فرامرز میرشکار مبارکه

نویسنده،شاعر،مدرس تفسیرقرآن کریم،کارشناس ارشدمدیریت اموزشی

فرامرز میرشکار مبارکه

نویسنده،شاعر،مدرس تفسیرقرآن کریم،کارشناس ارشدمدیریت اموزشی

۱۷۱ مطلب با موضوع «نوشته های من» ثبت شده است

لیندا الدر، ریچارد پاول :

آموختن هنر تفکر نقادانه

هیچ چیز برای انسان سودمندتر از درست اندیشیدن نیست. مهم نیست کجا و در چه موقعیتی هستید و با کدام مسئله یا مشکل دست و پنجه نرم می‌کنید، در هر حال، چنان‌چه مهارت درست اندیشیدن را داشته باشید، برایتان بهتر است. به‌عنوان یک مدیر، راهنما، کارمند، شهروند، عاشق، دوست، سرپرست فرزند - در هر موقعیت و قلمرویی از زندگی‌تان - خوب اندیشیدن به سود شماست. اندیشه‌ی ضعیف و نادرست در عوض ناگزیر باعث به‌وجود آمدن مسائل و مشکلاتی می‌شود، زمان و انرژی را هدر می‌دهد، و به ناکامی و درد و رنج می‌انجامد.

تفکر نقادانه هنر قاعده‌مندی است برای اطمینان یافتن از این‌که در هر موقعیت و شرایطی از اندیشه‌تان به بهترین نحو ممکن - و البته در حد توان خود - بهره می‌گیرید. هدف عمده‌ی تفکر (اندیشیدن) "فهم درست اوضاع و احوال" در هر شرایطی است که در آن به سر می‌بریم. همه‌ی ما همواره با گزینه‌های متعددی روبرو می‌شویم که ناگزیر باید دست به انتخاب بزنیم. برای بهترین انتخاب باید درست‌ترین و مفیدترین اطلاعات را داشته باشیم.

در این یا آن موقعیت خاص، واقعا موضوع (یا مسئله) چیست؟ آیا می‌خواهند از من سوء استفاده یا بهره‌کشی کنند؟ آیا فلان کس واقعا دلش برای من سوخته و قصد کمک به من را دارد؟ آیا وقتی فلان مدعا (عقیده) را باور می‌کنم، دارم خودم را فریب می‌دهم؟ نتایج و پی‌آمدهای احتمالی ناکامی در انجام فلان کار کدامند؟ اگر می‌خواهم کاری را انجام دهم، بهترین راه برای فراهم آوردن مقدمات آن چیست؟ چطور می‌توانم در انجام کاری موفق‌تر باشم؟ آیا این بزرگ‌ترین مسئله یا مشکل من است، یا باید توجه خودم را به چیز دیگری معطوف کنم؟ اندیشیدن، پاسخ درست و مفید به چنین پرسش‌هایی است. اما برای این‌که بدانید تا چه حد خوب (یا بد) می‌اندیشید، باید بیاموزید که چگونه می‌توانید منتقد واقعی و تاثیرگذار اندیشه‌ی خودتان شوید، و برای این منظور باید روش‌ها، اصول و قواعد درست اندیشیدن را بیاموزید.

ایامی که صدام سرنگون شده بود و آیت‌الله سیدمحمد باقر حکیم قرار بود به نجف بروند، تنهایی برای خداحافظی خدمت رهبر معظم انقلاب رسیدند. می‌خواستند که اگر آقا رهنمود و فرمایشی دارند استفاده کنند. آقا درباره‌ی فضای عراق و اینکه با مردم چه‌طور ارتباط بگیرید، با علما و مراجع چه‌جور تعاملی داشته باشید توصیه‌های خوبی به آقای حکیم فرمودند. درباره‌ی مسائل خارجی‌ و رابطه با آمریکا هم گفتند مبادا در مقابل آمریکا کوتاه بیایید. مبادا با آمریکا رفیق بشوید. نکند دست توی دست آمریکا بگذارید. مبادا آمریکا را دوست خودتان بدانید. آمریکا دشمن اسلام، دشمن شیعه و دشمن کشورهای اسلامی است. این هم که به عراق آمدند، نه اینکه برای نجات مردم عراق باشد، آمریکا دلش برای مردم نسوخته است، اینها به‌علت همان اهداف استعماری جهان‌خواری که دارند به عراق آمده‌اند. امروز صدام را مانع برنامه‌های خودشان ‌دیدند، در حالی که یک روزی مورد استفاده‌شان قرار می‌گرفت. دیدند امروز دیگر به اصطلاح تاریخ مصرفش تمام شده آن را کنار انداختند. مبادا آمریکا را به عنوان دوست خودتان در آنجا بدانید. جلوی آمریکا بایستید و از عزّت و استقلال کشور خودتان دفاع کنید.

آقای حکیم‌ ـ خدا رحمتشان کندـ گفتند: آقا! من از این اطمینان خاطر و آرامش شما در تعجبم. آمریکا کنار گوش شما است. این طرف در عراق و آن طرف در افغانستان دارد این‌جور فتنه‌گری می‌کند. آن‌وقت شما این قدر آرام هستید و به ما هم توصیه می‌کنید که مرعوب آمریکا نباشیم؟!

رهبر انقلاب فرمودند: می‌دانی این اطمینان خاطر ما از چیست؟ ما توکلمان به خدا زیاد است. همین به ما آرامش، اطمینان و شجاعت می‌دهد که در مقابل آمریکا از عزّت، استقلال و عظمت این مردم، نظام و انقلاب دفاع کنیم و سر تعظیم فرود نیاوریم.»

منبع: اینجا

 طبق نظر امام خمینی (ره)  در بین نمازهای مستحبی، «نماز جعفر طیار» برترین نماز است و حکم کیمیا را دارد. پیامبر (صلی الله و علیه و آله)  به جعفر طیار مأموریتی داد که سیزده سال طول کشید. همۀ مسلمانانِ قاره آفریقا، مدیون جعفر بن ابی‏طالب هستند. وقتی او برگشت، پیامبر (صلی الله و علیه و آله)  فرمود: باید از او استقبال رسمی شود. او و همسرش اَسماء بنت عمیس، سه پسری که خدا به آن‏ها داده بود وارد شدند. مردم فکر می‌کردند پیغمبر (صلی الله و علیه و آله)  جایزۀ گران‏بهایی به آو بدهد، چراکه او ‌پادشاه حبشه را مسلمان کرده بود، جمعی از کشیش‌ها  به دست او مسلمان شده بودند و خدمات فراوانی انجام داده بود؛ اما پیامبر (صلی الله و علیه و آله)  نمازی به او هدیه داد که تا دنیا دنیاست، هر کس این نماز را می‌خواند، بهره‌ای به جعفر بن ابی‏طالب هم می‌رسد. این نماز، دو تا دو رکعتی است. بعد از تکبیرةالاحرام  و سورۀ حمد، پانزده بار تسبیحات اربعه می‌گوییم. سپس به رکوع می‌رویم. بعد از ذکر رکوع ده بار تسبیحات اربعه می‏گوییم. از رکوع برمی‌خیزیم و ده بار همان ذکر را می‏گوییم. ده بار در سجده، ده بار هنگام نشستن، ده بار در سجده دوم و ده بار در نشستن دوم این ذکر را می‏گوییم. بنابراین، در هر رکعت، 75 بار ذکر تسبیحات اربعه تکرار می‏شود.

روایت شده: نماز جعفر طیار دوازده هزار حسنه دارد، چراکه سیصد بار ذکر تسبیحات اربعه در آن آمده است. تسبیحات اربعه نیز دارای چهار فراز است. پس جمع ثواب‏ها 1200 می‏شود. از آن‏جایی که هر کار خوب ده حسنه برایش نوشته می‏شود، خواندن نماز جعفر طیار، دوازده هزار ثواب دارد.

مسأله ی 10199- گذاردن ریش براى مردان مستحب است و تراشیدن آن حرام نیست زیرا هرگز دلیلى از کتاب و سنت بر حرمت آن وجود ندارد، و چون این مسأله به اصطلاح فقهى عام البلوا است بیان قطعى آن از مسائلى دیگر واجب تر مى باشد، روایتى هم که گمان مى شود آن را حرام کرده تنها از باب تشبه به یهود که ریشها را مى تراشیدند و سبیلها را وا مى گذاشتند، آن را منع کرده است، و اگر هم عنوان همانندى و تشبه بر جاى بود فقط همین را حرام مى کرد که اگر هر دو را بتراشى، یا فقط سبیل را بتراشى و یا هر دو را بگذارى حلال است، و تنها همانندى به یهودیان- و کافران- حرام مى باشد، ولى اکنون که همگان همانند یکدیگرند تشبهى هم که آن را حرام کند در کار نیست، در نتیجه تراشیدن ریش به هرگونه که باشد حرام نیست.

منبع: اینجا را کلیک کنید

  • ·       «اگر حرف زدن را نیز مانند سایر درس‌های مدرسه‌ای به کودک درس می‌دادیم، آنها هرگز زبان باز نمی‌کردند»ویلیام هول

آنچه به نام آرامگاه کورش خوانده می شود چیزی است که تا سال 1811میلادی بعنوان مقبره مادرسلیمان بوده است.نام مقبره یا قبر مادرسلیمان، نام مشهوری است که از دیرباز و دستکم از زمان ابن‌بلخی در سده پنجم هجری تا زمان جوزپه باربارو (سیاح ونیزی) و جان استرویس و دوبروین به ترتیب در سده‌های پانزدهم و هفدهم و هجدهم میلادی تا به دوره قاجاری و تا به امروز به این بنا اطلاق می‌شده و در حکم زیارتگاهی ویژه زنان بوده که مردان حق داخل شدن به آنرا نداشته‌اند.اما با توجه به کشته شدن کورش در فاصله‌ای دور و در حین حمله به سرزمین ماساژت‌ها، در هر صورت امکان دفن او در این محل یا هر محل دیگری در این منطقه بعید و ناممکن به نظر می‌رسد.

نخستین کسی که نظریه آرامگاه کورش برای این بنا را اظهار داشت، جیمز موریه بود که دو بار در سال‌های 1808 و 1811 میلادی بدانجا سفر کرده بود.  موریه بعدها از این نظر خود پشیمان شد و آرامگاه کورش و پاسارگاد را جایی در اطراف فسا گمان داد

 علامه ذوالفنون حسن حسن زاده آملی می فرماید: در مکاشفه ای خدمت امام رضا(ع) رسیدم و عرض کردم: مأمون که باشد که شما را جابجا کند؟ علت حضور را خودتان بفرمائید. حضرت فرمودند: ما نیز مثل جد غریبمان امام حسین(ع) از رسول خدا(ص) تکلیفمان را خواستار شدیم. رسول خدا(ص) فرمودند: سلمان خدمات بسیاری به ما داشته شما به ایران برو تا قدردانی از سلمان باشد (نقل به مضمون از حجت الاسلام صمدی آملی؛ شارح کتب علامه)

 چه خوب است هرگاه به حرم امام(ع) مشرف می شویم، هنگام ورود به حرم آیه اکمال و فاتحه ای برای سلمان بخوانیم.

«هارمونت رُزا»، استاد جامعه‌شناسی دانشگاهِ فردریش شیلرِ ینا، طی مطالعاتش دربارۀ «شتاب اجتماعی» این تناقض را توضیح داده است. در میان کتاب‌هایی که از او به انگلیسی ترجمه شده است، می‌توانیم از بیگانگی و شتاب: به‌سوی نظریه‌ای انتقادی در باب زمان‌مندی در دوران مدرن متأخر و نیز جامعۀ پرسرعت، شتاب اجتماعی، قدرت و مدرنیته اشاره کنیم. کتاب‌های وی را ویلیام.ای. شوئرمن ویراستاری کرده است. در سال ۲۰۱۳، انتشارات دانشگاه کلمبیا کتاب شتاب اجتماعی: نظریه‌ای جدید دربارۀ مدرنیته را از رُزا منتشر کرد. مصاحبه‌ای که در زیر می‌آید نخستین بار به زبان ایتالیایی در روزنامۀ «لااستامپا» منتشر شده است.

 

کلاودیو گاللو: در جوامع غربی همه فکر می‌کنند که زمان تندتر و تندتر جلو می‌رود. جامعه‌شناسیِ زمانِ شما چگونه این احساس را توضیح می‌دهد؟

هارتموت رُزا۱: البته زمان روی تقویم یا ساعت تغییر نمی‌کند و هرگز تندتر یا آهسته‌تر جلو نمی‌رود: هر روز ۲۴ ساعت است و هر سال ۳۶۵ روز دارد. بنابراین، این احساس که زمان تندتر حرکت می‌کند، پدیده‌ای روان‌شناختی است و می‌بایست با استفاده از دلایل روان‌شناختی تبیین شود. با این حال، این پدیده علل اجتماعی نیز دارد. تبیین اجتماعی آن بدین نحو است: احساس ما دربارۀ ضیقِ وقت یا زیادی آن، بستگی دارد به رابطۀ میان زمانی که در دست داریم یا در اختیار داریم و زمانی که نیاز داریم تا لیست کارهای مقررمان را به انجام برسانیم. اکنون مشکل جامعۀ ما این است که این دو امر با هم مطابقت ندارند و این عدم مطابقت روزبه‌روز افزایش می‌یابد. برای اینکه بتوانیم همۀ کارهایی را که باید یا می‌خواهیم انجام دهیم به‌طور مناسبی به پایان برسانیم، به حدوداً ۴۸ ساعت وقت در هر شبانه‌روز نیاز داریم؛ در نتیجه، ما همیشه ضیقِ وقت داریم و احساس می‌کنیم که زمان مثلِ برق‌وباد گذشته است.

خواجه‌نصیرالدین طوسی می‌گوید:

 «کسی که در راه تبلیغ است باید مفهوم عام باشد و مقبول خاص»، 

یعنی همه حرف او را بفهمند وخواص ،او را سطحی ندانند.

آیت‌الله علامه محمدتقی جعفری، از جمله برجسته‌ترین و متعمق‌ترین متفکران اسلامی در دوره اخیر بوده که در باب موضوعات متنوع علوم انسانی، با حوصله و دقت فراوان، اندیشیده و در چارچوب معارف و حقایق اسلامی، لطایف و نکات ژرف‌نگرانه‌ای را از خود به جا نهاده است. مطالعه مجموعه گسترده و فاخر آثار ایشان، به خوبی نمایانگر باریک‌اندیشی و قابلیت نظریه‌پردازی در وی است. جعفری دارای خصوصیاتی است که وی را از دیگران، کاملاً متمایز می‌سازد. 

زمانی که شوروی حس می کرد از خصومت امریکا کاسته شده هدف برنامه های سری آن قرار گرفت/ کریستوفر برگس، مامور ارشد سابق سیا در گفت و گو با عصر اندیشه: «فروپاشی اتحاد شوروی نتیجه ترکیبی از قدرت سخت و نرم بود.»/ شوروی بدون درگیری و به طور خودخواسته قدرت را به آمریکا واگذار کرد

نظریات و تحلیل‌های مختلفی در خصوص دلایل و روند فروپاشی شوروی در دهه پایانی قرن بیستم وجود دارد که هر یک از آن‌ها باتوجه به سطح تحلیل، علت یا عواملی برای این رویداد عظیم سیاسی و تاریخی ذکر می‌کنند. نقص بنیادین اقتصاد شوروی،۱ تغییر ساختار اقتصاد دستوری،۲ تمرکز بیش از حد روی رقابت نظامی با آمریکا،۳ بی‌اعتباری ایدئولوژی کمونیست در مقابل نظام سرمایه‌داری،۴ شخص گورباچف و برنامه‌ اصلاحات او۵ و حتی مخالفت‌ها با اصلاحات گورباچف۶ از جمله عواملی است که تحلیل‌گران برای فروپاشی اتحاد شوروی بیان کرده‌اند.

تربیت هرچه باشد قطعاً دوچیز نیست:

یک: با خشونت همراه نیست.

شمااگر به رافت وقاطعیت آراسته باشید هیچگاه نیازی به اعمال خشونت و زور ندارید.

حضرت علی علیه السلام می فرمایند: لا ادبَ معَ الغَضًب...هیچگاه نمی توان با خشم کسی را ادب کرد...

دو :تعطیل بردارنیست.

پسر لقمان به پدرش گفت: پدرجان هرچه می گویی دل باز هم قفل است وچیزی در آن نمی رود.

لقمان گفت: آن قدر می گویم که قفل دلت بشکند...این یعنی: تربیت تعطیل بردار نیست...

فرامرزمیرشکار/نشست تفسیری دارالقرآن الکریم صدر-95/3/12


♥ سر : سر نمایانگر ماست . چیزی که به جهان نشان می دهیم و معمولا به وسیله  آن شناخته می شویم . اگر در ناحیه ی "سر" اشکالی وجود دارد ، به این معناست که احساس می کنیم در وجود ما نقصی بزرگ هست .

♥ مو : نمایانگر نیروست . هر وقت فرد در فشار و ترس باشد ، اغلب نوارهای فولادی را می آفریند که از عضلات شانه ها شروع شده و به فرق سر می رسد ، یا حتی به صورت حلقه های کبود دور چشم ، خود را به نمایش می گذارد . زمانی که در فرق سر ، فشار جدیدی وجود داشته باشد ، ممکن است آنقدر ریشه مو را در تنگنا قرار دهد که قادر به نفس کشیدن نبوده و بمیرد که نتیجه آن ریزش مو خواهد بود . ادامه این وضعیت به تاسی سر منجر می شود! 

♥ گوش ها : نمایانگر گنجایش شنیدن هستند . اگر درد گوش و یا بیماری های مرتبط با گوش را تجربه می کنید علامت این است که در جریانی قرار دارید که نمیخواهید بشنوید! گوش درد نشانه خشم از شنیدن است . شاید علت اینکه کودکان معمولاً درد گوش را بیشتر تجربه می کنند این باشد که کودکان امکان و یا توانایی نشان دادن خشم خود از قوانین موجود را ندارند ، لذا ضعف کودک برای عوض کردن امور در گوش او درد را می آفریند! کری نشان دهنده این است که فرد برای مدت های طولانی گوش دادن به کسی را نپذیرفته است! تحقیقات نشان می دهد افرادی که نقص شنوایی دارند در کنار همسرانی با مشغله فراوان و یا با کلامی آزار دهنده مدت مدیدی زندگی مشترک را تجربه کرده اند! 

 پوزیتیویسم، از POSITIVE به معنای  مثبت،و اثبات گرایی می‌باشد. واصطلاحی فلسفی است که بر اساس آن، تنها روش معتبر تحقیق و شناخت، روش علمی تجربی دانسته می‌شود. 
  اولین بار در تاریخ علوم، این اصطلاح را آگوست کنت فیلسوف و جامعه شناسی فرانسوی به کار برد.

آگوست کنت برای فکر شر 3 مرحله قایل بود:
نخست: مرحله الهی که علل پیدایش و وقوع حوادث به علل ماورایی و الهی نسبت داده می‌شود ؛
دوم: مرحله فلسفی که علت حوادث را در جوهر نامرئی و طبیعت اشیا مثل نیروهای مشاهده ناپذیر مادی و ذرات نادیدنی نهفته می دانست؛
سوم: مرحله علمی که به جای جستجو از چرایی پدیده‌ها به چگونگی پیدایش پدیده‌ها و روابط آنها با یکدیگر می‌پردازد؛ مرحله سوم را همان مرحله اثباتی و تحقیقی می‌دانست.

پوزیتیویسم، به سطح عالم و ظاهر عالم می پردازد وکاری به غیب وباطن عالم ندارد وبه نوعی در نحوه شناخت هستی تنها متکی به تجربه بشریست ونقش خداوند را در پرورش عالم منکر می گردد.به نوعی می توان پوزیتیویسم را نوعی کفرعلمی که منکر دریافت حقایق از طریق وحی ورسالت می باشد تعبیرکرد.

 آیت‌الله محمد ناصری  با اشاره به رساله حقوق امام سجاد اظهار کرد: فرزندان در روز قیامت می‌توانند برای اسم خود والدین را مورد مؤاخذه قرار دهند.

وی ضمن تأکید بر لزوم انتخاب اسم نیکو برای فرزندان از سوی والدین تصریح کرد: اسم بر روی مسمی اثر می‌گذارد و به همین علت است که توصیه می‌شود از اسماء ائمه معصومین که از آسمان نازل شده است برای فرزندان استفاده شود و اینکه عده‌ای برای حل مشکلات و معضلات خود اقدام به تغییر نام خود می‌کنند هیچ سندیتی در روایات اسلامی ندارد.

استاد اخلاق و عرفان حوزه علمیه اصفهان در ادامه افزود: کسانی که مروج تغییر اسم برای حل معضلات و مشکلات هستند به دنبال کسب منفعت و درآمد هستند و این مسائل هیچ ریشه‌ای در اسلام ندارد ضمن اینکه معمولا این افراد توصیه به تغییر اسامی اشخاصی می‌کنند که نام آنها از اسماء ائمه می‌باشد.

وی بیان کرد: حقوق در خانواده یک طرفه نیست بلکه اولاد هم حقوقی برگردن والدین دارند که اولین این حقوق نامگذاری است و وظیفه والدین است که نامی نیکو برای فرزندان خود انتخاب کنند و این نامگذاری قطعا بر زندگی آنها تأثیرگذار است.

نکته ای که دراینجا در مورد کلمه ی «مساوق» قابل ذکر است این است که در شیء مساوی جهت تشابه یک شیء با شیء دیگر مطرح است . مثلاً می گوییم این شیء با فلان شیء دیگر در سه جهت با هم برابری دارند اما در دو شیء مساوق اصلاً جهت تشابه مطرح نیست بلکه این دو شیء آنچنان ارتباط وجودی و اتحاد عینی دارند که گویا دو چیز نیستند ، بلکه  یک حقیقت اند . به تعبیر دیگر دو شیء مساوی ، دو شیء جدای در عرض هم هستند که از یک مبدأ بر می خیزند ولی در منتها از هم جدا می شوند اما دو شیء مساوق با یکدیگر از یک مبدأ بر می خیزند و در بین راه اگرچه دو حقیقت پنداشته می شوند اما در منتها به یک نقطه ختم می شوند .

در مقام تشبیه معقول به محسوس می توانیم دو شیء متساوی را به دو لوله ی تفنگ تشبیه کنیم و دو شیء مساوق را به نور دو چشم . بدین بیان که دو تیری که از دو لوله تفنگ بیرون می آیند اگر چه از مبدأ واحد بر می خیزند اما در دو نقطه ی جدا از یکدیگر منتهی می شوند ، این معنای مساوات است ، اما نوری که از اشیاء به دو چشم ما اصابت می کند و در نهایت بواسطه ی قوه ی باصره رؤیت اشیاء می شود اگر چه در بین راه از دو کانال چشم ما وارد می شود و پنداشته می شود که دو نور است اما منتهای این نور که از مبدأ واحدی نیز سرچشمه گرفته است ، یک حقیقت است و لذا قوه ی باصره اگرچه از دو چشم برخوردار است اما این دو چشم باعث نمی شود که یک شیء خارجی را دو تا ببیند بلکه آن را به همان واقعیت خارجی خود مشاهده می کند و این معنای مساوق است .

شرح رساله ی رابطه علم با دین ص 54

علوم عقلی(aghli.blog.ir)

احساس درد حس ناخوشایندی است که حتی بعضی مواقع باعث مختل شدن فعالیت های طبیعی و روزانه فرد می شود.

احساس درد نشانه بیماری و اختلال در عملکرد سیستم های داخلی بدن است.

بعضی از مواد غذایی را که برای تسکین دردهای مختلف به کار می رود عبارتند از:

 

گرفتگی عضله پا- آب گوجه فرنگی: 

نتایج تحقیقات نشان می دهد از هر ۵ نفر حداقل یک نفر به طور دائم دچار گرفتگی عضله پا می شود. علت این ناراحتی کمبود پتاسیم و کلسیم است. با مصرف روزی حدود یک پیمانه آب گوجه فرنگی که سرشار از پتاسیم است، خطر بروز گرفتگی های دردناک عضله در عرض ۱۰ روز کاهش می یابد.

یکی مرغ ، بر کوه بنشست و خاست

بر آن کُه ، چه افزود و از آن چه کاست ؟

من آن مرغم و این جهان ، کوه من

چو رفتم ، جهان را چه اندوه من ؟

دانی که چرا ز میوه ها سیب نکوست 

نیمی رخ عاشق است و نیمی رخ دوست 


بکن معامله‌ای وین دل شکسته بخر

که با شکستگی ارزد به صد هزار درست

حافظ


کینتسوگی (به ژاپنی: 金継ぎ) (Kintsugi)، یا کینتسوکوروی (به ژاپنی: 金繕い) (Kintsukuroi)، با معنای لغوی اتصال با طلا، هنری ژاپنی است که در آن قطعات شکسته سفال و کوزه را با ماده‌ای شامل پودر طلا به هم چسبانده و تعمیر می‌کنند. چندان که با این کار سفال شکسته قیمتی بس بالاتر ازقبل می یابد 

وحکایت دل وجان آدمی چنین است 

رنجی گوید؛

هرچیز بشکند ز بها اوفتد ولی

دل را بها و قدر بود تا شکسته است

حضرت موسى علیه السلام  بخداوند عرض کرد :

پروردگارا کارى بکن که احدى جز تعریف از من ننماید 


خداوندفرمود :

موسى

 این کار را براى خودم هم  نکرده‏ ام.


منبع: مجلسى، محمد باقر بن محمد تقى، مواعظ امامان علیهم السلام ( ترجمه جلد 75 بحار الأنوار) ؛ ص182


انسان یعنی نظام باورها ...

مادر تا فرزند خود رابه فرزندی باور نکند به اوحتی شیرنخواهد داد.

فرامرزمیرشکار

مذهب زنده دلان خواب پریشانى نیست

 از همین خاک جهان دگرى ساختن است...

اقبال لاهوری

دکترمیرجلال الدین کزازی:

 پخته خواری برای استاد و دانشجو، افسردگی و بازدارندگی به همراه دارد.

امیرالمؤمنین(ع) از حاصل دسترنج خود، 

هزار برده را خریده 

و سپس آنان را آزاد نمود.

حر عاملی، محمد بن الحسن، وسائل الشیعه، ج 23، ص 31، ح 29037، مؤسسه آل البیت، قم، 1409 ه ق.

دریافته ام وقتی فشارهای روانی زیاد است

 و اضطراب و استرس در فضای اطرافمان موج می زند،

 نه پیشنهادی بدهیم،

 نه انتقادی بکنیم

 و نه گله و شکایتی و 

نه حتی مسائل مهم مان را مطرح کنیم!

به خاطر بسپاریم:

بهانه جویی ها اندک اندک خشم را در وجودمان شعله ور می کند

و خشم، کلید هر بدی است. ..

 الغَضَبُ مِفتَاحُ کلِّ شَرٍّ

زمینه سازی درست انجام دادن کارهای خوب در کودک

کودک باید به گونه ای تربیت شود که کار خوب، به آسانی از او سر بزند و نه اینکه با اکراه به آن تن در دهد.

تأثیر جدی بودن شما، در تربیت کودک

هنگام برخورد با کودکان و بازگویی حقیقت ها به آنها به گونه ای رفتار کنید که گویا انتظار دارید به سخنان شما عمل شود؛ زیرا کودکان از اطمینانی که در سخن، لحن صدا و کارهای شما وجود دارد، اثر می پذیرند.

امام صادق علیه السلام به «اُمّ اسحاق» که پسر خود را شیر مى داد، فرمود: 

اى اُمّ اسحاق! تنها از یک پستان او را شیرنده، بلکه از هر دو به وى را شیر بده،

زیرا در یکى از آنها خوراک و در دیگرى نوشیدنى نهفته است.

وسائل الشیعة ، ج 15، ص 176 .

حضرت رسول اکرم صل الله علیه و علی آله میفرمایند:

 اِنَّ القُلوب ثَلاَثَهٌ : قلبٌ مشغُولٌ بِالدُّنیا، فَلَهُ الشِدَّهُ وَالعِنی وَ قَلبٌ مَشغُولٌ بِالعُقبی، فَلَهُ الدَّرَجاتُ العُلی وَ قَلبٌ مَشغُولٌ بِالمولی، فَلَهُ الدُّنیا و العُقبی وَ المَولی.

همانا قلوب سه دسته است: قلبی که مشغول به دنیاست، که حاصل آن درد وغم و رنج و بلاست. دلی که مشغول به آخرت است، و از امتیازات معنوی بسیاری برخوردار است. و قلبی که مشغول به خداست، که برای آن، هم دنیاست، هم آخرت و هم خود خدا.

به فرزندانتان یادبدهیدکه درمورد شناخت خودشان وقت بگذارند.استعدادهایشان ؛توانمندی هایشان وعلاقمندی هایشان رابشناسند.آنوقت نه در انتخاب رشته ی تحصیلی ونه درانتخاب شغل ونه درانتخاب همسر ونه درهیچ انتخاب دیگری شکست نمی خورند.

#فرامرزمیرشکار #قصار #تربیت

قالَ علی علیه السلام:

اَلدُّنْیا تُطْلَبُ لِثَلاثَهِ أشْیاء: اَلْغِنى، وَ الْعِزِّ، وَ الرّاحَهِ، 

فَمَنْ زَهِدَ فیها عَزَّ،

 وَ مَنْ قَنَعَ إسْتَغْنى، 

وَ مَنْ قَلَّ سَعْیُهُ إسْتَراحَ.
فرمود: دنیا  براى سه هدف دنبال مى شود: بى نیازى، عزّت و آسوده بودن.
 پس هر که زاهد باشد; عزیز  است،
هر که قانع باشد;  غنى است،
و هر که کمتر خود را در تلاش و زحمت قرار دهد; همیشه آسوده است.
وافى: ج 4، ص 402، س 3.

قالَ علی علیه السلام: اَلـْحَقُّ جَدیدٌ وَ إنْ طالَتِ الاْیّامُ، وَ الْباطِلُ مَخْذُولٌ وَ إنْ نَصَرَهُ أقْوامٌ.
فرمود: حقّ همیشه تازه و برافراشته است اگر چه روزها به درازا بکشد. و باطل همیشه فروافتاده است اگر چه درطی زمان اقوام بسیارى از آن حمایت کنند. وسائل الشّیعه: ج 25، ص 434، ح 32292.

«حکیمی را پرسیدند چندین درخت نامور که خدای عزوجل آفریده است و برومند هیچ‌یک را آزاد نخوانده‌اند مگر سرو را که ثمره‌ای ندارد. درین چه حکمت است؟ گفت هر درختی را ثمره معین است که به وقتی معلوم به وجود آن تازه آید و گاهی به عدم آن پژمرده شود و سرو را هیچ از این نیست و همه وقتی خوشست و این است صفت آزادگان.»سعدی

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : 
 أهلُ فارِسَ هُم وُلْدُ إسحاقَ .
ایرانیان، فرزندان اسحاق هستند.
پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :
 فارِسُ عُصبَتُنا أهلَ البیتِ ؛ لأنَّ إسماعیلَ عَمُّ وُلْدِ إسحاقَ، و إسحاقَ عَمُّ وُلْدِ إسماعیلَ .
 ایرانیان خویشاوند ما هستند؛ زیرا که اسماعیل عموى فرزندان اسحاق است و اسحاق عموى فرزندان اسماعیل.
میزان الحکمه،جلد نهم.

امام پرهیزکاران على‏ علیه السلام مى ‏فرماید: "بنده خدا به‏ نعمتى دست نمى‏ یابد، مگر آن که نعمت دیگرى را از کف نهد."

نهج البلاغه، کلمات قصار، 19.

عارف بسطامى در جواب شخصى که از او پرسید: اسم اعظم کدام است ؟ گفت : تو اسم اصغر به من نماى که من اسم اعظم به تو نمایم ، آن شخص حیران شد، پس بدو گفت :همه اسماى حق عظیم اند.
در تفسیر ابوالفتح رازى است که : حضرت امام جعفر صادق را پرسیدند از مهمترین نام اسم اعظم ؟ حضرت فرمود او را: در این حوض سرد رو، او در آن آب رفت و هر چه خواست بیرون آید فرمود منعش کردند، تا گفت : یا الله اءغثنى ، فرمود: این اسم اعظم است ؛ پس اسم اعظم به حالت خود انسان است .

هزار و یک کلمه ، ج 3، ص 390 - 389.

عقل-ویژگی های عاقل
حجم: 30.3 کیلوبایت
توضیحات: word

عقل-ویژگی های عاقل
حجم: 324 کیلوبایت
توضیحات: pdf


جهان دیگر- مرگ شروع قیامت است.
حجم: 33 کیلوبایت
توضیحات: word

جهان دیگر- مرگ شروع قیامت است
حجم: 315 کیلوبایت
توضیحات: pdf


متن کلیپ:می‌خواهید با هم این نوحه را بخوانیم و تکرار کنیم؛ «رَأْسُ الْعِبَادَةِ حُسْنُ الظَّنِّ بِاللَّه‏»(عوالی اللئالی/1/27)

امام رضا(ع) می‌فرماید: «أَحْسِنِ الظَّنَّ بِاللَّه‏»(کافی/2/72) ظنّ خودتان را به خدا خوب کنید. یعنی آدم باید بگوید که «نه! خدا، خوب است، کمکم می‌کند، هوای مرا دارد. نه! خدا من را رها نمی‌کند.»

اصلاً ابلیس یک-موجود- مکّاری است؛ به خدا قسم! می‌بیند شما چه‌طوری هستی؛ همان‌طوری رفتار می‌کند. مثلاً اگر ببیند من حسّ عرفانی دارم، می‌گوید: «آره حسّ عرفانی خوب است...» آناً برمی‌گردد. نامرد تا همین دو دقیقه پیش، داشت می‌گفت: «ول‌کن بابا!» اما وقتی می‌بیند تو حسّ عرفانی داری-برمی‌گردد و یک‌طور دیگری فریبت می‌دهد-

می‌گویی: خُب حالا بگو ببینم ابلیس! می‌گوید: «واقعاً، ما این‌قدر آلوده شده‌ایم! اصلاً خدا دیگر ما را می‌بخشد؟! لا‌اله‌الا‌الله!» بعد این آدم، با همین ابلیس وجودِ خودش-که دارد او را از رحمت خدا مأیوس می‌کند- به جلسۀ دعای کمیل می‌رود و می‌گوید: «خدایا! حداقل یک دانه از گناهانم را ببخش، خدایا! می‌دانم که تو هم نمی‌توانی ببخشی! ولی حالا دیگر کوتاه بیا!»

و بعد، ابلیس به او می‌گوید: «حالا گریه کن، عجب حالی پیدا کردی! گریه کن، راحت باش» او هم گریه می‌کند ولی این گریه‌اش، بنزین جهنمش می‌شود! چون تلقی او این است: «خدا که نمی‌تواند مرا ببخشد، خدا که دست مرا نمی‌گیرد، من چه‌کار کنم که خدا یک نگاهی به من بکند؟ امام زمان(ع)! یک لطفی به من بکن!» در حالی که در بغل امام زمان(ع) است و امام زمان(ع) دارد آرامش می‌کند! ولی او می‌گوید: «من چه‌کار کنم که امام زمان(ع) یک ذره مرا نگاه کند؟!» اینها همه‌اش مکائد ابلیس است!

شما الآن حسن ظن‌تان به خدا چقدر است؟ فکر کنید؛ قشنگ فکر کنید...

الآن امتحان می‌گیریم؛ هر کسی سؤال من را در ذهن خودش جواب بدهد. «شما همۀتان می‌توانید به سهولت به مقام معنوی حضرت آیت الله العظمی بهجت(ره) برسید» هرکسی باور ندارد، سوءظن به خدا دارد. چرا می‌خواهی نرسی؟ می‌توانی برسی! باشد، نرس، ولی-بدان که- می‌توانستی برسی.

همین‌جا این را قبول کن که آتش حسرت در روز قیامت وجودت را نگیرد. آنجا بگو: «خدایا! ما مثل آقای بهجت(ره) نشدیم ولی در دنیا هم می‌دانستیم که می‌توانستیم بشویم، اشتباه کردیم.» این‌طوری در آنجا یک کمی آرام می‌شوی، من به تو گفته باشم!

الآن شما چقدر حسنِ ‌ظنّ به خدا داری؟ نگو: «حاج آقا، نمی‌شود!» بنا نیست که خودِ تو این کار را بکنی؛ بنا است خدا این کار را بکند. مگر آقای بهجت(ره) خودش این‌طوری شده؟ اگر از ایشان ‌می‌پرسیدی، می‌‌گفت: «هر چه هست، خدا لطف کرده» خُب این خدا به تو هم می‌تواند لطف کند. اگر-با تردید- بگویی: «به من؟!» معلوم می‌شود که سوءظن داری!

«حَسّنوا ظُنونَکُم بِالله»

دریافت
مدت زمان: 3 دقیقه 38 ثانیه 

 

روزی زنی از خواب بیدار می شود در آینه نگاه می کند و متوجه می شود
که فقط سه تار مو روی سرش مانده.
بخود می گوید: فکر می کنم بهتر باشد امروز موهایم را ببافم؟
همین کار را می کند و روز را به خوشی می گذراند.
روز بعد از خواب بیدار می شود و خودش را در آینه نگاه می کند و
می بیند که فقط دو تار مو روی سرش مانده.
بخود می گوید: امروز فرقم را از وسط باز می کنم.
او همین کار را می کند و روز را بخوشی می گذراند.
روز بعد بیدار می شود و خودش را در آینه نگاه می کند و می بینید که
فقط یک تار مو روی سرش مانده.
بخود می گوید: امروز موهایم را از پشت جمع می کنم. او همین کار را
می کند و روز شادی را می گذراند.
روز بعد بیدار می شود و خودش را در آینه نگاه می کند می بیند که حتی
یک تار مو هم روی سرش باقی نمانده.
بخود می گوید: امروز مجبور نیستم که موهایم را درست کنم. 

⭐️ شرایط روی انسان های بزرگ تاثیری نمیذاره⭐️

حکیم بزرگی در صحرایی روی شن ها نشسته و در حال مراقبه بود...

مردی به او نزدیک شد و گفت: مرا به شاگردی بپذیر!

حکیم با انگشت خطی راست بر روی شن کشید و گفت: کوتاهش کن!

مرد با کف دست نصف خط را پاک کرد.

حکیم گفت: برو یک سال بعد بیا!

یک سال بعد باز حکیم خطی کشید و گفت: کوتاهش کن!

مرد این بار نصف خط را با کف دست و آرنج پوشاند.

حکیم نپذیرفت و گفت: برو یک سال بعد بیا!

سال بعد باز حکیم خطی روی شن کشید و از مرد خواست آن را کوتاه کند. مرد این بار گفت: نمی دانم!

و از حکیم خواهش کرد تا پاسخ را بگوید.

حکیم، خطی بلند کنار آن خط کشید و گفت: حالا کوتاه شد!

این حکایت،  یکی از رموز فرهنگ ژاپنی ها را در مسیر پیشرفت نشان می دهد: نیازی به دشمنی و درگیری با دیگران نیست. با رشد و پیشرفت تو،  دیگران خود به خود شکست می خورند. به دیگران کاری نداشته باش؛ کار خودت را بکن

*ابتدا به طور اجمالی به واکنش مردم ایران به حمله سپاه اسلام به کشورشان اشاره می‌کنید؟

-دلایل بسیاری بر این حقیقت تأکید دارد که نه تنها اعراب مسلمان در جریان فتح ایران، دست به کشتار و جنایت نزدند و آثار فرهنگی، دینی و ملی ایرانیان را از بین نبردند و اساساً جز با سپاه ساسانی وارد جنگ نشدند، بلکه مردم ایران، خود به سبب آشنایی با اسلام و بیزاری و نفرت از حکومت ساسانیان، به استقبال لشکر اسلام رفتند و دست کم، حکومت ساسانی را در برابر لشکر اسلام یاری نکردند، خدمات بی‌نظیر مسلمانان در آموختن، آموزیدن، تألیف و تصنیف علوم و معارف اسلامی و نیز بسط و گسترش و تبلیغ ارزش‌های اسلام نشان می‌دهد که ایرانیان با اختیار و از سرشوق و انگیزه‌های انسانی، اسلام را پذیرا شدند و به آن خدمت کردند، اسلام موجب شد ایرانیان از زیر بار ستم‌ها و تبعیض‌های ظالمانه‌ پادشاهان ساسانی رها شده و استعداد‌های نهفته‌ علمی و معنوی آنان شکوفا شود، چنان که ایرانیان نیز با قدرشناسی از نعمت اسلام، آن را در بستر فرهنگ توحیدی و انسانی خود پروریده و به اوج شکوفایی رساندند، آنچه در برخی کتاب‌ها درباره‌ حمله‌ اعراب مسلمان و جنایت‌های آنان به تصویر کشیده شده است، در اکثر موارد، دروغ‌های بی‌شرمانه‌ای است که دشمنان اسلام و ایران آن را ساخته و تبلیغ کرده‌اند. 

علامه طباطبائی«رحمة‌الله‌علیه» می‌فرمایند:

«وقتی از نجف به تبریز برگشتیم، می‌خواستیم خانه‌ی خود را تعمیر کنیم، عمله و بنّایی پیدا کردیم، دیدم عمله خیلی خوب کار می‌کند، هر وقت هم که استادِ بنّا دستور به او نمی‌داد خودش یک کاری پیدا می‌کرد و انجام می‌داد، ظهر هم که شد نماز خوبی خواند و غذایش را خورد و بلند شد برای کار. نزدیکی‌های عصر استاد بنّا گفت نردبان می‌خواهیم. به آن عمله گفتم در کوچه‌ی آن طرفی آشنایی هست بروید بگوئید نردبانتان را برای خانه‌ی فلانی بدهید. علامه می‌گویند: دیدیم برعکسِ صبح تا عصر که سریعاً کارها را انجام می‌داد در آوردن نردبان خیلی طول داد، بعداً که بنا بود مزدشان را بدهم و مرخص شوند به ایشان گفتیم که این سؤال برای من مانده که کارهای صبح تا عصرتان با نردبان‌آوردنتان متفاوت بود. آن شخصِ عمله گفته بود؛ حقیقتش کوچه‌هایتان باریک بود و نردبان هم بلند، من خیلی مواظب بودم سر نردبان به کاه‌گل‌های دیوارهای مردم نخورد، به همین جهت آوردن نردبان طول کشید. علامه‌ی از نجف برگشته که مرحوم قاضی می‌گوید از 20 سالگی دارای چشم برزخی است، درجا می‌پرسند اخیراً حضرت آقا صاحب‌الزمان را دیده‌اید؟ آن آقا هم می‌گوید بله.»

امام على علیه السلام ـ  به مردى که می گفت : بلال در اعراب کلامش اشتباه بود وفرددیگری از مسخره بازی او مى خندید ـ فرمود : اى بنده خدا! مقصود از اِعراب کلام، درست و صحیح ساختن آن است براى درست و پیراسته کردن اعمال. چه سود که فلان کس سخنانش با اعراب و درست باشد، اما اَعمالش دچار زشت ترین خطاها باشد؟ و بلال را چه زیان که در گفتارش، خطا باشد، اما اعمالش کاملاً درست و پیراسته؟! تنبیه الخواطر- ج2- ص 102


الإمامُ الصّادقُ علیه السلام : تَجِدُ الرّجُلَ لا یُخطِئُ بلامٍ و لا واوٍ خَطیبا مِصْقَعا .و لَقَلبُهُ أشَد ظُلمَةً مِن اللَّیلِ المُظلِمِ ، و تَجِدُ الرّجُلَ لا یَستَطیعُ یُعَبِّرُ عَمّا فی قَلبِهِ بِلسانِهِ و قَلبُهُ یَزهَرُ کما یَزهَرُ المِصباحُ .

امام صادق علیه السلام : گاهى اوقات مردى را مى بینى که خطیبى زبردست و سخنور است و در یک لام یا واو خطا نمى کند، اما دلش از شب تار سیاهتر است و گاهى اوقات مردى را مى بینى که نمى تواند حرف دلش را به زبان بیاورد، لیکن دلش مانند چراغ مى درخشد.الکافی -ج 2 -ص 422


پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : همانا مرد غیر عرب از امّت من قرآن را با زبانى عجمى (غیر عربى یا عربى شکسته بسته و بدون مراعات اعراب و تجوید و محسّنات قرائت) مى خواند و فرشتگان آن را به زبان عربى [به پیشگاه خدا ]بالا مى برند.الکافی -ج 2-ص 619


الإمامُ علیٌّ علیه السلام : إنّکُم إلى إعرابِ الأعمالِ، أحوَجُ مِنکُم إلى إعرابِ الأقوالِ .

امام على علیه السلام : شما به اِعراب دادن رفتارها نیازمندترید تا به اِعراب دادن گفتارها...غررالحکم-3828

پیامبر صلى ‏الله ‏علیه‏ و ‏آله : اِنَّ اللّه‏َ یُحِبُّ المُؤمِنَ وَ یُحِبُّ اَهْلَهُ وَوُلْدَهُ وَ اَحَبُّ شَى‏ءٍ اِلَى اللّه‏ِ تَعالى اَنیَرَى الرَّجُلَ مَعَ امَرأَتِهِ و وُلْدِهِ عَلى مائِدَةٍ یَأکُلونَ فَاِذَ ا اجتَمَعوا عَلَیْها نَظَرَ اِلَیْهِمبِالرَّحْمَةِ لَهُمْ فَیَغْفِرُ لَهُم قَبْلَ اَن یَتَفَرّقُوا مِنْ مَوْضِعِهِم ؛

خداوند، مؤمن و خانواده و فرزندانش را دوست دارد. محبوب‏ترین چیز نزد خداوندآن است که مرد را با زن و فرزندانش بر سفره ‏اى ببیند که از آن غذا مى‏خورند. پس در آنهنگام که بر سفره گرد آیند، به آنها نگاهى مهربانانه مى‏کند و آنها را پیش از آن‏که از جاىخود متفرق شوند، مى‏آمرزد.تنبیه الغافلین ، ص ۳۴۳، ح ۴۹۸

آیت‌الله حسن رمضانی، استاد علوم عقلی نقل می‌کنند که علامه حسن‌زاده درباره علامه طباطبایی می‌گفتند که ایشان باورشان شده بود که در دنیای دیگر خبری است، ما ممکن است بر اساس یک مجموعه مبانی و مقدمات نسبت به برخی حقایق پایبند باشیم و اعتقاد پیدا کنیم اما اینکه باور صریح داشته باشیم، بحث متفاوتی است، علامه طباطبایی چنین باوری را داشتند.

لذا زمانی که علامه طباطبایی سخن از ابدیت می‌زنند و می‌گویند که "ما هستیم که هستیم" یعنی اگر هرطورهستیم همان طور هستیم اگرپاک، خوب و ساخته شده باشیم تا ابد همین طور هستیم و اگر خدایی نکرده منحرف باشیم تا ابد نیز همین طور خواهیم بود و با آن دست و پنجه نرم می‌کنیم.

علامه حسن‌زاده نقل می‌کنند که ایشان زمانی به این سخن می‌رسیدند اشک می‌ریختند و از هیچ کس هم خجالت نمی‌کشیدند و حالت هراس و وحشت از دلشان حس می‌شد که وضع ما چگونه است و چطور می‌خواهیم برویم! بنابراین ایشان یک انسان آن سویی به تمام معنا بودند.

بِسْمِ ٱللَّـهِ ٱلرَّحْمَـٰنِ ٱلرَّحِیمِ

قُلْ هُوَ ٱللَّـهُ أَحَدٌ ﴿١﴾ ٱللَّـهُ ٱلصَّمَدُ ﴿٢﴾ لَمْ یَلِدْ وَلَمْ یُولَدْ ﴿٣﴾ وَلَمْ یَکُن لَّهُۥ کُفُوًا أَحَدٌۢ ﴿٤﴾

ترجمه منظوم از:فرامرزمیرشکار

آواز برآور که یگانه است خدای

وَز هرچه نیاز است خدای است جدای

نه زاده و نه کسی وِرا زائیده

هرگز نَبُوَد کسی برایش همتای

صریم: ریگستانی سیاه سوخته وبی میوه وبی درخت

ترجمه فرامرزمیرشکارمبارکه

حجم: 324 کیلوبایت

شبکه های اجتماعی با شکستن انحصاررسانه ،به صدای امربه معروف ونهی ازمنکر جامعه تبدیل و حفره های رسانه ها را پرخواهندساخت.

اگر اکثریت جامعه ی ایران را ملتی عاقل، انقلابی وهمیشه درصحنه بدانیم که اینگونه نیزهم هست آرمان بزرگ انقلاب که عدالت خواهی ،سرمطلع روشن آن می باشدبه روزهای تکاملی خودنزدیک ترخواهدشد.آنچه دراین مسیر،اذهان ملت را از شیوه های تبلیغاتی وهجومی سوء مصون خواهدساخت بصیرت انقلابی و ترویج عدالت خواهی  وتاکیدبرپشتیبانی از ولایت فقیه خواهدبود که این امرجزبا حضورنیروهای فرهنگی انقلابی در عرصه های مجازی امکان پذیرنخواهدبود.

نماز صبح

وقت فضیلت نماز صبح: وقت فضیلت نماز صبح از اذان صبح تا بیست و یک دقیقه بعد از اذان صبح ادامه دارد.

نماز ظهر

وقت اختصاصی نماز ظهر: از اول اذان ظهر به مقدار یک نماز چهار رکعتی برای غیر مسافر و یک نماز دو رکعتی برای مسافر، وقت اختصاصی نماز ظهر می باشد. در این زمان خواندن نماز عصر جایز نیست.

وقت فضیلت نماز ظهر: وقت فضیلت نماز ظهر از اذان ظهر تا یک ساعت و چهل دقیقه بعد از اذان ظهر ادامه دارد.

نماز عصر

وقت اختصاصی نماز عصر: در آخر وقت نماز عصر، نزدیک به مغرب، به مقدار خواندن یک نماز چهار رکعتی برای غیر مسافر و یک نماز دو رکعتی برای مسافر، وقت اخصاصی نماز عصر می باشد. در این زمان خواندن نماز ظهر جایز نیست.

وقت فضیلت نماز عصر: وقت فضیلت نماز عصر دو ساعت و پنجاه دقیقه بعد از اذان ظهر شروع می شود و تا چهل و دو دقیقه ادامه دارد.

نماز مغرب

وقت اختصاصی نماز مغرب: از اول وقت مغرب به مقدار خواندن یک نماز سه رکعتی، وقت اختصاصی نماز مغرب است. خواندن نماز عشاء در این زمان مخصوص جایز نیست.

وقت فضیلت نماز مغرب: وقت فضیلت نماز مغرب از اذان مغرب تا پنجاه و یک دقیقه ادامه دارد.

نماز عشا

وقت اختصاصی نماز عشا: به اندازه خواندن یک نماز چهار رکعتی برای غیر مسافر و یک نماز دو رکعتی برای مسافر در آخر وقت نماز عشا(نصف شب)، وقت اختصاصی نماز عشا است.[2]

وقت فضیلت نماز عشا: وقت فضیلت نماز عشا، پنجاه و یک دقیقه بعد از اذان مغرب شروع می شود و تا سه ساعت و ده دقیقه ادامه دارد.

وی از بزرگان نامی دنیا و افتخارات منطقه دیلمان است و نام پدرش اسیدای دیلمی که احتمالا از متدینین به دین نصاری بوده و در حدود600 سال قبل از اسلام می زیسته است. یوحنای دیلمی از شاگردان عیسی بن مریم علیه السلام و از حواریون آن حضرت بوده و کسی است که یکی از اناجیل نصاری به او منسوب است. و او کسی است که ذکر پیامبر خاتم محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلّم واهل بیتش علیهم السلام نزد وی بوده و امت عیسی را بشارت به آمدن خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله و سلّم می داده است. محبوب ترین مردم نزد حضرت عیسی علیه السلام بود و امام هشتم علیه السلام از وی در آن مناظره ای که با جاثلیق نصرانی در مجلس مامون عباسی داشتند تعبیر به(عدل مقدم) می کند یعنی عادلی که نزدیک ترین مردم به عیسی علیه السلام بوده است. این روایت در کتاب عیون اخبارالرضا ذکر شده است و ما عین عبارت آن را ذکر می کنیم:

حضرت علی علیه السلام خطاب به فرزند گرامیشان در نامه 31 نهج البلاغه فرموده ا ند: « قضایای گذشته را چراغ راه آینده کن واز رهگذر گذشته به آینده استدلال کن، چه حوادث عالم شبیه یکدیگرند و وقتی در گذشته حادثه ایی اتفاق افتاده باشد شبیه آن در آینده نیز اتفاق خواهد افتاد اگر در گذشته دقّت کنی می توانی از آن عبرت بگیری.»

چه زیبا گفت استادشهیدمرتضی مطهری که:عجیب این است که نهج البلاغه در دیار خودش، در میان شیعیان علی، در حوزه های علمیه شیعه «غریب» و «تنها» است هم چنان که خود علی غریب و تنهاست. بدیهی است که اگر محتویات کتابی و یا اندیشه ها و احساسات و عواطف شخصی با دنیای روحی مردمی سازگار نباشد، این کتاب و یا آن شخص عملاً تنها و بیگانه می ماند هر چند نامشان با هزاران تجلیل و تعظیم برده شود. باید اعتراف کنیم که با نهج البلاغه بیگانه ایم؛ دنیای روحی ای که برای خود ساخته ایم دنیای دیگری است غیر از دنیای نهج البلاغه.

آیاهیچکس می تواند درفرداهم کارکند؟

 جواب درابتدا  منفی است ،انسان هیچ زمانی به غیراز اکنون ندارد اما افرادی هستند که در فردا هم کارمی کنند آنها کسانی هستندکه هدف وبرنامه ریزی دارند ، هدف ، آوردن روح آینده درزمان حال است وبرنامه ریزی ، حرکت در آینده... مردمی که هدف وبرنامه ریزی ندارند مردگان آینده هستند...

فرامرزمیرشکار


آرمان، بدون عمل خیالی باطل است. عمل، بدون آرمان کابوس است.

ضرب المثل ژاپنی

آتش و آب و آبرو با هم
هر سه گشتند در سفر، همپا

عهد کردند هر یکى گم شد. 
با نشانى ز خود  شود پیدا

گفت آتش به هر کجا دود است
میتوان یافتن. مرا آنجا

آب گفتا. نشان من پیداست. 
هر کجا باغ هست و سبزه بیا

آبرو رفت و گوشه اى بگرفت. 
گریه سر داد گریه اى غم زا

آتش آن حال دید و حیران شد. 
آب. در لرزه شد. ز سر تا پا

گفتش آتش. که گریه ى تو ز چیست ؟
آب گفتا. بگو نشانه   چو ما

آبرو لحظه اى به خویش آمد
دیدگان پاک کرد و داد ندا

گفت. محکم مرا نگه دارید
گر شوم گُم نمیشوم پیدا
...

یادداشت

به قلم : فرامرزمیرشکارمبارکه

1-دولت براساس آمارهادر رشدنقدینگی موفق و توانسته  میزان رشد آن را نصف کند.اما آمار درصدی باتوجه به اینکه ماهیانه ده هزارمیلیارد افزایش نقدینگی وجود دارد برپایه یک پایه ی شاخص وغیرمتغیر اندازه گیری نمی شود.یعنی اینکه دولت درعین کاهش درصد رشدنسبت به قبل ، به افزایش درصدرشد نسبت به کل  اقدام و درهمان حال به کل  نقدینگی کشور  300هزار میلیاردتومان اضافه کرده که اگر دولت آقای روحانی با همین وضعیت پیش برود در پایان دوره چهارساله نقدینگی کشور را به دوبرابر افزایش خواهد داد.

2- علی رغم کاهش رقم رشد نقدینگی  از 29 درصد اواخرسال 92 به نزدیک 15 درصد بازهم ماهیانه ده هزار میلیارد تومان به نقدینگی کشور درحال اضافه شدن است که به نظر می رسد تا پایان سال 94 به بیش از نهصدهزارمیلیاردتومان برسد.لذا هنوز هم بزرگترین مشکل اقتصادی کشور رشد نقدینگی است.

اصلا تمام زندگی ما خلاصه شده است در قبول نداشتن کدخدا...ما چیزی رابه نام قدرت های جهانی به رسمیت نمی شناسیم...نهایتا هم بخواهیم واژه ای برای آنها به کارببریم اینست که آنها مستکبرین عالمند...

جان ودل مارا اماممان از استکبارستیزی پرساخته است :

با این مذاکرات و با متنی که تهیّه شده است، در هر صورت سیاست ما در مقابل دولت مستکبر آمریکا هیچ تغییری نخواهد کرد. همان‌طور که بارها تکرار کردیم، ما با آمریکا در مورد مسائل گوناگون جهانی و منطقه‌ای مذاکره‌ای نداریم؛ در مورد مسائل دوجانبه مذاکره‌ای نداریم؛ گاهی در موارد استثنائی مثل این مورد هسته‌ای، بر اساس مصلحت، مذاکره کرده‌ایم؛ این مورد هم فقط نبوده است، قبل از این هم مواردی بوده است که من در سخنرانی‌های عمومی قبلی به آنها اشاره کرده‌ام. سیاستهای آمریکا در منطقه با سیاستهای جمهوری اسلامی ۱۸۰ درجه اختلاف دارد. آمریکایی‌هاحزب‌الله را و مقاومت لبنان را -که فداکارترین نیروهای دفاع ملّی در یک کشورند- متّهم به تروریسم میکنند، از این بی‌انصافی بالاتر نمیشود. آن‌وقت در مقابل، دولت تروریست صهیونیستیِ کودک‌کُش را مورد حمایت خودشان قرار میدهند، با یک‌چنین سیاستی چگونه میشود معامله کرد، چگونه میشود مذاکره کرد، چگونه میشود به توافق رسید؟ حالا موارد دیگر هم هست که من تفصیلش را میگذارم برای جای دیگر.۱۳۹۴/۰۴/۲۷

یک نکته‌ی دیگری که سؤال کردند [این بود که]، تکلیف مبارزه‌ی با استکبار پس از مذاکرات چیست؟ خب، مگر مبارزه‌ی با استکبار، تعطیل‌پذیر است؟ مبارزه‌ی با استکبار، مبارزه‌ی با نظام سلطه تعطیل‌پذیر نیست. این هم جزو همین حرفهایی است که اتّفاقاً امروز من یادداشت کرده‌ام که به شما بگویم. این جزو کارهای ما است، جزو کارهای اساسی است، جزو مبانی انقلاب است. یعنی اگر مبارزه‌ی با استکبار نباشد، ما اصلاً تابع قرآن نیستیم. مبارزه‌ی با استکبار که تمام نمیشود. در مورد مصادیق استکبار، آمریکا اتمّ مصادیق استکبار است. ما به این مسئولین محترمی که در قضیّه‌ی هسته‌ای مذاکره میکنند -که حالا اینها اجازه پیدا کرده‌اند که مسئولین روبه‌رو با هم حرف بزنند؛ البتّه سابقه داشت، در این سطح نه، در سطوح پایین‌تر سابقه داشت؛ در این سطح، اوّلین‌بار بود- گفته‌ایم که فقط در مسئله‌ی هسته‌ای شما حق دارید مذاکره کنید؛ در هیچ مسئله‌ی دیگری حق ندارید مذاکره کنید، و نمیکنند. آن طرف مقابل، گاهی مسائل منطقه و سوریه و یمن و مانند اینها را پیش میکشد، اینها میگویند ما در این زمینه‌ها با شما صحبتی نداریم و صحبت نمیکنند. مذاکره فقط در زمینه‌ی مسئله‌ی هسته‌ای است، آن هم به همان دلایلی که من گفتم و چندبار تکرار کردم که چرا در قضیّه‌ی هسته‌ای ما این گرایش را، این رویکرد را انتخاب کردیم؛ من این را مفصّل تشریح کردم. مبارزه‌ی با استکبار تعطیل‌پذیر نیست، تکلیفش کاملاً روشن است و خودتان را آماده کنید برای ادامه‌ی مبارزه‌ی با استکبار.۱۳۹۴/۰۴/۲۰

ما امروز در محاسباتمان نباید دچار اشتباه بشویم؛ نگذارید دشمن در دستگاه محاسباتی شما اثر بگذارد؛ نگذارید اغوا کند؛ نگذارید تطمیع او یا تهدید او اثر بگذارد. امروز نبرد جمهوری اسلامی با استکبار - که با انقلاب آغاز شد و همچنان با قوّت ادامه دارد - همان نبرد پیغمبران با طواغیت زمان، با شیاطین انس و جن است. ما دنبال آرمانهای بلند هستیم؛ دنبال تشکیل جامعه‌ی اسلامی، نظام اسلامی، کشور اسلامی، امّت اسلامی و تحقّق بخشیدن به آرزوهای بزرگ پیامبران و صدّیقان و شهیدان [هستیم‌]؛ و دستگاه‌های شیطانی زمان یک جبهه‌اند و طبعاً با یک‌چنین حرکتی مخالفند. [بنابراین] کارشکنی میکنند، اذیت میکنند، تهدید میکنند؛ در عین حال با همه‌ی زرق و برقی که آن جبهه‌ی مقابل دارد و جلال ظاهری و توانایی‌های مادّی‌ای که دارد، این حرکت الهی و حرکت پیامبرانه راه خودش را دارد ادامه میدهد و پیش میرود، اثر میگذارد، روزبه‌روز توسعه پیدا میکند، روزبه‌روز عمق پیدا میکند.۱۳۹۳/۰۴/۱۶

نظام اسلامی با ملّتها طرف نیست، با مردم طرف نیست، با انسانها طرف نیست، نظام اسلامی با استکبار طرف است. از زمان ابراهیم خلیل و نوح پیغمبر و پیغمبران بزرگ و پیغمبر اسلام تا امروز هم همین بوده: جبهه‌ی حق در مقابل استکبار قرار داشته است. چرا؟ مقابله‌ی امروز نظام اسلامی با استکبار از چه رو است؟ چون استکبار با این خصوصیّاتی که گفتیم، قادر نیست نظام اسلامی‌ای مثل نظام جمهوری اسلامی ایران را تحمّل کند. چون نظام جمهوری اسلامی اساساً در اعتراض به استکبار پدید آمده است؛ انقلاب در اعتراض به استکبار و عوامل استکبار در ایران به‌وجود آمد و بر این اساس تشکیل شد، رشد پیدا کرد، قوی شد، منطق استکبار را به چالش کشید. [استکبار] نمیتواند تحمّل کند، مگر وقتی که مأیوس بشود. ملّت ایران، جوانان ایران، فعّالان ایران، کسانی‌که به هر دلیلی ولو به دلیلی غیراسلامی به میهنشان و خاکشان عقیده دارند، باید کاری کنند که این یأس در دشمن به‌وجود بیاید؛ دشمن را باید مأیوس کرد. برای دستگاه استکبار و امروز برای دولت ایالات متّحده‌ی آمریکا بسیار دشوار است که ببیند در این منطقه‌ی حسّاس عالم، در غرب آسیا - [که‌] یکی از حسّاس‌ترین مناطق دنیا است؛ هم از لحاظ سیاسی، هم از لحاظ اقتصادی، حوادث اینجا بر همه‌ی عالم اثرگذار است - یک کشوری، یک نظامی، یک ملّتی سربرآورده است که خود را متّصل و مربوط و تبعِ به آن قدرت ابرقدرت - که خودش را اَبَد قدرت میداند - نمیداند، مستقل حرکت میکند؛ علیه او این‌همه مخالفت انجام میگیرد، [امّا] از همه‌ی این مشکلات و سختی‌ها نظام اسلامی عبور میکند و به اعتراف خود آنها نفوذ آمریکا را در این منطقه به چالش میکشد و نفوذ خودش را گسترش میدهد و به‌عنوان یک نمونه و الگویی برای ملّتهای منطقه درمی‌آید؛ تحمّل این برای آنها خیلی سخت است.۱۳۹۲/۰۸/۲۹



یادداشت

به قلم: فرامرزمیرشکارمبارکه

درسال 1385 که به عنوان رئیس اداره فرهنگ وارشاداسلامی خدمت می کردم اداره کتابخانه های عمومی هم به عهده ی رئیس اداره فرهنگ وارشاداسلامی بود . درآن زمان کتابخانه های عمومی اجازه ثبت نام کودکان ونوجوانان را نداشتند وبه نظرمن راه نداشتن کودکان ونوجوانان به کتابخانه ها اشتباهی بزرگ بود تا اینکه یک روز تصمیم گرفتم در کتابخانه عمومی شهرمبارکه ،بخشی تحت عنوان بخش کودک ونوجوان تاسیس کنم ،کتابداران با این کارمخالف بودند ومی گفتند: بچه ها فضای آرام کتابخانه را  برهم می زنند اما استدلال بنده این بود که بچه ها هم یادمی گیرند نهایتا باحضور اعضای انجمن کتابخانه های عمومی شهرمبارکه در جلسه ای تشکیل بخش کودک ونوجوان درکتابخانه های عمومی را تصویب کردم وفورا نسبت به سفارش ساخت وخرید میز وصندلی وقفسه کتاب کودک که دارای نوارهای رنگی هم باشند وهمچنین خریدکتاب کودک ونوجوان اقدام کردم و پس از مدتی اولین کتابخانه کودک ونوجوان  درکتابخانه های عمومی راباحضور مسئولین شهرستان واستان افتتاح کردم ودرشهرهای طالخونچه ودیزیچه  نیز این کار راتکرارکردم.مدیرکل وقت کتابخانه های عمومی استان اصفهان از این کار خوشش آمد واین طرح را درشورای فرهنگ عمومی استان تصویب کرد وپس از مدتی نهادکتابخانه های عمومی کشور نیز با موفق بودن طرح دراستان ، این نسخه رابرای کل کشور تجویز وهمه کودکان ونوجوان کشور اجازه داشتن بخش مختص به خود را درکتابخانه های عمومی یافتند و داشتن بخش کودک ونوجوان یکی از ملاکهای درجه بندی کتابخانه های عمومی قرار گرفت به گونه ای که در ظرف نزدیک به یکسال بیش از پنجاه هزارنفرکودک ونوجوان درکتابخانه های عمومی ثبت نام نمودند ...خدایا تورا برای این توفیق سپاس

یادداشت

به قلم:فرامرزمیرشکارمبارکه

دیدگاه اسلام درمورد روابط زن ومرد مبتی بر اصل رفع نیازهای طرفین است که به آن اصل رحم به معنای رفع نیاز گفته می شود.کلا خداوند در ابتدای 113 سوره قرآن کریم خودش را رحمان ورحیم وبه معنای رفع نیاز کننده انسانها اعم از نیازهای مادی ومعنوی ودنیوی واُخروی معرفی می نماید.وبرهمین اساس از انسانها هم می خواهد تا برای دستیابی به رحمت گسترده الهی خودشان هم اهل رحم باشند وبرزبان پیامبرش جاری می سازد که :اِرحَم تُرحَم...رحم کن تا رحم شوی ...لذا همه ی دستوراتی که به زن ومرد می دهد تادرقبال هم انجام دهند براساس همین قاعده ی رحم یا رفع نیاز است...اگر اسلام به مرد دستور می دهد تا به همسرش بگوید: دوستت دارم بخاطر نیاز زن به ابراز محبت است واگر دستوراتی را در بزرگداشت مرد به زن می دهد به خاطر نیازمرد به احترام است .زن نیازمند آن است که زنیت اوبا محبت واکرام  مورد توجه قرار گیرد ومرد هم نیازمند آن که مردیت او با احترام وحرف شنوی صمیمانه مورد تایید قرار گیرد. اگر زن و مردی نیازهای روحی ومادی هم دیگر رابرآورده نسازند از قاعده ی رحم خارج شده  اند وخانواده ی رحمانی را به خانواده ای که چراگاه شیطان می گردد مبدل ساخته اند .


خداوند بزرگ در قرآن مجید  مى فرماید:

یکى از آیات خدا اینست که از خود شما برایتان همسران آفرید تابا آنها انس بگیرید و آرامش خاطر پیدا کنید،و در میانتان دوستى ومهربانى افکند.و در این موضوع براى اندیشمندان آیات و نشانه هایى است. (1)

پیغمبر اسلام فرمود:مردى که زن نداشته باشد مسکین و بیچاره است،گر چه ثروتمند باشد. و زنى که شوهر نداشته باشد مسکین و بیچاره است گر چه ثروتمند باشد. (2)

حضرت صادق علیه السلام از مردى پرسید:همسر دارى؟عرض کرد:نه.فرمود:

دوست ندارم یک شب بى همسر بمانم گر چه مالک تمام دنیا باشم. (3)

رسول خدا صلى الله علیه و آله فرمود:بنائى در اسلام پایه گذارى نشده که نزد خدا محبوبتر و عزیزتر از ازدواج باشد. (4)

 ۱۹۷۹میلادی یکی از پیچ‌های مهم تاریخی است. همان سالی که جیمی کارتر، رئیس‌جمهور ایالات متحده با عصبانیت از رئیس وقت سازمان سیا پرسید: «یعنی شما با این همه آدمی که در دنیا دارید، با این همه تجهیزات فوق پیشرفته، با این همه بودجه‌ای که صرف می‌کنید، نتوانستید انقلاب مردم ایران را پیش‌بینی کنید؟» و او در پاسخ گفت: «آنچه در ایران روی داده است یک بی‌تعریف است، کامپیوترهای ما آن را نمی‌فهمند.»

شنیدن  وبازگو کردن سخنان دیگران تازمانیکه انسان را به اندیشه ونقد سخنان دیگران نرساند ارزش چندانی درشکل گیری ونهادینه شدن افکار واندیشه ها ندارد.انسان باید از قدرت تجزیه وترکیب وارزیابی علمی برخودار باشد وگرنه هرکسی با نشان دادن وجهی درست از یک مطلب ، مارا از وجوه دیگر آن مطلب غافل سازد ویا با بیان فرعیاتی از توجه به یک کلیاتی بازدارد لذا افراد اندیشمند درکنار مطالعاتی که می کنند ویا درکنارسخنانی که می شنوند باید محصولی از اندیشه نیز درقبال ان ارائه دهند .درهمین راستایک بار امام خمینی رحمه الله علیه  از استادشان مرحوم آیت الله شاه آبادى نقل می کردند که تقریرات درس را کسى آورده بود خدمت ایشان. فرموده بودند که این ها همه مطالب من است، پس مطالب خودت کو؟! تو چه نوشته اى؟ و اگر مطلبى از خودت نداشتى لااقل در این زیر، بد و بیراهى می گفتى تا خودت را آنجا نشان بدهى!1

«در مقام بحث، فکرتان را آزاد نگه دارید و نگویید استاد گفته است; استاد گفته باشد; خودتان نیز فکرتان را به کار بیندازید»2

یادر جایی دیگر یکی از شاگردانشان می فرمودند:زمانی امام درس «مکاسب » می گفتند، من تعدای کتاب به خدمتشان بردم و عرض کردم: «اینها راهم ملاحظه بفرمایید .» ایشان فرمودند: «همه را ببرید، من باید خودم فکر کنم . کسی که این همه کتاب را نگاه کند، برای فکر کردن خودش دیگر مجالی نمی ماند» 3

فرامرزمیرشکارمبارکه-25 مرداد94


1.2.سرگذشت‌هاى ویژه از زندگى حضرت امام خمینى، ج 5، ص 137. )

3امیررضا ستوده ، پا به پای آفتاب، ج 4، ص 29 .



یک ... دو...سه

                           زنگ مدرسه

                                                               خانم نیومدپیش...

                                                                                                                 نیفتاد تو آتیش...

خیلی از ما اسیر این فکرهاییم که با پول چه چیزهایی را می‌توانیم بخریم

و یادمان می‌رود به خودمان گوشزد کنیم که با پول چه چیزهایی را نمی‌توانیم بخریم.

فیلم Click را دیده‌اید؟

 در این فیلم شخصیت اصلی داستان یک ریموت کنترل در دستان خود دارد که می‌تواند لحظات زندگی‌اش را با آن جلو بزند و رد کند. آخر کار همه زندگی‌اش را جلو زد و اصلاً از آن خوشحال نبود. آنوقت فهمید تنها چیزی که همه انسان‌ها دارند لحظه اکنون است و اگر بخواهید آن لحظه را رد کنید، کل زندگی‌تان را نابود خواهید کرد. 

«لَوْلَا تَسْتَغْفِرُونَ اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ »؛ 

«چرا از خدا آمرزش نمى‏خواهید؟ چه بساامیداست مورد رحمت قرار گیرید».

نمل: 46.


رسول‌خدا (صلی الله علیه وآله) فرمود: 

«هر که استغفار کند، خدا براى او از هر غمى گشایش‏ و از هر تنگنایى مفرى پدید آرد و او را از جایى که انتظار ندارد روزى دهد». 

ابوالقاسم پاینده، نهج‌الفصاحه، ص 755.

در زمان حاکمیت جورج دبلیو بوش کمیسیونی به ریاست وی و شرکت کارشناسان خبره سازمان CIA ، برای شناسایی حضرت صاحب‌الزمان(ع) و فرهنگ مهدوی جاری میان شیعیان تأسیس و راه‌اندازی شد.

مستندات زیادی وجود دارد که اثبات می‌کند مأموران امنیتی و نظامی آمریکایی و انگلیسی در پوشش‌های مختلف، طی یکی دو دهة اخیر در پی شناسایی جریان فرهنگ مهدوی، فعالان این حوزه و کسب اخبار احتمالی از محل استقرار، زندگی و آمد و شد حضرت مهدی صاحب‌الزمان(ع) بوده‌اند. دستگیری برخی چوپانان بینوای عراقی از میان صحاری، بازجویی ویژه از برخی دستگیرشدگان مانند بازجویی از مرحوم شیخ راغب حرب، گزارش‌های مستند تهیه شده توسط برخی خبرنگاران از مسجد مقدس جمکران و برخی مؤسسات فرهنگی مهدوی تنها نمونه‌هایی از این ماجرای دور و دراز است.

تیموتی فرنیش به اعتراف خودش در وبلاگ رسمی اش عضو ارشد بخشی از ارتش ایالات متحده است که مسئول جمع‌آوری اطلاعات تاکتیکی و عملیاتی استراتژیک دقیق و مرتبط در سطح فرماندهان ارتش آمریکا به شمار می آید. پست دوم او در ارتش ، جانشین کشیش یا chaplain candidate است. وی پیش از این در کتابی با عنوان "مقدس‌ترین جنگ‌ها" از مهدی‌های اسلامی، جهاد و اسامه بن لادن سخن به میان آورده بود. مصاحبه‌های او را در برخی سایت‌های اینترنتی می‌توان مطالعه کرد.

 

به این ترتیب می توان به عینه مشاهده کرد که باور دشمنان قسم خورده حضرت حجت(ع) به حضور ایشان ، بسیار بیش از برخی ما شیعیان است که خود را منتظر حضرت به شمار می آوریم . اما قیام مهدی صاحب الزمان در آینده ای نزدیک ، حقیقتی انکار ناپذیر است که امروز تمامی هیمنه و شاکله امپراتوری جهانی صهیونیسم را با همه قدرت و قوا ، به لرزه درآورده و در مقابل مایه تسکین و آرامش دل مستضعفان و آزادیخواهان دنیا گردیده است. چراکه این وعده الهی است ، حتی اگر سراسر سپاه کفر و شرک آن را برنتابند و همه کید و مکر و نیرنگ خویش را برای جلوگیری از آن ظهور و قیام مقدس به کار گیرند.

·       ظهور زیباییها در دل است...

ظهور زیباییها در دل است، دل اگرسالم باشد زیبایی را می فهمدوچون بیمارشد حتی خوش طعم ترین غذاهانیز به ذائقه ی او بدترین غذاست...پیش از آنکه گلی آفریده شده باشد وجود گل یاب را آفریده اند:

نبود چنگ و رباب و نبید و عود که بود  

   گل وجود من آغشته گلاب و نبید

·       قابلیت، همان جام ازلی است که درهرکس است وحاشاکه کریم این جام راتهی ؛ روانه ساخته باشد:

در ازل داده است ما را ساقی لعل لبت  

  جرعه جامی که من مدهوش آن جامم هنوز

زمان لحظه ایست که چیزی می آغازدیابه نهایت می رسد...

عضو حزب آزادی هلند (حزب ضداسلامی) (آرنود وان دورن، آرنود فاندور) می‌گوید: پس از آنکه اسلام آورد این نخستین تجربه او در ماه رمضان است، اتفاقی که در واقع برای او مانند کشف یک دنیای جدید در زندگی است.

وان دورن ۴۷ ساله بعد از آنکه شهادتین را به زبان عربی تلاوت کرد، درماه گذشته از طریق توییتر مسلمان شدن خود را آشکارا اعلام نمود. وی امسال برای نخستین بار ماه رمضان را در عمرش تجربه می کند.

اسلام آوردن این سیاستمدار هلندی جنجال تبلیغاتی گسترده ای را در داخل و خارج کشور برانگیخت و کسانی که در اسلام او تردید داشته یا از اقدام او حمایت می کردند با هم به بحث و گفتگو پرداختند. بخصوص اینکه وی زمانی که در حزب آزادی بود با اسلام میانه خوبی نداشت و به تبعیت از حزبش با مسلمانان به شدت مخالفت می کرد.

ببینید جناب محیی الدین بن عربی پدر عرفان اسلامی چگونه به حضرت زهرا( س) سلام وعرض ارادت می نماید
 واقعا یک دایرة المعارف فاطمه شناسی است:

برای موفقیت در هر کاری این ۸ راز را بدانید

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

چرا مردم موفق می شوند؟ آیا باهوش بودن یا خوش شانس بودن دلیل موفقیت این افراد است؟ “ریچارد سنت جان” هیچ یک از این دو عامل را دلیل موفقیت نمی داند. در حقیقت این سخنران، موفقیت را در زمان انجام کاری که به آن عشق می ورزید، به دست آورده است. او بیش از یک دهه از عمرش را به مطالعه، بررسی و تحلیل داستان های موفقیت افراد مختلف گذرانده است. حاصل فعالیت های گسترده او در هشت کلمه جادویی، سه دقیقه شگفت انگیز و یک کتاب موفق خلاصه می شود.

13920212124953542463463

 

۸ اصل در انجام کارهای فرهنگی از زبان حجت‌الاسلام قرائتی

۱- دوری از اسراف و هزینه‌های بی‌جا
یکبار یکی از مهره‌های درشت شهرداری تهران آمد ستاد نماز گفت: آقا من می‌خواهم کار فرهنگی، اجتماعی کنم بودجه‌ی سنگینی هم برایش در نظر گرفتیم. آمدم با شما مشورت کنم. گفت: می‌خواهیم در یکی از پارک‌های بزرگ تهران مثل پارک لاله صد تا مجسمه درست کنیم با سنگ مرمر با یک پیشنماز که اینها دارند قنوت می خوانند. یک خرده می‌رویم عقب تر صد نفر در حال رکوع هستند. همه سنگ مرمری! دوباره صد تا سنگ تراش، صد تا سنگ مرمر درست کنند، یعنی صد تا مجسمه که در حال سجده هستند. تا حالا آدم دیدید از راه سنگ مرمر به سمت خدا برود؟ اصلاً پارک جای نماز نیست، پارک جای استراحت است. خسته شده می‌خواهد بنشیند یک خرده استراحت کند. خانه‌اش حیاط ندارد، پارک جای تفریح است. حالا برای اینکه یک کار فرهنگی هم بکنید یک نمازخانه‌ای هم کنارش بسازید، اما نماز با سنگ مرمر چند صد میلیون این سنگ تراش می‌خواهد از تو بگیرد و این شیره را سر تو بمالد. هم غلط است و هم اگر این کار را کنید من در تلویزیون آبروی شما را می‌ریزم. آخر یعنی چه؟ من نمی‌دانم چه کسی بود در شهرداری آمد و رفت!
گاهی یک آدم‌هایی می‌آیند به عنوان طراح، می‌دانید چقدر پول خرج می‌شود! این پولی که خرج مجسمه نماز بکنیم مسجد بسازیم خود مردم مسجد می‌روند. ما هنوز شهرک‌هایی داریم، نمازخانه ندارد. مسجد ندارد. مدرسه‌هایی داریم، نمازخانه ندارد. تو با سنگ مرمر در پارک لاله… اصلاً آن کسی که پارک لاله می‌آید، به قصد نماز نمی‌آید. به قصد تخمه شکستن و بستنی خوردن می‌آید. آن وقتی به قصد بستنی می‌آید تو می‌خواهی نماز تبلیغ کنی، این ضد تبلیغ است.
داماد وقتی می‌آید، عروس وقتی می‌آید نزد داماد بنشیند به قصد این می‌آید که با هم خوش و بش کنند. یک داماد رفت کنار عروس نشست و گفت: عروس خانم، توحید یعنی چه؟ نبوت یعنی چه؟ عروس بلند شد رفت. گفت: نفهمیدم شب اول عروسی‌مان است یا شب اول قبرمان!(خنده حضار)
آن کسی که در پارک می‌آید او آمده استراحت کند. نمازهایی هم که ما گفتیم در پارک خوب است، به شرطی که هشت دقیقه باشد مزاحم تفریح مردم نشود. مردم آمدند تفریح کنند. یک نماز بخوانید که تفریحتان بی‌نماز نشود که چون رفتید تفریح کنید نمازتان قضا شد. همان‌جا یک مسجدی، جایی باشد یک ده دقیقه کسی نماز بخواند. نه اینکه آنجا زیارت عاشورا و دیگ بار بگذارید و منبر و شله زرد و… حسینیه که نیست، پارک است. پارچه‌ عمامه غیر از پارچه‌ کت و شلواری است. ما گاهی قاطی می‌کنیم. یکی اینکه باید کارهای ارزان باشد نه سنگ مرمر، دوم باید ماندگار باشد.
زشت است شاه عباس روز قیامت یقه‌ی شما را بگیرد. شاه عباس یقه‌ی شما را در شهرداری می‌گیرد. می‌گوید: شما بودجه داشتید چهارصد سال بعد از من. بلوار هم داشتید، اتوبان هم داشتید، قطار هم داشتید. کار فرهنگی را من کردم، برای زوارهای امام حسین یک کاروانسرا ساختم. هنوز کاروانسرای شاه عباسی هست.
۲- انجام کارهای ماندگار و پایدار
شما کار فرهنگی می‌کنید، ماه دیگر خراب می‌شود، نه دو سال دیگر خراب می‌شود. یک کار فرهنگی کنید ماندگار، نه یکبار مصرف، دو سال مصرف، ده سال مصرف. ماندگار باشد. پس ۱- ارزان ۲- ماندگار ۳- منافعش به درد همه بخورد. ما یکوقت یک زمین والیبال درست می‌کنیم، ده تا بچه می‌توانند در آن بازی کنند. خسته شدند ده تا دیگر. یک وقت یک زمینی درست می کنیم که فقط دو نفر در آن بازی می‌کنند. تنیس!؟ اسمش تنیس است؟ مثلاً یک زمین فقط دو نفر در آن بازی می کنند. خوب این همه پول برای دو نفر خرج کنیم.شما یک لامپ داشته باشی می‌توانی در یک فلکه بزنی که هزار تا آدم از آنجا رد می‌شود. می‌توانی در یک کوچه‌ی بن بست بزنی که سه تا خانه در آن است. تو که لامپ داری در فلکه بزن، چرا در کوچه‌ی بن بست می‌زنی؟ اگر بناست یک پولی خرج ورزش کنیم، خرج ورزشی کنیم که افراد زیادتری از آن استفاده کنند. یعنی چند منظوره باشد. از خدا مهندسی را یاد بگیرید.
خدا یک شکاف در صورت گذاشته به نام لب. گفته: قدر لبت را داشته باش. «وَ لِساناً وَ شَفَتَیْنِ» (بلد/۹) «شفتین» یعنی یک جفت لب به تو دادیم. بعد هم می‌گوید: در لب تدبر کن.ما گفتیم: لب که تدبر ندارد، خوب این است دیگر. این تدبر نمی‌خواهد، همین است که هست! گفته تدبر کن، همه‌ی مسؤولین شهرداری و آموزش و پرورش و دانشگاه و همه‌ی مهندسین باید بیایند شاگرد لب شوند. چطور؟ خدا با این شکاف چه کرده است؟
۱- نوزاد که هست سینه‌ مادر را می‌مکد. سلامتی و وجودش به خاطر این لب است که می‌مکد.
۲- بزرگتر می‌شود حرف می‌زند. با همین لب اکسیژن می‌گیرد، با همین لب کربن پس می‌دهد. با همین لب می‌بوسد. با همین لب سوت می‌کشد. با همین لب فوت می‌کند.
حالا اگر دست کارشناس‌ها می‌دادند. یک سالن اینجا درست می‌کردند نمازخانه، اینجا آمفی تئاتر، اینجا قرائت خانه، بیایید یک کار چند منظوره کنید. یعنی یک چیزی درست کنید هم بشود در آن خندید. هم بشود در آن گریه کرد، هم بشود در آن ورزش کرد. طراحی را از خدا یاد بگیرید، لب را قرار داده، یک انگشت شصت قرار داده، هفت، هشت، ده تا وزارتخانه را در این گذاشته است. هفت، هشت، ده تا وزارتخانه در این. بگذارید کنار وزارت کار تعطیل می‌شود. نه بیل، نه پیچ گَشتی، نه اره، نه سوزن نخ، دکمه‌ی یقه‌ات را نمی‌توانی ببندی. وزارت آموزش و پرورش، نمی‌توانی قلم دست بگیری. وزارت بهداشت تعطیل می‌شود، آمپول نمی‌شود زد با این چهار تا. از خدا یاد بگیرید.
اگر بنا است یک پولی خرج کنید با این پول چقدر می‌شود کار کرد؟ می‌شود پوستر چاپ کرد که فردا پاره شود. می‌شود با سنگ مثلاً در ترمینال، چه می‌گویند… پایانه، در پایانه‌ها یک تابلو بزنیم، اخلاق مسافر. یک، دو، سه، با سنگ‌ نه با کاشی. چون کاشی‌ها برف می‌آید و یخ ببندد پایین می‌افتد. با سنگ مثل سنگ قبری که می‌تراشند با سنگ حکاکی کنند آداب سفر، اخلاق سفر، راننده‌ی خوب کیست؟ یک پوستری نباشد که فردا پاره کنند. یک کاری کنیم ماندگار باشد. یک کاری کنیم عقلی باشد. یک کاری کنیم خداپسند باشد. یک کاری کنیم حیا آور باشد، نه بی‌حیایی. اینها خیلی مهم است.
۳- نقش نهضت سوادآموزی در تغییر فرهنگ جامعه
حالا چون ماه دی هم هست و هفت دی روز نهضت سواد آموزی است، خدا امام را رحمت کند. ما مفتخر هستیم که خدا عمرمان را در نهضت صرف کرد. بالاخره ۵۰ درصد مردم بی‌سواد بودند، امروز ۱۰، ۱۵ درصد از مردم بی‌سواد هستند. ما سه چهار میلیون بی‌سواد الحمدلله بیشتر نداریم.
زمان شاه کار فرهنگی می‌کردند ما هم کار فرهنگی می‌کنیم. فرقش را ببینید. می‌خواستند بگویند: دو تا لام داریم. لام بزرگ، لام کوچک، زمان طاغوت می‌گفتند: سارا بازار رفت و با پول، لام بزرگ، لباس خرید. لام کوچک! آنوقت در عکس، سارا خانم یک خانمی بود تا بالای زانویش باز بود. دست دختری را گرفته بود او هم بی‌حجاب، خانم بی‌حجاب، دختر بی‌حجاب، کیف دستش است می‌روند بازار لباس بخرند. می‌گویند: سارا بازار رفت و با پول، لام بزرگ، لباس خرید. لام درس می‌داد، اما بی‌حجابی را درس می‌داد، مصرف را درس می‌داد، مد پرستی را درس می‌داد. همه‌ی شیطنت‌هایشان را در این لام بزرگ و لام کوچک تزریق می‌کردند.
نهضت سواد آموزی آمد گفت: خوب ما لام بزرگ داریم و لام کوچک! سلمان، لام کوچک، یار باوفای رسول، لام بزرگ، خدا بود. سلمان، لام کوچک، رسول لام بزرگ. همان را ما درس می‌دهیم. منتهی ایران مطرح است، سلمان مطرح است، پیغمبر مطرح است. یاوری پیغمبر مطرح است. در آن همه رقم شیطنت است، در این همه رقم دیانت… بودجه‌های فرهنگی را باید نشست فکر کرد. شما فکر نکن فوق لیسانس و دکتر می‌فهمند پول‌هایشان را چه کنند. امام سجاد می‌فرماید: خدایا به من یاد بده پولم را کجا خرج کنم. این خیلی مهم است. پول درآوردن فقط عقل نمی‌خواهد. پول خرج کردن هم عقل می‌خواهد. شما یک بولیز می‌خواهی بخری. می‌توانی بگویی: آقا یک بولیز بده، رنگش طوسی باشد. اینهایی که به گردن می‌چسبد چیست؟ یقه اسکی، اسکی! به اینجا بچسبد. حالا هرچه می‌خواهید اسمش را بگذارید، عرض کنم که یقه‌اش اینجا باشد، رنگش هم طوسی باشد، ظریف باشد. این بولیز را خریدی، هم خودت می‌پوشی، هم یکوقت خانمت خواست می‌پوشد، هم دخترت، هم پسرت، طوسی اگر باشد هم می‌شود روز عاشورا پوشید، هم می‌شود سیزده بدر پوشید. یکبار هم یک بولیز می‌خری، رنگ سفید یک گل سرخ هم رویش است. این را فقط باید دختر چهارده ساله بپوشد. چون رنگش سفید است، نه عاشورا می‌شود پوشید با گل دیگرمی شود…
می‌شود این میز را خرید، این میز چون شیشه‌ای است فقط برای پرتقال خوب است. ولی همین میز اگر چوبی باشد، اگر هم صندلی نباشد یک نفر روی آن می‌نشیند. هم اگر یک نفر پا درد آمد، یک منقل برقی می‌گذاریم، لحاف رویش می‌اندازیم کرسی می‌شود. اگر هم خواستیم از کمد بالا چیزی برداریم، پا رویش می‌گذاریم می‌شود چهار پایه. یعنی هم می‌شود روی آن میوه گذاشت میز پذیرایی شود. یعنی همین که شیشه چوب شود پنج منظوره می‌شود. شیشه که شد یک منظوره می‌شود. فقط باید در حد یک لیوان آب رویش گذاشت. یک گل هم رویش گذاشت. هان! خلاص… هیچ خاصیت دیگری ندارد. اما اگر چوبی باشد، به خصوص چوبش ضخیم باشد، هم کرسی می‌شود، هم چهارپایه می‌شود، هم صندلی می‌شود، هم یک پارچه‌ی سفید می‌اندازیم رویش میز پذیرایی می‌شود.
با یک سوم پول مملکت اگر دست آدم عاقل باشد، مملکت اداره می‌شود. دو سومش را شاید بشود گفت که هدر می‌رود. خیلی پولها هدر می‌رود. خیلی از فکرها هدر می‌رود. و لذا امام سجاد می‌گوید: خدایا، «أَصِبْ» با صاد، «أَصِبْ بی» به من برسان. چه؟ «سَبِیلَ الْهِدَایَه» (صحیفه/ص۹۸) راه هدایت. در کجا؟ «فِیمَا أُنْفِق‏» یعنی خدایا در انفاقات من، پولهایی که خرج می‌کنم هدایتم کن که کجا پولهایم را خرج کنم. یاد من بده کجا پول خرج کنم.
می رویم سر سفره. حلوا می‌خوریم، می‌گوییم: گرمم شد. دو سه تا قاشق ماست می‌خوریم، بعد می‌گوییم: سردم شد. باقلوا را می‌خوریم، می‌گوییم: گرممان شد. خیار می‌خوریم می‌گوییم سردمان شد. دارچین می‌خوریم می‌گوییم: گرممان شد. هندوانه می‌خوریم می‌گوییم سردمان شد. بابا نخور، خوب می‌شوی. هی می‌خورد، سردی می‌خورد، گرمی می‌خورد، ۱۰رقم غذا. بسیاری از عمرها و پول‌ها هدر می‌رود. مواظب باشید نمی‌دانم در شهرداری اسلام شناس دارید یا ندارید؟ می‌خواهید جزوه چاپ کنید. چه جزوه‌ای چاپ کنید؟ چه پوستری، با چه، گاهی وقت‌ها کتاب می‌خواهند چاپ کنند مثلاً می‌بینی ۵۰ صفحه است، ولی پول جلدش دو برابر پول خودش است. با گران‌ترین کاغذها، باید دید مصرفش چیست؟ مصرفش چیست؟ در کارهای مذهبی هم همینطور است. یک منار کوچک نمی‌سازیم که رویش اذان بگویند. منار می‌سازیم، هشتاد متر، نود متر، هفتاد متر، نه کسی آن بالا می‌رود.نه بالا داد بزنی پایینی‌ها می‌فهمند.

۴- توجه به محتوا در نمادهای فرهنگی
عزاداری‌های ما، من این را قبلاً گفتم. می‌خواهیم علامت برداریم، برداریم. ولی علامت یعنی نشانه، نشانه‌ی اینکه ما حسینی هستیم، «هیهات من الذله» این را با این مواد فلزی که سبک است، چیه؟ پروفیل… آلومینیم، آلومینیم سبک است. شما با آلومینیم بنویسید «هیهات من الذله» زیر سم اسب می‌روم، اما زیر بار زور نمی‌روم. این یک درس است که در خیابان‌های آمریکا هم می‌گویند: درود بر کسی که می‌گوید: زیر سم اسب می‌روم و زیر بار زور نمی‌روم. کلمات امام حسین را این هیأت‌ها ولو ما گفتیم و گوش ندادند. ولی از ما گفتن و از آنها هم گوش ندادن. روز قیامت لااقل من بگویم خدایا من گفتم. آن آهنی که سر دل می‌کشند. به عشق امام حسین، می‌شود همین فلز را سر دل کشید ولی پیام امام حسین را گفت. گنجشک و اردک و طاووس چه پیامی دارد؟ تیغه‌های علامت پیام ندارد. من می‌گویم اگر بناست یک کسی علامات سر دست بلند کنند، علامتی باشد وزنش سبک باشد و کلمات امام حسین باشد.
این کار در ما آخوندها هم متأسفانه هست. کاشی کاری می‌کنیم لب پشت بام، هرکسی می‌خواهد ببیند باید دستش را روی عمامه‌اش بگذارد و چنین کند. بعد هم چنان خط‌ها در هم رفته است که هیچ جنی یک مترش را نمی‌تواند بخواند. آخر ببینید ما عقلمان کجاست؟! بابا هرکس می‌خواهد مطالعه کند که لب بام را نگاه نمی‌کند. راست چشمش را خوشگل کن. یک خرده هم گشاد بنویس که بخوانیم. زیرش را هم فارسی بنویس. زیرش هم انگلیسی بنویس. در حرم عبدالعظیم این کار شده است. حدیث‌های حضرت عبدالعظیم مقابل چشم است. پشت بام نیست. یک خرده هم گشاد است یعنی می‌شود خواند. زیرش هم فارسی معنا شده، و زیرش هم انگلیسی، آخر ما تبلیغ دین می‌خواهیم بکنیم چرا کاشی با خط میخی، دم پشت بام یا عزاداری، با آهن، اردک، سنگین! نمی‌دانم والله! خدایا یک دعا می‌کنم. یک جو عقل بین همه‌ی ما تقسیم بفرما.
پول می‌دهد سیگار می‌خرد. بابا آدم پول می‌دهد و هوای سالم می‌خورد. تو هم پول می‌دهی، هم هوای تلخ می‌خوری، هم ریه‌ات خراب می‌شود.من نمی‌دانم این سیگاری‌ها تحلیل عقلی‌شان چطوری است؟ اگر کسی می‌خواهد سیگار بکشد لااقل اسکناس را آتش بزند. اگر کسی اسکناس را آتش بزند پولش رفته، جانش سالم است. هوا هم سالم است. این هم هوا را کثیف می‌کند به خصوص اگر در خانه زن و بچه، در تاکسی، اتوبوس و مسجد باشد. هوای اینجا برای همه است. تو چه حقی داری این را دودی می‌کنی؟! تجاوز به حریم هوایی می‌کنی. ریه‌ی خودش هم از بین می‌برد، پولش هم رفته، سلامتی‌اش هم رفته است. هوای سالم را هم به هوای تلخ تبدیل کرده است. این خیلی مهم است که آدم بودجه را هم پول‌هایی که خرج می‌کنیم باید جواب بدهیم.
۵- دقت در هزینه‌کردن بیت‌المال
از پیغمبر(ص) نقل شده (صلوات حضار)، یکبار حضرت یک درهم به سلمان داد، یک درهم به ابوذر داد. گفت: بروید خرج کنید و فردا بیایید. رفتند و برگشتند، گاهی از من مصاحبه کردند که در اسلام نمایش داریم یا نه؟ تئاتر داریم یا نه؟ گفتم: این حدیث تئاتر است که داریم. حضرت یک اجاق درست کرد. یک پایه برد بالا با سنگ، یک پایه هم برد بالا، یک تخته سنگ هم همینطور گذاشت روی این دو پایه. این هم تخته سنگ. زیر سنگ را روشن کرد، داغ شد. وقتی داغ شد به سلمان گفت: برو بالای سنگ، ببینم یک درهم دیروز را چه کردی؟ ابوذر تو کفشت را بکن، برو بالای سنگ بگو چه کردی؟ یکی راحت جواب داد، یکی سخت جواب داد. ولی پای هردویشان سوخت. حضرت فرمود: روز قیامت همینطور باید پولهایی که خرج می‌کنی جواب بدهی. همینطور باید پولها را جواب بدهی.
۶- ترویج نماز و ازدواج، اولویت کارهای فرهنگی
ما وقتی مسجد نداریم، مردم می‌خواهند نماز بخوانند جا ندارند به چه دلیل کار دیگر بکنیم؟ اولین جایی که باید ساخته شود، تمام بودجه‌های فرهنگی اول خرج نماز شود. بچه‌های ما، نسل کشور ما جوان هستند و بدنه هم لیسانس دارد. قرآن وقتی می‌گوید: «اقْرَأ» پشت سر«اقْرَأ» می‌گوید: «بِاسْمِ رَبِّکَ» (علق/۱) دنیا «اقراء» دارد، «بِاسْمِ رَبِّ» ندارد. ما اگر مدرسه ساختیم، مسجد نساختیم. دانشگاه داشتیم، مسجد نداشت. «اِقراء» هست، «بِاسْمِ رَبِّ» نیست. آخر سوره‌ی «اقراء» یک آیه‌ای است که اگر بخوانید سجده‌ی واجب دارد، آخر سوره‌ی علق جمله‌اش این است که می‌گوید: تو باید سجده کنی، فارسی‌اش را گفتم. یعنی چه؟ یعنی سواد باید به بندگی خدا خاتمه پیدا کند. الآن باسوادهای ما با سواد هستند اما بعضی‌شان، این سواد آنها را به بندگی خدا نرسانده است. دنیا الآن، کشورهای پیشرفته اقراءشان خوب است، باسم رب در آن نیست. اقراءشان خوب است ولی این علم به بندگی خدا کشیده نشده است. اقرایی ارزش دارد که به بندگی خدا کشیده شود.
یکی از کارهای فرهنگی خوب این است که کتاب‌های مفید را خلاصه کنیم. این یک کاری است زمین مانده است. حوزه و دانشگاه می‌تواند این کار را بکند. خنده‌های حکیمانه یک کار فرهنگی است. مردم خسته شدند می‌خواهند بخندند. وقتی می‌خواهند بخندند، نمی‌دانند چطور بخندند، همدیگر را مسخره می‌کنند. این لر می‌شود. او ترک می‌شود. او شیرازی می‌شود، او اصفهانی می‌شود. یعنی عوض اینکه با هم بخندیم، به هم می‌خندیم. یک سایت خنده درست کنید، منتهی خنده‌های حلال و حکیمانه! یعنی وقتی آدم می‌خندد یک چیزی هم یاد بگیرد. یک خنده‌ی حکیمانه و حلال شهرداری درست کند این را می‌گویند: کار فرهنگی! مسجد راه بیاندازید، کار فرهنگی! ازدواج را آسان کنید. هر شهرداری در ایران حرف مرا می‌شوند به مقدار پولی که دارد سالن بسازد پول تالار را از عروس و داماد کم کند. عروس و داماد یکی از مشکلاتشان کرایه‌ی تالار است. یک تالار ارزان درست کنند، و یک امکاناتی که مثلاً ازدواج را باید آسان کنیم. نماز و ازدواج راه بیفتد، اینها کار فرهنگی است. وگرنه حالا یک پول بدهیم یک عده بیایند، در یک فلکه، در یک پارک یک نمایش هم بازی کنند، یک عده هم جمع می‌شوند می‌خندند، اما فردا چه؟ فردا هیچی به هیچی. مثل خاراندن، خاراندن یک لحظه که آدم می‌خاراند دستش حال می‌آید. بعد از یک دقیقه نه اینجا چیزی است نه اینجا. تفریح‌های خاراندنی، یعنی لحظه‌ای!
تفریح باید ابدی باشد. شاه عباس کار فرهنگی کرد برای زوارها و ما الآن با این امکاناتی که داریم می‌توانیم خیلی کار کنیم. البته شهرداری کارهای خوبی هم کرده است. بی انصافی نباید کرد. خیلی کارهای خوب هم کرده است. کارهای خوب بسیار کرده است اما باز هم پول هدر رفته زیاد داریم و کار نکرده هم زیاد داریم. قرآن یک آیه دارد می‌گوید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا آمِنُوا» (نساء/۱۳۶) شما که در خط آمدید «آمَنوا»، «آمِنوا»! «آمَنُوا آمِنُوا».
کار فرهنگی، تمام جوان‌های ایران شنا یاد بگیرند. چون هم استخر کم است، هم وقتی می‌خواهی شنا کنی باید پنجاه تومان، چهل تومان، کمتر بیشتر داد و خیلی پدر است، سه تا پسرهایش می‌خواهند شنا یاد بگیرند باید ۱۲۰ تومان بدهد، ندارد بدهد. یک کمکی به مردم است. کار فرهنگی است و این کار فرهنگی مفید هم هست. یک یادگاری است، می‌گوید: شهرداری شنا یاد من داد. تمام دختر و پسر ایران شنا یاد بگیرند. این هم کار فرهنگی است، هم کار تفریحی است، هم ماندگار است. کسی که شنا بلد باشد تا آخر عمرش، خودش را نجات می‌دهد، یک وقت بچه‌اش هم در آب افتاد، نجات می‌دهد. یعنی نجات خود، نجات نسل، یادگاری، فرهنگی، ارزان! هر جوانی ۴۰ هزار تومان خرجش است، ۵۰ هزار تومان خرجش است، یک قرارداد می‌بندند تمام جوان‌های ایران که شنا بلد نیستند، شنا یاد بگیرند. حالا اگر نمی‌شود سوبسید هم بدهید. مثلاً بگویید: دو سوم‌اش من، نصف من نصف شما، شریکی. می‌شود یک کارهایی کرد که رشد داد. شنا برای انسان رشد است، تیراندازی برای انسان رشد است. اسب سواری رشد است، دویدن رشد است. کتابخانه رشد است. مسابقات مفید، مسابقات مفید، مسابقات مفید… گاهی وقت‌ها مسابقه می‌گذاریم که خوب بگو ببینم که کوه هیمالیا چند متر است؟ نمی‌توانیم، ایشان برنده است. خوب مثلاً اینکه برنده شد با کسی که باخت چه خاطره‌ای دارد؟ کوه هیمالیا را بابایش می‌خواست بالا برود، ننه‌اش می‌خواست بالا برود، خودش می‌خواهد بالا برود؟ حالا اینکه کوه هیمالیا چند متر است چه مسابقه‌ای است شهرداری می‌گذارد؟ کسی که بلد است چه مشکلی را حل کرد.آن کسی که نمی‌داند چه خاکی بر سرش شد؟! کار فرهنگی، کار خدماتی، اینها را باید نشست فکر کرد. تصمیم با یک نفر نباشد، ببین آقا، بگذار من رک بگویم.
برادرانی که پول دستتان است، در آموزش و پرورش، در دانشگاه، در شهرداری و غیره، هرکس پول دستش است، کاری که می‌کنید یا به بهشت می‌روید، یا به جهنم می‌روید. دیگر راه سوم که نداریم. اگر بهشت بروید، دست یک اسلام شناس را هم بگیرید و ببرید. بگویید: آقای فلانی ما این پول را می‌خواهیم اینجا خرج کنیم. خدا راضی است یا نه؟ یک مجتهدی، یک ملایی، یک آدم اسلام شناسی که فقط اسلام شناس هم نباشد. اسلام شناس، نیاز شناس، مردم شناس، هنر شناس، یک عالم وارسته‌ای را پیدا کنید، اگر بهشت می‌روید رأی او را هم داشته باشید که یک نفر را با خودتان بهشت ببرید. اگر می‌روید جهنم، لااقل بگویید: خدایا ما سرمان نمی‌شد، این آقا هم امضا کرد و این پول را خرج کرد. او را بگیر! یا می‌روید جهنم، یا می‌روید بهشت. اگر بهشت می‌روید یک آقا را با خودتان ببرید. اگر می‌روید جهنم لااقل جهنمتان را گردن آقا بیاندازید. بگویید: این آقا گفت. یک مشاور اسلام شناس باید داشته باشید. منتهی نه مشاوری که… کارهایتان هم رنگ الهی داشته باشد، می‌ماند. مردم کار خدایی و کار غیر خدایی را می‌فهمند. اگر یک کاری خدایی نباشد، می‌فهمند. نه مردم می‌فهمند، بچه‌ها هم می‌فهمند.
بچه‌ی من حدوداً سه ساله بود. یک مهمانی خانه‌ی ما آمد، او هم یک بچه‌ی دو سه ساله داشت. من بچه‌ی دو سه ساله‌ی مهمان را بوسیدم. بعد دیدم بچه‌ی خودم دارد نگاه می‌کند، فوری بچه‌ی خودم را هم بوسیدم. چون دیدم دارد نگاه می‌کند. این بچه آمد گفت: آقاجان! گفتم: بله. گفت: تو مرا الکی بوسیدی. (خنده حضار) اصلاً ماتم برد و قیافه‌ام چنین شد. یک چنین قیافه‌ای، رفت در اتاق و برگشت و گفت: آقاجان، گفتم: بله! گفت: دیدی چه به تو گفتم، همچین کردی! (خنده حضار) دو تا سیلی این بچه ی دو ساله به من زد. والله به حضرت عباس کارهای سیاسی را مردم می‌فهمند.
۷- اخلاص در کارهای فرهنگی
کارهای خالص را مردم می‌فهمند. کارهای ریایی را می‌فهمند. هیأت‌ها را می‌فهمند که چه کسی خالص است و چه کسی خالص نیست. آخوندها را می‌فهمند که چه کسی خالص است و چه کسی خالص نیست. خوب مردم می‌فهمند. نه تنها مردم می‌فهمند، بچه‌ها هم می‌فهمند. حالا بچه‌ها خیلی می‌فهمند.
یک بچه‌ی کوچولو بود شاید چهار ساله بود. آمد پرسید که ملاصدرا یعنی چه؟ گفتم: ملاصدرا اسم یکی از دانشمندان است. گفت: نه! گفتم: نه، پس چیه؟ تو بگو. گفت: ملا، یعنی با سواد. صدرا یعنی آدم باسواد وقتی نمی‌داند چه کند می‌نشیند فکر می‌کند صد راه پیدا می‌کند. (خنده حضار) ملا صدرا… گفتم: آقاجان حضرت عباسی این را خود ملاصدرا هم نمی‌داند (خنده حضار) که یک چنین اسمی دارد. خود ملاصدرا هم نمی‌داند. مردم می‌فهمند. اینکه ما فکر کنیم یک کار مذهبی می‌کنیم، مردم می‌فهمند. هرچه پاکتر باشیم، قرآن قول داده گفته: «إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحات‏» اگر اهل ایمان و عمل صالح باشید، «سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا» (مریم/۹۶) «وُد» یعنی مودت. مودت و مهرت در دلها می‌نشیند. امام حسین برای خدا قیام کرد. بعد از هزار و چهارصد سال یک سال نشد که بگویند امسال محرمش کم‌رنگ تر از پارسال بود. هر سال هیأتش، دیگش، عزاداری‌اش، خرجش، بیشتر می‌شود. مهر امام حسین در دلها مانده است.
اما کارهایی که نیاکان ما کردند ولو خدمت کردند، بچه‌هایشان را بزرگ کردند، اما به هریک از شما بگویند برای جد هفتم شما در قرن چهارم می‌خواهیم سالگرد بگیریم. برو دنبال کارت حوصله داری! جد هفتم من در قرن چهارم! خُلی! یعنی ما برای نیاکان خودمان حاضر نیستیم فاتحه بگیریم، ولی برای امام حسین خرج می‌دهیم. این رازش چیست؟ خدا در قرآن قول داده و گفته: آن کسی که مخلص باشد مهرش در دل می‌نشیند. کاری که می کنید سعی کنید صد در صد از خدا بخواهید نیتتان خدمت به خلق باشد. حالا ایشان به ما رو انداخته، ایشان رشوه داده، ایشان تلفن کرده، ایشان همسایه‌ ما است. ایشان مادرش چیه، این ملاحظات را نکنید. اگر حق است سریع انجام دهید، ولو او را نمی‌شناسید. اگر باطل هم هست انجام ندهید ولو او را می‌شناسید. حق و باطل باشد.
داشتیم آیات کوتاه را می‌گفتیم. اینکه قرآن می‌گوید: «وَ سارِعُوا» (آل‌عمران/۱۳۳) بی‌فکر کار کردن کار شیطان است ولی وقتی فکر کردی رسیدی دیگر عجله کن. می‌گوییم: عجله کار شیطان است. هی خواستگار برای دختر ما می‌آید، هی می‌گوییم: باشد بعد. باشد بعد، باشه بعد! یکبار می‌بینی دیگر خواستگار نیامد. داریم دختر را زود شوهر بدهید، پسر را زود داماد کنید. «حی علی الصلاه» حی یعنی عجله کن. «سابقوا» یعنی سبقت بگیر. عجله کن. «سارِعُوا» سرعت بگیر. «فَاسْتَبِقُوا»، «سارعوا»، «سابقوا»، «حیَّ»، «عَجِّلوا» اصلاً قرآن می‌گوید: بعضی ها علت اینکه به جهنم می‌روند مِن و مِن است. روز قیامت منافقین به مؤمنین می‌گویند: «انْظُرُونا» عربی‌هایی که می‌خوانم قرآن است. شما می‌فهمید. «انْظُرُونا» نظر کنید به ما، نگاه کنید به ما. «نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِکُم‏» (حدید/۱۳) از نور شما اقتباس کنیم. ای مؤمنین، ما منافق هستیم، رو سیاه هستیم. رویتان را برگردانید ما از نور شما استفاده کنیم. «قیلَ ارْجِعُوا» گفته می‌شود: برگردید در دنیا! «فَالْتَمِسُوا نُورا» از دنیا نور بیاورید، اینجا نور به کسی قرض نمی‌دهند. می‌گویند: «أَ لَمْ نَکُن مَّعَکُمْ» (حدید/۱۴) ما با هم در یک شهرداری، در یک بازار، در یک وزارتخانه، در یک مزرعه و کوچه و برزن نبودیم؟ می‌گوید: چرا با هم بودیم. اما شما سه تا گیر داشتید. یکی: «وَ تَرَبَّصْتُم‏» تَرَبُّص یعنی مِن و مِن می کردید. خمست را بده. حالا باشد پیر شویم! برو نماز. وقت داریم حالا عجله نکن. دختر را شوهر بده. حالا باشد بعد ممکن است دو سال دیگر کس دیگری بهتر پیدا شود. به کارهای خیر عجله نمی‌کند. اما اگر می‌گویند: آقا سیب‌زمینی یک جا ارزان است. از نصف شب صف می‌کشد. یعنی برای دنیا «بُشِّرْتُ بِهَا خَرَجْتُ إِلَیْهَا أَسْعی» (بحارالانوار/ج۹۵/ص۸۷) امام سجاد می‌گوید: بعضی هستند که وقتی بشارت به شر داده می‌شود بدو می روند. شر را با دو می‌روند، خیر را مِن و مِن می‌کنند. «سابقوا» سبقت بگیرید. «وَ سارِعُوا إِلى‏ مَغْفِرَهٍ مِنْ رَبِّکُم‏» (آل‌عمران/۱۳۳)
یکی از آیات کوچک دیگر قرآن این است که «وَ مَکَرُوا وَ مَکَرَ اللَّهُ» (آل‌عمران/۵۴) خدا تدبیر می کند… اینها تدبیر می‌کنند، اینها نقشه می‌کشند، خدا هم نقشه می‌کشد. «وَ اللَّهُ خَیْرُ الْماکِرینَ» (آل‌عمران/۵۴) این نقشه‌ی خدا چیست؟ بگذارید یک مثل ملموس بزنم.
دکتر می‌آید بیمارستان بالای سر مریض، می‌گوید: این شربت را شش ساعت به شش ساعت مثلاً یک قاشق بخور. می‌گوید: باشد. بیمار شیشه‌ی شربت را می‌گذارد. فردا صبح که پزشک می‌خواهد بیاید می‌بیند شربت را نخورده است. بلند می‌شود چند تا قاشق شربت را در دستشویی می‌ریزد، روی آن آب می‌ریزد و شیشه را می‌بندد. دکتر که می‌آید می‌گوید: شربت را خوردی؟ می‌گوید: مگر نمی‌بینی سرش خالی است. وقتی دکتر می‌رود بیمار می‌گوید: سر دکتر کلاه گذاشتم. باید گفت: سر خودت را کلاه گذاشتی. «وَ مَکَرُوا» اینها مکر را تدبیر می‌کنند،«وَ مَکَرُوا وَ مَکَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَیْرُ الْماکِرینَ».
مثنوی یک ماجرایی را می‌گوید. قدیم که سنگ‌های کیلو نبود. هرچه می‌خواستند بکشند، یک کفه سنگ بود، یک کفه مثلاً شکر. یک کسی مثلاً آمد شکر بخرد،گفت: مقداری شکر بده. این شکر فروش هم یک سنگ اینجا گذاشت و رفت شکر بیاورد. تا رفت سر مغازه شکر بردارد بیاورد، این مشتری کلوخ را گرفت و هی به زبانش مالید. مثنوی می‌گوید: این نمی‌فهمد، فکر می‌کند مال مغازه‌دار را لیس می‌زند. و حال آنکه هرچه از کلوخ کم بشود، از شکرش کم می‌شود.
حدیث داریم «مَنْ غَشَّ غُش‏» (کافی/ج۵/ص۱۶۰) به زن مردم نگاه بد کنی، به زنت نگاه بد می‌کنند. به خواهرش نگاه حرام کردی، جوان‌های دیگر به خواهرت نگاه بد می‌کنند، کش رفتی مالت را کش می‌روند. این حدیث است. «مَنْ غَشَّ غُش»! «غَشَّ» با غین. هرکس کلک بزند به او کلک می‌زنند. هرکس خیانت کند به ناموسش خیانت می‌کنند. شما کم‌فروشی کردی، از کم فروشی، رشوه، حق و ناحق ده میلیون گیر آوردی. بعد می‌بینی با کسی معامله می‌‌کنی همان ده میلیون را یکجا از تو می‌برد. ‏«وَ مَکَرُوا وَ مَکَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَیْرُ الْماکِرینَ».
آیه‌ی دیگر «وَ مَا الْحَیاهُ الدُّنْیا إِلاَّ مَتاعُ الْغُرُورِ» (آل‌عمران/۱۸۵) دنیا انسان را گول می‌زند. گول دنیا را نخورید. چه جوانی! در پارک عاشق می‌شود می‌خواهد او را بگیرد. می‌گوییم: آقا کجا گزینش کردی؟ می‌گوید: در پارک! در سینما، در خیابان، در دانشگاه، آخر پارک و خیابان و دانشگاه محل گزینش است؟ عروس و داماد کیلویی هستند؟ متری هستند؟ شکلی هستند؟ مالی هستند که او ماشینش چطور بود؟ مسکنی هستند که خانه‌ی خوبی داشت؟ عروس و داماد دو تا انسان هستند، فکری هستند، فکر باید به فکر بخورد. ممکن است خانه و ماشین داشته باشد اما فکرش با فکر شما نخورد. «وَ مَا الْحَیاهُ الدُّنْیا إِلاَّ مَتاعُ الْغُرُورِ» دنیا گول می‌زند، زرق و برق دنیا را مواظب باشید.
۸- حرکت به سمت جلو، نه بازگشت به عقب
«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا آمِنُوا» این هم یک آیه است. از این آیه‌های کوچک را داریم می‌گوییم. یعنی هیچوقت توقف نداریم.ما سه تا حرکت در قرآن داریم. یک حرکت داریم حرکت به جلو است. مثل همین آیه، «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا آمِنُوا» تو که ایمان داری برو جلو. یک تریاکی سالی یک نفر را تریاکی می‌کند. صد تا تریاکی را یکجا کنند، سال دیگر حضرت عباسی می‌شود دویست تا. اما صد تا از این‌ها که نماز جمعه می‌روند سال دیگر ۲۰۰ نفر به نماز جمعه می‌روند. الآن تریاکی‌ها از ما جلوتر هستند. «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا آمِنُوا». تو که خوب هستی، خوب تر شو. حدیث داریم پول می‌خواهی به فقیر بدهی به بچه‌ات بده او به فقیر بدهد، یعنی چه؟ یعنی این کمک به فقیر را به یک نسل دیگر هم منتقل کن. این حرکت به جلو.
یک حرکت به عقب داریم. «آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا» (نساء/۱۳۷) ایمان داشت، کافر شد. «ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ» (بقره/۵۱) گوساله پرست شد. «ثُمَّ تَوَلَّیْتُمْ» (بقره/۶۴) منحرف شد. یعنی خوب بود، بد شد. قبلاً دروغ نمی‌گفت حالا دروغ می‌گوید. حجابش بهتر بود، بدتر شد. نمازش بهتر بود، زبانش بهتر بود، چشمش بهتر بود. پس یک حرکت به جلو روز به روز بهتر. «زِدْنی‏ عِلْماً» (طه/۱۱۴) روز به روز باسوادتر. «زادَهُمْ هُدىً» (محمد/۱۷). «زِدْنی‏ عِلْماً»،. «زادَهُمْ هُدىً»، «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا آمِنُوا» اینها همه آیاتی است که روز به روز جلو برو. آیاتی که روز به روز عقب برو. «آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا»، «ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ» یک عده روز به روز بهتر می‌شوند و یک عده روز به روز بدتر می‌شوند. یک کسی به یک کسی گفت: یک دعا به ما کن. گفت: خدایا ایشان را مرگش بده! گفت: اِ… حاج آقا! ما گفتیم: دعا کن. گفت: دعایت کردم. گفت: گفتی خدا مرگت بدهد. گفت: تو هر نفسی که می‌کشی یک گناه می‌کنی. هر روز به گناهان تو اضافه می‌شود، زودتر بروی بهتر است. بعضی‌ها روز به روز بهتر می‌شوند، بعضی‌ها روز به روز بدتر می‌شوند. پیغمبر فرمود: اگر شبی بخوابم که در آن روز چیزی یاد نگرفته باشم، آن روز برای من روز مبارکی نیست. مطالعه‌ی ممتد داشته باشید. به خصوص شب‌های زمستانی، ۵:۳۰ غروب می‌شود، میانگین ۱۰:۳۰ می‌خوابیم، ۵ ساعت است. خوب دو ساعت برای گفتگو با همسر و تلویزیون و شام و دو ساعت، سه ساعت، یک ساعت مطالعه کنید. در ایران یکی از مشکلاتی که ما داریم اهل مطالعه کم داریم.
در یکی از کشورهای غربی از فرودگاه پیاده شدم،رفتم سراغ تاکسی، دیدم اوه… چه صف طولانی، همه شوفر تاکسی و همه هم داشتند روزنامه می‌خواندند. یعنی از آن پاره وقت‌ها استفاده می‌کردند. ما اینجا اگر امتحان نباشد درس نمی‌خوانیم. شب امتحان درس می‌خوانیم. یک مطالعه‌ی ممتد، از کتاب‌های مفید. بعضی کتاب‌ها هم لفتش می‌دهند. خدا می‌داند بعضی از کتاب‌ها را آدم نگاه می‌کند می‌گوید: حیف کاغذ، حیف نان! آخر چرا اجازه‌ی چاپ به این دادند؟ یک مطلبی را می‌خواهد بگوید ۵ صفحه لفتش می‌دهد، تا مطلب را بگوید. سخنرانی می‌خواهد بکند، آقا بگو ببینم می‌خواهی چه بگویی؟ لفتش می‌دهد. صرفه‌جویی، «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا آمِنُوا».
یکی دیگر از آیات قرآن این است که «لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوان‏» (مائده/۲) این آیه را هم حفظ کنید. کمک ظلم نکنیم. حدیث داریم در شراب خدا ده گروه را لعنت کرده است. لعنت خدا بر کسی که به قصد شراب انگور می‌کارد. لعنت خدا بر کسی که انگور را خریداری می‌کند. لعنت خدا بر کسی که شراب می‌سازد. لعنت خدا بر کسی که شراب را حمل و نقل می‌کند. لعنت خدا بر کسی که شراب را می‌فروشد. لعنت خدا بر کسی که شراب می‌خرد. لعنت خدا بر کسی که شراب را سرو می‌کند. به ده گروه لعنت شده است. حتی گاهی با نگاه، حدیث داریم قیامت یک قطره خون می‌چکد روی پیشانی یک نفر. می‌گوید: این چیه؟ می‌گوید: یک نفر را به ناحق کشتند تو هم در یک قطره‌اش شریک هستی. مواظب باشیم یک کار خلافی می‌شود گاهی گناه می‌شود، نایست نگاه کن. یک جایی گناه می‌شود، در سفره‌ای که شراب است، حتی شما نخورید، نشستنش هم حرام است. اصلاً گاهی وقت‌ها باید جلسه را به هم زد. آخر ما با هم رودروایسی داریم، رودروایسی بی رودروایسی باید به هم بزنی. آخر خواهند گفت: بد اخلاق است، باسمه تعالی بله من بداخلاق هستم. جلسه‌ای که فساد در آن است باید به هم زد. لااقل نگذاریم گناهکار با راحتی گناه کند. حالش را بگیریم. اگر جلوی منکر را هم نمی‌توانیم بگیریم، حالش را بگیریم. اگر می‌شود با قدرت جلویش را گرفت، اگر نمی‌شود با زبان، یعنی حال گیری کنیم. اینطور نباشد که گناهکار همینطور با خیال راحت گناه کند. «لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوان‏»
خدایا هرچه فهمیده و نفهمیده یا ظلم کردیم، یا کمک ظلم کردیم، راضی بودیم به ظلم کسی تمام خلاف‌های ما را ببخش و هرکدام قابل جبران است، توفیق جبران مرحمت بفرما. خدایا چنان کن سرانجام کار، تو خشنود باشی و ما رستگار.

اقتصادیک چیزتقلیدی واقتباسی نیست

اقتصادیعنی فرهنگ نمودیافته

یعنی تبدیل سرمایه های فرهنگی به سرمایه های مادی معنوی

وقتی در فراروی انسان چیزی به نام ابدیت وخط بی نهایت زندگی وجود دارد،

زندگی دنیوی او دربرابر ابدیت حتی نقطه ای نیز محسوب نمی گردد

اما شگفت آنست که همین نقطه، 

جهت خط بی نهایت به سوی خوشبختی ابدی یا بدبختی ابدی را تعیین می کند.

درهرثانیه زندگی دنیوی ،ابدیتی بی نهایت تعبیه کرده اند...

کارفرهنگی یعنی هزاران گام کوچک

یک چیزی هست به نام حقیقت ویک چیزی به نام واقعیت...

واقعیت هایی که حقیقت نباشد نابودشدنی هست وآنچه فقط می ماندحقیقت است

پس به جای نگاه به واقعیت ها بر روی حقیقت تمرکزکنید...

تپه های رنگی-آمریکا-این همه زیبایی آغشته به خون چندمیلیون انسان است؟؟؟

وقتی توقعات و انتظارات غیرمنطقی از دیگران داشته باشیم یا به طور مداوم آنها را زیر میکروسکوپ قرار دهیم، فقط خودمان را اذیت کرده ایم. البته همه ما نیازمند این هستیم که نیازهای اصلی و ابتدایی مان در روابط برآورده شود، نیازهایی مثل احترام، اما اگر بخواهید روی چیز دیگری جز این حساب کنید، فقط ناامید خواهید شد.

یادتان باشد که در مسیر زندگی، هر کس در جایگاهی متفاوت با دیگری است، همانطور که حرف ها و رفتارهای او منعکس کننده آن است. اگر بخواهید رابطه ای موفق تر و شادتر داشته باشید خیلی مهم است که این چیزها را از دیگران توقع نداشته باشید:

1. توقع نداشته باشید که همه کارها را طبق استانداردهای شما “درست” انجام دهند.

اخلاقیات آدمها براساس عوامل مختلف با هم متفاوت است، عواملی مثل تربیت، فرهنگ، اعتقادات معنوی و از این قبیل. بعنوان مثال،

متاسفانه کودکان امروزی، دیگر مانند گذشته رفتار نمی کنند؛ به همین دلیل والدین ناچارند بارها و بارها یک درخواست یا دستور را تکرار کنند و باز هم هیچ تضمینی وجود ندارد که آنان کار خواسته شده را انجام دهند. شاید بتوان گفت که امروزه بنوعی برعکس شده و بیشتر والدین هستند که به حرف های فرزندشان گوش می دهند.

کودکان بیشتر اوقات درخواست های والدین شان را نادیده می گیرند و تنها زمانی که خودشان بخواهند، کاری را انجام می دهند. همین مسئله در اغلب اوقات، مشکل ساز می شود و حتی اختلافات متعدد و فراوانی را میان پدر و مادر به وجود می آورد.

اگر شما هم فرزندی دارید، شاید بگویید هر راهی را که به ذهنم می رسید امتحان کرده ام. مثلا بارها روش هایی مانند تنبیه، هدیه، تکرار فراوان درخواست ها، قهر و نادیده گرفتن کودک، مقایسه او با دیگر کودکان و بسیاری روش های دیگر را به کار برده ام اما برای کودکان امروزی، هیچ روشی جواب نمی دهد و برای کودک من هیچ کدام اثربخش نبوده است. برای والدین بسیار دشوار است که بتوانند فرزندشان را مسئولیت پذیر و مؤدب تربیت کنند. در این مقاله توصیه هایی ارائه شده است که به شما کمک می کند ارتباط بهتری با کودکتان داشته باشید و با او به گونه ای رفتار کنید که خواسته هایتان را عملی کند.

1. از DNA خود محافظت کنید

با افزایش سن، انتهای کروموزومها که تلومر نامیده میشوند، کوتاهتر میشوند. این امر باعث میشود افراد بیشتر در مقابل بیماریها آسیب پذیر شوند. شاید فکر کنید کاری از دست شما بر نمی آید اما تحقیقات جدید نشان میدهند که چنین نیست. در مطالعه مقدماتی، مشاهده شد تغییرات سبک زندگی میتوانند آنزیمی را که طول تلومر را گسترش میدهد، افزایش دهند. مطالعات دیگر نیز نشان داده اند رژیم غذایی و ورزش میتواند از تلومرها محافظت نماید. بنابراین عادات سالم زندگی میتواند فرایند پیری را در سطح سلولی کند کند.

اگر از بالندگی دیگران شادمان می شوی خود به بالندگی دست یافته ای....

 ریا اگربرای خدا انجام شود نام دیگراخلاص است...چرا دیگران از کارهای ما درس نگیرند؟آنچه مهم است آنست که ما در درون خودمان بدانیم که خوشایند وناخوشایندی دیگران مهم نیست .مهم ، رضای حضرت اوست...


فرامرزمیرشکارمبارکه:

               هرچه کم هزینه ترباشیدو از پول استفاده کمتری بکنید ارتباطات اجتماعی شما کمترمحاسباتی خواهدشد...

فرامرزمیرشکارمبارکه:

                          بالاتراز توجه به هدف هم وجود دارد وآن توجه به پیامدهای هدف  است...

فرامرزمیرشکارمبارکه:

مخالف دیدگاه های  من ،معلم وراهنمای من است...اگر درست گفت، اندیشه ی خودرا اصلاح می کنم واگرغلط گفت راه دفاع از اندیشه ی خودرامی یابم...

  •  فرامرزمیرشکارمبارکه:
  • اگر می خواهی خاصیت شب قدر را درهمه ی سال همراه خود داشته باشی سوره ی قدر را در رکعت اول تمام نمازهای واحب خودبخوان ..                                                                                                     
  • فرامرزمیرشکارمبارکه:از خاصیتهای تسبیح حضرت زهر ا س ،بداء وتغییر سرنوشت است پس آن رابه  فرزندانتان بیاموزید تا قبل از خواب بگویند که کودک ونوجوانی که با این تسبیح  به خواب برود خوشبختی وسعادت را درناصیه اش خواهند نوشت....
  • فرامرزمیرشکارمبارکه:
  • هیچ روزی با روز دیگر فرق ندارد این تویی که فرق ها را ایجادمی کنی...
  •  فرامرزمیرشکارمبارکه:
  • صلوات ،اتصال است،وصل است  ومحمد صلی الله علیه وآله  نقطه ای که خدا وانسان در آنجا به هم می رسند...
  • فرامرزمیرشکارمبارکه:
  • چیزی به نام کلیات وجود ندارد همه ی زندگی جزییات است...پس مراقب آن لبخندکوچکت باش... 
  • فرامرزمیرشکارمبارکه: 
  • لازم نیست برای خوش بودن همه ی روز را خوش باشی گاهی یک لبخند ،تمام زمستان ،انسان را گرم می کند...
  • فرامرزمیرشکارمبارکه:
  • زندگی یک خط پیوسته نیست ...نقطه ها،لحظه ها،کلمات وکارهای کوچکی است که بعداز مدتی تمام هستی ما می شوند...

اگر تاریخ نگاشته نشودچیزی به نام تاریخ وجودندارد

 وهرچه هم بنویسند چیزی جز حدس وگمان نیست

وجالب آنکه حتی  دست نوشته های روزانه افرادنیز 

می تواندتاریخ رابه یادگاربگذارد....

"فرامرزمیرشکار"

باوراین مطلب مشکل است اما اینها سروده مخمداقبال شاعراهل تسنن هندوستان است:
مریم از یک نسبت عیسى عزیز
از سه نسبت حضرت زهرا(س) عزیز
نور چشم رحمه للعالمین
آن امام اولین و آخرین 
آنکه جان در پیکر گیتى دمید
روزگار تازه آیین آفرید
بانوى آن تاجدار هل أتى
مرتضى مشکل گشا، شیرخدا
پادشاه و کلبه اى ایوان او
یک حسام و یک زره سامان او 
مادر آن مرکز پرگار عشق
مادر آن کاروان سالار عشق 
آن یکى شمع شبستان حرم
حافظ جمعیت خیر الامم
تا نشیند آتش پیکار و کین
پشت پا زد بر سر تاج نگین
در نواى زندگى سوز از حسین(ع) 
اهل حق حرّیت آموز از حسین(ع) 
سیرت فرزندها از امّهات
جوهر صدق و صفا از امّهات
مزرع تسلیم را حاصل بتول
مادران را اسوه کامل بتول 
بهر محتاجى دلش آنگونه سوخت
با یهودى چادر خود را فروخت
نورى و هم آتشى فرمانبرش
که رضایش در رضاى شوهرش
آن ادب پرورده ى صبر و رضا
آسیاگردان و لب قرآن سرا
گریه هاى او ز بالین بى نیاز
گوهر افشاندى بدامان نماز
اشک او برچید جبرئیل از زمین
همچو شبنم ریخت بر عرش برین 
رشته ى آیین حق زنجیر پاست
پاس فرمان جناب مصطفى است 
ورنه گرد تربتش گردیدمى
سجده ها بر خاک او پاشیدمى 
کلیات اقبال، ص 7ـ186. 


آن امام عاشقان پور بتول
سرو آزادى ز بستان رسول 
الله الله باى بسم الله، پدر
معنى ذبح عظیم آمد پسر 
بر زمین کربلا بارید و رفت
لاله در ویرانه ها کارید و رفت 
خون او تفسیر این اسرار کرد
ملت خوابیده را بیدار کرد
تیغ «لا» چون از میان بیرون کشید
از رگ ارباب باطل خون کشید
تا قیامت قطع استبداد کرد
موج خون او چمن ایجاد کرد 
نقش الا الله در صحرا نوشت
سطر عنوان نجات ما نوشت
رمز قرآن از حسین(ع) آموختیم
زآتش او شعله ها اندوختیم 
تار ما از زخمه اش لرزان هنوز
تازه از تکبیر او ایمان هنوز 
اى صبا این پیک دور افتادگان
اشک ما بر خاک پاک او رسان

دادی به دستم آینه   گفتی که: خودببین

دیدم تونیستی ،   زدم آئینه بر زمین

"شمین اصفهانی"

«اى کسانى که ایمان آورده اید هنگامى که براى نماز بپاخاستید صورت و دستهاى خود را تا آرنج بشوئید و قسمتى از سر و همچنین پا را تا مفصل (یا برآمدگى پشت پا) مسح کنید.
(یا ایها الذین آمنوا اذا قمتم الى الصلوة فاغسلوا وجوهکم و ایدیکم الى المرافق و امسحوا برؤ وسکم و ارجلکم الى الکعبین).

تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 286
در آیه حدود صورت ، که باید در وضو شسته شود توضیح داده نشده ولى در روایات ائمه اهلبیت (علیهمالسلام) که وضوى پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم) را مشروحا بیان کرده اند.
1 - حد صورت از طرف طول از رستانگاه مو تا چانه و از طرف عرض ‍ آنچه در میان انگشت وسط و ابهام (انگشت شست) قرار مى گیرد، ذکر شده و این در حقیقت توضیح همان معنائى است که از کلمه «وجه» در عرف فهمیده مى شود، زیرا وجه همان قسمتى است که انسان به هنگام برخورد بر دیگرى با آن مواجه مى شود.
2 - حد دست که باید در وضو شسته شود، تا آرنج ذکر شده ، زیرا مرافق جمع «مرفق» به معنى «آرنج» است ، و چون هنگامى گفته شود دست را بشوئید ممکن است به ذهن چنین برسد که دستها را تا مچ بشوئید، زیرا غالبا این مقدار شسته میشود، براى رفع این توهم مى فرماید: تا آرنج بشوئید
(الى المرافق).
و با این توضیح روشن مى شود، کلمه «الى» در آیه فوق تنها براى بیان حد شستن است نه کیفیت شستن ، که بعضى توهم کرده اند و چنین پنداشته اند که آیه مى گوید: باید دستها را از سر انگشتان به طرف آرنج بشوئید (آنچنانکه در میان جمعى از اهل تسنن رائج است).
توضیح اینکه این درست به آن میماند که انسان به کارگرى سفارش ‍ میکند دیوار اطاق را از کف تا یک متر، رنگ کند، بدیهى است منظور این نیست که دیوار از پائین به بالا رنگ شود، بلکه منظور این است که این مقدار باید رنگ شود نه بیشتر و نه کمتر.
بنابراین فقط مقدارى از دست که باید شسته شود در آیه ذکر شده ، و اما کیفیت آن در سنت پیامبر (صلى اللّه علیه و آله و سلّم) که بوسیله اهلبیت به ما رسیده است آمده است و آن شستن آرنج است به طرف سر انگشتان .
باید توجه داشت که «مرفق» هم باید در وضو شسته شود، زیرا در اینگونه

تفسیر نمونه جلد 4 صفحه 287
موارد به اصطلاح غایت داخل در مغیا است یعنى حد نیز داخل در حکم «محدود» است .
3 - کلمه «ب‍» که در «برؤ وسکم» مى باشد طبق صریح بعضى از روایات و تصریح بعضى از اهل لغت به معنى «تبعیض» مى باشد، یعنى قسمتى از سر را مسح کنید که در روایات ما محل آن به یکچهارم پیش سر، محدود شده و باید قسمتى از این یکچهارم هر چند کم باشد با دست مسح کرد - بنابراین آنچه در میان بعضى از طوائف اهل تسنن معمول است که تمام سر و حتى گوشها را مسح مى کنند، با مفهوم آیه سازگار نمى باشد.
4 - قرار گرفتن «ارجلکم» در کنار «رؤ وسکم» گواه بر این است که پاها نیز باید مسح شود نه اینکه آن را بشویند (و اگر ملاحظه مى کنیم «ارجلکم» بفتح لام قرائت شده بخاطر آن است که عطف بر محل «برؤ وسکم» است نه عطف بر «وجوهکم»).
5 - کعب در لغت بمعنى برآمدگى پشت پاها و هم بمعنى مفصل یعنى نقطه اى که استخوان ساق پا با استخوان کف پا مربوط میشود آمده است .


حضرت علی علیه السلام در نهج ‌البلاغه فرمودند: «وَ إِنَّمَا سُمِّیتِ الشُّبْهَةُ شُبْهَةً لِأَنَّهَا تُشْبِهُ الْحَقَّ فَأَمَّا أَوْلِیاءُ اللَّهِ فَضِیاؤُهُمْ فی‌ها الْیقِینُ وَ دَلِیلُهُمْ سَمْتُ الْهُدَی وَ أَمَّا أَعْدَاءُ اللَّهِ فَدُعَاؤُهُمْ فی‌ها الضَّلَالُ وَ دَلِیلُهُمُ الْعَمَی فَمَا ینْجُو مِنَ الْمَوْتِ مَنْ خَافَهُ وَ لَا یعْطَی الْبَقَاءَ مَنْ أَحَبَّه؛ خطبه 38 نهج‌البلاغه»

اگر حق جدای از باطل نمایش داده شود، هرگز منزوی نمی‌شود

و اگر باطل به ‌طور صریح نمایش داده شود، پیرو، پیدا نمی‌کند

ولی وقتی حق و باطل را مخلوط می‌کنند افرادی فریب می‌خورند و تابع این‌ ها می‌شوند.

در هندوستان مجلسی برگزار شده بود و جالب آنکه مداح و ذاکر مجلس، مسلمان نبود، بلکه هندو بود و آن‌چنان در مورد امام حسین(ع) شعر می‌گفت که تمام جمعیت را منقلب می‌کرد، در اولین سفری که به هند رفته بودم و با اشتیاق خاصی کتاب‌ها را جمع می‌کردم، در برگشت درب ورودی فرودگاه دهلی افسر پلیسی بود که گذرنامه‌ها را بررسی می‌کرد، وقتی دید من سه چمدان بزرگ پر از کتاب دارم، پرسید شما کجا می‌روید؟ گفتم برمی‌گردم ایران و شغلم استادی دانشگاه است؛ پرسید این چمدان‌ها برای شماست؟ گفتم بله، همه مال من است. پرسید برای چه مسئله‌ای تحقیق می‌کنید؟ وقتی خواستم به او جواب دهم نگاهم افتاد به اتیکت نامش که روی لباسش بود، دیدم نوشته بود «حسین سینگ» یا «حسین کومار» که البته الان در اسم فامیلش تردید دارم، این فامیل‌ها فقط مخصوص هندوهاست و برای مسلمانان نیست؛ به او گفتم در مورد این اسم یعنی حسین در اینجا تحقیق می‌کنم؛ او گفت: من مسلمان نیستم. با تعجب از او پرسیدم: تو مسلمان نیستی، ولی نام تو حسین است؟ گفت بله، اجازه بده من خاطره‌ای را برای شما بگویم، در همان شلوغی ورودی فرودگاه این خاطره را نقل کرد، من هندو هستم و پدر و مادرم، قبل از من شش دختر داشتند و با هم قرار گذاشتند که اگر پسر دار شوند نام او را حسین گذارند و من همان تک پسرم، البته من از این نوع خاطرات زیاد دارم.

در ملاقاتی که با یکی از اساتید بزرگ تاریخ دانشگاه دهلی داشتم، مطالب جالبی یافتم، ایشان بسیار مؤدبانه صحبت می‌کرد، دو مطلب برای من بازگو کرد: گفت: فلانی دیشب که شما به من زنگ زدی، بعد از تلفن شما با پدرم صحبت کردم، پدر من نزدیک نود سال دارد و استاد بازنشسته رشته تاریخ دانشگاه دهلی است، هر دوی ما فارغ‌التحصیل دانشگاه کمبریج هستیم، اطباء پدر من را به دلیل کهولت سن منع کرده‌اند که از خانه خارج شود یا با کسی تماس داشته باشد و باید در آرامش زندگی کند، معمولاً سعی می‌کنیم فقط اهل خانه با پدر ارتباط داشته باشند و دیگر آشنایان با ایشان ارتباط ندارند؛ وقتی به پدرم زنگ زدم به ایشان گفتم فردا قرار است با یک استاد ایرانی راجع به امام حسین «علیه‌السلام» صحبت کنم، پدرم برای لحظاتی به فکر فرورفت و بعد به من گفت: هر چه به امام حسین‌(ع) علاقه‌داری به این استاد ایرانی کمک کن و بعد اضافه کرد: آن موقع که من بچه بودم، یکی از چیزهایی که خیلی علاقه داشتیم این بود روز تاسوعا و عاشورا در دسته‌های عزاداری شیعیان یا پرچم سیاه به‌دست بگیرم یا در دسته‌های عزاداری من به عزاداران آب می‌دادم.منبع: اینجا

تورستن هایلن  پژوهشگری در مکتب انسان‌شناسی فرانسوی، در رساله دکترای خود با عنوان شخصیت امام حسین‌(ع) بر اساس ترجمه انگلیسی تاریخ طبری، می‌گوید: من چهره‌های مثبت غالب اسطوره‌های دنیا را مطالعه کرده‌ام و به این نتیجه رسیدم که غالب این شخصیت‌های مثبت اسطوره‌ای، تخیلی هستند؛ اما ترجمه انگلیسی تاریخ طبری را که بررسی کردم، دیدم بهتر از تمام افرادی که در تخیل ملت‌ها به خوبی از آنها یاد می‌شود؛ نه در تخیل، بلکه در واقعیت، شخصیتی به‌نام حسین بن علی(ع) است.

در ادامه این رساله وقتی آقای تورستن هایلن به آن‌جا می‌رسد که لشگر حرّ با امام حسین(ع) برخورد می‌کند و ایشان دستور می‌دهد هر چه آب برای خودمان ذخیره کرده‌ایم به لشگر حرّ دهید، مکثی می‌کند و می‌گوید: این صحنه‌ای است که نه من، بلکه هیچ تئوریسین جنگ‌های دنیا از پس تحلیل آن برنمی‌آید!!، اگر هیچ نمادی برای حقانیت حسین بن علی(ع) نبود؛ همین نمونه بهترین دلیل بر صلح‌طلبی و حقانیت امام حسین(ع) است.

در ادامه می‌گوید: اصلاً نمی‌شود گفت؛ حسین بن علی‌(ع) جنگ‌طلب است، چون اصحاب حسین بن علی(ع) تمام تلاششان این بود لشگر خسته دشمن را سیراب کند و امام(ع) دستور دادند به این‌ها آب دهید تا از تشنگی نمیرند؛ در ادامه کلام خود می‌گوید: بهترین نکته درباره کم خردی لشگر بنی‌امیه همین بس که نفهمیدند کسی که اجازه نمی‌دهد این‌ها حیات مادی‌شان از بین رود، چگونه اجازه می‌دهد که آخرت‌شان از بین برود!

جناب هایلن در کلام خود حرف عجیبی می‌زند و می‌گوید: من تعجب می‌کنم، چه‌طور شیعه شخصیتی این‌چنینی دارد، اما برای چنین شخصیتی از تولد تا رحلتش، فیلم و یا سریال درخوری نساخته و شخصیت او را جهانی نکرده‌اند و یا به ادبیات جهان معرفی نشده است.منبع:اینجا


برای رفع ترسوبودن وایجادشجاعت ،خوردنیها وداروهایی  موجود است که یکی از آنها " اسفند" است.

مکارم الأخلاق ـ به نقل از محمّد بن حکم ـ  :

یکى از پیامبران الهى از ترسو بودن امّت خود ، به درگاه خداوند عز و جل نالید .

 خداوند عز و جل به او چنین وحى فرستاد :

 «به امّتت فرمان بده که هزار اسپند (همان اسفندی که دود می کنند)بخورند» .

و تاریخ قبرستانی است طولانی و تاریک، ساکت و غمناک، قرن‌ها از پس قرن‌ها همه تهی و همه سرد، مرگبار و سیاه، و نسل‌ها در پی نسل‌ها، همه تکرارى و همه تقلیدى، و زندگی‌ها، اندیشه‌ها و آرمان‌ها همه سنتی و موروثی، فرهنگ و تمدن و هنر و ایمان همه مرده ریگ! 

ناگاه در ظلمت افسرده و راکد شبی از این شب‌هاى پیوسته، آشوبى، لرزه‌اى، تکان و تپشی که همه چیز را بر می‌شورد و همه خواب‌ها را برمی‌آشوبد و نیمه سقف‌ها را فرو می‌ریزد. انقلابی در عمق جان‌ها و جوششی در قلب وجدان‌های رام و آرام، درد و رنج و حیات و حرکت و وحشت و تلاش و درگیری و جهد و جهاد عشق و عصیان و ویرانگری و آرمان و تعهد، ایمان و ایثار! نشانه‌هایی از یک «تولد بزرگ»، شبی آبستن یک مسیح، اسارتی زاینده یک نجات! همه جا، ناگهان «حیات و حرکت»، آغاز یک زندگی دیگر، پیداست که فرشتگان خدا همراه آن «روح» در این شب به زمین، به سرزمین، به این قبرستان تیره و تباه که در آن انسان‌ها، همه اسکلت شده‌اند، فرود آمده‌اند. 

ویلیام چیتیک (اندیشمندی که در زمینه عرفان اسلامی تحقیقات فروانی داشته و آثار زیادی هم درباره ابن عربی تالیف کرده) در مقدمه ترجمه فارسی کتاب «ابن عربی میراث دار پیامبران» به این موضوع اشاره کرده و نوشته است: «من در غرب بزرگ شده ام و از زمانی که دانشجوی سال سوم دانشگاه بودم، فهمیدم که جامعه غرب مانند مرغ بسمل (مرغ سربریده که بدون جهت، به این سو و آنسو می پرد) است. در پیشرفت و توسعه غرب، هیچ جهت مشخص و نهفته ای جز تغییر و نابودی به قصد تغییر و نابودی وجود ندارد … تمدن غرب از دوره نوزایی (رنسانس) مقهور وسوسه تکثیر بوده است. پراکندگی بی پایان و بی ثباتی و ناسازگاری روزافزون. در مقابل زمانی که تمدن اسلامی به اصلش وفادار بوده است، توحید که متضاد با تکثیر است بر آن حکمفرما بوده است. در واقع هنگامی که نخستین بار به ایران رفتم -مدتها پیش از آنکه بتوانم علل بیماری ای که جوامع غربی را فاسد کرده است، درک کنم- از اینکه می دیدم ایرانیان تا چه اندازه ارتباط خودشان را با سرچشمه های معنوی و تاریخی خویش از دست داده اند و می شتابند تا از غرب در همه شکوه مخربش تقلید کنند، بهت زده شدم. این شتاب در سالهای اخیر نیز کند نشده است!»

در ژوئیه سال 1951
میلادی گروهی از دانشمندان معدن شناس روسی برای معدن یابی ، مشغول  زمین
کاوی بودند که ناگهان به تخته چوبهایی پوسیده بر خوردند و پس از کاووش
بیشتری معلوم شد که آنجا چوبهای بسیاری در زیر زمین ، وجود داشته که گذشت

از جمله علوم قرآنی، علم تجوید است که در لغت به معنای نیکو کردن و نیکو ادا کردن است، ولی در اصطلاح به معنای ادا کردن هر حرف از مخرج مختص به خود و رعایت همه اوصاف آن است، بدون این‌که شخص، دچار تکلف شود.

نقل از امام علی(ع) : عدّه‌اى از یهود نزد پیامبر اسلام(ص) آمده و داناترین آنها درباره مسائلی از آن‌حضرت سؤال‌هایی کرد؛ یکی از این پرسش‌ها این بود که چرا خداوند عزّ و جلّ این نمازهاى پنجگانه را در طول شبانه روز در پنج نوبت بر امّت تو واجب کرد؟

وضو در کنار آثار متعدد و بزرگ اخروی، آثاری نیز در امور دنیایی انسان‌ها دارد که عبارت‌اند از:

در تاریخ ثبت شد:
رییس جمهوری که آمده بود تا اعتبار را به پاسپورت ایرانی بازگرداند، حتی نتوانست معاون سیاسی دفتر خودش را به عنوان نماینده ایران راهی آمریکا کند و آمریکایی ها که در این یک سال فهمیده اند به خاطر انفعال در دیپلماسی دولت یازدهم، علاوه بر افزایش تحریم ها باید تحقیرها را هم علیه ایران زیاد کنند، به حمید ابوطالبی ویزای ورود به خاک کشورشان را ندادند.
حالا غلامعلی خوشرو (پدر داماد حسین فریدون) به عنوان نماینده جدید ایران در سازمان ملل معرفی شده تا در عمل مشخص شود آمریکایی ها فهمیده اند دولت روحانی «تحت فشارها» تصمیم گیری می کند و اگر بر سر هر موضوعی به آن فشار وارد شود نهایتا عقب نشنینی می کند.
و نگرانی ما امروز بیشتر از هر زمان دیگری است، چون جریانی که در برابر «تحقیرها» اینطور عقب نشینی می کند و با همه ادعاها و قدم زنی هایش با جان کری نمی تواند یک «ویزا» برای نماینده ایران در سازمان ملل بگیرد، چطور می خواهد تحت فشار «تحریم ها» عقب نشینی نکند و از «حقوق بدیهی ملت» در عرصه هسته ای و ... پاسداری کند؟

روحی  که به پیشرفت دیگران آفرین می گوید

             همان روحی است که پیشرفت را شروع کرده است... فرامرزمیرشکار


شیخ شهید(ره ) در ذِکْرى فرموده و از جمله استخاره ها استخاره به عدد است و

url

بعنوان اولین سؤال: سبک و روش آقایان در فهم قرآن برای جواب استخاره‌هایی که می‌کنند چگونه است؟ آیا یک استنباط علمی است یا یک حالت روحی خاصی است که برای شخص پیش می‌آید؟

 

من در ابتدا داستانی را (با واسطه) از قول مرحوم کشمیری نقل می‌کنم، شاید جواب سؤال شما هم داده شود. در نجف اشرف افراد زیادی خدمت ایشان می‌رسیدند و استخاره می‌کردند. به ذهن ایشان آمده بود که من خیلی مهم شده‌ام، چون مردم تمام امور زندگی خود را با استخاره‌های من تنظیم می‌کنند. یک روز که مشرف می‌شوند به زیارت حضرت علی(ع) می‌بیند که یک طرف صحن شلوغ است و عده زیادی اطراف یک زن معمولی و

کلینى (رحمه اللّه ) از حضرت صادق (علیه السلام ) روایت کرده است که تفال مکن به قرآن .
مشایخ ما (رحمة اللّه علیهم ) این حدیث را تاویل مى کردند که مراد نهى از فال گشودن از قرآن است که احوال آینده را از آیات مناسبه استنباط کنند، چنانچه بعضى از جهّال این را وسیله روزى خود کرده به این نحو مردم را فریب مى دهند.
و به خاطر قاصر فقیر مى رسد که ممکن است که مراد نهى از تفال و تطیرى باشد که اکثر خلق از دیدن و شنیدن بعضى امور مى کنند، و بعضى را بر خود مبارک و بعضى را شوم مى گیرند، مانند صداى کلاغ و جغد و دیدن بعضى از حیوانات و غیر آن در افتتاح سفر و احوال دیگر. یعنى از شنیدن بعضى از آیات کریمه فال نیک و فال بد مى گیرند، و شاید یک حکمتش این باشد که باعث کم اعتقادى مردم به قرآن کریم نگردد اگر موافق نیفتد.
و استخاره به قرآن مجید به چندین طریق معروف است و در بعضى از کتب مذکور است :

بسم الله الرحمن الرحیم

من نمی دانم چه بگویم.

 من و دوستانم در خرمشهر می جنگیم

من  می خواهم وصیت کنم ,

 هر لحظه در انتظار شهادت هستم

. پیام من به پدر و مادر ها این است که بچه های خود را لوس و ننر بار نیاورید

از بچه ها می خواهم امام را تنها نگذارند

و خدا را فراموش نکنند . به خدا توکل کنند .

 پدر و مادرها فرزندان خود را اهل مبارزه و جهاد در راه خدا بار بیاورید.

دراستراحت فنر هم اندیشه ی جهیدن نهاده اند... فرامرزمیرشکار

در قرآن کریم به هیچ وجه و هیچ نحو تحریفی نشده است. این قرآن بین دفّتین که اول آن  فاتحه و آخر آن ناس است.همانی است که بر خاتم صلّی علیه وآله و سلم انزالاً و تنزیلاً وحی شده است ،و ترتیب سور و آیات،همه به فرمان حق،سبحانه است و اگر کسی خلاف این حکم را مدعی است . علاوه بر این که رساله ای در ردّ آن نوشته ام و براهین قاطعه آورده ام ، با چنان کس به مباهله حاضرم.

منبع:هزار ویک نکته ،صفحه 102

پزشک ازجمله معدود افرادی است که به هردیانت که باشد هنگام مرگش درعالم بالا به خاطر ضربتی که ازفقدانش به اهل دنیا می رسد ابراز تاسف می شودچراکه وی به یکی ازصفات خدا که محیی وزنده کننده است متخلق گشته است.علامه ی کم نظیرحضرت آیت الله حسن زاده آملی می فرمود:

استاد بزرگوارم، آیت دین، جناب حاج میرزا مهدی الهی قمشه ای، در جلسۀ درسی حکایت فرمود که: در زمان پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله و سلّم) طبیبی یهودی در گذشت. آن حضرت را از وفات وی خبر دادند، رسول اکرم از شنیدن آن اظهار تأسف کرد؛ عرض نمودند یا رسول الله، این متوفی یهودی بوده است؛ فرمودند: مگر نمی گویید طبیب بوده است!

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

یا عُدَّتى عِنْدَ شِدَّتى

 وَ یا غَوْثى عِنْدَ کُرْبَتى

 وَ یا مُونِسى عِنْدَ وَحْدَتى

 اُحْرُسْنى بِعَیْنِکَ الَّتى لاَتَنامُ

وَاکْنُفْنى بِرُکْنِکَ الَّذى لا یُرامُ 
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانى‏اش همیشگى است‏ اى توشه‏ ام در سختى،و اى پناهم در گرفتارى،و اى مونسم در تنهایى،به دیده‏ات که‏ نمى‏خوابد از من نگهبانى کن،و در کنف رکنت که قصد آن نمى‏شود مرا بگیر

دریافت سایردعاهای کوتاه واثربخش

قالَ النَّبیُّ الأعْظَمُ صَلَّی اللهُ عَلیهِ وَآلِهِ:

مَنْ صَلَّی عَلَیَّ مَرَّۀً فَتَحَ اللهُ عَلیهِ باباً مِن العافِیَۀِ

پیامبر بزرگوار اسلام صَلَّی اللهُ عَلیهِ وَ آلِهِ فرمودند:

هر که یک مرتبه بر من صلوات فرستد، حق‌تعالی دری از سلامتی و عافیت [دین و دنیا] را بر وی بگشاید.

جامع الأخبار: 153، بحار الأنوار91: 63، مستدرک وسائل الشیعۀ5: 333، جامع أحادیث الشیعۀ15 :474، میزان الحکمۀ3: 2022 .

سایرمطالب درباره صلوات


قالَ رَسولُ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلیهِ وَآلِهِ:

مَنْ صَلَّی عَلَیَّ کُلَّ یُومٍ ثَلاثَ مَرّاتٍ وَفِی کُلِّ لَیْلَۀٍ ثَلاثَ مَرّاتٍ حُبّاً لِی وَشُوقَاً إلَِیَّ کانَ حَقّاً عَلی اللهِ عَزَّوَجَلَّ أنْ یَغْفِرَ لَه ذُنُوبَه تِلکَ اللیلۀَ وَذلکَ الیومَ.ّ

پیامبر اسلام صَلَّی اللهُ عَلیهِ وَ آلِهِ فرمودند:

هر که از روی محبت و دوستی نسبت به من، هر روز سه مرتبه و هر شب سه مرتبه صلوات فرستد، خداوند بر خود لازم نموده است که از گناهان آن شب و روز او درگذرد.

الدعوات: 90، بحارالأنوار91: 70، مستدرک وسائل الشیعۀ5 :331، منازل الآخرۀ: 203 .


قالَ النَّبیُّ صَلَّی اللهُ عَلیهِ وَآلِهِ:

إنَّ الشَّیطانَ اثنانِ: شَیطانُ الجِنِّ وَ یُبَعَّدُ بـ" لاحُولَ وَلاقُوَّۀَ إلاّ بِاللهِ العَلِّی العَظِیمِ"، وَشِیطانُ الإنْسِ وَیُبَعَّدُ بِالصَّلاۀِ عَلیَ النَّبیِّ وَآلِهِ.

رسول خدا صلوات الله علیه و آله فرمودند:

شیاطین دو گروه‌اند؛ شیاطین جنّی که با ذکر "لاحُولَ وَلاقُوَّۀ إلاّ بِاللهِ العَلِّی العَظِیمِ" رانده میشوند، و شیاطین انسی که با صلوات بر محمّد و آل محمّد [شر و آزارشان] از شخص دور میشود.

بحار الأنوار92: 136، مستدرک وسائل الشیعۀ5: 342، جامع أحادیث الشیعۀ15: 464 ،

قال الصّادقُ علیه السَّلام:

مَنْ صَلَّی عَلی النَّبیِّ وَآلِه مَرَّةً واحِدَةً بِنِیَّةٍٍٍٍٍ وَ إخْلاصٍ مِنْ قَلبِهِ قَضَی اللهُ لَه مائَةَ حاجَةٍ؛ منها ثلاثونَ للدُّنیا وَسَبْعُونَ للآخِرَةِ .

حضرت صادق علیه السلام فرمودند:

کسی که یک مرتبه با نیّت [پاک و پسندیده] و با اخلاص کامل صلوات بر پیامبر و خاندان گرامیشان بفرستد، خدای متعال یکصد حاجت او را برآورده می‌کند: سی حاجت از حوائج دنیا، و هفتاد حاجت از حوائج آخرتش را.

الدعوات: 89، بحارالأنوار91: 70، مستدرک وسائل الشیعه5: 331 .

قالَ مُولانا الصّادقُ علیه السلام لصباحِ بنِ سَیّابِة:

ألا أعَلِّمُکَ شَیْئاً یَقِی اللهُ بهِ وَجْهَکَ مِن حَرِّ جَهَنَّمَ؟ قالَ، قلتُ: بَلی، قالَ: قُلْ بَعدَ الفَجْرِ:"أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ" مائةَ مَرَّةٍ یقَی اللهُ به وَجْهَکَ مِنْ حَرِّ جَهَنَّمَ.

حضرت صادق علیه السلام به صَباح بن سیّابِه فرمودند:

آیا می‌خواهی به تو دعایی بیاموزم که خدای متعال به برکت آن، چهره تو را از حرارتِ آتش جهنم نگه دارد؟ صَباح گوید: به حضرت عرض کردم: آری. حضرت فرمودند: بعد از سپیده‌دم صد مرتبه بگو: "أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ" خداوند به برکت این ذکر، تو را از آتش جهنم حفظ خواهدکرد

ثواب الأعمال: 155، جامع الأخبار: 159، المحتضر:76، وسائل الشیعة6: 479، بحار الأنوار83: 135، 91: 58 و 65، جامع أحادیث الشیعه5: 337 .


قال الصّادقُ علیه السلام:

إذا دعا أحَدُکُم فَلْیَبْدَأ باِلصَّلاةِ علی النَّبیِّ صَلیَّ اللهُ علیه وآلهِ؛ فإنَّ الصَّلاةَ علی النَّبیِّ صَلیَّ اللهُ علیه وآله مَقْبُولَةٌ وَلَمْ یَکُن اللهُ لِیَقْبَلَ بَعضَ الدُّعاءِ وَیَرُدَّ بَعضاً.

حضرت صادق علیه السلام فرمودند:

هرگاه کسی از شما دست به دعا برداشت، پس دعایش را با صلوات آغاز نماید؛ زیرا صلوات بر پیامبر صلی الله علیه و آله دعایی پذیرفته شده است و خدای متعال برتر از آن است که بخشی از دعا را قبول کرده و بخش دیگر از آن را ردّ نماید.

أمالی (شیخ طوسی رحمه الله): 172، وسائل الشیعة7: 96، بحارالأنوار91 :53، جامع أحادیث الشیعه15: 239 .

قال أبو عبدِ الله أو أبو جعفر علیهما السلام:

أثقَلُ ما یُوضَعُ فی المیزانِ یَومَ القیامةِ، الصَّلاةُ علی مُحمَّدٍ وَ(علی) أهلِ بِیتِه.

حضرت باقر و یا حضرت صادق علیهما السلاممیفرمایند:

سنگین‌ترین عملی که روز قیامت در ترازوی اعمال قرار داده می‌شود، صلوات بر محمد و اهلبیت گرامی ایشان علیهم السلام میباشد.

قرب الأسناد: 15، وسائل الشیعة7: 197، بحار الأنوار91: 49، ریاض السالکین1: 426، جامع أحادیث الشیعة15: 62، مستدرک سفینۀ البحار6: 367، میزان الحکمۀ2: 1662.

قالَ عبیدُ الله بنُ عَبدُ اللهِ الدِّهقانُ، دَخَلْتُ عَلی أبی الحَسَنِ الرِّضا علیه السلام فقالَ لِی:

ما مَعنی قُولِهِ ]وَ ذَکَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّی[؟ قُلْتُ: کُلَّما ذَکَرَ اسمَ رَبِّهِ قامَ فَصَلَّی، فَقالَ لِی: لَقَدْ کَلَّفَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ هذا شَطَطاً، فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِداکَ، فَکَیفَ هُو؟ فَقالَ: کُلَّما ذَکَرَ اسْمِ رَبِّهِ، صَلَّی عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ.

عبید الله بن عبد الله دهقان گوید: خدمت حضرت رضا علیه السلام رسیدم، حضرت از معنی آیه"وَ ذَکَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّی" پرسیدند؟ گفتم: یعنی: هرگاه خدای متعال را بخاطر آورد، برخاست و نماز خوانَد. حضرت فرمودند: در این صورت حقتعالی بندهاش را به سختی انداخته است. عرض کردم: فدای شما شوم، پس معنی این آیه چیست؟ حضرت فرمودند: هرگاه خدای متعال را یاد کند، بر محمد و آل محمد علیهم السلام صلوات فرستد.

أصول کافی2: 494، تفسیر الصافی 5 :318، تفسیر الأصفی2: 1434، وسائل الشیعۀ7: 201، تفسیر نورالثقلین5: 556، جامع أحادیث الشیعۀ15 :491 .

رَوی قُطبُ الدِّین الرّاوندِی فی لُبُّ اللُّبابِ:

 أنَّ ]العَمَلَ الصَّالِحَ[ هُوَ قُولُ"اَلّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ"

مرحوم قطب الدّین راوندی در کتاب لُب اللُّباب روایت کرده است:

(یکی از مصادیق) عمل صالح، ذکر "اَلّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ" میباشد.

هُوَ الَّذِی یُصَلِّی عَلَیْکُمْ وَمَلَائِکَتُهُ لِیُخْرِجَکُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ

وَکَانَ بِالْمُؤْمِنِینَ رَحِیمًا

اوست که خود و فرشتگانش بر شما درود مى‏فرستند تا شما را از تاریکى به روشنى برد، زیرا خداوند با مؤمنان مهربان است‏.


١ . درمان بیماری قلبی :
مخلوطی از عسل و پودر دارچین را تهیه کنید و به جای مربا روی نان قرار دهید و به طور منظم در وعده صبحانه صرف کنید.این روش در کاهش کلسترول،جلوگیری از بروز حمله قلبی، تنفس راحت و تقویت ضربان قلب موثر است.بیماران مبتلا به حمله قلبی نیز

امام ‌صادق علیه السلام فرمودند: «إِنَّ لِلْقَائِمِ غَیْبَةً قَبْلَ أَنْ یَقُومَ»

          برای قائم علیه السلام قبل از آن که قیام کند غیبتی است. إعلام الورى بأعلام الهدى، ص 431.

زُراره می‌پرسد: فدایت شوم اگر به آن دوران رسیدم چه کنم؟

حضرت فرمودند: این دعا را بخوانید:

«اَللَّهُمَّ عَرِّفْنی نَفْسَکَ

خدایا خودت را به من بشناسان

                        فَاِنَّکَ اِنْ لَـمْ تُـعَرِّفْنی نَفْسَکَ، لَمْ اَعْرِفْ نَبِـَّیک 

که اگر خودت را به من نشناسانی پیامبرت را نخواهم شناخت،

اَللّهُمَّ عَرِّفنی رَسوُلَکَ فَاِنَّکَ اِنْ لمَ تُعَرِّفْنی رَسوُلَکَ، لَمْ اَعْرِفْ حُجَتَکَ،

خدایا فرستاده ات را به من بشناسان که اگر او را به من نشناسانی حجتت را نخواهم شناخت

اَللّهُمَّ عَرِّفنی حُجَّتَک فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ  تُعَرِّفْنی حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَن دینی»

خدایا حجتت رابمن بشناسان که اگر حجت خود را به من نشناسانی در دینم گمراه خواهم شد.

غیبت نعمانی، ص 166.


«یَا مَعْشَرَ الْخَلَائِقِ أَلَا وَ مَنْ أَرَادَ أَنْ یَنْظُرَ إِلَى آدَمَ وَ شَیْثٍ فَهَا أَنَا ذَا آدَمُ وَ شَیْثٌ

ألا اى اهل عالم! هرکس می‌خواهد آدم و شیث را ببیند بداند که من همان آدم و شیث هستم

أَلَا وَ مَنْ أَرَادَ أَنْ یَنْظُرَ إِلَى نُوحٍ وَ وَلَدِهِ سَامٍ فَهَا أَنَا ذَا نُوحٌ وَ سَامٌ

هرکس می‌خواهد نوح و پسرش سام را ببیند بداند که من همان نوح و سام می‌باشم،

أَلَا وَ مَنْ أَرَادَ أَنْ یَنْظُرَ إِلَى إِبْرَاهِیمَ وَ إِسْمَاعِیلَ فَهَا أَنَا ذَا إِبْرَاهِیمُ وَ إِسْمَاعِیلُ

هرکس می‌خواهد ابراهیم و اسماعیل را ببیند بداند که من همان ابراهیم و اسماعیل هستم

أَلَا وَ مَنْ أَرَادَ أَنْ یَنْظُرَ إِلَى مُوسَى وَ یُوشَعَ فَهَا أَنَا ذَا مُوسَى وَ یُوشَعُ

هرکس می‌خواهد موسى و یوشع را ببیند بداند که من همان موسى و یوشع هستم،

أَلَا وَ مَنْ أَرَادَ أَنْ یَنْظُرَ إِلَى عِیسَى وَ شَمْعُونَ فَهَا أَنَا ذَا عِیسَى وَ شَمْعُونُ

هرکس می‌خواهد عیسى و شمعون را ببیند بداند که من همان عیسى و شمعون هستم،

أَلَا وَ مَنْ أَرَادَ أَنْ یَنْظُرَ إِلَى مُحَمَّدٍ وَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ«صَلَوَاتُ‌اللَّهِ‌عَلَیْهِمَا» فَهَا أَنَا ذَا مُحَمَّدٌ وَ أَمِیرُ‌الْمُؤْمِنِینَ»

، ، هرکس می‌خواهد محمّد و امیرالمؤمنینرا ببیند بداند که من همان محمّد و على هستم‏.

بحار الأنوار، ج‏53، ص 9.



[1] - بحار الأنوار، ج‏53، ص 9.

«سَیِّدِی غَیْبَتُکَ نَفَتْ رُقَادِی

اى آقاى من! غیبت تو خواب از دیدگانم ربوده

وَ ضَیَّقَتْ عَلَیَّ مِهَادِی

و بسترم را بر من تنگ ساخته

وَ ابْتَزَّتْ مِنِّی رَاحَةَ فُؤَادِی

و آسایش قلبم را از من سلب نموده است.

سَیِّدِی غَیْبَتُکَ أَوْصَلَتْ مُصَابِی بِفَجَائِعِ الْأَبَدِ

اى آقاى من! غیبت تو اندوه مرا به فجایع ابدى پیوند داده،

وَ فَقْدُ الْوَاحِدِ بَعْدَ الْوَاحِدِ یُفْنِی الْجَمْعَ وَ الْعَدَدَ

و فقدان یکى پس از دیگرى، جمع و شمار را نابود کرده است،

فَمَا أُحِسُّ بِدَمْعَةٍ تَرْقَى مِنْ عَیْنِی

من دیگر احساس نمى‏کنم اشکى را که از دیدگانم بر گریبانم روان است

وَ أَنِینٍ یَفْتُرُ مِنْ صَدْرِی عَنْ دَوَارِجِ الرَّزَایَا وَ سَوَالِفِ الْبَلَایَا

و ناله‏اى را که از مصائب و بلایاى گذشته از سینه‏ام سر مى‏کشد،

إِلَّا مُثِّلَ بِعَیْنِی عَنْ غَوَابِرِ أَعْظَمِهَا وَ أَفْضَعِهَا وَ بَوَاقِی أَشَدِّهَا وَ أَنْکَرِهَا وَ نَوَائِبَ مَخْلُوطَةٍ بِغَضَبِکَ وَ نَوَازِلَ مَعْجُونَةٍ بِسَخَطِک‏»

جز آنچه را که در برابر دیدگانم مجسّم است و از همه‌ی گرفتاری‌ها بزرگ‌تر و جانگدازتر و سخت‏تر و ناآشناتر است، ناملایماتى که با غضب تو در آمیخته و مصائبى که با خشم تو عجین شده است.

(کمال الدین و تمام النعمة، ج 2، ص 353 )

  • دست دادن باخورشیدراحت تره یاشنیدن سکوت؟
  • نشستن تبسم سریعتره یادویدن پرتقال؟
  • خط زدن چرا آسان تره یاپاسخ دادن به آیا؟
  • سلام شب دیدنی تره یا خداحافظی خورشید؟


در احادیث آمده که به هنگام تب , سردرد , عصبیت , دل پیچه و غیرو وضو بگیرید . دلیل آن چه می تواند باشد ؟ 

بررسی‌های انجام شده نشان می‌دهد سجده در نماز بسیاری از بیماری‌ها مثل سردرد ، گرفتگی‌های عضلانی، تورم گردن، خستگی، کم هوشی و بسیاری از بیماریهای جسمی و روحی را از بین می‌برد‌. 

دانش پزشکی امروزه، به اثبات رسانده است که اگر شخصی در حدود 10 شب بخوابد و حدود 5 صبح از خواب بیدار شود (یعنی حدود 7 ساعت خواب) در ساعت حدود 1 بامداد، در بدن او برخی مواد شیمیایی شبه مرفین که به عنوان گروهی اندورفین‌ها و آنگفالین‌ها نامگذاری شده‌اند، ترشح می‌شوند که این مواد اثر مستقیم بر روی قسمتهای مختلف بدن از جمله عضلات اسکلتی دارند و منجر به راحتی و ریلکس شدن عضلات، در طول روز آینده برای فرد می‌شوند . 

5sخلاصه عبارات Seiri ( سازماندهی ), Seition ( نظم و ترتیب ), Shitsuke (انضباط), Seiso (پاکیزه سازی) و Seiketus  (استانداردسازی) می باشد. 5 S نظامی است که در ژاپن بصورت نهادینه مورد استفاده قرار گرفته و نتایج بسیار خوبی را برای واحدهای صنعتی و خدماتی به ارمغان آورده است. نتایجی که معمولاً با استفاده از این روش حاصل می گردد را می توان به اختصار به پیشگیری از حوادث , کاهش وقفه کاری , کنترل عملیات تولید و افزایش بهره وری در محیط کار عنوان نمود. بطور کلی هدف نهایی 5 S پیشگیری از اتلاف است. علیرغم اینکه سیستم 5 S به ظاهر خیلی ساده و قابل فهم است و انجام آن اصول نیز خیلی ساده به نظر می آید ولی عموماً سازمانها و واحدها برای پیاده کردن آن در عمل با مشکلات فراوان روبرو هستند. دلیل این امر را باید در ظاهر ساده آن جستجو کرد. در واقع تحقق 5 S از آن رو دشوار است که مدیران و پرسنل اجرایی از اهداف و ماموریتهای آن بصورت صحیح اطلاع کاملی ندارند. بنابراین اجرای نظام 5 S و تدارک بستر مناسب برای انجام آن تا زمانی که اصول آن به خوبی شناخته نشده کاری بسیار دشوار است. به همین خاطر به منظور آشنایی مختصر مدیران با این روش هر یک از این اصول به اختصار معرفی می گردند.

وازه قرآنی:جحیم

برگردان پیشنهادی:آتش انبوه وفراگیر

پشتیبان های پژوهش:

1- تغییرجای حروف دربرخی واژگان عربی دارای تقریب ونزدیکی معنایی می باشدکه از جرگه ی آنها واژگان حجیم وجحیم می باشد.

2-نگاه کنیدبه مقاله زیر:ازسیدکمال الدین میرمحمدی

جِبْت :فرومایه وپست، بی همه چیزِپست

                                                                               ترجمه فرامرزمیرشکارمبارکه

یکی دیگر از مشاهیر شهرستان مبارکه، عارف و شاعر فرزانه، مرحوم حسین مقدس فانی مبارکه ای است. در تذکره القبور درباره وی چنین نوشته شده است : 

«محمد حسین مقدس فانی مبارکه ای فرزند علی محمد عارف ادیب و صوفی شاعر در 1294 متولد و در شب یکشنبه 14 محرم سال 1353 در مولد خود وفات یافته و در قبرستان آنجا مدفون گردید. خدمت جمعی از عرفا و مشایخ رسیده و بطوریکه در مقدمه دیوان مطبوعش نوشته شده بمقام قطبین رسیده، در زهد و تقوی و شعر و ادب معروفست کتب زیر از اوست : 1- آفتاب عرفان (چاپ شده) 2- خورشید حقیقت مطبوع (چاپ شده) 3- شمس حقیقت 4- نور معرفت و غیره»

در دیباچه دیوان قصاید «خورشید طریقت» مرحوم مقدس فانی مبارکه ای، که در سال 1336 هـ . ش. به چاپ رسیده در شرح حال وی چنین آمده است: 

نیت حج

آقای محمد مهدی سلیمانی ( حافظ کل قرآن  کریم ازشهرستان مبارکه) نقل می کند که در مسابقات قرآن شرکت نمودم بعد از اینکه در سطح شهرستان و استان رتبه اول را آوردم خود را برای مرحله نهایی آماده کردم .در روز اختتامیه معلوم شد که رتبه نخست را بدست آوردم  .شروع کردند به اهدای جوایز که بیشتر سکه ، نیم سکه و ربع سکه بود . وقتی که اسم مرا برای گرفتن جایزه خواندند آیة الکرسی را به نیت حج عمره خواندم تا به جایگاه رسیدم .ناگهان شنیدم که هدیه من حج عمره است . عجیب آن بود که بعد از مراسم،مدیر مسابقات به پدرم گفت : خدا می داند تا آن لحظه نیت چنین هدیه ای نداشتم و یکدفعه به ذهنم آمد که جایزه ایشان زیارت خانه خدا باشد .  

حسام بهرامی ازشاعران معاصرشهرستان ومسئول خانه ادبیات شهرستان مبارکه است .

اشعار زیبای ذیل از اوست:

هر جا که رفتم هی راه و بی راه

عطر تو جاری در نا خودآگاه

بغضی که مانده در حسرت آه

گر تیغ بارد در کوی آن ماه

 گردن نهادیم الحکم لله

دکتر محمد جواد شریعت طالخونچه در ۱۵ دی ماه سال ۱۳۱۵ خورشیدی در شهر اصفهان به دنیا آمد. پدرش روحانی باسواد و مطلعی بود که طالخونچه مبارکه زادگاه دانشمندبزرگ ایرانی صاحب بن عبادمی زیست

"عبّاس "پدر "صاحب بن عباد"ملقب به "عباد" بدان مرتبه از بزرگی و احترام رسیده بود که مردم او را «شیخ امین» می‌گفتند.

ابوالقاسم اسماعیل بن عبّاد فرزند عباس ملقّب به صاحب و مشهور به صاحب بن عبّاد به سال ۳۲۶ ق. درطالخونچه از توابع شهرستان مبارکه دیده به جهان گشود. 
پدر و اجداد صاحب از بزرگان و سرشناسان اصفهان بوده و مرتبه وزارت داشتند. عبّاس پدر صاحب بدان مرتبه از بزرگی و احترام رسیده بود که مردم او را «شیخ امین» می‌گفتند.

مؤلف تذکره القبور، در شرح حال آن مرحوم، چنین نوشته است :

«حاج سید محمد علی مبارکه ای فرزند آقا سید علی امام جمعه فرزند محمد علی بن موسوی عالم فاضل و واعظ کامل از معاریف اهل منبر اصفهان بلکه از مشاهیر خطباء و گویندگان ایران در ۱۷ ذی حجه الحرام ۱۳۱۶ در مبارکه که از قراء لنجان متولد شده در اصفهان و طهران و خراسان نزد اساتید معروف

وقتی زندگی خوب پیش نمی‌رود، این ۸ نکته را به خاطر بیاورید:

۱- درد ،بخشی از رشد کردن است.
۲- همه چیز در زندگی گذرا و موقتی است.
۳- نگران بودن و شکایت کردن چیزی را عوض نمی‌کند.
۴- جای زخم‌های شما نشانه قدرتتان هستند.
۵- هر مشکل کوچک، قدمی رو به جلو است.
۶- منفی بودن دیگران مشکل شما نیست. 
۷- اگر قرار باشد اتفاقی بیفتد، بالاخره خواهد افتاد. 
۸- بهترین کاری که می‌توانید بکنید این است که به راهتان ادامه دهید.

به هم زدی دو لبت را  ولی بدون کلام

و خواندم از لب تو واژه ای شبیه سلام

از آنجا که در مجالس تعزیت و محافل شبیه ماتم و مصیبت حضرت خامس آل عبا علیه الآف التحیة و الثناء اشعاری که فیمابین اشباه اهل بیت مکالمه می‏شد غالبا سُست و غیر مربوط و مهمل و مغلوط بود میرزا تقی خان وی [ تاج الشعرا لویی متخلص به شهاب] را مأمورداشته چنین گفت: که دوازده مجلس از آن وقایع را متضمنا بالبدایع و الصنایع بهاسلوبی که خواص بپسندند وعوام نیز بهره‏مند شوند موزون ساز... شهاب آن اشعار راچنان گریه خیز ساخت و بدان‏گونه غم‏انگیز بپرداخت که اگر دل سامع به سختی حجر موسیاست استماعش را اثری است که در همان عصاست...»
(
تذکره گنج شایگان، چاپ سنگی،تهران، 1317 هـ . ش، میرزا طاهر دیباچه نگار، ص 246
)

·        در شهر شلم شوربا بعضی مسئولین گوشی دستشان است ولی باز هم نمی شنوند

·        در شهر شلم شوربا بعضی  مسئولین دمشان گرم است و بعضی ها بازارشان

·        در شهر شلم شوربا بعضی مسئولین به هم میخورند و بعضی ها با هم.

کلید درهای بسته

می گویند: هرکس نام مادر حضرت موسی (ع) رابرهرقفل بسته ای بخواند آن درباز می شود...نقل است: "آقاسیداحمدکربلایی " وقتی کلیدحجره اش راگم کرد به فکر فرو رفت وپس از اندکی فرمودمگر جده ام  حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها از مادرموسی کمتراست؟ نام حضرتش رابرزبان جاری ساخت وگفت: یافاطمه...وقفل راکشید ودر باز شد.

منبع:هزارویک کلمه /ایت الله حس زاده املی /ج3/ ص44

همیشه دنبال حاجت ودعای حاجت هستیم چقدرغافلیم از معرفت ودعای معرفت!

قالَ اَبُو عَبْدِاللّه‏ِ علیه‏السلام : یا زُرارَةُ! اِنْ اَدْرَکْتَ ذلِکَ الزَّمانَ فَاْلزِمْ هذَا الدُّعآءَ:

اَللّهُمَّ عَرِّفْنى نَفْسَکَ، فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى نَفْسَکَ لَمْ اَعْرِفْ نَبِیَّکَ، اَللّهُمَّ عَرِّفْنى رَسُولَکَ فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى رَسُولَکَ لَمْ اَعْرِفْ، حُجَّتَکَ، اَللّهُمَّ عَرِّفْنى حُجَّتَکَ فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ تُعَرِّفْنى حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَنْ دینى.

امام صادق علیه‏السلام به زُراره فرمود: اگر زمان غیبت را درک کردى، این دعا را همیشه داشته باش: خدایا، خودت را به من بشناسان، چون اگر خودت را به من نشناسانى، پیامبرت را نخواهم شناخت، خدایا رسول خود را به مـن معرّفى کن چون اگر رسول تو را نشناسم، حجّت تو را نخواهم شناخت، خدایا حجّت خود را به من معّرفى کن زیرا اگر حجّت تو را نشناسم از دین خود گمراه شده‏ام.

بحار/ج۵۲/ص ۱۴۶

عاشورای ماشروع شده است، آنگونه که به خاطرانتظارحضرتش برمامی تازندومارا به خاطرغیبتش دروغگومی شمارند...والله که اومی آید ...

قالَ الْحُسَیْنُ بْنُ عَلِىٍّ علیه‏السلام:

لَهُ غَیْبَةٌ یَرْتَدُّ فیها اَقْوامٌ وَیَثْبِتُ فیها اخَرُونَ فَیَوُذُّونَ وَ یُقالُ لَهُمْ: «مَتى هذَا الْوَعْدُ اِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ». اَما اَنَّ الصّابِرَ فى غَیْبَتِةِ عَلَى الاَْذى وَالتَّکْذیبِ بَمِنْزِلَةِ المجاهِدِ بِالسَّیْفِ بَیْنَ یَدَىْ‏رَسُولِ‏اللّه‏ِ صلى‏الله‏علیه‏و‏آله. 

امام حسین علیه‏السلام فرمود: حضرت مهدى داراى غیبتى است که گروهى در آن مرحله مرتد مى شوند و گروهى ثابت قدم مى‏مانند و اظهار خشنودى مى‏کنند. افراد مرتد به آنها مى‏گویند: «این وعده کى خواهد بود اگر شما راستگو هستید؟» ولى کسى که در زمان غیبت در مقابل اذیّت و آزار و تکذیب آنها صبور باشد، مجاهدى است که با شمشیر در کنار رسول خدا صلى‏الله‏علیه‏و‏آله جهاد کرده است.

بحار/ج۵۱/۱۳۳

« بسم الله الرحمن الرحیم »

اوائل روزهای سال ۱۳۸۰ با جمعی از دوستـــان عازم شهر مقدس قـــم شدیم در ایام حضور در قم با محقق بزرگواری آشنا شدیم که در مورد ظهور و نشانه های آن تحقیقات گسترده ای انجام داده بود و با استدلالهای روائی جالب معتقد بود که ظهور بسیار نزدیک است نکات علمی سخنان ایشان، هر شنونده ای را به تفکر وامیداشت و قضیه فراتر از یک ادعای احساسی و بی بنیان بود تا این که در همان ایام توفیق، یارِ جمع دوستان شد و در صبح یک روز بهاری موفق به حضور در بیت علامه حسن زاده آملی (حفظه الله تعالی) شدیم و از نزدیک این دانشمند گرانقدر را زیارت کردیم داستان چگونگی حضور در محضر ایشان و ساعتی که در خدمت معظم له بودیم خود جریانی شیرین و درس آموز است که وقت مستقلی برای بیان میخواهد که در این مقاله مختصر نمی گنجد.

چقدر جوانان آخرالزمان وارونه فکرمی کنند

جوانی پیش پیامبر"ص" آمد وعرض کرد: پیامبر،فقیرم ، چه کنم؟

پیامبرفرمود: برو ازدواج کن...

جوان عرض کرد: پیامبر ،خدمتتان عرض کردم : فقیرم ، ندارم...

پیامبر فرمودند: بلی ... برو ازدواج کن...مگرنمی دانی خداوند، رزق وروزی راهمراه زن قرار داده است؟؟؟

درهنگام گرفتاری  چقدراز وضو ونماز ومسجدغافلیم!!!

امام صادق علیه السلام:

هرگاه گرفتاری سختی برای امیرالمومنین علی علیه السلام پیش می آمدبه نماز پناه میبرد.پس هرگاه گرفتاریی برای شما پیش آمد وضوبگیرید به مسجدبروید ودو رکعت نماز بخوانید وحاجت خود را از خدا بخواهید.


دراحادیث داریم:

۱- صلوات همیشه مستجاب است

۲- خداوند می فرماید: من حیا می کنم که اول وآخر دعایی رامستجاب کنم اما وسط آن را مستجاب نکنم.

  • از کنارهم گذاشتن این دوحدیث نتیجه می گیریم:
  • اول وآخر دعای خودرا صلوات قراردهیم ووسط آن را دعای خودمات تامستجاب شود.

آرد سیب ، رفع خون دماغ ،دفع سمومات .
در این مورد شخصى بنام ابن بکیر نقل مى کند:
رعفت سنه بالمدینة ، فسال اصحابنا ابا عبدالله (ع ) عن شى ء یمسک الرعاف ، فقال : اسقوه سویق التفاح ، فسقونى فانقطع عنى الرعاف
در شهر مدینه مبتلا به خون دماغ شدم ، دوستان من خدمت امام جعفر صادق (ع ) رفتند، و از آن حضرت داروى آنرا خواستند، حضرت فرمود: به او آرد سیب توام با آب بخورانید، به دستورحضرت عمل کردم و خون دماغ قطع شد.. "وسائل ج17ص128"



·        شکست بین دو پیروزی  همانند فضای خالی بین دو پله نردبان لازم است.

 

·        روحی  که به پیشرفت دیگران آفرین می گوید همان روحی است که پیشرفت را شروع کرده است.

تمامی نامهاتوسط فرامرزمیرشکارترکیب وایجادشده است.

 

تازگی ودلنوازی وپرمحتوایی ملاک ساخت نامهای ترکیبی جدید بوده است.

 

محمدآرین:محمد(ستوده)+آرین : سفید پوست آریائی

 

محمداوژن:محمد(ستوده)+اوژن : شکست دهنده ، دشمن برانداز


تشنه بودن امام حسین یک طرف اما حدیث عطشانی امام حسین آتشی است برجگرعالم. عطشانی حسین آنگاه نهایت معنای خود راباز می یابد که حسین را درگودال قتلگاه  درحالیکه زخم ازستاره برتنش افزون دیدی باشی ،

هرکه اهل نگاه است اهل گناه است.

هرکه عمل ندارد امل ندارد.

هرکه غرق لذت است غرق ذلت است.

->