب است بدانیم پنیر در ضمیر معنای کامل فرآیند تولید را نیز با خود دارد و … تا انتهای مطلب با ما باشید تا کمی با فرهنگ غنی واژگان پارسی آشناتر شویم.

شعر نستعلیق

ریشه واژه «آدینه»

این واژه در ایران باستان ati-ayanaka بوده است که به معنای حرکت به سویی و جمع شدن درآن نقطه می باشد

حوزه، هنر و هنرمندی
ـ مژده‌ى بزرگى داده شد که حوزه‌ى علمیّه وارد مقوله‌ى مربوط به هنر از منظر شناخت فقهى شده است. روشن است که از حوزه‌ى علمیّه انتظار نیست که سینماگر یا شاعر یا نقّاش یا مجسّمه‌ساز یا معمار تربیت بکند -همان‌طور که آقاى ژرفا در ضمن بیاناتشان اشاره کردند- امّا انتظار هست که مبانى اسلامى را در باب موضوع هنر که عرض خواهیم کرد چقدر اهمّیّت دارد بیان بکند؛ اوّل کشف کند و تحقیق کند و عمق‌یابى کند، بعد هم آن را تبیین کند براى مردم و براى جامعه.
از فقه عبادات و معاملات تا فقه هنر
ـ همچنان‌که ما در فقه معاملات، کار میکنیم، در فقه عبادات کار میکنیم، اخیراً مثلاً در فقه ارتباطات یا در فقه اقتصاد یا مثلاً فرض کنید که در فقه مسائل گوناگون اجتماعى کار میکنیم در فقه هنر هم واقعاً کار کنیم؛ یعنى حقیقتاً ملّاى ما بتواند در زمینه‌ى هنر، هم در زمینه‌ى اصل موضوع هنر به‌معناى کلّى قضیّه، هم شاخه‌هاى متنوّع و متعدّد هنر، نظر صریح و روشن بدهد. هیچ مانعى هم ندارد که اختلاف نظر وجود داشته باشد؛ کمااینکه در همه‌ى ابواب فقهى هم اختلاف نظر بین فقها وجود دارد؛ یکى یک چیزى میگوید، یکى یک چیز دیگرى میگوید؛ امّا برآیند همه‌ى این اختلافها پیشرفت است. فقه امروز با فقه زمان شیخ طوسی یکسان نیست؛ بااینکه این‌همه اختلاف در نظرات وجود داشته امّا این فقه پیشرفت کرده؛ فنّى‌تر، عمیق‌تر، دقیق‌تر، جزئى‌نگرتر در مسائل وارد شده؛ در این زمینه هم همین‌جور خواهد شد.
میراث هنری در حوزه
سیّدمحمّدسعید حَبّوبى شاعر حرفه‌اى است و یک شاعر برجسته‌ى عرب است. فرض بفرمایید سیّدمحمّد هندى یا سیّدرضا هندى که آن قصائد گوناگون مفصّل را گفته، یک شاعر حرفه‌اى نجف است؛ اینها مال زمان قدیم هم نیستند. یا سیّد رضى؛ من سالها پیش یک‌وقتى از یک عرب باذوقى خواستم مقایسه کند بین شعر سیّدرضى و شعر یک نفر دیگر -که نمیخواهم اسم بیاورم، یک آدم معروف و شاعر معروف- گفت اصلاً قابل مقایسه نیست. او شعرشناس بود؛ بنده شعر عربى را نمیتوانم مثل یک عرب بشناسم و بفهمم که وزن شعر و به‌اصطلاح اندازه و قواره‌ى شعر چقدر است؛ این را یک عربِ شاعر میتواند بفهمد. میگفت اصلاً قابل مقایسه نیست؛ یعنى شعر سیّد رضى در ردیف اوّل اشعار عرب قرار دارد. خب، یعنى میشود گفت این هم همان حرفه‌اى [است‌]؛ یعنى خیلى تفنّنى هم نبوده؛ واقعاً حرفه‌اى وارد شدند. و زیاد داریم؛ خود سیّد مرتضى شاعر است، محقّق حلّى شاعر است، پدر علّامه شاعر است؛ این علماى بزرگ ما همه شاعرند، منتها در مقوله‌ى شعر وارد شدند؛ فرض کنید در مقوله‌ى معمارى وارد نشدند یا در مقوله‌ى موسیقى وارد نشدند و از این قبیل.
نسبت هنر با احکام خمسه
هنر یک امر انسانى است؛ نمیتوانیم ما بنشینیم بحث کنیم که آیا هنر از احکام خمسه کدام حکم را دارد؛ یک طبیعت انسانى است، یک حقیقت انسانى است، یک حقیقت بشرى است؛ جلوه‌هاى مختلفى دارد مثل بقیّه‌ى کارهایى که افراد بشر میکنند؛ آن جلوه‌هاى مختلف را باید رفت سراغش و دنبال احکام خمسه براى آنها باید گشت والّا اصل هنر یک پدیده‌ى انسانى است، یک امر مبارک است، یک امر ضرورى است، یک امر حقیقى است.
فقه متکفّل همه‌ى امور زندگى بشر است؛ ادّعاى فقه این است. فقه متکفّل تبیین شرعى و اسلامى همه‌ى امورى است که مورد ابتلاء انسان است در زندگى فردى و اجتماعى‌اش. خب، هنر یکى از همین امور است؛ بایست فقه به این بپردازد.
از هنرورزی طلاب تا آشنایی فقیه با فلسفه هنر
اینکه حالا آیا افراد حوزه وارد مقوله‌هاى هنرى بشوند یا نه -مثلاً فرض کنید سینما یا تئاتر یا بقیّه‌ى [رشته‌ها]- این البتّه یک حرف دیگر است. بدیهى است که یک نفر طلبه‌اى که وارد حوزه‌ى علمیّه میشود، براى یک مقصودى وارد میشود که آن مقصود معنایش سینماگرى نیست، همچنان‌که معنایش تجارت نیست؛ همچنان‌که معنایش معمارى نیست؛ بدیهى است و این لزومى ندارد، امّا منعى هم وجود ندارد که حالا یک نفرى اگرچنانچه ذوقش اقتضا کرد، برود وارد یک مقوله‌اى بشود به شرطى که از کار اصلى خودش باقى نماند. بله، یک فقیه برجسته اگر بخواهد در زمینه‌ى مسائل هنرى اظهار نظر بکند، بایستى با مقوله‌ى هنر آشنایى داشته باشد؛ اگر با این مقوله آشنایى [نداشته باشد] و نشناسد هنر را و نداند که هنر چیست و خصوصِ این مقوله‌ى هنرى چه حدّومرزهایى دارد، چه تعریفى دارد، بعید است که بتواند درست حکم را از آب دربیاورد؛ چون یکى از شرایط استنباط درست حکم، شناخت موضوع است.
هنر از نگاه اسلام
اگر درباره‌ى اصل هنر بخواهیم نظر اسلام را بدانیم، به نظر میرسد که اسلام هنر را نه‌فقط قبول کرده بلکه تشویق کرده. قرآن یک اثر هنرى است؛ شما ملاحظه میکنید؛ در آیات کریمه‌ى قرآن جاهاى زیادى وجود دارد که تقدّم و تأخّر در جمله‌بندى وجود دارد به‌خاطر اینکه سجع آیه حفظ بشود. موارد متعدّدى در قرآن هست؛ با اینکه قرآن نه تقیّد به سجع به‌معناى مصطلح دارد، نه تقیّد به قافیه، [چون‌] شعر نیست و تقیّد به این چیزها ندارد امّا درعین‌حال زیبایى کلام یک جاهایى اقتضا کرده که یک جمله‌ى معترضه‌اى وسط بیاورند براى اینکه سجع آخر آیه که با بقیّه‌ى آیات منطبق است برابر در بیاید و آن زیبایى را بدهد. یا وزن و موسیقى کلام؛ در آیات کریمه‌ى قرآن، موسیقى کلمات یک چیز مغفولٌ‌عنه واقع شده و به آن توجّه نمیشود. بعضى‌ها دنبال وزن رفته‌اند که آیات موزون قرآن را پیدا کنند -و پیدا کرده‌اند، زیاد هم هست آیاتى که خودش یک وزن عروضى است- امّا موسیقى کلمات قرآن، آنجایى هم که حتّى وزن ندارد، یک چیز عجیب است؛ بسیار گوش‌نواز است. کسى که با قرآن انس داشته باشد و آشنا باشد، میبیند. خب، قرآن یک اثر هنرى است. پیغمبر اکرم از شعرایى که به حق [بودند]، ترویج کردند؛ قرآن از شاعرى که «اِلَّا الَّذینَ ءامَنوا وَ عَمِلُوا الصّالِحت» باشد ترویج کرده؛ عرض کنم که ائمّه‌ى ما بسیاریشان شعر میگفتند.
مسئله فقهی غنا و موسیقی
 در مورد خواندن؛ یک روایتى در همین باب روایات غنا -که ... اشاره کردند؛ ما هم مفصّل بحث کردیم در باب مسئله‌ى غنا- هست که یک نفر قرآن را با صداى خوشى [میخواند]؛ به پیغمبر گفتند این صداى خوشى دارد، قرآن را خوب میخوانَد. فرمود بخواند؛ وقتى شروع کرد خواندن، پیغمبر فرمود -آن‌طور که در ذهنم است- این‌جورى قرآن را بخوانید؛ یعنى با صداى خوش. خب، این هنر است؛ هنر یعنى همین؛ این هنر موسیقى است و در انواع و اقسام، ترویج شده.
...
 بله، نسبت به شُعب گوناگون -در مورد غنا، در مورد مجسّمه‌سازى- باید حدّومرز مشخّص کرد. بعضى از این فتاواى معروف هم که در بین فقها معروف است، وقتى انسان عمق‌یابى میکند -مثل همان قضیّه‌ى منزوحات بئر که تا یک زمانى یک‌جورى میگفتند، بعد بکلّى عوض شد- واقعاً همان‌جور است؛ یعنى روى احتیاط [بوده‌]. همین مسئله‌ى مجسّمه‌سازى یا همین مسئله‌ى غنا ازاین‌قبیل است. این حرف بسیار درستى است که آقاى على‌دوست بیان کردند. خب، مهم‌ترین روایات هم ذیل همین آیه‌ى شریفه است: لَهوَ الحَدیثِ لِیُضِلَّ عَن سَبیلِ اللهِ بِغَیرِ عِلم: خب فقط «لَهو» نیست، «یُضِلَّ» هم هست. روایت دارد در چهارچوب آیه حرف میزند با ما؛ آیه میگوید: وَ مِنَ النّاسِ مَن یَشتَرى لَهوَ الحَدیثِ لِیُضِلَّ عَن سَبیلِ اللهِ بِغَیرِ عِلم؛ پس شرط حرمت اینها است. روایت هم که تفسیر میکند، همین آیه را تفسیر میکند؛ چیز دیگرى را که تفسیر نمیکند؛ همین را بیان میکند.

مولوی دست گیری امیرالمؤمنین علیه السلام را در قصه راهنمایی زنی که کودکش بر روی ناودان رفته بود، چنین بیان می کند:

یک زنی آمد به پیش مرتضی گفت: شد بر ناودان طفلی مرا
گرش می خوانم نمی آید به دست ور هِلَم ترسم که افتد او به پست
نیست عاقل تا که دریابد چو ما گر بگویم کز خطر سوی من آ
هم اشارت را نمی داند به دست ور بداند نشنود این هم بد است
از برای حق شمایید، ای مهان دستگیر این جهان و آن جهان
زود درمان کن که می لرزد دلم که به درد از میوه دل بِسکَلَم
گفت: طفلی را برآور هم به بام تا ببیند جنس خود را آن غلام
سوی جنس آید سبک زان ناودان جنس بر جنس است عاشق جاودان
زن چنان کرد و چو دید آن طفل او جنس خود خوش خوش بدو آورد رو
سوی بام آمد ز متن ناودان جاذب هر جنس را هم جنس دان
غژ غژا آمد به سوی طفل طفل وارهید او از فتادن سوی سفل
زان بود جنس بشر پیغمبران تا به جنسیت رهند از ناودان
پس بشر فرمود خود را «مِثْلُکُم» تا به جنس آیید و کم گردید گم.
جلال‌الدین محمد بلخی، مشهور به مولوی، شاعر پرآوازه ایران‌زمین، شاعراهل تسنن این گونه عاشقانه وعارفانه از علی می گوید:

تا صورت پیوند جهـــــــــــــــان بود علی بود
تا نقش زمین بود و زمــــــــان بود علی بود

آن قلعه گشایی که در قلعـــــــــه ی خیبر
برکند به یک حملــــــــه و بگشود علی بود

آن گُرد سرافراز که انـــــــــــــــدر ره اسلام
تا کـــــــــار نشد راست نیاسود، علی بود

امام على علیه‏السلام فرمودند: 
مَنْ تَرَکَ لِلّهِ سُبْحانَهُ شَیئا عَوَّضَهُ اللّه‏ خَیْرا مِمّا تَرَکَ؛
هر کس به خاطر خداى سبحان از چیزى بگذرد، خداوند بهتر از آن را به او عوض خواهد داد. 
غرالحکم، ح 8909.

1

علی را وصف در باور نیاید

زبان هرگز ز وصفش بر نیاید


علی را قدر پیغمبرشناسد

که هرکس خویش را بهترشناسد...

نتیجه تصویری برای شیربادام

 آب+عسل+موز+مغزبادام

 

خواص:

ریزش مو، ضدخوره ، شادابی پوست، احساس شادابی وآرامش روانی

میزان مصرف:روزی دوسه بار 

 

 

گلابی و چربی خون


گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

خوردن یک گلابی رسیده، ۲۰ درصد از نیاز روزانه به فیبر را تامین و به کاهش چربی خون (کلسترول) کمک می کند.

 مجموعه «ته‌ خیار» تنها مجموعه‌ای از مرادی کرمانی است که مخاطب آن بزرگسالان است البته این به آن معنی نیست که سایر گروه‌های سنی نمی‌توانند از آن استفاده کنند.این کتاب شامل ۳۰ داستان کوتاه می‌شود که با زبانی ساده زندگی روزمره را روایت می‌کند و عمیق‌ترین گفته‌ها را در قالب ساده‌ترین کلمات به مخاطب خود منتقل می‌کند.


    

با هم بخشی از چهار داستان این مجموعه را می‌خوانیم: 

دوشنبه ۱۰ تیر ۴۷   
«امروز دو موضوع مهم در جهان اتفاق افتاده است، یکی پیروزی مطلق دوگل در انتخابات فرانسه است... راجع به انتخابات فرانسه، بد نیست پیش‌آمد کوچکی را اینجا بنویسم که حکایت از این پیروزی بزرگ می‌کرد. یکشنبه‌ قبل، یعنی درست ده روز پیش که شاهنشاه از زوریخ به مراکش رفتند، اجازه گرفتم برای استراحت دو سه روزه‌ای که خیلی طرف احتیاج من بعد از خستگی مفرط امریکا بود، ماندم. یک دختر فرانسوی همراه من بود. شب و روز یکشنبه را می‌خواستم کاملاً استراحت و تفریح بکنم.، ولی با کمال سماجت از من بلیط طیاره گرفت که صبح یکشنبه برود به فرانسه در حوزه‌ خودش رای بدهد (در دور اول). به علاوه، پدر و مادرش را وادار به رای دادن بنماید و برگردد. همین کار را کرد و رفت به دوگل رای داد و عصر برگشت. می‌گفت: حالا صحبت کشور است، صحبت شخص نیست، وطن در خطر است. من واقعا به این دختر که دوست من هم نبود و فقط به زیبایی او علاقه مند بودم، به اخلاقش سجده کردم. 

ج7 یادداشتهای علم/

محض اطلاع/حدادعادل

سبک و قالب شعری مورد علاقه عرفان‌پور رباعی است، هر چند که در قالب‌های دیگر به ویژه غزل نیز اشعار گوناگونی سروده است. همین علاقه باعث شده تا ششمین مجموعه شعر او که با نام «درباره تو» منتشر شده است نیز دربرگیرنده مجموعه‌ای از تازه‌ترین رباعی‌های این شاعر جوان کشورمان باشد.
تنوع مضمونی در عین اشتراک حال و هوای عاشقانه و عارفانه در میانه تمامی اشعار، یکی از ویژگی‌های شاخص این مجموعه است که اشعار آن بنابر ذوق و سلیقه شاعر در پنج فصل با نام‌های «گل کردن گریه در گلوی دو سه ابر»، «آن نامه عاشقانه را یادت هست»، «تنهایی دسته جمعی آدم‌ها»، «از زندگی مرگ چه می‌دانی تو» و «دستی برسان به شاخه دورتری» دسته‌بندی شده است.    

 

پژوهش جدیدی که بر روی دانشجویان دانشگاه مشهور فلوریدا در رشته MBA  انجام گرفته نشان داده که عادات خواندن می تواند بر نوشتن ما تاثیر بگذارد. برای این پژوهش محققان مجموعه ای از دست نوشته های افراد بر روی نامه های آن ها را را جمع آوری کردند تا نوع و پیچیدگی آن ها را بررسی نمایند. نامه ها از این جهت انتخاب شدند که معمولا هر کس سعی می کند بهترین جملات خود را در نامه برای فرد دیگر بفرستد.

آیا حتی بر روی کاغذ راهبردی برای بهره وری از این همه سطح تماس وجود دارد؟


تا کی سخن از خسرو وشیرین گفتن

وز گفتن شعر دین و آئین خفتن

 

امروز کدام قصه دلکش باشد؟

جز قصه ی اسلام و فلسطین  سُفتن؟؟؟

تا صورت پیوند جهان بود، علی بود

 

تا نقش زمین بود و زمان بود، علی بود

شاهی که ولی بود و وصی بود، علی بود

 

سلطان سخا و کرم و جود، علی بود

هم آدم و هم شیث هم ایوب و هم ادریس

 

هم یوسف و هم یونس و هم هود، علی بود

هم موسی و هم عیسی و هم خضر و هم الیاس

 

هم صالح پیغمبر و داوود، علی بود

در ظلمت ظلمات به سرچشمه حیوان

 

هم مرشد و هم راهبر خضر، علی بود

داود که میساخت زره با سر انگشت

 

استاد زره ساز به داود، علی بود

مسجود ملایک که شد آدم ز علی شد

 

در قبله محمد بد و مقصود، علی بود

آن عابد سجاد که خاک درش از قدر

 

بر کنگره عرش بیفزود، علی بود

هم اول هم آخر و هم ظاهر و باطن

 

هم عابد و هم معبد و معبود، علی بود

وجهی که بیان کرد خداوند در الحمد

 

آن وجه بیان کرد و بفرمود، علی بود

عیسی به وجود آمد و فی الحال سخن گفت

 

آن نطق و فصاحت که در او بود، علی بود

آن لحمک لحمی بشنو تا که بدانی

 

آن یار که او نفس نبی بود، علی بود

موسی و عصا و ید بیضا و نبوت

 

در مصر به فرعون که بنمود، علی بود

چندانکه در آفاق نظر کردم و دیدم

 

از روی یقین در همه موجود، علی بود

خاتم که در انگشت سلیمان نبی بود

 

آن نور خدایی که بر او بود، علی بود

آن شاه سرافراز که‌اندر شب معراج

 

با احمد مختار یکی بود، علی بود

سر ّ دو جهان پرتوی انوار الهی

 

از عرش به فرش آمد و بنمود، علی بود

آنجا که جوی شرک نماید به حقیقت

 

آن عارف و آن عابد و معبود، علی بود

جبریل که آمد زبر خالق بی‌چون

 

در پیش محمد شد و مقصود، علی بود

آنجا که جوی شرک بود در ره توحید

 

می‌دان که یکی بود که بنمود، علی بود

محمود نبودند مر آنها که ندیدند

 

کاندر ره دین احمد و محمود، علی بود

آن معنی قرآن که خدا در همه قرآن

 

کردش صفت عصمت و بستود، علی بود

این کفر نباشد، سخن کفر نه اینست

 

تا هست علی باشد و تا بود، علی بود

آن قلعه گشایی که در قلعهء خیبر

 

برکند به یک حمله و بگشود، علی بود

آن شاه سرافراز که‌اندر ره اسلام

 

تا کار نشد راست نیاسود، علی بود

آن شیر دلاور که برای طمع نفس

 

بر خوان جهان پنجه نیالود، علی بود

هارون ولایت ز پس موسی عمران

 

بالله که علی بود علی بود علی بود

این یک دو سه بیتی که بگفتم به معما

 

حقا که مراد من و مقصود، علی بود

سرّ دو جهان جمله ز پیدا و ز پنهان

 

شمس الحق تبریز که بنمود، علی بود

 

ای غایب از نگاه که نادیده ام تورا

"هم دیده، هم ندیده، پسندیده‌ام تو را"

چون جان که غایب است ولی هرچه هست اوست

درهربُتی که جلوه کنی دیده ام تورا

تویوسف منی و من رفته سوی چشم

باهرنسیم خاطره بوئیده ام تورا

ای گل که دست ما به تو هرگز نمی رسد 

هرجا خیال می گذرد چیده‌ام تو را

تنها به زیر روشنی ماهِ باورت

در انتظار خویش تراشیده ام تو را

چون عاشقی که جزبه جنون ره نمی برد

درگریه گریه ها همه خندیده ام تورا

حس می کنم که پیش منی وبسان باد

هرسوکه رو کنم همه بوسیده ام تورا

با آنکه  کس جواب دل من نمی دهد

دراین سکوت از همه پرسیده‌ام تو را

 
نادر ابراهیمی ... نویسنده بزرگی که آثارش همیشه پرمخاطب بوده است. کسی که هم در زمینه کتاب و هم در زمینه برنامه‌سازی تلویزیونی تجربه‌های موفقی داشته است. تجربه‌هایی ارزشمند که ارزش ثبت و ضبط شدن در تاریخ را داشته و دارند. به همین خاطر ابراهیمی با نگارش دو کتاب «ابن مشغله» و «ابوالمشاغل» سعی کرد تا تجربیات سال‌ها کار و فعالیت خود را در قالب این دو اثر، برای نسل‌های آتی باقی گذارد.
شعر نو مدت‌هاست که در میان شاعران کشور ما جایگاه ویژه‌ای پیدا کرده است. شعری که در طول سال‌های پس از تولدش دچار تغییرات مختلفی شده است و شاعران مختلفی بنا به ذوق و سلیقه خود، ابتکاراتی در انواع این قالب شعری به کار بردند.  

اما یکی از مهمترین مشکلاتی که همواره گریبانگیر این سبک شعری بوده است، استفاده از واژگان سطحی و گاهی گُنگ در این سبک بوده است. معضلی که نمود آن را در شعرهایی که به نام این سبک در چند سال گذشته منتشر شده‌اند، بیشتر دیده می‌شود. مشکلی که «عبدالرضا رضایی نیا» شاعر خوب همدوره ما برای دوری از آن تلاش کرده است تا بتواند با استفاده از جملاتی پرمغز و گیرا زنجیره‌ای مفاهیم ارزشمند و زیبا را در قالب شعر نو به مخاطبش ارائه کند.

کتاب‌های خاطرات خبرنگاران از جمله صادقانه‌ترین آثاری است که به بازگویی تاریخ در قالب بیان خاطرات شخصی می‌پردازند. کتاب‌هایی که به واسطه مشی حقیقت‌جوی نویسندگان خود، معمولا با قلمی روان و البته ادبیاتی شفاف و صریح روایت می‌شوند تا بتوانند بخشی از تاریخ را که نویسنده اثر به طور مستقیم شاهد آن بوده را برای مخاطب خود نقل کنند.          

«خیابان ۴۲» از جمله این آثار است که مرتضی غرقی خبرنگاران با سابقه واحد مرکزی خبر از خاطرات حضور شش ساله خود در دفتر نمایندگی صدا و سیما در نیویورک نگاشته است. غرقی که در میان سال‌های ۸۳ تا ۸۹ در این مسئولیت حضور داشته، در اوج مناقشات پیرامون پرونده هسته‌ای ایران عهده‌دار اطلاع‌رسانی اخبار پیرامون تحولات و تصمیمات سران کشورها در ارتباط با این پرونده بوده است.           
نگاه دقیق نویسنده به تحولات سیاسی و تلاش او برای دستیابی به درکی عمیق از روابط دیپلماتیک میان مسئولین ایرانی حاضر در سازمان ملل و نمایندگان دیگر کشورها باعث شده تا در کنار روایت تاریخ، تحلیل‌هایی از اوضاع سیاسی حاکم بر روابط ایران و دیگر کشورها در آن روزهای سخت را بیان کند.    

کتاب‌ها و مستندهای مختلفی در داخل ایران و خارج از کشور در ارتباط با شخصیت سیدحسن نصرالله تولید شده است. «آزادترین مرد جهان» نام یکی از این آثار است که راشد جعفرپور کلوری آن را به رشته تحریر در آورده است و انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی آن را منتشر کرده است. 

این کتاب نیز همچون برخی دیگر از آثاری که در ارتباط با سیدحسن نصرالله دبیرکل حزب‌الله لبنان نوشته شده است، سعی کرده تا از بخش‌هایی از مصاحبه‌هایی که او تاکنون انجام داده برای معرفی شخصیت و عملکرد این سیدعزیز استفاده کند و البته در بخش‌های دیگر نیز به سراغ خاطرات و مصاحبه‌های بستگان و نزدیکان نصرالله رفته است و با استفاده از خاطرات آن‌ها سیر اصلی روایت زندگی او را پیش برده است.     

 دونالد ترامپ تاجر بزرگ، نویسنده، سرمایه‌گذار و مجری تلویزیون آمریکایی است که در چند وقت گذاشته به‌واسطه کاندید شدنش برای انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۶ آمریکا، بیش‌ازپیش موردتوجه قرارگرفته است.     

شهرت ترامپ، علاوه بر تجارب موفق او درزمینهٔ تجارت و همچنین تولید برنامه تلویزیونی پرمخاطب «کارآموز» که موردتوجه مخاطبان بسیار زیادی در سراسر جهان قرار گرفت، بیشتر به‌واسطه اظهارنظرهای عجیب‌وغریب این تاجر سرشناس در ارتباط با تصمیمات دولت آمریکا در حوزه بین‌الملل به‌ویژه پرونده هسته‌ای ایران است. او که می‌خواهد به‌عنوان نامزد حزب جمهوری‌خواه آمریکا در این انتخابات شرکت کند، گفته در صورت انتخاب به ریاست جمهوری آمریکا از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای جلوگیری خواهد کرد!      

بعضی کتاب‌ها خیلی زود بر سر زبان ها می‌افتد. کتاب هایی که بسیار خواندنی‌اند ولی شاید فرصت خواندن این کتاب ها را نداریم. می‌توانید بخش هایی از یک کتاب خواندنی را در این بخش بخوانید.

یکی از مهمترین جنبه‌های سخنان رهبری که متاسفانه کمتر مورد توجه قرار گرفته است، سخنان ایشان در باب مسائل اخلاقی است. این در حالی است که مباحث اخلاقی مطرح شده از سوی ایشان، امتیازات منحصربه‌فردی دارد که می‌تواند برای هر مخاطبی جذاب باشد.​
ویژگی بارز نکات اخلاقی مطرح شده از سوی ایشان آن است که در عین ریشه‌ای بودن، بسیار ساده و عملی است به نحوی که در شنونده ترس از عمل کردن به آنها ایجاد نمی‌کند. 
«۵ گفتار رهبر انقلاب در باب توبه و استغفار» یکی از کتاب‌هایی است که با نگاه به مباحث اخلاقی مطرح شده از سوی ایشان در باب استغفار و توبه گردآوری شده است. 
نکته جالب در ارتباط با این کتاب شیوه جالب خلاصه بندی مباحث مطرح شده است که با ابتکار گردآورندگان کتاب، هرکدام از فرازهای مختلف سخنان رهبری که در کتاب آمده، به صورت خلاصه شده در کنار بخش مخصوص خود آمده است، به نحوی که مخاطبان می‌توانند برای مرور سریع مطالب کتاب، به سراغ خواندن خلاصه‌های کوتاه هر بخش بروند.​
«استغفار و توبه» در ۱۱۱ صفحه و با قیمت ۳۲۰۰ تومان توسط انتشارات صهبا منتشر شده است که تاکنون دو بار تجدید چاپ شده است.
با هم بخش‌هایی از این اثر را می‌خوانیم:

پرده اول: تاثیرات اجتماعی استغفار

استغفار بنا بر آنچه که در آیات قرآن، همین‌طور بعضی از روایات، وارد شده و بنده دیده‌ام، موجب می‌شود که مشکلات زندگی انسان و جوامع باز بشود. اگر یک جامعه‌ای به گناهان خودشان توجه کنند، غافل نشوند از گناهان و خطاهایی که انجام می‌دهند و درصدد بربیایند که این گناهان را جبران کنند و از خدای متعال طلب مغفرت کنند، برکات الهی بر این جامعه سرازیر خواهد شد که در آیات متعددی این هست؛ در سوره هود در دو، سه آیه، در سوره نوح و در آیات متعدد دیگر. «وَ اَنِ استَغفِروا رَبَّکُم ثُمَّ توبوا اِلَیهِ یُمَتِّعکُم مَتاعًا حسناً» استغفار کنید، به خدا برگردید تا خدا از زندگی شما بهره مطلوب و نیک را به شما ببخشد.​

پرده اول: پشت پرده عالم

خون‌بها
شراب تلخ بیاور که وقت شیدایی‌ست
که آنچه در سر من نیست بیم رسوایی‌ست

چه غم که خلق به حسن تو عیب می‌گیرند
همیشه زخم زبان خون‌بهای زیبایی‌ست

اگر خیال تماشاست در سرت بشتاب
که آبشارم و افتادنم تماشایی‌ست

شباهت تو و من هر چه بود ثابت کرد
که فصل مشترک عشق و عقل، تنهایی‌ست

کنون اگر چه کویرم، هنوز در سر من
صدای پَر زدن مرغ‌های دریایی‌ست
->