مقالات وتحقیقات :: فرامرز میرشکار مبارکه

فرامرز میرشکار مبارکه

نویسنده،شاعر،مدرس تفسیرقرآن کریم،کارشناس ارشدمدیریت اموزشی

فرامرز میرشکار مبارکه

نویسنده،شاعر،مدرس تفسیرقرآن کریم،کارشناس ارشدمدیریت اموزشی

۷۰ مطلب با موضوع «نوشته های من :: مقالات وتحقیقات» ثبت شده است

 طبق نظر امام خمینی (ره)  در بین نمازهای مستحبی، «نماز جعفر طیار» برترین نماز است و حکم کیمیا را دارد. پیامبر (صلی الله و علیه و آله)  به جعفر طیار مأموریتی داد که سیزده سال طول کشید. همۀ مسلمانانِ قاره آفریقا، مدیون جعفر بن ابی‏طالب هستند. وقتی او برگشت، پیامبر (صلی الله و علیه و آله)  فرمود: باید از او استقبال رسمی شود. او و همسرش اَسماء بنت عمیس، سه پسری که خدا به آن‏ها داده بود وارد شدند. مردم فکر می‌کردند پیغمبر (صلی الله و علیه و آله)  جایزۀ گران‏بهایی به آو بدهد، چراکه او ‌پادشاه حبشه را مسلمان کرده بود، جمعی از کشیش‌ها  به دست او مسلمان شده بودند و خدمات فراوانی انجام داده بود؛ اما پیامبر (صلی الله و علیه و آله)  نمازی به او هدیه داد که تا دنیا دنیاست، هر کس این نماز را می‌خواند، بهره‌ای به جعفر بن ابی‏طالب هم می‌رسد. این نماز، دو تا دو رکعتی است. بعد از تکبیرةالاحرام  و سورۀ حمد، پانزده بار تسبیحات اربعه می‌گوییم. سپس به رکوع می‌رویم. بعد از ذکر رکوع ده بار تسبیحات اربعه می‏گوییم. از رکوع برمی‌خیزیم و ده بار همان ذکر را می‏گوییم. ده بار در سجده، ده بار هنگام نشستن، ده بار در سجده دوم و ده بار در نشستن دوم این ذکر را می‏گوییم. بنابراین، در هر رکعت، 75 بار ذکر تسبیحات اربعه تکرار می‏شود.

روایت شده: نماز جعفر طیار دوازده هزار حسنه دارد، چراکه سیصد بار ذکر تسبیحات اربعه در آن آمده است. تسبیحات اربعه نیز دارای چهار فراز است. پس جمع ثواب‏ها 1200 می‏شود. از آن‏جایی که هر کار خوب ده حسنه برایش نوشته می‏شود، خواندن نماز جعفر طیار، دوازده هزار ثواب دارد.

آنچه به نام آرامگاه کورش خوانده می شود چیزی است که تا سال 1811میلادی بعنوان مقبره مادرسلیمان بوده است.نام مقبره یا قبر مادرسلیمان، نام مشهوری است که از دیرباز و دستکم از زمان ابن‌بلخی در سده پنجم هجری تا زمان جوزپه باربارو (سیاح ونیزی) و جان استرویس و دوبروین به ترتیب در سده‌های پانزدهم و هفدهم و هجدهم میلادی تا به دوره قاجاری و تا به امروز به این بنا اطلاق می‌شده و در حکم زیارتگاهی ویژه زنان بوده که مردان حق داخل شدن به آنرا نداشته‌اند.اما با توجه به کشته شدن کورش در فاصله‌ای دور و در حین حمله به سرزمین ماساژت‌ها، در هر صورت امکان دفن او در این محل یا هر محل دیگری در این منطقه بعید و ناممکن به نظر می‌رسد.

نخستین کسی که نظریه آرامگاه کورش برای این بنا را اظهار داشت، جیمز موریه بود که دو بار در سال‌های 1808 و 1811 میلادی بدانجا سفر کرده بود.  موریه بعدها از این نظر خود پشیمان شد و آرامگاه کورش و پاسارگاد را جایی در اطراف فسا گمان داد

♥ سر : سر نمایانگر ماست . چیزی که به جهان نشان می دهیم و معمولا به وسیله  آن شناخته می شویم . اگر در ناحیه ی "سر" اشکالی وجود دارد ، به این معناست که احساس می کنیم در وجود ما نقصی بزرگ هست .

♥ مو : نمایانگر نیروست . هر وقت فرد در فشار و ترس باشد ، اغلب نوارهای فولادی را می آفریند که از عضلات شانه ها شروع شده و به فرق سر می رسد ، یا حتی به صورت حلقه های کبود دور چشم ، خود را به نمایش می گذارد . زمانی که در فرق سر ، فشار جدیدی وجود داشته باشد ، ممکن است آنقدر ریشه مو را در تنگنا قرار دهد که قادر به نفس کشیدن نبوده و بمیرد که نتیجه آن ریزش مو خواهد بود . ادامه این وضعیت به تاسی سر منجر می شود! 

♥ گوش ها : نمایانگر گنجایش شنیدن هستند . اگر درد گوش و یا بیماری های مرتبط با گوش را تجربه می کنید علامت این است که در جریانی قرار دارید که نمیخواهید بشنوید! گوش درد نشانه خشم از شنیدن است . شاید علت اینکه کودکان معمولاً درد گوش را بیشتر تجربه می کنند این باشد که کودکان امکان و یا توانایی نشان دادن خشم خود از قوانین موجود را ندارند ، لذا ضعف کودک برای عوض کردن امور در گوش او درد را می آفریند! کری نشان دهنده این است که فرد برای مدت های طولانی گوش دادن به کسی را نپذیرفته است! تحقیقات نشان می دهد افرادی که نقص شنوایی دارند در کنار همسرانی با مشغله فراوان و یا با کلامی آزار دهنده مدت مدیدی زندگی مشترک را تجربه کرده اند! 

 پوزیتیویسم، از POSITIVE به معنای  مثبت،و اثبات گرایی می‌باشد. واصطلاحی فلسفی است که بر اساس آن، تنها روش معتبر تحقیق و شناخت، روش علمی تجربی دانسته می‌شود. 
  اولین بار در تاریخ علوم، این اصطلاح را آگوست کنت فیلسوف و جامعه شناسی فرانسوی به کار برد.

آگوست کنت برای فکر شر 3 مرحله قایل بود:
نخست: مرحله الهی که علل پیدایش و وقوع حوادث به علل ماورایی و الهی نسبت داده می‌شود ؛
دوم: مرحله فلسفی که علت حوادث را در جوهر نامرئی و طبیعت اشیا مثل نیروهای مشاهده ناپذیر مادی و ذرات نادیدنی نهفته می دانست؛
سوم: مرحله علمی که به جای جستجو از چرایی پدیده‌ها به چگونگی پیدایش پدیده‌ها و روابط آنها با یکدیگر می‌پردازد؛ مرحله سوم را همان مرحله اثباتی و تحقیقی می‌دانست.

پوزیتیویسم، به سطح عالم و ظاهر عالم می پردازد وکاری به غیب وباطن عالم ندارد وبه نوعی در نحوه شناخت هستی تنها متکی به تجربه بشریست ونقش خداوند را در پرورش عالم منکر می گردد.به نوعی می توان پوزیتیویسم را نوعی کفرعلمی که منکر دریافت حقایق از طریق وحی ورسالت می باشد تعبیرکرد.

 آیت‌الله محمد ناصری  با اشاره به رساله حقوق امام سجاد اظهار کرد: فرزندان در روز قیامت می‌توانند برای اسم خود والدین را مورد مؤاخذه قرار دهند.

وی ضمن تأکید بر لزوم انتخاب اسم نیکو برای فرزندان از سوی والدین تصریح کرد: اسم بر روی مسمی اثر می‌گذارد و به همین علت است که توصیه می‌شود از اسماء ائمه معصومین که از آسمان نازل شده است برای فرزندان استفاده شود و اینکه عده‌ای برای حل مشکلات و معضلات خود اقدام به تغییر نام خود می‌کنند هیچ سندیتی در روایات اسلامی ندارد.

استاد اخلاق و عرفان حوزه علمیه اصفهان در ادامه افزود: کسانی که مروج تغییر اسم برای حل معضلات و مشکلات هستند به دنبال کسب منفعت و درآمد هستند و این مسائل هیچ ریشه‌ای در اسلام ندارد ضمن اینکه معمولا این افراد توصیه به تغییر اسامی اشخاصی می‌کنند که نام آنها از اسماء ائمه می‌باشد.

وی بیان کرد: حقوق در خانواده یک طرفه نیست بلکه اولاد هم حقوقی برگردن والدین دارند که اولین این حقوق نامگذاری است و وظیفه والدین است که نامی نیکو برای فرزندان خود انتخاب کنند و این نامگذاری قطعا بر زندگی آنها تأثیرگذار است.

نکته ای که دراینجا در مورد کلمه ی «مساوق» قابل ذکر است این است که در شیء مساوی جهت تشابه یک شیء با شیء دیگر مطرح است . مثلاً می گوییم این شیء با فلان شیء دیگر در سه جهت با هم برابری دارند اما در دو شیء مساوق اصلاً جهت تشابه مطرح نیست بلکه این دو شیء آنچنان ارتباط وجودی و اتحاد عینی دارند که گویا دو چیز نیستند ، بلکه  یک حقیقت اند . به تعبیر دیگر دو شیء مساوی ، دو شیء جدای در عرض هم هستند که از یک مبدأ بر می خیزند ولی در منتها از هم جدا می شوند اما دو شیء مساوق با یکدیگر از یک مبدأ بر می خیزند و در بین راه اگرچه دو حقیقت پنداشته می شوند اما در منتها به یک نقطه ختم می شوند .

در مقام تشبیه معقول به محسوس می توانیم دو شیء متساوی را به دو لوله ی تفنگ تشبیه کنیم و دو شیء مساوق را به نور دو چشم . بدین بیان که دو تیری که از دو لوله تفنگ بیرون می آیند اگر چه از مبدأ واحد بر می خیزند اما در دو نقطه ی جدا از یکدیگر منتهی می شوند ، این معنای مساوات است ، اما نوری که از اشیاء به دو چشم ما اصابت می کند و در نهایت بواسطه ی قوه ی باصره رؤیت اشیاء می شود اگر چه در بین راه از دو کانال چشم ما وارد می شود و پنداشته می شود که دو نور است اما منتهای این نور که از مبدأ واحدی نیز سرچشمه گرفته است ، یک حقیقت است و لذا قوه ی باصره اگرچه از دو چشم برخوردار است اما این دو چشم باعث نمی شود که یک شیء خارجی را دو تا ببیند بلکه آن را به همان واقعیت خارجی خود مشاهده می کند و این معنای مساوق است .

شرح رساله ی رابطه علم با دین ص 54

علوم عقلی(aghli.blog.ir)

احساس درد حس ناخوشایندی است که حتی بعضی مواقع باعث مختل شدن فعالیت های طبیعی و روزانه فرد می شود.

احساس درد نشانه بیماری و اختلال در عملکرد سیستم های داخلی بدن است.

بعضی از مواد غذایی را که برای تسکین دردهای مختلف به کار می رود عبارتند از:

 

گرفتگی عضله پا- آب گوجه فرنگی: 

نتایج تحقیقات نشان می دهد از هر ۵ نفر حداقل یک نفر به طور دائم دچار گرفتگی عضله پا می شود. علت این ناراحتی کمبود پتاسیم و کلسیم است. با مصرف روزی حدود یک پیمانه آب گوجه فرنگی که سرشار از پتاسیم است، خطر بروز گرفتگی های دردناک عضله در عرض ۱۰ روز کاهش می یابد.

زمینه سازی درست انجام دادن کارهای خوب در کودک

کودک باید به گونه ای تربیت شود که کار خوب، به آسانی از او سر بزند و نه اینکه با اکراه به آن تن در دهد.

تأثیر جدی بودن شما، در تربیت کودک

هنگام برخورد با کودکان و بازگویی حقیقت ها به آنها به گونه ای رفتار کنید که گویا انتظار دارید به سخنان شما عمل شود؛ زیرا کودکان از اطمینانی که در سخن، لحن صدا و کارهای شما وجود دارد، اثر می پذیرند.

امام صادق علیه السلام به «اُمّ اسحاق» که پسر خود را شیر مى داد، فرمود: 

اى اُمّ اسحاق! تنها از یک پستان او را شیرنده، بلکه از هر دو به وى را شیر بده،

زیرا در یکى از آنها خوراک و در دیگرى نوشیدنى نهفته است.

وسائل الشیعة ، ج 15، ص 176 .

پیامبر خدا صلى الله علیه و آله : 
 أهلُ فارِسَ هُم وُلْدُ إسحاقَ .
ایرانیان، فرزندان اسحاق هستند.
پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :
 فارِسُ عُصبَتُنا أهلَ البیتِ ؛ لأنَّ إسماعیلَ عَمُّ وُلْدِ إسحاقَ، و إسحاقَ عَمُّ وُلْدِ إسماعیلَ .
 ایرانیان خویشاوند ما هستند؛ زیرا که اسماعیل عموى فرزندان اسحاق است و اسحاق عموى فرزندان اسماعیل.
میزان الحکمه،جلد نهم.

امام پرهیزکاران على‏ علیه السلام مى ‏فرماید: "بنده خدا به‏ نعمتى دست نمى‏ یابد، مگر آن که نعمت دیگرى را از کف نهد."

نهج البلاغه، کلمات قصار، 19.

عقل-ویژگی های عاقل
حجم: 30.3 کیلوبایت
توضیحات: word

عقل-ویژگی های عاقل
حجم: 324 کیلوبایت
توضیحات: pdf


جهان دیگر- مرگ شروع قیامت است.
حجم: 33 کیلوبایت
توضیحات: word

جهان دیگر- مرگ شروع قیامت است
حجم: 315 کیلوبایت
توضیحات: pdf


نماز صبح

وقت فضیلت نماز صبح: وقت فضیلت نماز صبح از اذان صبح تا بیست و یک دقیقه بعد از اذان صبح ادامه دارد.

نماز ظهر

وقت اختصاصی نماز ظهر: از اول اذان ظهر به مقدار یک نماز چهار رکعتی برای غیر مسافر و یک نماز دو رکعتی برای مسافر، وقت اختصاصی نماز ظهر می باشد. در این زمان خواندن نماز عصر جایز نیست.

وقت فضیلت نماز ظهر: وقت فضیلت نماز ظهر از اذان ظهر تا یک ساعت و چهل دقیقه بعد از اذان ظهر ادامه دارد.

نماز عصر

وقت اختصاصی نماز عصر: در آخر وقت نماز عصر، نزدیک به مغرب، به مقدار خواندن یک نماز چهار رکعتی برای غیر مسافر و یک نماز دو رکعتی برای مسافر، وقت اخصاصی نماز عصر می باشد. در این زمان خواندن نماز ظهر جایز نیست.

وقت فضیلت نماز عصر: وقت فضیلت نماز عصر دو ساعت و پنجاه دقیقه بعد از اذان ظهر شروع می شود و تا چهل و دو دقیقه ادامه دارد.

نماز مغرب

وقت اختصاصی نماز مغرب: از اول وقت مغرب به مقدار خواندن یک نماز سه رکعتی، وقت اختصاصی نماز مغرب است. خواندن نماز عشاء در این زمان مخصوص جایز نیست.

وقت فضیلت نماز مغرب: وقت فضیلت نماز مغرب از اذان مغرب تا پنجاه و یک دقیقه ادامه دارد.

نماز عشا

وقت اختصاصی نماز عشا: به اندازه خواندن یک نماز چهار رکعتی برای غیر مسافر و یک نماز دو رکعتی برای مسافر در آخر وقت نماز عشا(نصف شب)، وقت اختصاصی نماز عشا است.[2]

وقت فضیلت نماز عشا: وقت فضیلت نماز عشا، پنجاه و یک دقیقه بعد از اذان مغرب شروع می شود و تا سه ساعت و ده دقیقه ادامه دارد.

وی از بزرگان نامی دنیا و افتخارات منطقه دیلمان است و نام پدرش اسیدای دیلمی که احتمالا از متدینین به دین نصاری بوده و در حدود600 سال قبل از اسلام می زیسته است. یوحنای دیلمی از شاگردان عیسی بن مریم علیه السلام و از حواریون آن حضرت بوده و کسی است که یکی از اناجیل نصاری به او منسوب است. و او کسی است که ذکر پیامبر خاتم محمد مصطفی صلی الله علیه و آله و سلّم واهل بیتش علیهم السلام نزد وی بوده و امت عیسی را بشارت به آمدن خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله و سلّم می داده است. محبوب ترین مردم نزد حضرت عیسی علیه السلام بود و امام هشتم علیه السلام از وی در آن مناظره ای که با جاثلیق نصرانی در مجلس مامون عباسی داشتند تعبیر به(عدل مقدم) می کند یعنی عادلی که نزدیک ترین مردم به عیسی علیه السلام بوده است. این روایت در کتاب عیون اخبارالرضا ذکر شده است و ما عین عبارت آن را ذکر می کنیم:

یادداشت

به قلم : فرامرزمیرشکارمبارکه

1-دولت براساس آمارهادر رشدنقدینگی موفق و توانسته  میزان رشد آن را نصف کند.اما آمار درصدی باتوجه به اینکه ماهیانه ده هزارمیلیارد افزایش نقدینگی وجود دارد برپایه یک پایه ی شاخص وغیرمتغیر اندازه گیری نمی شود.یعنی اینکه دولت درعین کاهش درصد رشدنسبت به قبل ، به افزایش درصدرشد نسبت به کل  اقدام و درهمان حال به کل  نقدینگی کشور  300هزار میلیاردتومان اضافه کرده که اگر دولت آقای روحانی با همین وضعیت پیش برود در پایان دوره چهارساله نقدینگی کشور را به دوبرابر افزایش خواهد داد.

2- علی رغم کاهش رقم رشد نقدینگی  از 29 درصد اواخرسال 92 به نزدیک 15 درصد بازهم ماهیانه ده هزار میلیارد تومان به نقدینگی کشور درحال اضافه شدن است که به نظر می رسد تا پایان سال 94 به بیش از نهصدهزارمیلیاردتومان برسد.لذا هنوز هم بزرگترین مشکل اقتصادی کشور رشد نقدینگی است.

شنیدن  وبازگو کردن سخنان دیگران تازمانیکه انسان را به اندیشه ونقد سخنان دیگران نرساند ارزش چندانی درشکل گیری ونهادینه شدن افکار واندیشه ها ندارد.انسان باید از قدرت تجزیه وترکیب وارزیابی علمی برخودار باشد وگرنه هرکسی با نشان دادن وجهی درست از یک مطلب ، مارا از وجوه دیگر آن مطلب غافل سازد ویا با بیان فرعیاتی از توجه به یک کلیاتی بازدارد لذا افراد اندیشمند درکنار مطالعاتی که می کنند ویا درکنارسخنانی که می شنوند باید محصولی از اندیشه نیز درقبال ان ارائه دهند .درهمین راستایک بار امام خمینی رحمه الله علیه  از استادشان مرحوم آیت الله شاه آبادى نقل می کردند که تقریرات درس را کسى آورده بود خدمت ایشان. فرموده بودند که این ها همه مطالب من است، پس مطالب خودت کو؟! تو چه نوشته اى؟ و اگر مطلبى از خودت نداشتى لااقل در این زیر، بد و بیراهى می گفتى تا خودت را آنجا نشان بدهى!1

«در مقام بحث، فکرتان را آزاد نگه دارید و نگویید استاد گفته است; استاد گفته باشد; خودتان نیز فکرتان را به کار بیندازید»2

یادر جایی دیگر یکی از شاگردانشان می فرمودند:زمانی امام درس «مکاسب » می گفتند، من تعدای کتاب به خدمتشان بردم و عرض کردم: «اینها راهم ملاحظه بفرمایید .» ایشان فرمودند: «همه را ببرید، من باید خودم فکر کنم . کسی که این همه کتاب را نگاه کند، برای فکر کردن خودش دیگر مجالی نمی ماند» 3

فرامرزمیرشکارمبارکه-25 مرداد94


1.2.سرگذشت‌هاى ویژه از زندگى حضرت امام خمینى، ج 5، ص 137. )

3امیررضا ستوده ، پا به پای آفتاب، ج 4، ص 29 .



خیلی از ما اسیر این فکرهاییم که با پول چه چیزهایی را می‌توانیم بخریم

و یادمان می‌رود به خودمان گوشزد کنیم که با پول چه چیزهایی را نمی‌توانیم بخریم.

فیلم Click را دیده‌اید؟

 در این فیلم شخصیت اصلی داستان یک ریموت کنترل در دستان خود دارد که می‌تواند لحظات زندگی‌اش را با آن جلو بزند و رد کند. آخر کار همه زندگی‌اش را جلو زد و اصلاً از آن خوشحال نبود. آنوقت فهمید تنها چیزی که همه انسان‌ها دارند لحظه اکنون است و اگر بخواهید آن لحظه را رد کنید، کل زندگی‌تان را نابود خواهید کرد. 

«لَوْلَا تَسْتَغْفِرُونَ اللَّهَ لَعَلَّکُمْ تُرْحَمُونَ »؛ 

«چرا از خدا آمرزش نمى‏خواهید؟ چه بساامیداست مورد رحمت قرار گیرید».

نمل: 46.


رسول‌خدا (صلی الله علیه وآله) فرمود: 

«هر که استغفار کند، خدا براى او از هر غمى گشایش‏ و از هر تنگنایى مفرى پدید آرد و او را از جایى که انتظار ندارد روزى دهد». 

ابوالقاسم پاینده، نهج‌الفصاحه، ص 755.

در زمان حاکمیت جورج دبلیو بوش کمیسیونی به ریاست وی و شرکت کارشناسان خبره سازمان CIA ، برای شناسایی حضرت صاحب‌الزمان(ع) و فرهنگ مهدوی جاری میان شیعیان تأسیس و راه‌اندازی شد.

مستندات زیادی وجود دارد که اثبات می‌کند مأموران امنیتی و نظامی آمریکایی و انگلیسی در پوشش‌های مختلف، طی یکی دو دهة اخیر در پی شناسایی جریان فرهنگ مهدوی، فعالان این حوزه و کسب اخبار احتمالی از محل استقرار، زندگی و آمد و شد حضرت مهدی صاحب‌الزمان(ع) بوده‌اند. دستگیری برخی چوپانان بینوای عراقی از میان صحاری، بازجویی ویژه از برخی دستگیرشدگان مانند بازجویی از مرحوم شیخ راغب حرب، گزارش‌های مستند تهیه شده توسط برخی خبرنگاران از مسجد مقدس جمکران و برخی مؤسسات فرهنگی مهدوی تنها نمونه‌هایی از این ماجرای دور و دراز است.

تیموتی فرنیش به اعتراف خودش در وبلاگ رسمی اش عضو ارشد بخشی از ارتش ایالات متحده است که مسئول جمع‌آوری اطلاعات تاکتیکی و عملیاتی استراتژیک دقیق و مرتبط در سطح فرماندهان ارتش آمریکا به شمار می آید. پست دوم او در ارتش ، جانشین کشیش یا chaplain candidate است. وی پیش از این در کتابی با عنوان "مقدس‌ترین جنگ‌ها" از مهدی‌های اسلامی، جهاد و اسامه بن لادن سخن به میان آورده بود. مصاحبه‌های او را در برخی سایت‌های اینترنتی می‌توان مطالعه کرد.

 

به این ترتیب می توان به عینه مشاهده کرد که باور دشمنان قسم خورده حضرت حجت(ع) به حضور ایشان ، بسیار بیش از برخی ما شیعیان است که خود را منتظر حضرت به شمار می آوریم . اما قیام مهدی صاحب الزمان در آینده ای نزدیک ، حقیقتی انکار ناپذیر است که امروز تمامی هیمنه و شاکله امپراتوری جهانی صهیونیسم را با همه قدرت و قوا ، به لرزه درآورده و در مقابل مایه تسکین و آرامش دل مستضعفان و آزادیخواهان دنیا گردیده است. چراکه این وعده الهی است ، حتی اگر سراسر سپاه کفر و شرک آن را برنتابند و همه کید و مکر و نیرنگ خویش را برای جلوگیری از آن ظهور و قیام مقدس به کار گیرند.

عضو حزب آزادی هلند (حزب ضداسلامی) (آرنود وان دورن، آرنود فاندور) می‌گوید: پس از آنکه اسلام آورد این نخستین تجربه او در ماه رمضان است، اتفاقی که در واقع برای او مانند کشف یک دنیای جدید در زندگی است.

وان دورن ۴۷ ساله بعد از آنکه شهادتین را به زبان عربی تلاوت کرد، درماه گذشته از طریق توییتر مسلمان شدن خود را آشکارا اعلام نمود. وی امسال برای نخستین بار ماه رمضان را در عمرش تجربه می کند.

اسلام آوردن این سیاستمدار هلندی جنجال تبلیغاتی گسترده ای را در داخل و خارج کشور برانگیخت و کسانی که در اسلام او تردید داشته یا از اقدام او حمایت می کردند با هم به بحث و گفتگو پرداختند. بخصوص اینکه وی زمانی که در حزب آزادی بود با اسلام میانه خوبی نداشت و به تبعیت از حزبش با مسلمانان به شدت مخالفت می کرد.

ببینید جناب محیی الدین بن عربی پدر عرفان اسلامی چگونه به حضرت زهرا( س) سلام وعرض ارادت می نماید
 واقعا یک دایرة المعارف فاطمه شناسی است:

برای موفقیت در هر کاری این ۸ راز را بدانید

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

چرا مردم موفق می شوند؟ آیا باهوش بودن یا خوش شانس بودن دلیل موفقیت این افراد است؟ “ریچارد سنت جان” هیچ یک از این دو عامل را دلیل موفقیت نمی داند. در حقیقت این سخنران، موفقیت را در زمان انجام کاری که به آن عشق می ورزید، به دست آورده است. او بیش از یک دهه از عمرش را به مطالعه، بررسی و تحلیل داستان های موفقیت افراد مختلف گذرانده است. حاصل فعالیت های گسترده او در هشت کلمه جادویی، سه دقیقه شگفت انگیز و یک کتاب موفق خلاصه می شود.

13920212124953542463463

 

۸ اصل در انجام کارهای فرهنگی از زبان حجت‌الاسلام قرائتی

۱- دوری از اسراف و هزینه‌های بی‌جا
یکبار یکی از مهره‌های درشت شهرداری تهران آمد ستاد نماز گفت: آقا من می‌خواهم کار فرهنگی، اجتماعی کنم بودجه‌ی سنگینی هم برایش در نظر گرفتیم. آمدم با شما مشورت کنم. گفت: می‌خواهیم در یکی از پارک‌های بزرگ تهران مثل پارک لاله صد تا مجسمه درست کنیم با سنگ مرمر با یک پیشنماز که اینها دارند قنوت می خوانند. یک خرده می‌رویم عقب تر صد نفر در حال رکوع هستند. همه سنگ مرمری! دوباره صد تا سنگ تراش، صد تا سنگ مرمر درست کنند، یعنی صد تا مجسمه که در حال سجده هستند. تا حالا آدم دیدید از راه سنگ مرمر به سمت خدا برود؟ اصلاً پارک جای نماز نیست، پارک جای استراحت است. خسته شده می‌خواهد بنشیند یک خرده استراحت کند. خانه‌اش حیاط ندارد، پارک جای تفریح است. حالا برای اینکه یک کار فرهنگی هم بکنید یک نمازخانه‌ای هم کنارش بسازید، اما نماز با سنگ مرمر چند صد میلیون این سنگ تراش می‌خواهد از تو بگیرد و این شیره را سر تو بمالد. هم غلط است و هم اگر این کار را کنید من در تلویزیون آبروی شما را می‌ریزم. آخر یعنی چه؟ من نمی‌دانم چه کسی بود در شهرداری آمد و رفت!
گاهی یک آدم‌هایی می‌آیند به عنوان طراح، می‌دانید چقدر پول خرج می‌شود! این پولی که خرج مجسمه نماز بکنیم مسجد بسازیم خود مردم مسجد می‌روند. ما هنوز شهرک‌هایی داریم، نمازخانه ندارد. مسجد ندارد. مدرسه‌هایی داریم، نمازخانه ندارد. تو با سنگ مرمر در پارک لاله… اصلاً آن کسی که پارک لاله می‌آید، به قصد نماز نمی‌آید. به قصد تخمه شکستن و بستنی خوردن می‌آید. آن وقتی به قصد بستنی می‌آید تو می‌خواهی نماز تبلیغ کنی، این ضد تبلیغ است.
داماد وقتی می‌آید، عروس وقتی می‌آید نزد داماد بنشیند به قصد این می‌آید که با هم خوش و بش کنند. یک داماد رفت کنار عروس نشست و گفت: عروس خانم، توحید یعنی چه؟ نبوت یعنی چه؟ عروس بلند شد رفت. گفت: نفهمیدم شب اول عروسی‌مان است یا شب اول قبرمان!(خنده حضار)
آن کسی که در پارک می‌آید او آمده استراحت کند. نمازهایی هم که ما گفتیم در پارک خوب است، به شرطی که هشت دقیقه باشد مزاحم تفریح مردم نشود. مردم آمدند تفریح کنند. یک نماز بخوانید که تفریحتان بی‌نماز نشود که چون رفتید تفریح کنید نمازتان قضا شد. همان‌جا یک مسجدی، جایی باشد یک ده دقیقه کسی نماز بخواند. نه اینکه آنجا زیارت عاشورا و دیگ بار بگذارید و منبر و شله زرد و… حسینیه که نیست، پارک است. پارچه‌ عمامه غیر از پارچه‌ کت و شلواری است. ما گاهی قاطی می‌کنیم. یکی اینکه باید کارهای ارزان باشد نه سنگ مرمر، دوم باید ماندگار باشد.
زشت است شاه عباس روز قیامت یقه‌ی شما را بگیرد. شاه عباس یقه‌ی شما را در شهرداری می‌گیرد. می‌گوید: شما بودجه داشتید چهارصد سال بعد از من. بلوار هم داشتید، اتوبان هم داشتید، قطار هم داشتید. کار فرهنگی را من کردم، برای زوارهای امام حسین یک کاروانسرا ساختم. هنوز کاروانسرای شاه عباسی هست.
۲- انجام کارهای ماندگار و پایدار
شما کار فرهنگی می‌کنید، ماه دیگر خراب می‌شود، نه دو سال دیگر خراب می‌شود. یک کار فرهنگی کنید ماندگار، نه یکبار مصرف، دو سال مصرف، ده سال مصرف. ماندگار باشد. پس ۱- ارزان ۲- ماندگار ۳- منافعش به درد همه بخورد. ما یکوقت یک زمین والیبال درست می‌کنیم، ده تا بچه می‌توانند در آن بازی کنند. خسته شدند ده تا دیگر. یک وقت یک زمینی درست می کنیم که فقط دو نفر در آن بازی می‌کنند. تنیس!؟ اسمش تنیس است؟ مثلاً یک زمین فقط دو نفر در آن بازی می کنند. خوب این همه پول برای دو نفر خرج کنیم.شما یک لامپ داشته باشی می‌توانی در یک فلکه بزنی که هزار تا آدم از آنجا رد می‌شود. می‌توانی در یک کوچه‌ی بن بست بزنی که سه تا خانه در آن است. تو که لامپ داری در فلکه بزن، چرا در کوچه‌ی بن بست می‌زنی؟ اگر بناست یک پولی خرج ورزش کنیم، خرج ورزشی کنیم که افراد زیادتری از آن استفاده کنند. یعنی چند منظوره باشد. از خدا مهندسی را یاد بگیرید.
خدا یک شکاف در صورت گذاشته به نام لب. گفته: قدر لبت را داشته باش. «وَ لِساناً وَ شَفَتَیْنِ» (بلد/۹) «شفتین» یعنی یک جفت لب به تو دادیم. بعد هم می‌گوید: در لب تدبر کن.ما گفتیم: لب که تدبر ندارد، خوب این است دیگر. این تدبر نمی‌خواهد، همین است که هست! گفته تدبر کن، همه‌ی مسؤولین شهرداری و آموزش و پرورش و دانشگاه و همه‌ی مهندسین باید بیایند شاگرد لب شوند. چطور؟ خدا با این شکاف چه کرده است؟
۱- نوزاد که هست سینه‌ مادر را می‌مکد. سلامتی و وجودش به خاطر این لب است که می‌مکد.
۲- بزرگتر می‌شود حرف می‌زند. با همین لب اکسیژن می‌گیرد، با همین لب کربن پس می‌دهد. با همین لب می‌بوسد. با همین لب سوت می‌کشد. با همین لب فوت می‌کند.
حالا اگر دست کارشناس‌ها می‌دادند. یک سالن اینجا درست می‌کردند نمازخانه، اینجا آمفی تئاتر، اینجا قرائت خانه، بیایید یک کار چند منظوره کنید. یعنی یک چیزی درست کنید هم بشود در آن خندید. هم بشود در آن گریه کرد، هم بشود در آن ورزش کرد. طراحی را از خدا یاد بگیرید، لب را قرار داده، یک انگشت شصت قرار داده، هفت، هشت، ده تا وزارتخانه را در این گذاشته است. هفت، هشت، ده تا وزارتخانه در این. بگذارید کنار وزارت کار تعطیل می‌شود. نه بیل، نه پیچ گَشتی، نه اره، نه سوزن نخ، دکمه‌ی یقه‌ات را نمی‌توانی ببندی. وزارت آموزش و پرورش، نمی‌توانی قلم دست بگیری. وزارت بهداشت تعطیل می‌شود، آمپول نمی‌شود زد با این چهار تا. از خدا یاد بگیرید.
اگر بنا است یک پولی خرج کنید با این پول چقدر می‌شود کار کرد؟ می‌شود پوستر چاپ کرد که فردا پاره شود. می‌شود با سنگ مثلاً در ترمینال، چه می‌گویند… پایانه، در پایانه‌ها یک تابلو بزنیم، اخلاق مسافر. یک، دو، سه، با سنگ‌ نه با کاشی. چون کاشی‌ها برف می‌آید و یخ ببندد پایین می‌افتد. با سنگ مثل سنگ قبری که می‌تراشند با سنگ حکاکی کنند آداب سفر، اخلاق سفر، راننده‌ی خوب کیست؟ یک پوستری نباشد که فردا پاره کنند. یک کاری کنیم ماندگار باشد. یک کاری کنیم عقلی باشد. یک کاری کنیم خداپسند باشد. یک کاری کنیم حیا آور باشد، نه بی‌حیایی. اینها خیلی مهم است.
۳- نقش نهضت سوادآموزی در تغییر فرهنگ جامعه
حالا چون ماه دی هم هست و هفت دی روز نهضت سواد آموزی است، خدا امام را رحمت کند. ما مفتخر هستیم که خدا عمرمان را در نهضت صرف کرد. بالاخره ۵۰ درصد مردم بی‌سواد بودند، امروز ۱۰، ۱۵ درصد از مردم بی‌سواد هستند. ما سه چهار میلیون بی‌سواد الحمدلله بیشتر نداریم.
زمان شاه کار فرهنگی می‌کردند ما هم کار فرهنگی می‌کنیم. فرقش را ببینید. می‌خواستند بگویند: دو تا لام داریم. لام بزرگ، لام کوچک، زمان طاغوت می‌گفتند: سارا بازار رفت و با پول، لام بزرگ، لباس خرید. لام کوچک! آنوقت در عکس، سارا خانم یک خانمی بود تا بالای زانویش باز بود. دست دختری را گرفته بود او هم بی‌حجاب، خانم بی‌حجاب، دختر بی‌حجاب، کیف دستش است می‌روند بازار لباس بخرند. می‌گویند: سارا بازار رفت و با پول، لام بزرگ، لباس خرید. لام درس می‌داد، اما بی‌حجابی را درس می‌داد، مصرف را درس می‌داد، مد پرستی را درس می‌داد. همه‌ی شیطنت‌هایشان را در این لام بزرگ و لام کوچک تزریق می‌کردند.
نهضت سواد آموزی آمد گفت: خوب ما لام بزرگ داریم و لام کوچک! سلمان، لام کوچک، یار باوفای رسول، لام بزرگ، خدا بود. سلمان، لام کوچک، رسول لام بزرگ. همان را ما درس می‌دهیم. منتهی ایران مطرح است، سلمان مطرح است، پیغمبر مطرح است. یاوری پیغمبر مطرح است. در آن همه رقم شیطنت است، در این همه رقم دیانت… بودجه‌های فرهنگی را باید نشست فکر کرد. شما فکر نکن فوق لیسانس و دکتر می‌فهمند پول‌هایشان را چه کنند. امام سجاد می‌فرماید: خدایا به من یاد بده پولم را کجا خرج کنم. این خیلی مهم است. پول درآوردن فقط عقل نمی‌خواهد. پول خرج کردن هم عقل می‌خواهد. شما یک بولیز می‌خواهی بخری. می‌توانی بگویی: آقا یک بولیز بده، رنگش طوسی باشد. اینهایی که به گردن می‌چسبد چیست؟ یقه اسکی، اسکی! به اینجا بچسبد. حالا هرچه می‌خواهید اسمش را بگذارید، عرض کنم که یقه‌اش اینجا باشد، رنگش هم طوسی باشد، ظریف باشد. این بولیز را خریدی، هم خودت می‌پوشی، هم یکوقت خانمت خواست می‌پوشد، هم دخترت، هم پسرت، طوسی اگر باشد هم می‌شود روز عاشورا پوشید، هم می‌شود سیزده بدر پوشید. یکبار هم یک بولیز می‌خری، رنگ سفید یک گل سرخ هم رویش است. این را فقط باید دختر چهارده ساله بپوشد. چون رنگش سفید است، نه عاشورا می‌شود پوشید با گل دیگرمی شود…
می‌شود این میز را خرید، این میز چون شیشه‌ای است فقط برای پرتقال خوب است. ولی همین میز اگر چوبی باشد، اگر هم صندلی نباشد یک نفر روی آن می‌نشیند. هم اگر یک نفر پا درد آمد، یک منقل برقی می‌گذاریم، لحاف رویش می‌اندازیم کرسی می‌شود. اگر هم خواستیم از کمد بالا چیزی برداریم، پا رویش می‌گذاریم می‌شود چهار پایه. یعنی هم می‌شود روی آن میوه گذاشت میز پذیرایی شود. یعنی همین که شیشه چوب شود پنج منظوره می‌شود. شیشه که شد یک منظوره می‌شود. فقط باید در حد یک لیوان آب رویش گذاشت. یک گل هم رویش گذاشت. هان! خلاص… هیچ خاصیت دیگری ندارد. اما اگر چوبی باشد، به خصوص چوبش ضخیم باشد، هم کرسی می‌شود، هم چهارپایه می‌شود، هم صندلی می‌شود، هم یک پارچه‌ی سفید می‌اندازیم رویش میز پذیرایی می‌شود.
با یک سوم پول مملکت اگر دست آدم عاقل باشد، مملکت اداره می‌شود. دو سومش را شاید بشود گفت که هدر می‌رود. خیلی پولها هدر می‌رود. خیلی از فکرها هدر می‌رود. و لذا امام سجاد می‌گوید: خدایا، «أَصِبْ» با صاد، «أَصِبْ بی» به من برسان. چه؟ «سَبِیلَ الْهِدَایَه» (صحیفه/ص۹۸) راه هدایت. در کجا؟ «فِیمَا أُنْفِق‏» یعنی خدایا در انفاقات من، پولهایی که خرج می‌کنم هدایتم کن که کجا پولهایم را خرج کنم. یاد من بده کجا پول خرج کنم.
می رویم سر سفره. حلوا می‌خوریم، می‌گوییم: گرمم شد. دو سه تا قاشق ماست می‌خوریم، بعد می‌گوییم: سردم شد. باقلوا را می‌خوریم، می‌گوییم: گرممان شد. خیار می‌خوریم می‌گوییم سردمان شد. دارچین می‌خوریم می‌گوییم: گرممان شد. هندوانه می‌خوریم می‌گوییم سردمان شد. بابا نخور، خوب می‌شوی. هی می‌خورد، سردی می‌خورد، گرمی می‌خورد، ۱۰رقم غذا. بسیاری از عمرها و پول‌ها هدر می‌رود. مواظب باشید نمی‌دانم در شهرداری اسلام شناس دارید یا ندارید؟ می‌خواهید جزوه چاپ کنید. چه جزوه‌ای چاپ کنید؟ چه پوستری، با چه، گاهی وقت‌ها کتاب می‌خواهند چاپ کنند مثلاً می‌بینی ۵۰ صفحه است، ولی پول جلدش دو برابر پول خودش است. با گران‌ترین کاغذها، باید دید مصرفش چیست؟ مصرفش چیست؟ در کارهای مذهبی هم همینطور است. یک منار کوچک نمی‌سازیم که رویش اذان بگویند. منار می‌سازیم، هشتاد متر، نود متر، هفتاد متر، نه کسی آن بالا می‌رود.نه بالا داد بزنی پایینی‌ها می‌فهمند.

۴- توجه به محتوا در نمادهای فرهنگی
عزاداری‌های ما، من این را قبلاً گفتم. می‌خواهیم علامت برداریم، برداریم. ولی علامت یعنی نشانه، نشانه‌ی اینکه ما حسینی هستیم، «هیهات من الذله» این را با این مواد فلزی که سبک است، چیه؟ پروفیل… آلومینیم، آلومینیم سبک است. شما با آلومینیم بنویسید «هیهات من الذله» زیر سم اسب می‌روم، اما زیر بار زور نمی‌روم. این یک درس است که در خیابان‌های آمریکا هم می‌گویند: درود بر کسی که می‌گوید: زیر سم اسب می‌روم و زیر بار زور نمی‌روم. کلمات امام حسین را این هیأت‌ها ولو ما گفتیم و گوش ندادند. ولی از ما گفتن و از آنها هم گوش ندادن. روز قیامت لااقل من بگویم خدایا من گفتم. آن آهنی که سر دل می‌کشند. به عشق امام حسین، می‌شود همین فلز را سر دل کشید ولی پیام امام حسین را گفت. گنجشک و اردک و طاووس چه پیامی دارد؟ تیغه‌های علامت پیام ندارد. من می‌گویم اگر بناست یک کسی علامات سر دست بلند کنند، علامتی باشد وزنش سبک باشد و کلمات امام حسین باشد.
این کار در ما آخوندها هم متأسفانه هست. کاشی کاری می‌کنیم لب پشت بام، هرکسی می‌خواهد ببیند باید دستش را روی عمامه‌اش بگذارد و چنین کند. بعد هم چنان خط‌ها در هم رفته است که هیچ جنی یک مترش را نمی‌تواند بخواند. آخر ببینید ما عقلمان کجاست؟! بابا هرکس می‌خواهد مطالعه کند که لب بام را نگاه نمی‌کند. راست چشمش را خوشگل کن. یک خرده هم گشاد بنویس که بخوانیم. زیرش را هم فارسی بنویس. زیرش هم انگلیسی بنویس. در حرم عبدالعظیم این کار شده است. حدیث‌های حضرت عبدالعظیم مقابل چشم است. پشت بام نیست. یک خرده هم گشاد است یعنی می‌شود خواند. زیرش هم فارسی معنا شده، و زیرش هم انگلیسی، آخر ما تبلیغ دین می‌خواهیم بکنیم چرا کاشی با خط میخی، دم پشت بام یا عزاداری، با آهن، اردک، سنگین! نمی‌دانم والله! خدایا یک دعا می‌کنم. یک جو عقل بین همه‌ی ما تقسیم بفرما.
پول می‌دهد سیگار می‌خرد. بابا آدم پول می‌دهد و هوای سالم می‌خورد. تو هم پول می‌دهی، هم هوای تلخ می‌خوری، هم ریه‌ات خراب می‌شود.من نمی‌دانم این سیگاری‌ها تحلیل عقلی‌شان چطوری است؟ اگر کسی می‌خواهد سیگار بکشد لااقل اسکناس را آتش بزند. اگر کسی اسکناس را آتش بزند پولش رفته، جانش سالم است. هوا هم سالم است. این هم هوا را کثیف می‌کند به خصوص اگر در خانه زن و بچه، در تاکسی، اتوبوس و مسجد باشد. هوای اینجا برای همه است. تو چه حقی داری این را دودی می‌کنی؟! تجاوز به حریم هوایی می‌کنی. ریه‌ی خودش هم از بین می‌برد، پولش هم رفته، سلامتی‌اش هم رفته است. هوای سالم را هم به هوای تلخ تبدیل کرده است. این خیلی مهم است که آدم بودجه را هم پول‌هایی که خرج می‌کنیم باید جواب بدهیم.
۵- دقت در هزینه‌کردن بیت‌المال
از پیغمبر(ص) نقل شده (صلوات حضار)، یکبار حضرت یک درهم به سلمان داد، یک درهم به ابوذر داد. گفت: بروید خرج کنید و فردا بیایید. رفتند و برگشتند، گاهی از من مصاحبه کردند که در اسلام نمایش داریم یا نه؟ تئاتر داریم یا نه؟ گفتم: این حدیث تئاتر است که داریم. حضرت یک اجاق درست کرد. یک پایه برد بالا با سنگ، یک پایه هم برد بالا، یک تخته سنگ هم همینطور گذاشت روی این دو پایه. این هم تخته سنگ. زیر سنگ را روشن کرد، داغ شد. وقتی داغ شد به سلمان گفت: برو بالای سنگ، ببینم یک درهم دیروز را چه کردی؟ ابوذر تو کفشت را بکن، برو بالای سنگ بگو چه کردی؟ یکی راحت جواب داد، یکی سخت جواب داد. ولی پای هردویشان سوخت. حضرت فرمود: روز قیامت همینطور باید پولهایی که خرج می‌کنی جواب بدهی. همینطور باید پولها را جواب بدهی.
۶- ترویج نماز و ازدواج، اولویت کارهای فرهنگی
ما وقتی مسجد نداریم، مردم می‌خواهند نماز بخوانند جا ندارند به چه دلیل کار دیگر بکنیم؟ اولین جایی که باید ساخته شود، تمام بودجه‌های فرهنگی اول خرج نماز شود. بچه‌های ما، نسل کشور ما جوان هستند و بدنه هم لیسانس دارد. قرآن وقتی می‌گوید: «اقْرَأ» پشت سر«اقْرَأ» می‌گوید: «بِاسْمِ رَبِّکَ» (علق/۱) دنیا «اقراء» دارد، «بِاسْمِ رَبِّ» ندارد. ما اگر مدرسه ساختیم، مسجد نساختیم. دانشگاه داشتیم، مسجد نداشت. «اِقراء» هست، «بِاسْمِ رَبِّ» نیست. آخر سوره‌ی «اقراء» یک آیه‌ای است که اگر بخوانید سجده‌ی واجب دارد، آخر سوره‌ی علق جمله‌اش این است که می‌گوید: تو باید سجده کنی، فارسی‌اش را گفتم. یعنی چه؟ یعنی سواد باید به بندگی خدا خاتمه پیدا کند. الآن باسوادهای ما با سواد هستند اما بعضی‌شان، این سواد آنها را به بندگی خدا نرسانده است. دنیا الآن، کشورهای پیشرفته اقراءشان خوب است، باسم رب در آن نیست. اقراءشان خوب است ولی این علم به بندگی خدا کشیده نشده است. اقرایی ارزش دارد که به بندگی خدا کشیده شود.
یکی از کارهای فرهنگی خوب این است که کتاب‌های مفید را خلاصه کنیم. این یک کاری است زمین مانده است. حوزه و دانشگاه می‌تواند این کار را بکند. خنده‌های حکیمانه یک کار فرهنگی است. مردم خسته شدند می‌خواهند بخندند. وقتی می‌خواهند بخندند، نمی‌دانند چطور بخندند، همدیگر را مسخره می‌کنند. این لر می‌شود. او ترک می‌شود. او شیرازی می‌شود، او اصفهانی می‌شود. یعنی عوض اینکه با هم بخندیم، به هم می‌خندیم. یک سایت خنده درست کنید، منتهی خنده‌های حلال و حکیمانه! یعنی وقتی آدم می‌خندد یک چیزی هم یاد بگیرد. یک خنده‌ی حکیمانه و حلال شهرداری درست کند این را می‌گویند: کار فرهنگی! مسجد راه بیاندازید، کار فرهنگی! ازدواج را آسان کنید. هر شهرداری در ایران حرف مرا می‌شوند به مقدار پولی که دارد سالن بسازد پول تالار را از عروس و داماد کم کند. عروس و داماد یکی از مشکلاتشان کرایه‌ی تالار است. یک تالار ارزان درست کنند، و یک امکاناتی که مثلاً ازدواج را باید آسان کنیم. نماز و ازدواج راه بیفتد، اینها کار فرهنگی است. وگرنه حالا یک پول بدهیم یک عده بیایند، در یک فلکه، در یک پارک یک نمایش هم بازی کنند، یک عده هم جمع می‌شوند می‌خندند، اما فردا چه؟ فردا هیچی به هیچی. مثل خاراندن، خاراندن یک لحظه که آدم می‌خاراند دستش حال می‌آید. بعد از یک دقیقه نه اینجا چیزی است نه اینجا. تفریح‌های خاراندنی، یعنی لحظه‌ای!
تفریح باید ابدی باشد. شاه عباس کار فرهنگی کرد برای زوارها و ما الآن با این امکاناتی که داریم می‌توانیم خیلی کار کنیم. البته شهرداری کارهای خوبی هم کرده است. بی انصافی نباید کرد. خیلی کارهای خوب هم کرده است. کارهای خوب بسیار کرده است اما باز هم پول هدر رفته زیاد داریم و کار نکرده هم زیاد داریم. قرآن یک آیه دارد می‌گوید: «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا آمِنُوا» (نساء/۱۳۶) شما که در خط آمدید «آمَنوا»، «آمِنوا»! «آمَنُوا آمِنُوا».
کار فرهنگی، تمام جوان‌های ایران شنا یاد بگیرند. چون هم استخر کم است، هم وقتی می‌خواهی شنا کنی باید پنجاه تومان، چهل تومان، کمتر بیشتر داد و خیلی پدر است، سه تا پسرهایش می‌خواهند شنا یاد بگیرند باید ۱۲۰ تومان بدهد، ندارد بدهد. یک کمکی به مردم است. کار فرهنگی است و این کار فرهنگی مفید هم هست. یک یادگاری است، می‌گوید: شهرداری شنا یاد من داد. تمام دختر و پسر ایران شنا یاد بگیرند. این هم کار فرهنگی است، هم کار تفریحی است، هم ماندگار است. کسی که شنا بلد باشد تا آخر عمرش، خودش را نجات می‌دهد، یک وقت بچه‌اش هم در آب افتاد، نجات می‌دهد. یعنی نجات خود، نجات نسل، یادگاری، فرهنگی، ارزان! هر جوانی ۴۰ هزار تومان خرجش است، ۵۰ هزار تومان خرجش است، یک قرارداد می‌بندند تمام جوان‌های ایران که شنا بلد نیستند، شنا یاد بگیرند. حالا اگر نمی‌شود سوبسید هم بدهید. مثلاً بگویید: دو سوم‌اش من، نصف من نصف شما، شریکی. می‌شود یک کارهایی کرد که رشد داد. شنا برای انسان رشد است، تیراندازی برای انسان رشد است. اسب سواری رشد است، دویدن رشد است. کتابخانه رشد است. مسابقات مفید، مسابقات مفید، مسابقات مفید… گاهی وقت‌ها مسابقه می‌گذاریم که خوب بگو ببینم که کوه هیمالیا چند متر است؟ نمی‌توانیم، ایشان برنده است. خوب مثلاً اینکه برنده شد با کسی که باخت چه خاطره‌ای دارد؟ کوه هیمالیا را بابایش می‌خواست بالا برود، ننه‌اش می‌خواست بالا برود، خودش می‌خواهد بالا برود؟ حالا اینکه کوه هیمالیا چند متر است چه مسابقه‌ای است شهرداری می‌گذارد؟ کسی که بلد است چه مشکلی را حل کرد.آن کسی که نمی‌داند چه خاکی بر سرش شد؟! کار فرهنگی، کار خدماتی، اینها را باید نشست فکر کرد. تصمیم با یک نفر نباشد، ببین آقا، بگذار من رک بگویم.
برادرانی که پول دستتان است، در آموزش و پرورش، در دانشگاه، در شهرداری و غیره، هرکس پول دستش است، کاری که می‌کنید یا به بهشت می‌روید، یا به جهنم می‌روید. دیگر راه سوم که نداریم. اگر بهشت بروید، دست یک اسلام شناس را هم بگیرید و ببرید. بگویید: آقای فلانی ما این پول را می‌خواهیم اینجا خرج کنیم. خدا راضی است یا نه؟ یک مجتهدی، یک ملایی، یک آدم اسلام شناسی که فقط اسلام شناس هم نباشد. اسلام شناس، نیاز شناس، مردم شناس، هنر شناس، یک عالم وارسته‌ای را پیدا کنید، اگر بهشت می‌روید رأی او را هم داشته باشید که یک نفر را با خودتان بهشت ببرید. اگر می‌روید جهنم، لااقل بگویید: خدایا ما سرمان نمی‌شد، این آقا هم امضا کرد و این پول را خرج کرد. او را بگیر! یا می‌روید جهنم، یا می‌روید بهشت. اگر بهشت می‌روید یک آقا را با خودتان ببرید. اگر می‌روید جهنم لااقل جهنمتان را گردن آقا بیاندازید. بگویید: این آقا گفت. یک مشاور اسلام شناس باید داشته باشید. منتهی نه مشاوری که… کارهایتان هم رنگ الهی داشته باشد، می‌ماند. مردم کار خدایی و کار غیر خدایی را می‌فهمند. اگر یک کاری خدایی نباشد، می‌فهمند. نه مردم می‌فهمند، بچه‌ها هم می‌فهمند.
بچه‌ی من حدوداً سه ساله بود. یک مهمانی خانه‌ی ما آمد، او هم یک بچه‌ی دو سه ساله داشت. من بچه‌ی دو سه ساله‌ی مهمان را بوسیدم. بعد دیدم بچه‌ی خودم دارد نگاه می‌کند، فوری بچه‌ی خودم را هم بوسیدم. چون دیدم دارد نگاه می‌کند. این بچه آمد گفت: آقاجان! گفتم: بله. گفت: تو مرا الکی بوسیدی. (خنده حضار) اصلاً ماتم برد و قیافه‌ام چنین شد. یک چنین قیافه‌ای، رفت در اتاق و برگشت و گفت: آقاجان، گفتم: بله! گفت: دیدی چه به تو گفتم، همچین کردی! (خنده حضار) دو تا سیلی این بچه ی دو ساله به من زد. والله به حضرت عباس کارهای سیاسی را مردم می‌فهمند.
۷- اخلاص در کارهای فرهنگی
کارهای خالص را مردم می‌فهمند. کارهای ریایی را می‌فهمند. هیأت‌ها را می‌فهمند که چه کسی خالص است و چه کسی خالص نیست. آخوندها را می‌فهمند که چه کسی خالص است و چه کسی خالص نیست. خوب مردم می‌فهمند. نه تنها مردم می‌فهمند، بچه‌ها هم می‌فهمند. حالا بچه‌ها خیلی می‌فهمند.
یک بچه‌ی کوچولو بود شاید چهار ساله بود. آمد پرسید که ملاصدرا یعنی چه؟ گفتم: ملاصدرا اسم یکی از دانشمندان است. گفت: نه! گفتم: نه، پس چیه؟ تو بگو. گفت: ملا، یعنی با سواد. صدرا یعنی آدم باسواد وقتی نمی‌داند چه کند می‌نشیند فکر می‌کند صد راه پیدا می‌کند. (خنده حضار) ملا صدرا… گفتم: آقاجان حضرت عباسی این را خود ملاصدرا هم نمی‌داند (خنده حضار) که یک چنین اسمی دارد. خود ملاصدرا هم نمی‌داند. مردم می‌فهمند. اینکه ما فکر کنیم یک کار مذهبی می‌کنیم، مردم می‌فهمند. هرچه پاکتر باشیم، قرآن قول داده گفته: «إِنَّ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحات‏» اگر اهل ایمان و عمل صالح باشید، «سَیَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمنُ وُدًّا» (مریم/۹۶) «وُد» یعنی مودت. مودت و مهرت در دلها می‌نشیند. امام حسین برای خدا قیام کرد. بعد از هزار و چهارصد سال یک سال نشد که بگویند امسال محرمش کم‌رنگ تر از پارسال بود. هر سال هیأتش، دیگش، عزاداری‌اش، خرجش، بیشتر می‌شود. مهر امام حسین در دلها مانده است.
اما کارهایی که نیاکان ما کردند ولو خدمت کردند، بچه‌هایشان را بزرگ کردند، اما به هریک از شما بگویند برای جد هفتم شما در قرن چهارم می‌خواهیم سالگرد بگیریم. برو دنبال کارت حوصله داری! جد هفتم من در قرن چهارم! خُلی! یعنی ما برای نیاکان خودمان حاضر نیستیم فاتحه بگیریم، ولی برای امام حسین خرج می‌دهیم. این رازش چیست؟ خدا در قرآن قول داده و گفته: آن کسی که مخلص باشد مهرش در دل می‌نشیند. کاری که می کنید سعی کنید صد در صد از خدا بخواهید نیتتان خدمت به خلق باشد. حالا ایشان به ما رو انداخته، ایشان رشوه داده، ایشان تلفن کرده، ایشان همسایه‌ ما است. ایشان مادرش چیه، این ملاحظات را نکنید. اگر حق است سریع انجام دهید، ولو او را نمی‌شناسید. اگر باطل هم هست انجام ندهید ولو او را می‌شناسید. حق و باطل باشد.
داشتیم آیات کوتاه را می‌گفتیم. اینکه قرآن می‌گوید: «وَ سارِعُوا» (آل‌عمران/۱۳۳) بی‌فکر کار کردن کار شیطان است ولی وقتی فکر کردی رسیدی دیگر عجله کن. می‌گوییم: عجله کار شیطان است. هی خواستگار برای دختر ما می‌آید، هی می‌گوییم: باشد بعد. باشد بعد، باشه بعد! یکبار می‌بینی دیگر خواستگار نیامد. داریم دختر را زود شوهر بدهید، پسر را زود داماد کنید. «حی علی الصلاه» حی یعنی عجله کن. «سابقوا» یعنی سبقت بگیر. عجله کن. «سارِعُوا» سرعت بگیر. «فَاسْتَبِقُوا»، «سارعوا»، «سابقوا»، «حیَّ»، «عَجِّلوا» اصلاً قرآن می‌گوید: بعضی ها علت اینکه به جهنم می‌روند مِن و مِن است. روز قیامت منافقین به مؤمنین می‌گویند: «انْظُرُونا» عربی‌هایی که می‌خوانم قرآن است. شما می‌فهمید. «انْظُرُونا» نظر کنید به ما، نگاه کنید به ما. «نَقْتَبِسْ مِنْ نُورِکُم‏» (حدید/۱۳) از نور شما اقتباس کنیم. ای مؤمنین، ما منافق هستیم، رو سیاه هستیم. رویتان را برگردانید ما از نور شما استفاده کنیم. «قیلَ ارْجِعُوا» گفته می‌شود: برگردید در دنیا! «فَالْتَمِسُوا نُورا» از دنیا نور بیاورید، اینجا نور به کسی قرض نمی‌دهند. می‌گویند: «أَ لَمْ نَکُن مَّعَکُمْ» (حدید/۱۴) ما با هم در یک شهرداری، در یک بازار، در یک وزارتخانه، در یک مزرعه و کوچه و برزن نبودیم؟ می‌گوید: چرا با هم بودیم. اما شما سه تا گیر داشتید. یکی: «وَ تَرَبَّصْتُم‏» تَرَبُّص یعنی مِن و مِن می کردید. خمست را بده. حالا باشد پیر شویم! برو نماز. وقت داریم حالا عجله نکن. دختر را شوهر بده. حالا باشد بعد ممکن است دو سال دیگر کس دیگری بهتر پیدا شود. به کارهای خیر عجله نمی‌کند. اما اگر می‌گویند: آقا سیب‌زمینی یک جا ارزان است. از نصف شب صف می‌کشد. یعنی برای دنیا «بُشِّرْتُ بِهَا خَرَجْتُ إِلَیْهَا أَسْعی» (بحارالانوار/ج۹۵/ص۸۷) امام سجاد می‌گوید: بعضی هستند که وقتی بشارت به شر داده می‌شود بدو می روند. شر را با دو می‌روند، خیر را مِن و مِن می‌کنند. «سابقوا» سبقت بگیرید. «وَ سارِعُوا إِلى‏ مَغْفِرَهٍ مِنْ رَبِّکُم‏» (آل‌عمران/۱۳۳)
یکی از آیات کوچک دیگر قرآن این است که «وَ مَکَرُوا وَ مَکَرَ اللَّهُ» (آل‌عمران/۵۴) خدا تدبیر می کند… اینها تدبیر می‌کنند، اینها نقشه می‌کشند، خدا هم نقشه می‌کشد. «وَ اللَّهُ خَیْرُ الْماکِرینَ» (آل‌عمران/۵۴) این نقشه‌ی خدا چیست؟ بگذارید یک مثل ملموس بزنم.
دکتر می‌آید بیمارستان بالای سر مریض، می‌گوید: این شربت را شش ساعت به شش ساعت مثلاً یک قاشق بخور. می‌گوید: باشد. بیمار شیشه‌ی شربت را می‌گذارد. فردا صبح که پزشک می‌خواهد بیاید می‌بیند شربت را نخورده است. بلند می‌شود چند تا قاشق شربت را در دستشویی می‌ریزد، روی آن آب می‌ریزد و شیشه را می‌بندد. دکتر که می‌آید می‌گوید: شربت را خوردی؟ می‌گوید: مگر نمی‌بینی سرش خالی است. وقتی دکتر می‌رود بیمار می‌گوید: سر دکتر کلاه گذاشتم. باید گفت: سر خودت را کلاه گذاشتی. «وَ مَکَرُوا» اینها مکر را تدبیر می‌کنند،«وَ مَکَرُوا وَ مَکَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَیْرُ الْماکِرینَ».
مثنوی یک ماجرایی را می‌گوید. قدیم که سنگ‌های کیلو نبود. هرچه می‌خواستند بکشند، یک کفه سنگ بود، یک کفه مثلاً شکر. یک کسی مثلاً آمد شکر بخرد،گفت: مقداری شکر بده. این شکر فروش هم یک سنگ اینجا گذاشت و رفت شکر بیاورد. تا رفت سر مغازه شکر بردارد بیاورد، این مشتری کلوخ را گرفت و هی به زبانش مالید. مثنوی می‌گوید: این نمی‌فهمد، فکر می‌کند مال مغازه‌دار را لیس می‌زند. و حال آنکه هرچه از کلوخ کم بشود، از شکرش کم می‌شود.
حدیث داریم «مَنْ غَشَّ غُش‏» (کافی/ج۵/ص۱۶۰) به زن مردم نگاه بد کنی، به زنت نگاه بد می‌کنند. به خواهرش نگاه حرام کردی، جوان‌های دیگر به خواهرت نگاه بد می‌کنند، کش رفتی مالت را کش می‌روند. این حدیث است. «مَنْ غَشَّ غُش»! «غَشَّ» با غین. هرکس کلک بزند به او کلک می‌زنند. هرکس خیانت کند به ناموسش خیانت می‌کنند. شما کم‌فروشی کردی، از کم فروشی، رشوه، حق و ناحق ده میلیون گیر آوردی. بعد می‌بینی با کسی معامله می‌‌کنی همان ده میلیون را یکجا از تو می‌برد. ‏«وَ مَکَرُوا وَ مَکَرَ اللَّهُ وَ اللَّهُ خَیْرُ الْماکِرینَ».
آیه‌ی دیگر «وَ مَا الْحَیاهُ الدُّنْیا إِلاَّ مَتاعُ الْغُرُورِ» (آل‌عمران/۱۸۵) دنیا انسان را گول می‌زند. گول دنیا را نخورید. چه جوانی! در پارک عاشق می‌شود می‌خواهد او را بگیرد. می‌گوییم: آقا کجا گزینش کردی؟ می‌گوید: در پارک! در سینما، در خیابان، در دانشگاه، آخر پارک و خیابان و دانشگاه محل گزینش است؟ عروس و داماد کیلویی هستند؟ متری هستند؟ شکلی هستند؟ مالی هستند که او ماشینش چطور بود؟ مسکنی هستند که خانه‌ی خوبی داشت؟ عروس و داماد دو تا انسان هستند، فکری هستند، فکر باید به فکر بخورد. ممکن است خانه و ماشین داشته باشد اما فکرش با فکر شما نخورد. «وَ مَا الْحَیاهُ الدُّنْیا إِلاَّ مَتاعُ الْغُرُورِ» دنیا گول می‌زند، زرق و برق دنیا را مواظب باشید.
۸- حرکت به سمت جلو، نه بازگشت به عقب
«یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا آمِنُوا» این هم یک آیه است. از این آیه‌های کوچک را داریم می‌گوییم. یعنی هیچوقت توقف نداریم.ما سه تا حرکت در قرآن داریم. یک حرکت داریم حرکت به جلو است. مثل همین آیه، «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا آمِنُوا» تو که ایمان داری برو جلو. یک تریاکی سالی یک نفر را تریاکی می‌کند. صد تا تریاکی را یکجا کنند، سال دیگر حضرت عباسی می‌شود دویست تا. اما صد تا از این‌ها که نماز جمعه می‌روند سال دیگر ۲۰۰ نفر به نماز جمعه می‌روند. الآن تریاکی‌ها از ما جلوتر هستند. «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا آمِنُوا». تو که خوب هستی، خوب تر شو. حدیث داریم پول می‌خواهی به فقیر بدهی به بچه‌ات بده او به فقیر بدهد، یعنی چه؟ یعنی این کمک به فقیر را به یک نسل دیگر هم منتقل کن. این حرکت به جلو.
یک حرکت به عقب داریم. «آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا» (نساء/۱۳۷) ایمان داشت، کافر شد. «ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ» (بقره/۵۱) گوساله پرست شد. «ثُمَّ تَوَلَّیْتُمْ» (بقره/۶۴) منحرف شد. یعنی خوب بود، بد شد. قبلاً دروغ نمی‌گفت حالا دروغ می‌گوید. حجابش بهتر بود، بدتر شد. نمازش بهتر بود، زبانش بهتر بود، چشمش بهتر بود. پس یک حرکت به جلو روز به روز بهتر. «زِدْنی‏ عِلْماً» (طه/۱۱۴) روز به روز باسوادتر. «زادَهُمْ هُدىً» (محمد/۱۷). «زِدْنی‏ عِلْماً»،. «زادَهُمْ هُدىً»، «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا آمِنُوا» اینها همه آیاتی است که روز به روز جلو برو. آیاتی که روز به روز عقب برو. «آمَنُوا ثُمَّ کَفَرُوا»، «ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ» یک عده روز به روز بهتر می‌شوند و یک عده روز به روز بدتر می‌شوند. یک کسی به یک کسی گفت: یک دعا به ما کن. گفت: خدایا ایشان را مرگش بده! گفت: اِ… حاج آقا! ما گفتیم: دعا کن. گفت: دعایت کردم. گفت: گفتی خدا مرگت بدهد. گفت: تو هر نفسی که می‌کشی یک گناه می‌کنی. هر روز به گناهان تو اضافه می‌شود، زودتر بروی بهتر است. بعضی‌ها روز به روز بهتر می‌شوند، بعضی‌ها روز به روز بدتر می‌شوند. پیغمبر فرمود: اگر شبی بخوابم که در آن روز چیزی یاد نگرفته باشم، آن روز برای من روز مبارکی نیست. مطالعه‌ی ممتد داشته باشید. به خصوص شب‌های زمستانی، ۵:۳۰ غروب می‌شود، میانگین ۱۰:۳۰ می‌خوابیم، ۵ ساعت است. خوب دو ساعت برای گفتگو با همسر و تلویزیون و شام و دو ساعت، سه ساعت، یک ساعت مطالعه کنید. در ایران یکی از مشکلاتی که ما داریم اهل مطالعه کم داریم.
در یکی از کشورهای غربی از فرودگاه پیاده شدم،رفتم سراغ تاکسی، دیدم اوه… چه صف طولانی، همه شوفر تاکسی و همه هم داشتند روزنامه می‌خواندند. یعنی از آن پاره وقت‌ها استفاده می‌کردند. ما اینجا اگر امتحان نباشد درس نمی‌خوانیم. شب امتحان درس می‌خوانیم. یک مطالعه‌ی ممتد، از کتاب‌های مفید. بعضی کتاب‌ها هم لفتش می‌دهند. خدا می‌داند بعضی از کتاب‌ها را آدم نگاه می‌کند می‌گوید: حیف کاغذ، حیف نان! آخر چرا اجازه‌ی چاپ به این دادند؟ یک مطلبی را می‌خواهد بگوید ۵ صفحه لفتش می‌دهد، تا مطلب را بگوید. سخنرانی می‌خواهد بکند، آقا بگو ببینم می‌خواهی چه بگویی؟ لفتش می‌دهد. صرفه‌جویی، «یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا آمِنُوا».
یکی دیگر از آیات قرآن این است که «لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوان‏» (مائده/۲) این آیه را هم حفظ کنید. کمک ظلم نکنیم. حدیث داریم در شراب خدا ده گروه را لعنت کرده است. لعنت خدا بر کسی که به قصد شراب انگور می‌کارد. لعنت خدا بر کسی که انگور را خریداری می‌کند. لعنت خدا بر کسی که شراب می‌سازد. لعنت خدا بر کسی که شراب را حمل و نقل می‌کند. لعنت خدا بر کسی که شراب را می‌فروشد. لعنت خدا بر کسی که شراب می‌خرد. لعنت خدا بر کسی که شراب را سرو می‌کند. به ده گروه لعنت شده است. حتی گاهی با نگاه، حدیث داریم قیامت یک قطره خون می‌چکد روی پیشانی یک نفر. می‌گوید: این چیه؟ می‌گوید: یک نفر را به ناحق کشتند تو هم در یک قطره‌اش شریک هستی. مواظب باشیم یک کار خلافی می‌شود گاهی گناه می‌شود، نایست نگاه کن. یک جایی گناه می‌شود، در سفره‌ای که شراب است، حتی شما نخورید، نشستنش هم حرام است. اصلاً گاهی وقت‌ها باید جلسه را به هم زد. آخر ما با هم رودروایسی داریم، رودروایسی بی رودروایسی باید به هم بزنی. آخر خواهند گفت: بد اخلاق است، باسمه تعالی بله من بداخلاق هستم. جلسه‌ای که فساد در آن است باید به هم زد. لااقل نگذاریم گناهکار با راحتی گناه کند. حالش را بگیریم. اگر جلوی منکر را هم نمی‌توانیم بگیریم، حالش را بگیریم. اگر می‌شود با قدرت جلویش را گرفت، اگر نمی‌شود با زبان، یعنی حال گیری کنیم. اینطور نباشد که گناهکار همینطور با خیال راحت گناه کند. «لا تَعاوَنُوا عَلَى الْإِثْمِ وَ الْعُدْوان‏»
خدایا هرچه فهمیده و نفهمیده یا ظلم کردیم، یا کمک ظلم کردیم، راضی بودیم به ظلم کسی تمام خلاف‌های ما را ببخش و هرکدام قابل جبران است، توفیق جبران مرحمت بفرما. خدایا چنان کن سرانجام کار، تو خشنود باشی و ما رستگار.

تپه های رنگی-آمریکا-این همه زیبایی آغشته به خون چندمیلیون انسان است؟؟؟

وقتی توقعات و انتظارات غیرمنطقی از دیگران داشته باشیم یا به طور مداوم آنها را زیر میکروسکوپ قرار دهیم، فقط خودمان را اذیت کرده ایم. البته همه ما نیازمند این هستیم که نیازهای اصلی و ابتدایی مان در روابط برآورده شود، نیازهایی مثل احترام، اما اگر بخواهید روی چیز دیگری جز این حساب کنید، فقط ناامید خواهید شد.

یادتان باشد که در مسیر زندگی، هر کس در جایگاهی متفاوت با دیگری است، همانطور که حرف ها و رفتارهای او منعکس کننده آن است. اگر بخواهید رابطه ای موفق تر و شادتر داشته باشید خیلی مهم است که این چیزها را از دیگران توقع نداشته باشید:

1. توقع نداشته باشید که همه کارها را طبق استانداردهای شما “درست” انجام دهند.

اخلاقیات آدمها براساس عوامل مختلف با هم متفاوت است، عواملی مثل تربیت، فرهنگ، اعتقادات معنوی و از این قبیل. بعنوان مثال،

متاسفانه کودکان امروزی، دیگر مانند گذشته رفتار نمی کنند؛ به همین دلیل والدین ناچارند بارها و بارها یک درخواست یا دستور را تکرار کنند و باز هم هیچ تضمینی وجود ندارد که آنان کار خواسته شده را انجام دهند. شاید بتوان گفت که امروزه بنوعی برعکس شده و بیشتر والدین هستند که به حرف های فرزندشان گوش می دهند.

کودکان بیشتر اوقات درخواست های والدین شان را نادیده می گیرند و تنها زمانی که خودشان بخواهند، کاری را انجام می دهند. همین مسئله در اغلب اوقات، مشکل ساز می شود و حتی اختلافات متعدد و فراوانی را میان پدر و مادر به وجود می آورد.

اگر شما هم فرزندی دارید، شاید بگویید هر راهی را که به ذهنم می رسید امتحان کرده ام. مثلا بارها روش هایی مانند تنبیه، هدیه، تکرار فراوان درخواست ها، قهر و نادیده گرفتن کودک، مقایسه او با دیگر کودکان و بسیاری روش های دیگر را به کار برده ام اما برای کودکان امروزی، هیچ روشی جواب نمی دهد و برای کودک من هیچ کدام اثربخش نبوده است. برای والدین بسیار دشوار است که بتوانند فرزندشان را مسئولیت پذیر و مؤدب تربیت کنند. در این مقاله توصیه هایی ارائه شده است که به شما کمک می کند ارتباط بهتری با کودکتان داشته باشید و با او به گونه ای رفتار کنید که خواسته هایتان را عملی کند.

1. از DNA خود محافظت کنید

با افزایش سن، انتهای کروموزومها که تلومر نامیده میشوند، کوتاهتر میشوند. این امر باعث میشود افراد بیشتر در مقابل بیماریها آسیب پذیر شوند. شاید فکر کنید کاری از دست شما بر نمی آید اما تحقیقات جدید نشان میدهند که چنین نیست. در مطالعه مقدماتی، مشاهده شد تغییرات سبک زندگی میتوانند آنزیمی را که طول تلومر را گسترش میدهد، افزایش دهند. مطالعات دیگر نیز نشان داده اند رژیم غذایی و ورزش میتواند از تلومرها محافظت نماید. بنابراین عادات سالم زندگی میتواند فرایند پیری را در سطح سلولی کند کند.

باوراین مطلب مشکل است اما اینها سروده مخمداقبال شاعراهل تسنن هندوستان است:
مریم از یک نسبت عیسى عزیز
از سه نسبت حضرت زهرا(س) عزیز
نور چشم رحمه للعالمین
آن امام اولین و آخرین 
آنکه جان در پیکر گیتى دمید
روزگار تازه آیین آفرید
بانوى آن تاجدار هل أتى
مرتضى مشکل گشا، شیرخدا
پادشاه و کلبه اى ایوان او
یک حسام و یک زره سامان او 
مادر آن مرکز پرگار عشق
مادر آن کاروان سالار عشق 
آن یکى شمع شبستان حرم
حافظ جمعیت خیر الامم
تا نشیند آتش پیکار و کین
پشت پا زد بر سر تاج نگین
در نواى زندگى سوز از حسین(ع) 
اهل حق حرّیت آموز از حسین(ع) 
سیرت فرزندها از امّهات
جوهر صدق و صفا از امّهات
مزرع تسلیم را حاصل بتول
مادران را اسوه کامل بتول 
بهر محتاجى دلش آنگونه سوخت
با یهودى چادر خود را فروخت
نورى و هم آتشى فرمانبرش
که رضایش در رضاى شوهرش
آن ادب پرورده ى صبر و رضا
آسیاگردان و لب قرآن سرا
گریه هاى او ز بالین بى نیاز
گوهر افشاندى بدامان نماز
اشک او برچید جبرئیل از زمین
همچو شبنم ریخت بر عرش برین 
رشته ى آیین حق زنجیر پاست
پاس فرمان جناب مصطفى است 
ورنه گرد تربتش گردیدمى
سجده ها بر خاک او پاشیدمى 
کلیات اقبال، ص 7ـ186. 


آن امام عاشقان پور بتول
سرو آزادى ز بستان رسول 
الله الله باى بسم الله، پدر
معنى ذبح عظیم آمد پسر 
بر زمین کربلا بارید و رفت
لاله در ویرانه ها کارید و رفت 
خون او تفسیر این اسرار کرد
ملت خوابیده را بیدار کرد
تیغ «لا» چون از میان بیرون کشید
از رگ ارباب باطل خون کشید
تا قیامت قطع استبداد کرد
موج خون او چمن ایجاد کرد 
نقش الا الله در صحرا نوشت
سطر عنوان نجات ما نوشت
رمز قرآن از حسین(ع) آموختیم
زآتش او شعله ها اندوختیم 
تار ما از زخمه اش لرزان هنوز
تازه از تکبیر او ایمان هنوز 
اى صبا این پیک دور افتادگان
اشک ما بر خاک پاک او رسان

حضرت علی علیه السلام در نهج ‌البلاغه فرمودند: «وَ إِنَّمَا سُمِّیتِ الشُّبْهَةُ شُبْهَةً لِأَنَّهَا تُشْبِهُ الْحَقَّ فَأَمَّا أَوْلِیاءُ اللَّهِ فَضِیاؤُهُمْ فی‌ها الْیقِینُ وَ دَلِیلُهُمْ سَمْتُ الْهُدَی وَ أَمَّا أَعْدَاءُ اللَّهِ فَدُعَاؤُهُمْ فی‌ها الضَّلَالُ وَ دَلِیلُهُمُ الْعَمَی فَمَا ینْجُو مِنَ الْمَوْتِ مَنْ خَافَهُ وَ لَا یعْطَی الْبَقَاءَ مَنْ أَحَبَّه؛ خطبه 38 نهج‌البلاغه»

اگر حق جدای از باطل نمایش داده شود، هرگز منزوی نمی‌شود

و اگر باطل به ‌طور صریح نمایش داده شود، پیرو، پیدا نمی‌کند

ولی وقتی حق و باطل را مخلوط می‌کنند افرادی فریب می‌خورند و تابع این‌ ها می‌شوند.

در هندوستان مجلسی برگزار شده بود و جالب آنکه مداح و ذاکر مجلس، مسلمان نبود، بلکه هندو بود و آن‌چنان در مورد امام حسین(ع) شعر می‌گفت که تمام جمعیت را منقلب می‌کرد، در اولین سفری که به هند رفته بودم و با اشتیاق خاصی کتاب‌ها را جمع می‌کردم، در برگشت درب ورودی فرودگاه دهلی افسر پلیسی بود که گذرنامه‌ها را بررسی می‌کرد، وقتی دید من سه چمدان بزرگ پر از کتاب دارم، پرسید شما کجا می‌روید؟ گفتم برمی‌گردم ایران و شغلم استادی دانشگاه است؛ پرسید این چمدان‌ها برای شماست؟ گفتم بله، همه مال من است. پرسید برای چه مسئله‌ای تحقیق می‌کنید؟ وقتی خواستم به او جواب دهم نگاهم افتاد به اتیکت نامش که روی لباسش بود، دیدم نوشته بود «حسین سینگ» یا «حسین کومار» که البته الان در اسم فامیلش تردید دارم، این فامیل‌ها فقط مخصوص هندوهاست و برای مسلمانان نیست؛ به او گفتم در مورد این اسم یعنی حسین در اینجا تحقیق می‌کنم؛ او گفت: من مسلمان نیستم. با تعجب از او پرسیدم: تو مسلمان نیستی، ولی نام تو حسین است؟ گفت بله، اجازه بده من خاطره‌ای را برای شما بگویم، در همان شلوغی ورودی فرودگاه این خاطره را نقل کرد، من هندو هستم و پدر و مادرم، قبل از من شش دختر داشتند و با هم قرار گذاشتند که اگر پسر دار شوند نام او را حسین گذارند و من همان تک پسرم، البته من از این نوع خاطرات زیاد دارم.

در ملاقاتی که با یکی از اساتید بزرگ تاریخ دانشگاه دهلی داشتم، مطالب جالبی یافتم، ایشان بسیار مؤدبانه صحبت می‌کرد، دو مطلب برای من بازگو کرد: گفت: فلانی دیشب که شما به من زنگ زدی، بعد از تلفن شما با پدرم صحبت کردم، پدر من نزدیک نود سال دارد و استاد بازنشسته رشته تاریخ دانشگاه دهلی است، هر دوی ما فارغ‌التحصیل دانشگاه کمبریج هستیم، اطباء پدر من را به دلیل کهولت سن منع کرده‌اند که از خانه خارج شود یا با کسی تماس داشته باشد و باید در آرامش زندگی کند، معمولاً سعی می‌کنیم فقط اهل خانه با پدر ارتباط داشته باشند و دیگر آشنایان با ایشان ارتباط ندارند؛ وقتی به پدرم زنگ زدم به ایشان گفتم فردا قرار است با یک استاد ایرانی راجع به امام حسین «علیه‌السلام» صحبت کنم، پدرم برای لحظاتی به فکر فرورفت و بعد به من گفت: هر چه به امام حسین‌(ع) علاقه‌داری به این استاد ایرانی کمک کن و بعد اضافه کرد: آن موقع که من بچه بودم، یکی از چیزهایی که خیلی علاقه داشتیم این بود روز تاسوعا و عاشورا در دسته‌های عزاداری شیعیان یا پرچم سیاه به‌دست بگیرم یا در دسته‌های عزاداری من به عزاداران آب می‌دادم.منبع: اینجا

تورستن هایلن  پژوهشگری در مکتب انسان‌شناسی فرانسوی، در رساله دکترای خود با عنوان شخصیت امام حسین‌(ع) بر اساس ترجمه انگلیسی تاریخ طبری، می‌گوید: من چهره‌های مثبت غالب اسطوره‌های دنیا را مطالعه کرده‌ام و به این نتیجه رسیدم که غالب این شخصیت‌های مثبت اسطوره‌ای، تخیلی هستند؛ اما ترجمه انگلیسی تاریخ طبری را که بررسی کردم، دیدم بهتر از تمام افرادی که در تخیل ملت‌ها به خوبی از آنها یاد می‌شود؛ نه در تخیل، بلکه در واقعیت، شخصیتی به‌نام حسین بن علی(ع) است.

در ادامه این رساله وقتی آقای تورستن هایلن به آن‌جا می‌رسد که لشگر حرّ با امام حسین(ع) برخورد می‌کند و ایشان دستور می‌دهد هر چه آب برای خودمان ذخیره کرده‌ایم به لشگر حرّ دهید، مکثی می‌کند و می‌گوید: این صحنه‌ای است که نه من، بلکه هیچ تئوریسین جنگ‌های دنیا از پس تحلیل آن برنمی‌آید!!، اگر هیچ نمادی برای حقانیت حسین بن علی(ع) نبود؛ همین نمونه بهترین دلیل بر صلح‌طلبی و حقانیت امام حسین(ع) است.

در ادامه می‌گوید: اصلاً نمی‌شود گفت؛ حسین بن علی‌(ع) جنگ‌طلب است، چون اصحاب حسین بن علی(ع) تمام تلاششان این بود لشگر خسته دشمن را سیراب کند و امام(ع) دستور دادند به این‌ها آب دهید تا از تشنگی نمیرند؛ در ادامه کلام خود می‌گوید: بهترین نکته درباره کم خردی لشگر بنی‌امیه همین بس که نفهمیدند کسی که اجازه نمی‌دهد این‌ها حیات مادی‌شان از بین رود، چگونه اجازه می‌دهد که آخرت‌شان از بین برود!

جناب هایلن در کلام خود حرف عجیبی می‌زند و می‌گوید: من تعجب می‌کنم، چه‌طور شیعه شخصیتی این‌چنینی دارد، اما برای چنین شخصیتی از تولد تا رحلتش، فیلم و یا سریال درخوری نساخته و شخصیت او را جهانی نکرده‌اند و یا به ادبیات جهان معرفی نشده است.منبع:اینجا


برای رفع ترسوبودن وایجادشجاعت ،خوردنیها وداروهایی  موجود است که یکی از آنها " اسفند" است.

مکارم الأخلاق ـ به نقل از محمّد بن حکم ـ  :

یکى از پیامبران الهى از ترسو بودن امّت خود ، به درگاه خداوند عز و جل نالید .

 خداوند عز و جل به او چنین وحى فرستاد :

 «به امّتت فرمان بده که هزار اسپند (همان اسفندی که دود می کنند)بخورند» .

در ژوئیه سال 1951
میلادی گروهی از دانشمندان معدن شناس روسی برای معدن یابی ، مشغول  زمین
کاوی بودند که ناگهان به تخته چوبهایی پوسیده بر خوردند و پس از کاووش
بیشتری معلوم شد که آنجا چوبهای بسیاری در زیر زمین ، وجود داشته که گذشت

از جمله علوم قرآنی، علم تجوید است که در لغت به معنای نیکو کردن و نیکو ادا کردن است، ولی در اصطلاح به معنای ادا کردن هر حرف از مخرج مختص به خود و رعایت همه اوصاف آن است، بدون این‌که شخص، دچار تکلف شود.

نقل از امام علی(ع) : عدّه‌اى از یهود نزد پیامبر اسلام(ص) آمده و داناترین آنها درباره مسائلی از آن‌حضرت سؤال‌هایی کرد؛ یکی از این پرسش‌ها این بود که چرا خداوند عزّ و جلّ این نمازهاى پنجگانه را در طول شبانه روز در پنج نوبت بر امّت تو واجب کرد؟

وضو در کنار آثار متعدد و بزرگ اخروی، آثاری نیز در امور دنیایی انسان‌ها دارد که عبارت‌اند از:

شیخ شهید(ره ) در ذِکْرى فرموده و از جمله استخاره ها استخاره به عدد است و

url

بعنوان اولین سؤال: سبک و روش آقایان در فهم قرآن برای جواب استخاره‌هایی که می‌کنند چگونه است؟ آیا یک استنباط علمی است یا یک حالت روحی خاصی است که برای شخص پیش می‌آید؟

 

من در ابتدا داستانی را (با واسطه) از قول مرحوم کشمیری نقل می‌کنم، شاید جواب سؤال شما هم داده شود. در نجف اشرف افراد زیادی خدمت ایشان می‌رسیدند و استخاره می‌کردند. به ذهن ایشان آمده بود که من خیلی مهم شده‌ام، چون مردم تمام امور زندگی خود را با استخاره‌های من تنظیم می‌کنند. یک روز که مشرف می‌شوند به زیارت حضرت علی(ع) می‌بیند که یک طرف صحن شلوغ است و عده زیادی اطراف یک زن معمولی و

کلینى (رحمه اللّه ) از حضرت صادق (علیه السلام ) روایت کرده است که تفال مکن به قرآن .
مشایخ ما (رحمة اللّه علیهم ) این حدیث را تاویل مى کردند که مراد نهى از فال گشودن از قرآن است که احوال آینده را از آیات مناسبه استنباط کنند، چنانچه بعضى از جهّال این را وسیله روزى خود کرده به این نحو مردم را فریب مى دهند.
و به خاطر قاصر فقیر مى رسد که ممکن است که مراد نهى از تفال و تطیرى باشد که اکثر خلق از دیدن و شنیدن بعضى امور مى کنند، و بعضى را بر خود مبارک و بعضى را شوم مى گیرند، مانند صداى کلاغ و جغد و دیدن بعضى از حیوانات و غیر آن در افتتاح سفر و احوال دیگر. یعنى از شنیدن بعضى از آیات کریمه فال نیک و فال بد مى گیرند، و شاید یک حکمتش این باشد که باعث کم اعتقادى مردم به قرآن کریم نگردد اگر موافق نیفتد.
و استخاره به قرآن مجید به چندین طریق معروف است و در بعضى از کتب مذکور است :

بسم الله الرحمن الرحیم

من نمی دانم چه بگویم.

 من و دوستانم در خرمشهر می جنگیم

من  می خواهم وصیت کنم ,

 هر لحظه در انتظار شهادت هستم

. پیام من به پدر و مادر ها این است که بچه های خود را لوس و ننر بار نیاورید

از بچه ها می خواهم امام را تنها نگذارند

و خدا را فراموش نکنند . به خدا توکل کنند .

 پدر و مادرها فرزندان خود را اهل مبارزه و جهاد در راه خدا بار بیاورید.

در قرآن کریم به هیچ وجه و هیچ نحو تحریفی نشده است. این قرآن بین دفّتین که اول آن  فاتحه و آخر آن ناس است.همانی است که بر خاتم صلّی علیه وآله و سلم انزالاً و تنزیلاً وحی شده است ،و ترتیب سور و آیات،همه به فرمان حق،سبحانه است و اگر کسی خلاف این حکم را مدعی است . علاوه بر این که رساله ای در ردّ آن نوشته ام و براهین قاطعه آورده ام ، با چنان کس به مباهله حاضرم.

منبع:هزار ویک نکته ،صفحه 102

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیمِ

یا عُدَّتى عِنْدَ شِدَّتى

 وَ یا غَوْثى عِنْدَ کُرْبَتى

 وَ یا مُونِسى عِنْدَ وَحْدَتى

 اُحْرُسْنى بِعَیْنِکَ الَّتى لاَتَنامُ

وَاکْنُفْنى بِرُکْنِکَ الَّذى لا یُرامُ 
به نام خدا که رحمتش بسیار و مهربانى‏اش همیشگى است‏ اى توشه‏ ام در سختى،و اى پناهم در گرفتارى،و اى مونسم در تنهایى،به دیده‏ات که‏ نمى‏خوابد از من نگهبانى کن،و در کنف رکنت که قصد آن نمى‏شود مرا بگیر

دریافت سایردعاهای کوتاه واثربخش

قالَ النَّبیُّ الأعْظَمُ صَلَّی اللهُ عَلیهِ وَآلِهِ:

مَنْ صَلَّی عَلَیَّ مَرَّۀً فَتَحَ اللهُ عَلیهِ باباً مِن العافِیَۀِ

پیامبر بزرگوار اسلام صَلَّی اللهُ عَلیهِ وَ آلِهِ فرمودند:

هر که یک مرتبه بر من صلوات فرستد، حق‌تعالی دری از سلامتی و عافیت [دین و دنیا] را بر وی بگشاید.

جامع الأخبار: 153، بحار الأنوار91: 63، مستدرک وسائل الشیعۀ5: 333، جامع أحادیث الشیعۀ15 :474، میزان الحکمۀ3: 2022 .

سایرمطالب درباره صلوات


قالَ رَسولُ اللهِ صَلَّی اللهُ عَلیهِ وَآلِهِ:

مَنْ صَلَّی عَلَیَّ کُلَّ یُومٍ ثَلاثَ مَرّاتٍ وَفِی کُلِّ لَیْلَۀٍ ثَلاثَ مَرّاتٍ حُبّاً لِی وَشُوقَاً إلَِیَّ کانَ حَقّاً عَلی اللهِ عَزَّوَجَلَّ أنْ یَغْفِرَ لَه ذُنُوبَه تِلکَ اللیلۀَ وَذلکَ الیومَ.ّ

پیامبر اسلام صَلَّی اللهُ عَلیهِ وَ آلِهِ فرمودند:

هر که از روی محبت و دوستی نسبت به من، هر روز سه مرتبه و هر شب سه مرتبه صلوات فرستد، خداوند بر خود لازم نموده است که از گناهان آن شب و روز او درگذرد.

الدعوات: 90، بحارالأنوار91: 70، مستدرک وسائل الشیعۀ5 :331، منازل الآخرۀ: 203 .


قالَ النَّبیُّ صَلَّی اللهُ عَلیهِ وَآلِهِ:

إنَّ الشَّیطانَ اثنانِ: شَیطانُ الجِنِّ وَ یُبَعَّدُ بـ" لاحُولَ وَلاقُوَّۀَ إلاّ بِاللهِ العَلِّی العَظِیمِ"، وَشِیطانُ الإنْسِ وَیُبَعَّدُ بِالصَّلاۀِ عَلیَ النَّبیِّ وَآلِهِ.

رسول خدا صلوات الله علیه و آله فرمودند:

شیاطین دو گروه‌اند؛ شیاطین جنّی که با ذکر "لاحُولَ وَلاقُوَّۀ إلاّ بِاللهِ العَلِّی العَظِیمِ" رانده میشوند، و شیاطین انسی که با صلوات بر محمّد و آل محمّد [شر و آزارشان] از شخص دور میشود.

بحار الأنوار92: 136، مستدرک وسائل الشیعۀ5: 342، جامع أحادیث الشیعۀ15: 464 ،

قال الصّادقُ علیه السَّلام:

مَنْ صَلَّی عَلی النَّبیِّ وَآلِه مَرَّةً واحِدَةً بِنِیَّةٍٍٍٍٍ وَ إخْلاصٍ مِنْ قَلبِهِ قَضَی اللهُ لَه مائَةَ حاجَةٍ؛ منها ثلاثونَ للدُّنیا وَسَبْعُونَ للآخِرَةِ .

حضرت صادق علیه السلام فرمودند:

کسی که یک مرتبه با نیّت [پاک و پسندیده] و با اخلاص کامل صلوات بر پیامبر و خاندان گرامیشان بفرستد، خدای متعال یکصد حاجت او را برآورده می‌کند: سی حاجت از حوائج دنیا، و هفتاد حاجت از حوائج آخرتش را.

الدعوات: 89، بحارالأنوار91: 70، مستدرک وسائل الشیعه5: 331 .

قالَ مُولانا الصّادقُ علیه السلام لصباحِ بنِ سَیّابِة:

ألا أعَلِّمُکَ شَیْئاً یَقِی اللهُ بهِ وَجْهَکَ مِن حَرِّ جَهَنَّمَ؟ قالَ، قلتُ: بَلی، قالَ: قُلْ بَعدَ الفَجْرِ:"أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ" مائةَ مَرَّةٍ یقَی اللهُ به وَجْهَکَ مِنْ حَرِّ جَهَنَّمَ.

حضرت صادق علیه السلام به صَباح بن سیّابِه فرمودند:

آیا می‌خواهی به تو دعایی بیاموزم که خدای متعال به برکت آن، چهره تو را از حرارتِ آتش جهنم نگه دارد؟ صَباح گوید: به حضرت عرض کردم: آری. حضرت فرمودند: بعد از سپیده‌دم صد مرتبه بگو: "أَللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ" خداوند به برکت این ذکر، تو را از آتش جهنم حفظ خواهدکرد

ثواب الأعمال: 155، جامع الأخبار: 159، المحتضر:76، وسائل الشیعة6: 479، بحار الأنوار83: 135، 91: 58 و 65، جامع أحادیث الشیعه5: 337 .


قال الصّادقُ علیه السلام:

إذا دعا أحَدُکُم فَلْیَبْدَأ باِلصَّلاةِ علی النَّبیِّ صَلیَّ اللهُ علیه وآلهِ؛ فإنَّ الصَّلاةَ علی النَّبیِّ صَلیَّ اللهُ علیه وآله مَقْبُولَةٌ وَلَمْ یَکُن اللهُ لِیَقْبَلَ بَعضَ الدُّعاءِ وَیَرُدَّ بَعضاً.

حضرت صادق علیه السلام فرمودند:

هرگاه کسی از شما دست به دعا برداشت، پس دعایش را با صلوات آغاز نماید؛ زیرا صلوات بر پیامبر صلی الله علیه و آله دعایی پذیرفته شده است و خدای متعال برتر از آن است که بخشی از دعا را قبول کرده و بخش دیگر از آن را ردّ نماید.

أمالی (شیخ طوسی رحمه الله): 172، وسائل الشیعة7: 96، بحارالأنوار91 :53، جامع أحادیث الشیعه15: 239 .

قال أبو عبدِ الله أو أبو جعفر علیهما السلام:

أثقَلُ ما یُوضَعُ فی المیزانِ یَومَ القیامةِ، الصَّلاةُ علی مُحمَّدٍ وَ(علی) أهلِ بِیتِه.

حضرت باقر و یا حضرت صادق علیهما السلاممیفرمایند:

سنگین‌ترین عملی که روز قیامت در ترازوی اعمال قرار داده می‌شود، صلوات بر محمد و اهلبیت گرامی ایشان علیهم السلام میباشد.

قرب الأسناد: 15، وسائل الشیعة7: 197، بحار الأنوار91: 49، ریاض السالکین1: 426، جامع أحادیث الشیعة15: 62، مستدرک سفینۀ البحار6: 367، میزان الحکمۀ2: 1662.

قالَ عبیدُ الله بنُ عَبدُ اللهِ الدِّهقانُ، دَخَلْتُ عَلی أبی الحَسَنِ الرِّضا علیه السلام فقالَ لِی:

ما مَعنی قُولِهِ ]وَ ذَکَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّی[؟ قُلْتُ: کُلَّما ذَکَرَ اسمَ رَبِّهِ قامَ فَصَلَّی، فَقالَ لِی: لَقَدْ کَلَّفَ اللهُ عَزَّوَجَلَّ هذا شَطَطاً، فَقُلْتُ: جُعِلْتُ فِداکَ، فَکَیفَ هُو؟ فَقالَ: کُلَّما ذَکَرَ اسْمِ رَبِّهِ، صَلَّی عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِهِ.

عبید الله بن عبد الله دهقان گوید: خدمت حضرت رضا علیه السلام رسیدم، حضرت از معنی آیه"وَ ذَکَرَ اسْمَ رَبِّهِ فَصَلَّی" پرسیدند؟ گفتم: یعنی: هرگاه خدای متعال را بخاطر آورد، برخاست و نماز خوانَد. حضرت فرمودند: در این صورت حقتعالی بندهاش را به سختی انداخته است. عرض کردم: فدای شما شوم، پس معنی این آیه چیست؟ حضرت فرمودند: هرگاه خدای متعال را یاد کند، بر محمد و آل محمد علیهم السلام صلوات فرستد.

أصول کافی2: 494، تفسیر الصافی 5 :318، تفسیر الأصفی2: 1434، وسائل الشیعۀ7: 201، تفسیر نورالثقلین5: 556، جامع أحادیث الشیعۀ15 :491 .

رَوی قُطبُ الدِّین الرّاوندِی فی لُبُّ اللُّبابِ:

 أنَّ ]العَمَلَ الصَّالِحَ[ هُوَ قُولُ"اَلّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ"

مرحوم قطب الدّین راوندی در کتاب لُب اللُّباب روایت کرده است:

(یکی از مصادیق) عمل صالح، ذکر "اَلّلهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَآلِ مُحَمَّدٍ" میباشد.

هُوَ الَّذِی یُصَلِّی عَلَیْکُمْ وَمَلَائِکَتُهُ لِیُخْرِجَکُمْ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ

وَکَانَ بِالْمُؤْمِنِینَ رَحِیمًا

اوست که خود و فرشتگانش بر شما درود مى‏فرستند تا شما را از تاریکى به روشنى برد، زیرا خداوند با مؤمنان مهربان است‏.


١ . درمان بیماری قلبی :
مخلوطی از عسل و پودر دارچین را تهیه کنید و به جای مربا روی نان قرار دهید و به طور منظم در وعده صبحانه صرف کنید.این روش در کاهش کلسترول،جلوگیری از بروز حمله قلبی، تنفس راحت و تقویت ضربان قلب موثر است.بیماران مبتلا به حمله قلبی نیز

امام ‌صادق علیه السلام فرمودند: «إِنَّ لِلْقَائِمِ غَیْبَةً قَبْلَ أَنْ یَقُومَ»

          برای قائم علیه السلام قبل از آن که قیام کند غیبتی است. إعلام الورى بأعلام الهدى، ص 431.

زُراره می‌پرسد: فدایت شوم اگر به آن دوران رسیدم چه کنم؟

حضرت فرمودند: این دعا را بخوانید:

«اَللَّهُمَّ عَرِّفْنی نَفْسَکَ

خدایا خودت را به من بشناسان

                        فَاِنَّکَ اِنْ لَـمْ تُـعَرِّفْنی نَفْسَکَ، لَمْ اَعْرِفْ نَبِـَّیک 

که اگر خودت را به من نشناسانی پیامبرت را نخواهم شناخت،

اَللّهُمَّ عَرِّفنی رَسوُلَکَ فَاِنَّکَ اِنْ لمَ تُعَرِّفْنی رَسوُلَکَ، لَمْ اَعْرِفْ حُجَتَکَ،

خدایا فرستاده ات را به من بشناسان که اگر او را به من نشناسانی حجتت را نخواهم شناخت

اَللّهُمَّ عَرِّفنی حُجَّتَک فَاِنَّکَ اِنْ لَمْ  تُعَرِّفْنی حُجَّتَکَ ضَلَلْتُ عَن دینی»

خدایا حجتت رابمن بشناسان که اگر حجت خود را به من نشناسانی در دینم گمراه خواهم شد.

غیبت نعمانی، ص 166.


«یَا مَعْشَرَ الْخَلَائِقِ أَلَا وَ مَنْ أَرَادَ أَنْ یَنْظُرَ إِلَى آدَمَ وَ شَیْثٍ فَهَا أَنَا ذَا آدَمُ وَ شَیْثٌ

ألا اى اهل عالم! هرکس می‌خواهد آدم و شیث را ببیند بداند که من همان آدم و شیث هستم

أَلَا وَ مَنْ أَرَادَ أَنْ یَنْظُرَ إِلَى نُوحٍ وَ وَلَدِهِ سَامٍ فَهَا أَنَا ذَا نُوحٌ وَ سَامٌ

هرکس می‌خواهد نوح و پسرش سام را ببیند بداند که من همان نوح و سام می‌باشم،

أَلَا وَ مَنْ أَرَادَ أَنْ یَنْظُرَ إِلَى إِبْرَاهِیمَ وَ إِسْمَاعِیلَ فَهَا أَنَا ذَا إِبْرَاهِیمُ وَ إِسْمَاعِیلُ

هرکس می‌خواهد ابراهیم و اسماعیل را ببیند بداند که من همان ابراهیم و اسماعیل هستم

أَلَا وَ مَنْ أَرَادَ أَنْ یَنْظُرَ إِلَى مُوسَى وَ یُوشَعَ فَهَا أَنَا ذَا مُوسَى وَ یُوشَعُ

هرکس می‌خواهد موسى و یوشع را ببیند بداند که من همان موسى و یوشع هستم،

أَلَا وَ مَنْ أَرَادَ أَنْ یَنْظُرَ إِلَى عِیسَى وَ شَمْعُونَ فَهَا أَنَا ذَا عِیسَى وَ شَمْعُونُ

هرکس می‌خواهد عیسى و شمعون را ببیند بداند که من همان عیسى و شمعون هستم،

أَلَا وَ مَنْ أَرَادَ أَنْ یَنْظُرَ إِلَى مُحَمَّدٍ وَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ«صَلَوَاتُ‌اللَّهِ‌عَلَیْهِمَا» فَهَا أَنَا ذَا مُحَمَّدٌ وَ أَمِیرُ‌الْمُؤْمِنِینَ»

، ، هرکس می‌خواهد محمّد و امیرالمؤمنینرا ببیند بداند که من همان محمّد و على هستم‏.

بحار الأنوار، ج‏53، ص 9.



[1] - بحار الأنوار، ج‏53، ص 9.

«سَیِّدِی غَیْبَتُکَ نَفَتْ رُقَادِی

اى آقاى من! غیبت تو خواب از دیدگانم ربوده

وَ ضَیَّقَتْ عَلَیَّ مِهَادِی

و بسترم را بر من تنگ ساخته

وَ ابْتَزَّتْ مِنِّی رَاحَةَ فُؤَادِی

و آسایش قلبم را از من سلب نموده است.

سَیِّدِی غَیْبَتُکَ أَوْصَلَتْ مُصَابِی بِفَجَائِعِ الْأَبَدِ

اى آقاى من! غیبت تو اندوه مرا به فجایع ابدى پیوند داده،

وَ فَقْدُ الْوَاحِدِ بَعْدَ الْوَاحِدِ یُفْنِی الْجَمْعَ وَ الْعَدَدَ

و فقدان یکى پس از دیگرى، جمع و شمار را نابود کرده است،

فَمَا أُحِسُّ بِدَمْعَةٍ تَرْقَى مِنْ عَیْنِی

من دیگر احساس نمى‏کنم اشکى را که از دیدگانم بر گریبانم روان است

وَ أَنِینٍ یَفْتُرُ مِنْ صَدْرِی عَنْ دَوَارِجِ الرَّزَایَا وَ سَوَالِفِ الْبَلَایَا

و ناله‏اى را که از مصائب و بلایاى گذشته از سینه‏ام سر مى‏کشد،

إِلَّا مُثِّلَ بِعَیْنِی عَنْ غَوَابِرِ أَعْظَمِهَا وَ أَفْضَعِهَا وَ بَوَاقِی أَشَدِّهَا وَ أَنْکَرِهَا وَ نَوَائِبَ مَخْلُوطَةٍ بِغَضَبِکَ وَ نَوَازِلَ مَعْجُونَةٍ بِسَخَطِک‏»

جز آنچه را که در برابر دیدگانم مجسّم است و از همه‌ی گرفتاری‌ها بزرگ‌تر و جانگدازتر و سخت‏تر و ناآشناتر است، ناملایماتى که با غضب تو در آمیخته و مصائبى که با خشم تو عجین شده است.

(کمال الدین و تمام النعمة، ج 2، ص 353 )


در احادیث آمده که به هنگام تب , سردرد , عصبیت , دل پیچه و غیرو وضو بگیرید . دلیل آن چه می تواند باشد ؟ 

بررسی‌های انجام شده نشان می‌دهد سجده در نماز بسیاری از بیماری‌ها مثل سردرد ، گرفتگی‌های عضلانی، تورم گردن، خستگی، کم هوشی و بسیاری از بیماریهای جسمی و روحی را از بین می‌برد‌. 

دانش پزشکی امروزه، به اثبات رسانده است که اگر شخصی در حدود 10 شب بخوابد و حدود 5 صبح از خواب بیدار شود (یعنی حدود 7 ساعت خواب) در ساعت حدود 1 بامداد، در بدن او برخی مواد شیمیایی شبه مرفین که به عنوان گروهی اندورفین‌ها و آنگفالین‌ها نامگذاری شده‌اند، ترشح می‌شوند که این مواد اثر مستقیم بر روی قسمتهای مختلف بدن از جمله عضلات اسکلتی دارند و منجر به راحتی و ریلکس شدن عضلات، در طول روز آینده برای فرد می‌شوند . 

5sخلاصه عبارات Seiri ( سازماندهی ), Seition ( نظم و ترتیب ), Shitsuke (انضباط), Seiso (پاکیزه سازی) و Seiketus  (استانداردسازی) می باشد. 5 S نظامی است که در ژاپن بصورت نهادینه مورد استفاده قرار گرفته و نتایج بسیار خوبی را برای واحدهای صنعتی و خدماتی به ارمغان آورده است. نتایجی که معمولاً با استفاده از این روش حاصل می گردد را می توان به اختصار به پیشگیری از حوادث , کاهش وقفه کاری , کنترل عملیات تولید و افزایش بهره وری در محیط کار عنوان نمود. بطور کلی هدف نهایی 5 S پیشگیری از اتلاف است. علیرغم اینکه سیستم 5 S به ظاهر خیلی ساده و قابل فهم است و انجام آن اصول نیز خیلی ساده به نظر می آید ولی عموماً سازمانها و واحدها برای پیاده کردن آن در عمل با مشکلات فراوان روبرو هستند. دلیل این امر را باید در ظاهر ساده آن جستجو کرد. در واقع تحقق 5 S از آن رو دشوار است که مدیران و پرسنل اجرایی از اهداف و ماموریتهای آن بصورت صحیح اطلاع کاملی ندارند. بنابراین اجرای نظام 5 S و تدارک بستر مناسب برای انجام آن تا زمانی که اصول آن به خوبی شناخته نشده کاری بسیار دشوار است. به همین خاطر به منظور آشنایی مختصر مدیران با این روش هر یک از این اصول به اختصار معرفی می گردند.

وقتی زندگی خوب پیش نمی‌رود، این ۸ نکته را به خاطر بیاورید:

۱- درد ،بخشی از رشد کردن است.
۲- همه چیز در زندگی گذرا و موقتی است.
۳- نگران بودن و شکایت کردن چیزی را عوض نمی‌کند.
۴- جای زخم‌های شما نشانه قدرتتان هستند.
۵- هر مشکل کوچک، قدمی رو به جلو است.
۶- منفی بودن دیگران مشکل شما نیست. 
۷- اگر قرار باشد اتفاقی بیفتد، بالاخره خواهد افتاد. 
۸- بهترین کاری که می‌توانید بکنید این است که به راهتان ادامه دهید.

·        در شهر شلم شوربا بعضی مسئولین گوشی دستشان است ولی باز هم نمی شنوند

·        در شهر شلم شوربا بعضی  مسئولین دمشان گرم است و بعضی ها بازارشان

·        در شهر شلم شوربا بعضی مسئولین به هم میخورند و بعضی ها با هم.

کلید درهای بسته

می گویند: هرکس نام مادر حضرت موسی (ع) رابرهرقفل بسته ای بخواند آن درباز می شود...نقل است: "آقاسیداحمدکربلایی " وقتی کلیدحجره اش راگم کرد به فکر فرو رفت وپس از اندکی فرمودمگر جده ام  حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها از مادرموسی کمتراست؟ نام حضرتش رابرزبان جاری ساخت وگفت: یافاطمه...وقفل راکشید ودر باز شد.

منبع:هزارویک کلمه /ایت الله حس زاده املی /ج3/ ص44


دراحادیث داریم:

۱- صلوات همیشه مستجاب است

۲- خداوند می فرماید: من حیا می کنم که اول وآخر دعایی رامستجاب کنم اما وسط آن را مستجاب نکنم.

  • از کنارهم گذاشتن این دوحدیث نتیجه می گیریم:
  • اول وآخر دعای خودرا صلوات قراردهیم ووسط آن را دعای خودمات تامستجاب شود.

آرد سیب ، رفع خون دماغ ،دفع سمومات .
در این مورد شخصى بنام ابن بکیر نقل مى کند:
رعفت سنه بالمدینة ، فسال اصحابنا ابا عبدالله (ع ) عن شى ء یمسک الرعاف ، فقال : اسقوه سویق التفاح ، فسقونى فانقطع عنى الرعاف
در شهر مدینه مبتلا به خون دماغ شدم ، دوستان من خدمت امام جعفر صادق (ع ) رفتند، و از آن حضرت داروى آنرا خواستند، حضرت فرمود: به او آرد سیب توام با آب بخورانید، به دستورحضرت عمل کردم و خون دماغ قطع شد.. "وسائل ج17ص128"


تمامی نامهاتوسط فرامرزمیرشکارترکیب وایجادشده است.

 

تازگی ودلنوازی وپرمحتوایی ملاک ساخت نامهای ترکیبی جدید بوده است.

 

محمدآرین:محمد(ستوده)+آرین : سفید پوست آریائی

 

محمداوژن:محمد(ستوده)+اوژن : شکست دهنده ، دشمن برانداز


تشنه بودن امام حسین یک طرف اما حدیث عطشانی امام حسین آتشی است برجگرعالم. عطشانی حسین آنگاه نهایت معنای خود راباز می یابد که حسین را درگودال قتلگاه  درحالیکه زخم ازستاره برتنش افزون دیدی باشی ،

->