فرامرز میرشکار مبارکه

نویسنده،شاعر،مدرس تفسیرقرآن کریم،کارشناس ارشدمدیریت اموزشی

فرامرز میرشکار مبارکه

نویسنده،شاعر،مدرس تفسیرقرآن کریم،کارشناس ارشدمدیریت اموزشی

۱۱ مطلب در خرداد ۱۳۹۶ ثبت شده است

یَسْلُونَکَ عَنِ الْخَمْرِ وَ الْمَیْسِرِ قُلْ فِیهِمَا إِثْمٌ کَبِیرٌ وَ مَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَ إِثْمُهُمَا أَکْبرَ مِن نَّفْعِهِمَا

 در این آیه ی شریفه در مقابله با واژه ی نفع ،به جای ضرر ، واژه ی  إِثْمٌ آمده چرا که إِثْمٌ متضاد با بسیاری از صفات از جمله: البِرّ ، البَرَاء ، البَراءَة ، الطُهر ، الطَّهارَة ، العَفَاف ، العِفَّه , إجلالٌ , إِیمانٌ , بَراءَةٌ , بِرٌّ , حَصَانَةٌ , صَوابٌ , طُهْرٌ , عَظَمَةٌ , عَفافٌ , عِزَّةٌ , کَبَرٌ , نَزاهةٌ , نَقاءٌ , هِدایَةٌ , احتشامٌ , بَراءَة , بَراءَةٌ , بَرٌّ , بِرٌّ , تَأَدُبٌ , تَأَدُّبٌ , تَعَفُّفٌ , صَوابٌ , طَهَارةٌ , طَهَارَةٌ , طُهْرٌ , عَفافٌ , عِفّةٌ , عِفَّةٌ , نَزاهَةٌ , نَزَاهَةٌ , نَقاء است .و دقت در این معانی اهمیت تحریم خمر و مَیْسِرِ را بیشتر بیان می کند.

حضرت امام کاظم علیه‌السلام می‌فرماید:

«ألزمُ العلم لک، ما دلّک على صلاحِ قلبِک و أظهرُ لک فسادَه».

واجب‌‏ترین علم برایت آن دانشى ‏است که راهنمایت باشد بر صلاح و سلامت قلبت و فساد دلت را برایت نمایان سازد.

میرزا حسین نورى، مستدرک الوسائل، ج 12، ص 166

آیت الله شهید دکتر محمد بهشتی

در علم الهی، موجود را از جهات مختلف، به اقسام گوناگون تقسیم کردهاند: واجب و ممکن، جوهر و عرض و...

یکی از این تقسیمات، تقسیم به مجرد و مادی است. موجود مادی آن است که پذیرای حرکت، تغییر و تحول باشد. موجود مجرد یعنی «بی نیاز ماده» حرکت، و تغییر و تحول نمیپذیرد.

موجود مادی به زمان و مکان بسته است. موجود مجرد از زمان و مکان آزاد و از میدان اثر این دو عامل محدودکننده بیرون است.

به مجموع موجودات مجرد، عالم امر میگویند. در عالم امر، هر موجود، به صرف اراده و امر الهی محقق میشود بی آنکه منتظر آماده شدن زمینة مادی؛ و فرا رسیدن زمان یا بی مانع شدن مکان شود.

در تحقق هر موجود امکان ذاتی معتبر است و آنچه بالذات ممتنع و هستی ناپذیر باشد، خواه مجرد و خواه مادی، خدا به هستی اش فرمان ندهد، ولی امکان ذاتی همیشه همراه ذات است و زمان و مکان در او دخالت ندارد.

در مقابل عالم امر، عالم خلق است. به عالم مادیات عالم خلق گفته اند. در این عالم تحقق هر موجود علاوه بر امکان ذاتی، منوط به امکان استعدادی، یعنی پذیرش ماده و مساعد بودن شرایط و آماده بودن زمینه است.

امام رضا(ع) در سخنى با مأمون, پیرامون عصمت انبیا در آیه (و ذا النون اذ ذهب مغاضباً فظنّ ان لن نقدر علیه) (انبیا/87) فرمود:

(یونس گمان کرد… بدین معناست که یقین داشت خدا بر او تنگ نخواهد گرفت و دلیل چنین معنایى این آیه است: (و اما اذا ما ابتلاه فقدر علیه رزقه) (فجر/16) که در آن تقدیر به معناى تنگ گرفتن آمده است.)

 شیخ صدوق,عیون اخبار الرضا, تصحیح مهدى حسنى لاجوردى, چاپ دوم, ناشر رضا مشهدى قم,1/ 201.

امام باقر(ع) واژه (ید) در کریمه مبارکه (یا ابلیس ما منعک ان تسجد لما خلقت بیدى) را به قوت و نعمت, تفسیر کرده و به این آیه ها استدلال فرموده است: (واذکر عبدنا داود ذا الأید) (ص/17) و (والسماء بنیناها بأید) (ذاریات/47) یعنى با قدرت و توان . و نیز: (و أیّدهم بروح منه) (مجادله/22)

شیخ صدوق, محمد بن على, التوحید, انتشارات جامعه مدرسین قم / 153.

امام صادق(ع) از پدران بزرگوارش نقل کرده است که: اهل بصره به امام سجاد(ع) نامه نوشتند و تفسیر واژه (الصمد) را جویا شدند.

امام در پاسخ پس از نهى از جر و بحث ناآگاهانه در قرآن, پاسخ فرمود:

خدا خود تفسیر (الصمد) را چنین بیان داشته است: (الله الصمد. لم یلد و لم یولد. و لم یکن له کفواً احد) 

طباطبایى, محمد حسین, المیزان / 7/153.

ابن جریر و ابى حاتم از ابى عمر روایت کرده اند که:

 چون آیه (یا عبادى الذین اسرفوا على انفسهم) نازل گشت مردى به پا خاست و عرض کرد: اى رسول خدا! آیا شرک نیز مشمول اسراف بر نفس و وعده آمرزش مى گردد؟

پیامبر(ص) فرمود: (انّ اللّه لایغفر ان یشرک به و یغفر مادون ذلک).قطعاً خداوند شرک به خود  را نمی آمرزد ولی جز آن را می آمرزد.

 طباطبایى, محمد حسین, المیزان /ج 4/ص404.

علامه طباطبایى, درباره شیوه هاى مختلف تفسیرى پیشینیان مى نویسد:

(در تفسیر آیات قرآنى یکى از سه راه را در پیش رو داریم:

1- تفسیر آیه به تنهایى و به کمک مقدمات علمى و غیرعلمى که در نزد خود داریم.

2- تفسیر آیه به یارى روایتى که در ذیل آیه, از معصوم رسیده است.

3- تفسیر آیه با تدبر و اندیشه در دیگر آیات و استفاده از روایت, در مورد امکان.

راه سوم, همان شیوه اى است که پیامبر اکرم(ص) و اهل بیت کرام او در تعلیمات و آموزه هاى خویش به آن اشاره داشته اند و پیامبر اکرم(ص) نیز بدان تصریح فرموده است:(و انما نزل لیصدق بعضه بعضاً.)

این قرآن نازل گشته است تا پاره اى از آیات آن پاره اى دیگر را گواهى نماید.

این رهنمود نبوى در بیان علوى چنین آمده است:(ینطق بعضه ببعض و یشهد بعضه على بعض.)

پاره اى از قرآن گویاى پیام پاره اى دیگر از آن است و آیاتى از آن گواه دیگر آیات.)1

1-طباطبایى, محمد حسین, قرآن در اسلام /

تعداد زیادی از علماء و شخصیت‌های بزرگ اهل سنت که بدون تعصّب کتاب‌های شیعه را مطالعه کرده‌اند و اقوال علماء شیعه را دیده‌اند صراحت دارند بر اینکه شیعه معتقد به تحریف قرآن نیست .

آقای شیخ محمد ابو‌زهره ــ که از او به امام ابوزهره تعبیر می‌کنند و مصری است و همه طوائف اهل سنت او را قبول دارند در کتاب الامام الصادق، ص296 می‌گوید :

برادران شیعه ما هم با همه اختلاف سلیقه‌هائی که در فتاوا دارند نظرشان نسبت به قرآن همان نظری است که ما اهل سنت داریم .

آقای شیخ محمد غزالی ــ که از علماء بزرگ معاصر و پرآوازه اهل سنت است ایشان در کتاب دفاعٌ عن الحقیقة و الشریعه ، ص117 و در کتاب الشیعه فی المملکة السعودیة ، ج2 ، ص414 می‌گوید:

از بعضی از این وهابی‌ها در یک مجلسی علمی شنیدم که می‌گفت : شیعیان یک قرآنی دارند که نسبت به قرآنی که ما داریم برخی از آیات را ندارد و برخی از آیاتی هم دارند که ما نداریم . من به او گفتم : این قرآنی که می‌گوئید ، کجاست ؟ چطور قرآنی این چنینی در طول چهارده قرن نزد شیعه است ولی نه انسانی و نه جنّی تا به حال بر این قرآن اطلاع پیدا نکرده است ؟ چرا این افتراء را در میان مردم پخش می‌کنی ؟ چرا چنین افترائی بر شیعه و بر وحی قرآن مطرح می‌کنی ؟

دکتر علی عبدالواحد ــ عضو مجمع بین المللی علم الإجتماع ــ در کتاب المصدر بین الشیعة و اهل السنة ، ص35 می‌گوید :عقیده شیعه همان عقیده اهل سنت است که این قرآن همان قرآن نازل شده بر پیغمبر است.

 متاسفانه یکی از مفتیان عربستان سعودی به نام شیخ عبد‌الله بن جبریل ــ که شخصیت شماره دو عربستان است و جزو مفتیان تکفیری و افراطی وهابی است ــ در یک فتوی در کتاب اللؤلؤ المکّی من فتاوی شیخ بن‌جبریل ، ص39 می‌گوید :شیعیان به چهار دلیل از دیدگاه ما کافر هستند اول اینکه شیعه معتقد است دو ثلث قرآن حذف شده و قرآن موجود یک سوم قرآنی است که بر نبی مکرم نازل شده است . دوم اینکه اینها بر سنت پیغمبر اعتراض دارند ، سنت پیغمبر را قبول ندارند به روایات صحیح بخاری و مسلم عمل نمی‌کنند چون صحابه را کافر می‌دانند . دلیل سوم اینکه اینها اهل سنت را کافر و نجس می‌دانند و چهارم اینکه اینها دربارۀ اهل بیت غلو می‌کنند و به جای « یا الله » « یا علی » می‌گویند .که در عمل وبیان هر سه ادعای فوق اصلا وجود ندارد شیعه قائل به همین قرآن است ،سنت از منابع شیعه است، صحابه ای که منکر قرآن و سخن پیامبر ص نیستند کافر نیستند و توسل به ائمه نیز از باب جستن وسیله و دستور قرآن است که می فرماید:یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسِیلَةَ وَجَاهِدُوا فِی سَبِیلِهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ ﴿المائدة: ٣٥﴾ أُولَٰئِکَ الَّذِینَ یَدْعُونَ یَبْتَغُونَ إِلَىٰ رَبِّهِمُ الْوَسِیلَةَ أَیُّهُمْ أَقْرَبُ وَیَرْجُونَ رَحْمَتَهُ وَیَخَافُونَ عَذَابَهُ إِنَّ عَذَابَ رَبِّکَ کَانَ مَحْذُورًا ﴿الإسراء: ٥٧﴾


 

 

 
مدت زمان: 2 دقیقه 40 ثانیه 

در عجبم از افرادی که چون چیزی را وفق  میل خود می بینند دم از آزادی می زنند اما چون وفق میلشان نباشد به آن حمله می کنند،

اگر خانمی بی حجاب باشد می گویند آزاد است، اما اگر خانمی حجاب را رعایت کرده باشد به او حمله می کنند و او را با صدها توهین از میدان حجاب بیرون می کنند،

آزادی اینست ؟؟؟

دین گریزها آزادند و افرادی که می خواهند بر طبق دین خود زندگی کنند آزاد نیستند؟ 

آیا سکولار آزادیخواه واقعا در ذات خود دیکتاتوری را ترجمه نمی کند؟

->