در سال ۹۲۲ ق. مطابق با ۱۵۴۳میلادی در محله قدیمی ‌‌چهارمردانِ قم، در خانواده ‌ای متدین کودکی دیده به جهان گشود که نامش را «احمد» گذاشتند. این نورسته دوران کودکی را تحت پرورش ‌های اخلاقی و ایمانی پدری پارسا که عاطفه و مودت در او موج می ‌‌زد، سپری کرد. مراقبت ‌های ویژه خانواده و تأثیرپذیری از فرهنگ قرآن و عترت، احمد را از همان سنین طفولیت به عنوان کودکی مشتاقِ فضیلت و علاقه ‌مند به دیانت و پاکی بارآورد.

او وقتی به سنین نوجوانی گام نهاد، تصمیم گرفت به تحصیل علوم دینی روی آورد. وی در این راه، آن چنان موفقیتی کسب کرد که پس از مدت زمانی نسبتاً کوتاه، به مدارج علمی ‌‌دست یافت.

این توفیق علمی ‌‌موجب گردید که در دوران جوانی به لقب «شیخ» مفتخر گردد و استادان و برخی دانشوران حوزه ‌ای که در آن درس می ‌‌خواند، مقام علمی‌‌ و شایستگی ‌های وی را در آموختن علوم دینی تکریم کنند.

هجرت بابرکت

شیخ احمد از طریق پدر و آشنایان و همکارانش، اطلاعاتی در مورد سرزمین ‌های دیگر به دست آورد و عده ‌ای از بازرگانان برایش خاطرنشان ساختند که مسافرت با کشتی از طریق بنادر خلیج فارس و دریای عمان و روی آوردن به نواحی جنوب شرقی آسیا چقدر جالب و پرماجرا است.


شیخ احمد هم علاقه ‌مند گردید همراه برادرش محمدسعید در یک سفر تجارتی، به آسیای جنوب شرقی برود تا در صورت مساعدبودن شرایط اجتماعی و فرهنگی آن مناطق، پیام توحید و کلمه طیبه حق را به گوش انسان ‌های تشنه حقیقت برساند.

سرانجام این پرورش یافته مکتب تشیع با کوله ‌باری از علم و ایمان به همراه برادرش بار سفر بست و در سال ۱۶۰۲ میلادی و در دوران زمامداری نارسوآن (۱۵۹۰-۱۶۰۵ م) به وسیله یک کشتی بزرگ ایرانی و از طریق سواحل جنوب شرقی ایران پس از طی مسیری پرمخاطره و پشت سرنهادن توفان ‌های دریایی، وارد تایلند گردید.

در آن زمان به دلیل رونق تجاری، گروه ‌های زیادی از بازرگانان اروپایی، عرب و ایرانی در این شهر بسر می ‌‌بردند. به همین دلیل مسافران کشتی حامل شیخ احمد و برادر کوچکترش محمدسعید به منظور تجارت رهسپار تایلند گردیده بودند؛ اما در آن میان، شیخ احمد می ‌‌خواست با توانمندی علمی‌‌ و تسلط به چندین زبان خارجی، رایحه عطرآگین توحید را در تایلند بپراکند و بوستانی از فضیلت فراهم سازد.

در آن زمان شهر آیودیا – مرکز سابق تایلند – شهر کوچکی بود که نارسوآن به توسعه ‌اش همت گماشت. این شهرِ تازه رشد یافته، دارای خلأهایی بود که تجار خارجی می ‌‌توانستند با معلومات خویش این کاستی ‌ها را ترمیم کنند و تنها به تجارت اکتفا نکنند و به کارهای اجرایی هم مشغول شوند. این امر موجب شد که مردمان سرزمین ‌های دیگر در امور اداری و حکومتی تایلند نیز فعالیت کنند.

حکمران ‌ها اگر چه بودایی بودند، ولی اجازه رشد و نمو به عقاید و مذاهب دیگر را می ‌‌دادند. لذا نژادهای گوناگونی در دربار فرمانروایان حضور داشتند. تشکیلات حکومتی مرکز مهمی ‌‌برای ورود فرزانگان و افراد لایق به پست ‌های اداری بود. افراد شایسته و توانا می ‌‌توانستند ضمن اقامت در آن سرزمین، از حمایت ‌های حکمرانان بهره ‌مند شوند. دولت وقت سیاست همگرایی را به جای همانندسازی اتخاذ کرد و این شیوه مطلوب به مسلمانان اجازه داد با آرامش در آیودیا سکونت گزینند و به دلیل بروز توانایی ‌های ویژه در آنان، بیش از ملیت ‌های دیگر وارد حکومت شوند و بسیاری از پست ‌های حساس را در نیروی انتظامی، دریایی و خدمات اجتماعی احراز کنند و همانند مردم سیام (تایلند) درجه و القاب دریافت کنند. چنین سیاستی ارتباطات اجتماعی را استوار و با ثبات کرد و مسلمانان بدون هیچ گونه آزار و اذیتی توانستند بر دیانت خویش باقی بمانند و با تبلیغات خود، افراد تایلندی را جذب مذهب خویش نمایند؛ با آنان پیوند برقرار کنند و در مجاور معابد بودایی، مساجدی بنیان نهند.

* رسیدن به مقامات عالی سیاسی و اجتماعی در تایلند

منش و رفتار شیخ احمد به گونه ‌ای بود که حتی افراد بودایی که به صورت افراطی از آیین خود دفاع می ‌‌کردند، به مذهبی که شیخ احمد مبلّغ آن بود، روی آوردند. وی هم عاشقانه خود را وقف جامعه مسلمانان تایلند کرد و به عنوان رهبر و راهنمای آنان احکام و فرایض دینی را تبیین کرد و در ترویج باورهای شیعه نهایت اهتمام را به خرج داد.

شیخ احمد علاوه بر فعالیت ‌های دینی، از تلاش برای پیشرفت و سعادت محل اقامتش غافل نبود. او در محیط آزاد و قانونمندی چون آیودیا به دلیل ذکاوتی که در امور اقتصادی از خویشتن نشان داد و نیز با شایستگی در مدیریت و صفات فردی یک مسلمان صدیق و باپشتکار، به مقامات عالی سیاسی و اجتماعی در تایلند نائل آمد.

بی ‌پیرایگی، مردم ‌داری، مهرورزی، همزیستی با فرودستان، چشم‌ پوشی از زخارف دنیا و مهم تر از همه، پایبندی به ارزش‌ های معنوی دین مبین اسلام رمز موفقیت او به شمار می‌‌ روند. همچنین کوشش ‌ها و موقعیت ‌های این عنصر گرانمایه، مؤید این حقیقت مسلم است که تعالیم اسلام هماهنگ با فطرت آدمیان از هر قوم و نژاد و سرزمینی است و اگر غبارهای شرک و کفر و آفات خرافات و افکار موهوم از تمایلات عالی انسان ‌ها زدوده شود، نور توحید بر اعماق وجودشان می ‌‌تابد.

* ساخت مسجد به جای معبد

شیخ احمد پس از یک دهه تلاش مستمر، توانست گروه چائوسن (چائومن) را تشکیل دهد تا به وی در امر تبلیغ دین اسلام در جنوب شرقی آسیا کمک کنند؛ با تلاش وی و دوستان وفادارش، جامعه مسلمانان به شهرت فرهنگی و سیاسی بالایی دست یافتند و هر روز بر تعداد آنان افزوده شد. حضور پرقدرت او در دربار سیام، سبب مسافرت تاجران مسلمان به این منطقه گردید و توافق ‌نامه ‌های تجاری پرسودی منعقد گردید.

فرمانروای وقت، مسلمانان را به عنوان یک اقلیت به رسمیت شناخت؛ زیرا توسعه کمّی و کیفی آنان در سیام افزایش یافته بود و شیخ احمد قمی ‌‌به عنوان رئیس این جامعه دینی برگزیده شد. توطئه برخی عوامل بیگانه، از جمله مهاجمان ژاپنی که می ‌‌خواستند در تایلند آشوب به پا کنند، با فراست و حکمت این شیخ وارسته ناکام ماند و به این ترتیب، مسلمانان در دربار احترام و اعتبار بیشتری به دست آوردند؛ به طوری که بنا به تقاضای شیخ احمد، حاکم وقت فرمان داد معبدی را ویران کرده، به جای آن مسجدی بنا کنند. این مرکز عقیدتی در منطقه دشت بانیکوک بنا گردید.

* موقعیت ممتاز شیخ احمد و ازدواج با دختر تایلندی

در طول این ده سال، شهرت شیخ احمد چنان رو به تزاید رفت که ملاقات و همکاری با او در امور بازرگانی و فرهنگی، جزو آرزوهای بزرگ تاجران و مسافران و حتی نیروهای بومی ‌‌به شمار می ‌‌رفت. در این موقع شیخ با دختری از خانواده ‌ای متشخص به نام «اُب چوای» ازدواج کرد که نتیجه این وصلت، یک دختر و دو پسر بود. پسر بزرگتر «چوئن» نامیده شد؛ ولی فرزند کوچکتر (ذکور) قبل از آن که به سن ده سالگی برسد، بر اثر بیماری آبله درگذشت؛ دخترش «شی» نام داشت. به این ترتیب، یک خانواده تایلندی از نسل شیخ احمد شکل گرفت.

موقعیت تجاری شیخ احمد که با ویژگی ‌های اخلاقی او توأم گردیده بود، اعتماد و اطمینان گروهی از بازرگانان را چنان برانگیخت که او را به عنوان رئیس صنف خود برگزیدند. همین انتخاب، به وی امکان داد تا گاهی به دیدار فرمانروای آیودیا برود و در این ملاقات ‌ها امتیازات مهمی برای رونق کارهای خویش و یارانش به دست آورد. در این هنگام نارسوآن – فرمانروای وقت – درگذشت و برادرش «اکاتوت ساروت» به قدرت رسید.

* رفع کردن تنش و اختلاف بین شاهزادگان

حاکم جدید بیشتر به عمران و بهبودی اوضاع اجتماعی و اقتصادی سرزمین تحت قلمرو خود می ‌‌اندیشید. طبیعی است در این دوره، تاجران هوشمند و باذکاوت موقعیت مناسب ‌تری به دست آوردند و زمینه بسط اقتدارشان فزونی گرفت. به دلیل رابطه شیخ احمد با یکی از درباریان، که «چائومن سوراساکتی» نام داشت، رفت و آمد او به مقر حکومت گسترش ویژه‌ ای یافت و در موقعیتی قرار گرفت که از نزدیک ناظر تحولات داخلی باشد و از منازعات سیاسی مخفی، که پس از به قدرت رسیدن اکاتوت ساروت میان شاهزادگان در حال تکوین بود، باخبر گردد. او برای رفع این اختلافات تدابیری اندیشید و بانفوذی که در دربار داشت و با تدبیر و حکمت، توانست شعله‌ های تفرقه و دشمنی را خاموش کند.

در همین زمان، استعمارگران هلندی و در کنارشان سیاستمداران انگلیسی به منطقه وارد شدند تا با حیله ‌هایی از رونق اقتصادی تایلند بهره ببرند. رقابت شدید سیاسی و تجاری بین قوای استعماری و تجار و صاحب منصبان سیامی ‌‌(تایلندی) ارمغان شوم این فزون طلبی باطل بود؛ اما شیخ احمد، خود را از درگیر شدن در چنین رقابت خطرناک دور نگه داشت و کوشید تا جامعه آیودیا را از این حیله جدید آگاه سازد.

* مسئول مدیریت امور اقلیت ‌های خارجی

طی سال‌های ۱۶۰۵ تا ۱۶۱۵ میلادی چائوسن سوراساکتی با تأثیرپذیری از افکار و اندیشه‌ های شیخ احمد، نفوذ خویش را در دربار افزایش داد و در سال ‌های ۱۶۰۹ و ۱۶۱۰ میلادی با کمک سونگ هام برای در دست گرفتن قدرت، یکی از متنفذترین شخصیت ‌های کشور درآمد. حاکم جدید وزارت امور داخلی و مدیریت تجارت امور خارجی را به سونگ هام سپرد و او نیز مسئولیت مدیریت امور اقلیت ‌های خارجی را به شیخ احمد تفویض کرد.

موقعیت فرهنگی و نفوذ اجتماعی شیخ احمد موجب شد تا مدیریت توسعه بندر و گمرک آیودیا را به دست آورد. شیخ احمد، پس از چندی به عنوان دومین فرد پس از وزیر خارجی و بازرگانی در تصمیم‌ گیری ‌های مهم کشور تایلند برگزیده شد و پس از درگذشت دوستش چائومن، به جانشینی او منصوب گردید. شیخ احمد در تمامی ‌‌دوران حکومت «اکاتوت ساروت» (۱۶۰۵-۱۶۱۰ م) و «سونگ هام» (۱۶۱۰-۱۶۲۸ م)، که حاکمی ‌‌عادل بود، در مقام خویش باقی ماند؛ اما در سال ۱۶۲۸ میلادی علی ‌الظاهر به دلیل سالخوردگی و در واقع به دلیل مخالفت «چتا» در دوران کوتاه سلطنتش با وی برکنار گردید.

ارمغان لیاقت

شیخ احمد در زمانی که قائم مقام ریاست وزارت امور خارجه تایلند بود به گسترش روابط سیاسی این کشور با سایر سرزمین‌ ها اقدام ورزید و از این رو، گروهی از نمایندگان حکومتی سیام (تایلند) را به ژاپن فرستاد تا با آن کشور روابط دوستانه ایجاد کنند.

* شیخ احمد، وزیر اعظم کشور تایلند

گفته می ‌‌شود در زمان ساگهام شاه، چائوفریاچاکری پیر (وزیراعظم) درگذشت و در همان زمان مهاس نا، رئیس امور نظام نیز وفات یافت و این دو پست با اهمیت خالی ماند. حاکم تایلند کسی را به جای آنان معیّن نکرد و وظایف آنان به معاونان محوّل گردید. در آن زمان تاجران ژاپنی با قایق به آیودیا می‌‌آمدند و بساط خود را در بیرون دروازه شهر می ‌‌گسترانیدند؛ این بازرگانان، دچار مشکلی مالی شدند و به اداره امور خارجه مراجعه کردند؛ اما به دلیل بی‌ کفایتی رئیس آن منطقه، به این تقاضا رسیدگی نشد.

ژاپنی ‌ها از شدت خشم شورش کردند. شاه که سنین کهن سالی را می ‌‌گذرانید، ترسید و متواری گشت؛ اما رئیس عالی مقام امور کشوری همراه با شیخ احمد قمی ‌‌برای سرکوب شورش، چندین هزار نفر از چینی ‌ها، خائق ‌ها و تایلندی ‌ها را سازماندهی و مسلح کردند. برخی از ژاپنی ‌ها کشته شدند و عده ‌ای با قایق ‌های خود به تنگه چائوفریا فرار کردند و عده ‌ای دستگیر شدند.

شیخ احمد، نیروهای خود را به مرکز فرمانروایی تایلند فرستاد تا آن را از هجوم شورشیان ژاپنی در امان نگه دارند. پس از این اقدامات شجاعانه که با پیروزی توأم بود، ساگهام، شیخ احمد را به سمت وزیر اعظم کشور گماشت و به او مدال سلطنتی اعطا کرد و «فراماها آمارت» به مقام وزیر عالی امور نظامی ‌‌منصوب گردید. شیخ احمد همچنان نفوذ و مقامش را در دربار حفظ کرد تا زمانی که «سامت فارا چائوسانگ هارم» بر اریکه قدرت تکیه زد. در طی ۲۵ سال، بین سال ‌های ۱۶۳۰ تا ۱۶۵۵ م. به عنوان وزیر اعظم سیام، خدمات مذهبی و اجرایی باارزشی انجام داد و سرزمین تایلند در این دوران با همسایگان در صلح و صفا روزگار گذرانید. شیخ احمد در طی زمامداریی شش پادشاه آیودیا، در پست ‌های مهم دولتی خدمت کرد. او از اعتماد و اطمینانی که به دست آورده بود، برای تبلیغ اسلام همراه با پیشرفت و توسعه سیاسی، اقتصادی مرکز حکومت تایلند بهره گرفت و سعادت معنوی و مادی را به دوستان مسلمانش در سیام هدیه کرد.

* رهبر جامعه مسلمانان تایلند

شیخ احمد، اولین شیخ الاسلام تایلند است که لیاقت خود را در امور فرهنگی و سیاسی نشان داد و موفق گردید از سوی پادشاه به مقام «چائوفایاراج نایوک»، که به معنی وزیر اعظم می ‌‌باشد، دست یابد. همچنین با عنوان چائوفرا شیخ احمد راتانادی بودی، یعنی رهبر جامعه مسلمانان تایلند گرفت. پراسات سونگ به خاطر کوشش ‌های توأم با صداقت و درستی شیخ احمد، او را با مقام افتخاری وزارت امور اجتماعی و عنوان وزیر اعظم بازنشسته کرد. زحمات او موجب شد که عده زیادی راه حقیقت را بجویند و به سرچشمه ارزش ‌های والای اسلامی‌‌ راه یابند.

شیخ احمد علاقه داشت برای سال ‌های متمادی در تایلند بماند و به امور فرهنگی و سیاسی در سطوح بالای حکومتی بپردازد و برای نشر اسلام در سیام بکوشد؛ اما برادر کوچک ترش که احساس غریبی می‌‌ کرد و برادرش هم آن قدر درگیر مسایل گوناگون بود که کمتر می ‌‌توانست با او مجالستی داشته باشد، به همراه همسر تایلندی خود به قم بازگشت و هرگز به سیام نرفت. اما در شهر قم برای آشنایان و دوستان از توفیق ‌های شگفت برادرش شیخ احمد سخن گفت و نفوذ فوق ‌العاده و اعتبار و شایستگی وی را ستود و اهل محل را از مجاهدت ‌های برادرش آگاه کرد.

* آرامگاه

در مورد تاریخ دقیق رحلت شیخ احمد قمی، مدرک مستندی یافت نشد. در حال حاضر مقبره شیخ احمد قمی‌‌ در دانشکده تربیت معلم شهر آیودیا، واقع در هشتاد کیلومتری شهر بانکوک (مرکز تایلند) همچون مزار یکی از مهم ترین شخصیت ‌های سیاسی و فرهنگی تایلند به شمار می ‌‌رود که با بنای اسلامی‌‌ و به سبک معماری مالزیایی تزیین شده است. گنبد طلایی رنگ این بنا و سبک ساخت آن، به خوبی هویت اسلامی ‌‌شیخ احمد را بازگو می ‌‌کند. در مقابل مقبره، کتیبه ‌ای سنگی قرار دارد که به اختصار زندگینامه شیخ احمد به دو زبان انگلیسی و تایلندی بر آن حک شده و ترجمه آن چنین می ‌‌باشد:

«شیخ احمد، نخست وزیر دولت سیام در آیودیا، در محله پایین در شهر قم – مرکز دینی ایران – در سال ۱۵۴۳ میلادی به دنیا آمد. شیعه اثنی عشری بود و در زمان نارسوان کبیر به این سامان مهاجرت کرد».

منبع: ستارگان حرم، جلد ۱۴، با تلخیص و ویراست