بایگانی بهمن ۱۳۹۷ :: فرامرز میرشکار مبارکه

فرامرز میرشکار مبارکه

۲ مطلب در بهمن ۱۳۹۷ ثبت شده است

‏در پاسخ به این سئوال از سخنان "پاره تن امام" - شهید مطهری - کمک گرفته می شود.‏‎ ‎‏ایشان معتقدند که در رابطه با مسئله عترت و حجیت آنها و حوادثی که در رابطه با آنها‏‎ ‎‏گذشت و ... سه گونه می توان عمل نمود: ‏

‏الف) چون طرح مسئله عترت اختلاف برانگیز است و خصوصاً در شرایط فعلی‏‎ ‎‏جهان اسلام به وحدت و همدلی نیاز دارد، به جای تاکید برنقطه افتراقها و اختلافها، بر‏‎ ‎‏نقاط مشترک پا فشرده و از طرح مسائل اختلاف برانگیز احتراز نموده، و چون موضوع‏‎ ‎‏عترت و خصوصاً حوادث تاریخی در رابطه با ائمه(ع) از ورقهای مشکل ساز تاریخ‏‎ ‎‏اسلام است، باعث دوری تشیع از تسنن می شود، از این جهت از طرح مسئله عترت به‏‎ ‎‏نفع وحدت مسلمین خودداری شود؛ ‏

‏ب) چون ائمه معصومین (عترت) مفسرین واقعی دین هستند و عدول از آنها به‏‎ ‎‏هیچوجه ممکن نیست و اتفاقاً راه صلاح و فلاح دنیا و آخرت ما در تمسک به ائمه است،‏‎ ‎‏شیعه وظیفه دارد که هیچگاه از یاد ائمه غافل نشده و در هر کوی و برزن در همه اعصار از‏‎ ‎‏مظلومیتهای امامانش و اهل بیت بگوید. از این رو باید برجنبه های احساساتی مربوط به‏‎ ‎‏ائمه همیشه و همه جا پافشرد تا هم مظلومیت آنها و هم ظلم ظالمین هیچگاه فراموش‏‎ ‎‏نشود. ‏

‏ج) دیدگاه سوم این است که نه مثل دیدگاه اول می توان به بهانه وحدت از عترت‏‎ ‎‏گذشت و نه مثل گروه دوم به بهانۀ دفاع از ائمه مسبب کینه توزیهای بین مسلمین و احیاناً‏‎ ‎‏آلت دست بیگانگان شویم، بلکه معقولترین و منطقی ترین شیوه این است که به جای‏‎ ‎‏تکیه برجنبه های احساسی احیاناً اختلاف برانگیز مربوط به عترت، ائمه و معصومین‏‎ ‎‏برای شیعه و غیر شیعه معرفی صحیح با پشتوانه استدلالی شود. در این دیدگاه باور براین‏‎ ‎‏است که حقانیت ائمه به قدری بالاست، که اگر با شیوۀ صحیح معرفی شوند، حتی‏‎ ‎‏مخالفین و منکرین نیز مجبورند در مقابل آنها تسلیم شوند، چه رسد به آنها که صرفاً براثر‏‎ ‎‏عدم شناخت و درک صحیح از شیعه و ائمه - علیهم السلام - به موضعگیری افتاده اند. ‏

منبع: اینجا را کلیک کنید

اسرافیل دمیرتکین از مسلمانان کشور هلند از تشکر پسرش به خاطر مسلمان بودنشان می گوید و ابراز می دارد:

 پسر من که 16 ساله بود و مدرسه می رفت، یک روز آمد خانه و از من و مادرش خیلی تشکر کرد. گفتم موضوع چیست؟ خیر است. گفت من امروز که رفتم مدرسه یکی از دوستانم را که گریه می کند. پرسیدم موضوع چیست. او گفت من نمی دانم امشب کجا باید بمانم. گفتم چرا، گفت چون من الان 16 سالم تمام شد و مادرم گفت پسرم دیگر تو سالت پر شده. من لباسهایت را می گذارم توی گونی، از مدرسه که آمدی بردار و برو. دیگر اجازه نداری در این خانه باشی.


یک نمونه دیگر را یکی از دوستانم تعریف کرد. گفت: از خانه خارج شدم دیدم ماشینی در خانه همسایه ام ایستاده ولی پلاکش مال آلمان است. . گویا با خانواده اش داخل ماشین نشسته بود. رفتم جلو با آنها صحبت کردم و گفتم چرا اینجا ایستاده اید؟ گفت اینجا خانه برادر من است. 35 سال است که همدیگر را ندیده ایم. ما، در آلمان زندگی می کنیم و الان رسیدیم اینجا. اینها در را باز کردند و گفتند خوش آمدید ولی بروید در ماشینتان بنشینید چون الان ساعت شام ماست و داریم شام می خوریم. بعد که ما شاممان را خوردیم بفرمایید تو.

خوب، زمانی که آنها محبت مسلمانان را می بینند، صله رحم مسلمانان را می بینند معلوم است که تشنه و عاشق اسلام می شوند. ولی ایکاش مسلمانانی که ده ها سال است به اروپا آمده اند با دینشان می آمدند. اکثراً هدفشان مادی بوده. برویم یک پولی بدست بیاوریم و یک تراکتوری بخریم و مغازه ای بزنیم و رفاه خود را بدست بیاوریم. خیلی ها با این گونه نیات رفته بودند. ولی همه این طور نیستند. الآن آنها مثلاً رمضان ها را، افطاری ها را و مسلمانانی را که مطابق اسلام عمل می کنند می بینند و به خود می آیند که این اسلام چیست، این را به ما یاد بدهید.

 منبع: اینجا را کلیک کنید.

->