فرامرز میرشکار مبارکه

نویسنده،شاعر،مدرس تفسیرقرآن کریم،کارشناس ارشدمدیریت اموزشی

فرامرز میرشکار مبارکه

نویسنده،شاعر،مدرس تفسیرقرآن کریم،کارشناس ارشدمدیریت اموزشی

۱۶ مطلب با موضوع «اشعارمذهبی» ثبت شده است


تا کی سخن از خسرو وشیرین گفتن

وز گفتن شعر دین و آئین خفتن

 

امروز کدام قصه دلکش باشد؟

جز قصه ی اسلام و فلسطین  سُفتن؟؟؟

ای غایب از نگاه که نادیده ام تورا

"هم دیده، هم ندیده، پسندیده‌ام تو را"

چون جان که غایب است ولی هرچه هست اوست

درهربُتی که جلوه کنی دیده ام تورا

تویوسف منی و من رفته سوی چشم

باهرنسیم خاطره بوئیده ام تورا

ای گل که دست ما به تو هرگز نمی رسد 

هرجا خیال می گذرد چیده‌ام تو را

تنها به زیر روشنی ماهِ باورت

در انتظار خویش تراشیده ام تو را

چون عاشقی که جزبه جنون ره نمی برد

درگریه گریه ها همه خندیده ام تورا

حس می کنم که پیش منی وبسان باد

هرسوکه رو کنم همه بوسیده ام تورا

با آنکه  کس جواب دل من نمی دهد

دراین سکوت از همه پرسیده‌ام تو را

 قالَ الصادق علیه السلام 

مَنْ زارَ اَخاهُ فِى اللّهِ،

قالَ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ:

 اِیّاىَ زُرْتَ وَثَوابُکَ عَلَىَّ وَلَسْتُ اَرْضى لَکَ ثَوابا دُونَ الْجَنَّةِ

اصول کافی3/255

ترجمه منظوم از :فرامرزمیرشکار

گویند:خدا جواب هرکس که بگفت

ازبهرخدا در پی یارم بروم ...

گویدکه: ثواب تست برمن ای دوست

ازبهرتوجز بهشت راضی  نشوم

بِسْمِ ٱللَّـهِ ٱلرَّحْمَـٰنِ ٱلرَّحِیمِ

قُلْ هُوَ ٱللَّـهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ ٱللَّـهُ ٱلصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُن لَّهُۥ کُفُوًا أَحَدٌۢ ﴿٤﴾

ترجمه منظوم از:فرامرزمیرشکار

آواز برآور که یگانه است خدای

وَز هرچه نیاز است خدای است جدای

نه زاده و نه کسی وِرا زائیده

هرگز نَبُوَد کسی برایش همتای

اگه غیرکاردلبری نکرد

اون کاری که هیچ کافری نکرد

سردی زمونه، حالت نگیره

دنیاباهیچکی برادری نکرد

پــر زمـزمـه از خـداست قـرآن

 مـوسیـقـی روح مـاست قـرآن

شعشعه ی خدانبود اگرنبودفاطمه

جلوه ی کبریا نبوداگرنبودفاطمه

درره خلقت جهان هیچ بهانه ای دگر

درنظرخدانبود اگرنبودفاطمه

خلقت احمدارچه بودعلت خلق ما ولی

خلقت مصطفی نبوداگرنبودفاطمه

برسَرِ باب علم حق ، نوشته اند این سبق

علی مرتضی نبوداگرنبودفاطمه

خون خدا به صدنوا  می زنداین چنین صلا

شورش کربلا نبوداگرنبودفاطمه

بادل کوثرخدا  دربرهوت انزوا

هیچ کس آشنانبود اگرنبودفاطمه

عشق که نازغمزه اش؛ برده دل از کف جهان

 این همه دلربا نبود اگر نبودفاطمه

اوست که ذکر یاربش ولوله درجهان فکند

ورنه زکس صدانبوداگرنبودفاطمه

به هرچه دین ومذهبی  صلای می زنددلت

معرفت خدانبوداگرنبودفاطمه

های ملائکه چرامعترضید بی سبب؟

که نامی ازشمانبود اگرنبودفاطمه

اوست دلیل لطف او    ورنه به ملک هستی اش

با کسش اعتنانبوداگرنبودفاطمه

برلب طفل این جهان  هرچه که گشته روح من

واژه ی ابتدانبود     اگرنبودفاطمه

باغ محبتی که دل  درپی اوست روز وشب

اینهمه دلگشانبوداگرنبودفاطمه

وه که چه می کند به جان تشنگی قیامتم

آب درآن سرانبوداگرنبودفاطمه

روزقیامتی که خلق  هرکه به جانبی دود

جاده ی  التجانبود اگرنبودفاطمه

ناله ما براوکم است معنی اسم اعظم است

ربی وربنانبود اگرنبود فاطمه.....

ای دل شکسته درغم زهرا چه می کنی؟

امشب دراین مصیبت عظمی چه می کنی؟

یک شانه ، یک جنازه وصدکوه غم به دوش

ای مرد دلشکسته ی تنها چه می کنی؟....

امشب برای دفن جگرگوشه ی رسول

تنهامیان این همه اعدا چه می کنی؟

چل قبرمی کنی که نجویندیاس تو

باتربتی که کنده به دلها چه می کنی؟

گیرم زهجریاس توشب هم خبرنشد...

فردا جواب پرسش دنیا چه می کنی؟

خورشیدچون ز روشنی اش می کندسئوال

درپاسخش سپیده فرداچه می کنی؟

گاهی کنارقبرپیمبر، گهی بقیع...

دانی بحال شیعه ی زهرا چه می کنی؟

فرداکه فاطمه زدل خاک سرزند

ای گل زشرم رویش بیجا چه می کنی ؟

تومی روی ولی چه کند زین سپس علی...

ای جان به جان حضرت مولا چه می کنی؟

امشب "شمین" به ضجه نشسته است باعلی...

ای دل شکسته درغم زهرا چه می کنی؟

وقتی هوای عشق نداری اینگونه می شودهمه عالم 

هرگوشه می شود سپه شام ،هرجا سیه چوماه محرم

 

وقتی هوای عشق  نداری ،گرددحسین ،کشته ی عریان

جادارد آنگه   آنکه بپوشی تاحشر،جامه ای همه ماتم

قربان علی که مرد عالم باشد

مدحش همه عمرگرکنم کم باشد 

قربان علی که صحبتش در دم مرگ

توصیه به حال ابن ملجم باشد

قربان علی که هیچکس نیست چون او

درمردی و رادمردی اش کیست چو ن او؟ 

گر که همه دم تمام عالم گردی...

یک تن کو که یک دمش زیست چون  او؟

قربان علی که یاداو: آب حیات

قربان علی که نام او:قندونبات

قربان  علی که یادونامش چوبرند

گویندتمام خلق براوصلوات

قربان علی که ساقی کوثراوست

قربان علی که منجی محشراوست

قربان علی که هرچه گوییم از او

ازخوبی وفضل وبندگی ، برتراوست

یاعلی ای هستی مانام تو

وی حیات عاشقان ازجام تو

ای رخت پربوسه ازپیغمبران

وی به گردقامتت نیلوفران

آشنامردغریبستان ؛ علی

ای توتنهامعنی انسان ؛علی

ای که داری هرنفس؛ بوی خدا

هرنگاهت زائر کوی خدا

بی توهستی بودنی بی ابتداست

هستی بی تو غمی بی انتهاست

بی تو؛هستی ضجه ی آب وگل است

باتوهستی ؛اشک واحساس ودل است

ای تومقصود خداازخلقتش

ای تمام هستی اش راعلتش

بازترازچشم توآئینه نیست

آنکه جزتوروی اورادیده کیست؟

چشم تومقصودخلقت بودوبس

دیدن تو اوج غایت بودوبس

"ای علی که جمله عقل ودیده ای

شمه ای واگوازآنچه دیده ای"

شاعران دنبال زیبایی روان

تاسرایندآیتی از گلرخان

لیک بی توراه راگم کرده اند

پادشه نادیده خودرابَرده اند

گه به مدح این وآن روی آورند

لیک تنهاحسرت ازگفتن برند

ای دوای جان پردردم علی

گرنبودی من چه می کردم علی

گرنبودی شعروشورم راچه سود؟

بی توآری کی توان شعری سرود؟

پادشاها شاهی ات درچشم ماست

ای که حُکمت عین احکام خداست

ای که یادت یادانسان بودن است

ذکرتوسرشارباران بودن است

ابررحمت ؛ بارش باران عشق

گل برویان ازدل بستان عشق

ای وجودت غرق اخلاص عمل

وارهان مارا ازاین نفس دَغَل

وارهان آن را که نامت ورد اوست

وارهان آن را که دارد میل دوست

ای علی ؛ ای آسمان عاشقی

سینه ی توصدجهان عاشقی

یک ستاره زآسمان خودببخش

یک وجب ازصدجهان خودببخش

ای که عشق ازنام توشدمُنجلی

رحمت حق است درنامت علی

***

پرده هاراکاش پس می زد دمی

تابه چشم خودببیندآدمی

جلوه ات را تا سراپا ناله زن

عاشقانه این چنین سازد سخن:

ای به دستت خاک هستی بیخته

ای گِل آدم به دستت ریخته

تونه تنها عشق راقدقامتی

بلکه هستی را تمامی قامتی

کل عالم هست بر او مبتلی

هست در هر چیز دستی ازعلی

یا امیرالمومنین ؛مولا؛علی

ای همه بودونبود ازتوجلی

ای که نامت مُشتق ازنام خداست

نام تویادآورجانان ماست

ای نسیم صبحگاهی درجهان

ای سرانگشتان دستت مهربان

مهربانی باوجودماهنوز

می نوازی صورت جان راهنوز

نورچشم اهل بینش یاعلی

ای فروغ آفرینش یاعلی

ای فروغت پیش ازاین خورشیدها

روشنی بخش شب تردیدها

خواهش ماتشنه کامانی هنوز

مثل باران دربیابانی هنوز

تابه یادت زندگانی می کنیم

لحظه هاراگل فشانی می کنیم

ای که دروصفت نگفتم یک ز صد

هم به مدحت ازتومی جویم مدد

ای که نامت پرتو نام خداست

نام تومشکل گشای روح ماست

کیستی ایکه نمی باشی خدا؟

من بشرهرگز ننامیدم تورا...

بی توایمان؛ کفرمطلق یاعلی

دست مابرگیریاحق یاعلی

بوی یاس وبوی احساسی علی

همسرزیباترین یاسی علی

یاعلی ای ذکرهربرخاستن

جان من برخاست باتو زین بدن

ماعلیلان راتوپایی ؛ یاعلی

قوت زانوی مایی یاعلی

شیعه بانام توشدبرپاعلی

طفل مابرخاست ازجایاعلی

روح ما خاک کف پای علیست

جان ما مخلوق آوای علیست

بلبلان وقت غزلخوانی شده است

گلشن هستی چراغانی شده است

بلبلان هنگام گل خوانی شده است

هستی ازنامش چراغانی شده است

ذره ذره بشنومی گوید:علی

قطره قطره ابرمی موید:علی

 

 

غرق امید وغرق بیم ...دلم

روبه سوی تومستقیم...دلم

ای نمــــاز آخــرِ مــــن گـریـه کــن
بر دوچشمـان تــرِمـــن گـــریه کــن


گــریه کـن اینجــا زمیــن کــربلاست
سرزمیــن اشک و افغـــان و عـزاست


گـریـه کـن اینجـا نفس ،خـون می شود
آه دل از غصــه گلگـــون مــی شــود

 

عــرش اینجــا بــا تـو هِق هِق می کند
گریه کــن اینجــا مَلَک دِق مــی کنــد


گریه کن اینجا جهان ،بی جان شده است
هستی جــانــانه ،بی جـانـان شده است


گــریـه کــن اینجــا حریـم انبیــاست
قتـلـگــــاهِ قبـلـگــــاهِ اولیــاســت

->