آتش و آب و آبرو با هم :: فرامرز میرشکار مبارکه

فرامرز میرشکار مبارکه

نویسنده،شاعر،مدرس تفسیرقرآن کریم،کارشناس ارشدمدیریت اموزشی

فرامرز میرشکار مبارکه

نویسنده،شاعر،مدرس تفسیرقرآن کریم،کارشناس ارشدمدیریت اموزشی

آتش و آب و آبرو با هم
هر سه گشتند در سفر، همپا

عهد کردند هر یکى گم شد. 
با نشانى ز خود  شود پیدا

گفت آتش به هر کجا دود است
میتوان یافتن. مرا آنجا

آب گفتا. نشان من پیداست. 
هر کجا باغ هست و سبزه بیا

آبرو رفت و گوشه اى بگرفت. 
گریه سر داد گریه اى غم زا

آتش آن حال دید و حیران شد. 
آب. در لرزه شد. ز سر تا پا

گفتش آتش. که گریه ى تو ز چیست ؟
آب گفتا. بگو نشانه   چو ما

آبرو لحظه اى به خویش آمد
دیدگان پاک کرد و داد ندا

گفت. محکم مرا نگه دارید
گر شوم گُم نمیشوم پیدا
...

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال مطلب-نظر-سئوال

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
->