ای دریغ از ما که بی باور شدیم :: فرامرز میرشکار مبارکه

فرامرز میرشکار مبارکه

نویسنده،شاعر،مدرس تفسیرقرآن کریم،کارشناس ارشدمدیریت اموزشی

فرامرز میرشکار مبارکه

نویسنده،شاعر،مدرس تفسیرقرآن کریم،کارشناس ارشدمدیریت اموزشی

ای دریغ از ما که بی باور شدیم

آنقدر ماندیم تا کافر شدیم

غنچه ها گل داده و پرپر شدند

وای ما کز ریشگی بی بر شدیم

نام باران سبزه زاران کرده شان

ما فقط از اشک حسرت تر شدیم

از در و دیوار حکمت می وزید

چشم دل بستیم و  کور و کر شدیم

جان شدند از شوق  جانان جملگی

ما زجان بگذشتگان پیکر شدیم

سنگهای کوچه هم گوهر شدند

ما طلا بودیم و خاکستر شدیم

بس که خود رایی به جان هامان نشست

عاقبت بی راه و بی رهبر شدیم

مصلحت هامان چنان شد پرسکوت

تا که همکار ستم گستر شدیم

از قلم هامان صدایی برنخاست

تا  که آخر هیمه ی اخگر شدیم

بی غزل آنقدر ماندیم ای شمین

 تا که بی دلدار و بی دلبر شدیم


فرامرز میرشکار1378

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال مطلب-نظر-سئوال

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
->