علت روحی بیماری ها براساس دیدگاه های خانم لوئیزهی :: فرامرز میرشکار مبارکه

فرامرز میرشکار مبارکه

نویسنده،شاعر،مدرس تفسیرقرآن کریم،کارشناس ارشدمدیریت اموزشی

فرامرز میرشکار مبارکه

نویسنده،شاعر،مدرس تفسیرقرآن کریم،کارشناس ارشدمدیریت اموزشی

♥ سر : سر نمایانگر ماست . چیزی که به جهان نشان می دهیم و معمولا به وسیله  آن شناخته می شویم . اگر در ناحیه ی "سر" اشکالی وجود دارد ، به این معناست که احساس می کنیم در وجود ما نقصی بزرگ هست .

♥ مو : نمایانگر نیروست . هر وقت فرد در فشار و ترس باشد ، اغلب نوارهای فولادی را می آفریند که از عضلات شانه ها شروع شده و به فرق سر می رسد ، یا حتی به صورت حلقه های کبود دور چشم ، خود را به نمایش می گذارد . زمانی که در فرق سر ، فشار جدیدی وجود داشته باشد ، ممکن است آنقدر ریشه مو را در تنگنا قرار دهد که قادر به نفس کشیدن نبوده و بمیرد که نتیجه آن ریزش مو خواهد بود . ادامه این وضعیت به تاسی سر منجر می شود! 

♥ گوش ها : نمایانگر گنجایش شنیدن هستند . اگر درد گوش و یا بیماری های مرتبط با گوش را تجربه می کنید علامت این است که در جریانی قرار دارید که نمیخواهید بشنوید! گوش درد نشانه خشم از شنیدن است . شاید علت اینکه کودکان معمولاً درد گوش را بیشتر تجربه می کنند این باشد که کودکان امکان و یا توانایی نشان دادن خشم خود از قوانین موجود را ندارند ، لذا ضعف کودک برای عوض کردن امور در گوش او درد را می آفریند! کری نشان دهنده این است که فرد برای مدت های طولانی گوش دادن به کسی را نپذیرفته است! تحقیقات نشان می دهد افرادی که نقص شنوایی دارند در کنار همسرانی با مشغله فراوان و یا با کلامی آزار دهنده مدت مدیدی زندگی مشترک را تجربه کرده اند! 

♥ چشم ها : نمایانگر گنجایش دیدن هستند . درد و تاری در چشم ها یعنی فرد نمی خواهد چیزی را درباره خود یا زندگی یا گذشته و حال و آینده خود ببیند . کودکان خردسالی که بی دلیل و به یکباره دچار ضعف چشم می شوند ، در محیط خانه شاهد و ناظر چیزهایی هستند که تمایلی به دیدن آنها ندارند و به جهت اینکه قدرت عوض کردن این شرایط را ندارند ، با ضعیف کردن بینایی خود دیگر مجبور نیستند تا این شرایط ناخواسته را به روشنی ببینند! "لوئیز هی" از افرادی که از عینک استفاده می کنند می پرسد: "آیا شما می ترسید گذشته و یا آینده را ببینید؟" او معتقد است اشخاصی که مشتاقانه تمایل به پاک کردن گذشته خود دارند زمانی که واقع بینانه به مواردی که مدتی قبل از عینکی شدن (که مایل به دیدن این موارد نبودند) نگاه کردند و به وسیله تمرینات این موارد را از تجربه خود زدودند ، شفایی حیرت انگیز پیدا کردند! 

♥ سر دردها : ناشی از اعتبار ندادن به خود است . زمانی که سردرد را تجربه می کنید از خود بپرسید که کجا و چگونه خود مسبب اشتباهی شده اید؟ خود را ببخشید و رها کنید تا سردرد به نیستی ازلی اش بر گردد! سر دردهای میگرنی نشان دهنده خشم بسیار شدید سرکوب شده است و معمولاً اشخاصی که تمایل دارند کامل و بی نقص باشند و در این راستا خود را در فشار و تنگنای شدیدی قرار می دهند به سر درد میگرنی دچار می شوند!

♥ مشکلات سینوس : هر گونه مشکلی در سینوس ها در صورتی که در سمت راست صورت و نزدیک بینی باشد ، نشان دهنده آن است که شما احساس میکنید یکی از نزدیکان شما را به نابودی می کشاند و از پا می اندازد! به عبارت دیگر شما اقتدار و توانمندی خود را فراموش کرده اید و دیگران را مسئول و مسبب ناکامی خود می دانید!

♥ گردن : عضو بسیار مهمی است ، به جهت اینکه کار حائز اهمیتی را انجام می دهد! (سر را بر روی تنه استوار نگه می دارد) گردن نشان دهنده  انعطاف پذیری تفکر فرد ، قابلیت دیدنِ روی دیگر مسائل ، همچنین دیدن نقطه نظر اشخاص دیگر را نشان می دهد . هر گونه مشکل در ناحیه گردن ، معمولاً نشان دهنده این است که فرد در مورد نقطه نظرهای خود در هر وضعیتی سرسختی ، یکدندگی و لجاجت به خرج می دهد!

♥ گلو : گلو هم مانند گردن از اهمیت ویژه ای برخوردار است و نمایانگر قابلیت فرد برای این است تا بتواند "حرف خود را بزند" یا "آنچه می خواهد ، بخواهد" یا "بگوید" و یا اعلام دارد "من این هستم" و . . . اشخاصی که در ناحیه گلو ناراحتی  و یا بیماری دارند ، احساس می کنند توان آن را ندارند که حق خود را بگیرند . گلو درد نشانه خشم است و اگر با سرماخوردگی همراه باشد در این صورت آشفتگی ذهنی را نیز به نمایش می گذارد! لارنژت نشان دهنده آن است که فرد آنقدر خشمگین است که نمی تواند حرف بزند! گلو نشانه جریان خلاقیت در بدن است و زمانی که این جریان خلاقیت سرکوب گردد و یا ناکام بماند ، اغلب با ناراحتی و یا بیماری های گلو خود را نشان خواهد داد . اشخاصی که سراسر عمر خود را برای دیگران زندگی می کنند و همواره عمر خود را در جهت جلب رضایت همسر ، خانواده ، فرزند ، رئیس و . . . می گذرانند مبتلاء به ورم لوزه ها و یا بیماری های تیروئید و مشکلاتی از قبیل می گردند چرا که خلاقیت آنها ناکام مانده و دارای این حس هستند که هرگز امکان پرداختن به علایق و خواسته های خود را نخواهند داشت!

"چاکرای پنجم" با نام "ویشودهی چاکرا" که در گلو گاه قرار دارد ، جایگاهی مهم است که دگرگونی ها در آن صورت می گیرد . هر گاه فردی در برابر دگرگونی ها مقاوت کند و یا هر زمان فرد بکوشد تا عوض شود ، اغلب در گلوگاه خود و این چاکرا فعالیت زیادی ایجاد می کند . زمانی که سرفه می کنید به این مسئله توجه کنید که در برابر چه چیزی در حال نشان دادن واکنش هستید؟ آیا این واکنش در برابر مقاومت و سرسختی است یا شاید هم فرآیند دگرگونی است که به پیش می رود . دقت کنید که در زمان سرفه خود چه افکاری را در سر دارید؟! در زمان هایی که به یکباره به سرفه می افتید ، گلوی خود را به آرامی لمس کرده و با خود ذهناً تکرار کنید: «من مشتاقم تا عوض شوم ، من مشتاقم تا عوض شوم . . . "! 

♥ دست ها : نمایانگر توانایی و گنجایش در آغوش کشیدن تجربه زندگی است . بازوان با گنجایش و ساعدها با توانایی ما ارتباط می یابند . ما انسان ها هیجانات و عواطف کهنه را در مفاصل خود جمع و ذخیره می کنیم . آرنج ها نشانه انعطاف پذیری ما در تغییر جهت هستند . آیا شما در عوض کردن مسیرهای زندگی خود انعطاف پذیر هستید یا اینکه هیجانات کهنه شما را در نقطه ای معین ثابت نگه داشته است؟

برآمدگی های گره مانند در دست ها ناشی از تفکر مفرط است . آرتروز در دست ها از انتقاد به وجود می آید . دست های مشت کرده نشانه ترس است ، ترس از دست دادن ، ترس از کمبود ، ترس از اینکه اگر دست ها باز باشند ، دار و ندار از دست برود!

♥ انگشتان دست : هر یک از انگشتان معنایی دارند . ناراحتی هر انگشت نشان می دهد که در کدام زمینه باید بیاسائید یا رها کنید . انگشت اشاره  نمایانگر "من" و ترس است . ناراحتی انگشت اشاره نشانه خشم و ترس و گویای اینکه "من" شما اخیرا از وضعیتی آزار دیده است . انگشت شست نشانه مسائل ذهنی و نگرانی است . انگشت وسط نشانه جنسیت و خشم است . (هر گاه خشمگین هستید انگشت وسط خود را بفشارید! با این عمل از خشم خود خواهید کاست! در صورتی که از یک مرد خشمگین هستید انگشت وسط دست راست و اگر از یک زن خشمگین هستید ، انگشت وسط دست چپ را با دست نگه دارید و کمی بفشارید!) انگشت انگشتری نمایانگر اتحاد و همچنین نمایانگر اندوه است . انگشت کوچک با خانواده و همین طور تظاهر ارتباط پیدا می کند . 

♥ پشت : نظام پشتیبانی ما را نشان می دهد . ناراحتی های مربوط به پشت معمولا نمایانگر آن است که فرد احساس می کند مورد پشتیبانی نیست . اکثر اشخاص متأسفانه بر این پندار هستند که تنها پشتیبان آنها خانواده یا همسر و . . . است ، در حالی که خداوند و خود زندگی و قوانین طبیعت ما را کاملاً پشتیبانی می کنند . وجود درد و یا بیماری در بخش فوقانی پشت ، نمایانگر احساس عدم پشتیبانی عاطفی است . این تجارب ناشی از افکار و اعتقاداتی چون عدم علاقه همسر ، دوست ، رئیس و . . . و عدم پشتیبانی از جانب فرد مورد نظر می باشد!

ناراحتی در وسط پشت مربوط به احساس گناه و تمام مواردی است که پشت سر گذاشته اید! آیا از دیدن آنچه که پشت سر گذاشته اید ، می ترسید؟ آیا چیزی را در گذشته پنهان کرده اید؟ آیا فکر می کنید از پشت به شما خنجر زده شده است؟ کسانی که نگرانی مالی دارند (چه بی پول باشند ، چه پولدار اما همواره در نگرانی مالی بسر می برند) معمولا" در ناحیه تحتانی پشت احساس درد دارند .

♥ ریه ها : نمایانگر گنجایش ما برای گرفتن و بیرون دادن زندگی است . ناراحتی ریه ها معمولا به این معناست که فرد می ترسد زندگی را فرو بدهد ، یا شاید احساس می کند که حق کامل زیستن و زندگی را ندارد . بیماری  بزرگ شدن ریه ها  و همین طور سیگار کشیدن ، راه هایی برای نفی زندگی است . اینگونه افراد در اعماق وجود ، خود را مستحق زیستن نمی دانند! سرزنش خود ، علت اصلی سیگار کشیدن افراد است .

♥ سینه ها : نمایانگر اصل مادر شدن است . ناراحتی در سینه یعنی برای شخصی یا جایی یا چیزی یا تجربه ای "زیادی مادری" کرده اید . اگر ناراحتی سینه سرطان باشد ، علامت نفرت و انزجاری  ژرف است از خود ، یا دیگری یا خصوصا "شرایط موجود" .

♥ قلب : نمایانگر محبت است و خون نمایانگر شادی . قلب ما با محبت ، شادی را به سراسر تن ما پمپاژ می کند . هر گاه خود را از شادی و محبت محروم کنید ، قلب چروک و سرد شده ، در نتیجه جریان خون کند و آهسته می شود و فرد را به سوی کم خونی ، آنژین صدری و یا حمله  قلبی می کشاند . در اصطلاح پزشکی ما کلمه حمله قلبی را به کار می بریم ، در حالی که به واقع این قلب نیست که به ما حمله می کند! بلکه ما در مصیبت و فاجعه ای که خود می آفرینیم ، فرو می رویم و فراموش می کنیم شادی های کوچک پیرامون خود را دریابیم . سالیان سال چنان قلب خود را می فشاریم و آن را از شادی تهی میکنیم که سرانجام از کار می ایستد! آنهایی که حمله قلبی را تجربه می کنند ، هرگز افراد شادی نبوده و در صورتی که فرصت شاد بودن را به خود ندهند ، بدون شک دوباره دچار حمله قلبی خواهند شد . خوش قلب ، خوشدل ، دلسرد ، سیاهدل ، دلگرم ، دلباز ، دل نازک و . . . با خود رو راست باشید! قلب شما چه طور قلبی است؟!

♥ معده : این معده است که تمامی عقاید و تجربه های تازه ما را هضم می کند . در زمان هایی که درد معده را تجربه می کنید ، از خود بپرسید معده شما چه چیزی و یا چه کسی را نمی پذیرد؟! چه چیزی دل و روده شما را به هم می زند؟ ناراحتی های معده نشانه آن است که نمی دانیم چگونه تجربه تازه ای را هضم کنیم و از آن می ترسیم . (زمانی که هواپیما اختراع شد تعداد بسیار زیادی از مردم به هنگام پرواز از کیسه های تهوع استفاده می کردند چون هضم این تجربه جدید برای انسان ها سخت بود . اما در حال حاضر به جهت اینکه انسان ها توانسته اند اندیشه پرواز را هضم کنند ، تعداد کسانی که از کیسه های تهوع در هواپیما استفاده می کنند بسیار نادر و انگشت شمار است!)

♥ زخم معده : علامت بارز ترس مفرط فرد از اینکه برای پدر ، مادر ، دوست ، همسر ، رئیس ، و خودمان به اندازه کافی خوب نیست و تصور اینکه آنچه که هست ، دل و روده اش را به هم می زند و تاب تحملش را ندارد! برای جلب رضایت دیگران هر کاری انجام می دهد و خود را به نابودی می کشاند! کسانی که خود را تأیید می کنند و خود را دوست دارند ، هرگز بیماری زخم معده را تجربه نمی کنند .

♥ اندامهای تناسلی : نمایانگر زنانگی و مردانگی است . هر گاه از زن بودن یا مرد بودن خود احساس آسودگی نکنید ، جنسیت خود را طرد کنید و تن خود را ناپاک و مأمن گناه بدانید ، معمولا" در این ناحیه دچار مشکل خواهید شد .

ناراحتی های مثانه ، مقعد ، پروستات و اندام های تناسلی به اعتقادهای تحریف شده درباره جنسیت و رابطه جنسی بر می گردد . انسان کبد یا چشم خود را کثیف و گناهکار نمی پندارد ، پس چرا چنین اندیشه ای را در باره اندام های تناسلی بر می گزیند؟ علم روانشناسی به اثبات رسانده است که بخش عمده ای از این نوع طرز تفکر به آموزش های غلط والدین در دوران کودکی بر می گردد . بنابراین همواره می بایست در برابر خداوند و خالق توانا شاکر باشیم و به این اصل بیاندیشیم که  همه اندام های بدن ما بر حسب وظیفه ای که انجام می دهند ، عالی ، بی نقص و بهنجار هستند . "لوئیز هی" از کسانی که ناراحتی های جنسی مانند ناتوانی جنسی ، سرد مزاجی ، عوارض پیش از عادت ماهانه بانوان و . . . دارند می خواهد که به اندام های تناسلی خود با محبت و سپاس فکر کنند و بپذیرند که رابطه جنسی شگفت انگیز است و خداوند عالم همانطور که چشم را برای دیدن و گوش را برای شنیدن خلق کرده است این اندام ها را نیز برای زاد و ولد و بقای نسل بشر و نیز کسب لذت مشروع آفریده است . او می گوید اگر موقع شنیدن و خواندن این مطلب دچار احساس خجالت یا گناه یا خشم می شوید ، از خود بپرسید که چرا بخشی از وجود خود را که خالق بی همتا آن را برای من خلق کرده است را انکار می کنم؟!

ناراحتی های تناسلی در زنان معمولاً به زخم خوردن از یک رابطه عاشقانه مربوط می شود . درد و بیماری پروستات در مردان از ترس کاسته شدن نیروی مردانگی ، بی ارزش دانستن خود و گاهی بغض نسبت به روابط خاص ناشی می شود .

سرد مزاجی نشان دهنده این اعتقاد است که لذت بردن از بدن صحیح نیست! بیماری های آمیزشی در بیشتر موارد از احساس گناه جنسی ناشی می شود . کیست ها و تاول های دستگاه تناسلی زمانی بروز می کند که فرد از نظر عاطفی هیجانزده یا آزرده است . نیاز به چند همسر داشتن که در برخی از مردان مشاهده می گردد ، به دلیل نیاز برای اثبات ارزش خود است! بسیاری از این قبیل مردان ، روابط خود را نه در جهت لذت ، بلکه برای ارضای نیاز ژرف خود برای حرمت به خویشتن می خواهند . اینجاست که تمرینات دوست داشتن خود تمام مسائل را حل کرده و فرد را به آرامشی عمیق می رساند .

♥ روده ها : درد روده ها نمایانگر عدم توانایی فرد برای رها کردن است . رها کردن چیزهایی که به آن نیاز ندارد . حتی افرادی که یبوست دارند ، اگر براستی خسیس نباشند ، معمولاً اعتماد ندارند که همیشه به اندازه کافی خواهند داشت . به روابط کهنه ای می چسبند که برایشان رنج می آفریند . می ترسند لباسهایی را که سال ها در کمد نگهداری کرده اند ببخشند و یا دور بریزند ، مبادا که روزی به آن ها نیاز پیدا کنند . در مشاغلی که آن ها را راکد نگه می دارد و خفقان ایجاد می کند سالیان سال باقی می مانند . هیچگاه یا هرگز برای تفریح خود هزینه ای نمی کنند تا پولی برای روز مبادا کنار بگذارند . 

♥ پاها : ما را در زندگی به پیش می رانند . ناراحتی های پا معمولاً نشاندهنده آن است که از پیشروی در مسیری خاص می ترسیم . ران های بزرگ و چاق علامت آکنده بودن از نفرت های دوران کودکی است . وقتی تمایل نداریم و نمی خواهیم کاری را انجام دهیم ، ناراحتی های جزئی تر پا را می آفرینیم! واریس نمایانگر ماندن در شغل یا مکانی است که از آن نفرت داریم . رگ ها توانایی حمل شادمانی را از دست می دهند . آیا شما به مسیری می روید که می خواهید؟

♥ زانوان : درد زانوان ، با انعطاف پذیری ارتباط می یابد . زانوان نمایانگر خم شدن ، زانو زدن ، غرور ، خودپسندی ، سرسختی و لجاجت هستند . معمولاً فرد به هنگام پیش رفتن می ترسد که مبادا زانوانش خم شوند و لذا انعطاف ناپذیر می گردد! این ترس ، مفاصل را سفت و سخت کرده و انعطاف و نرمی را از آنها میگیرد . او تمایل به پیش روی دارد اما نمی خواهد راه خود را عوض کند . علت اینکه اغلب شفای زانو ها به درازا می کشد این است که چون این امر به خودپسندی فرد که ریشه دار و عمیق است برمی گردد . از این پس هر زمانی که زانو درد داشتید از خود بپرسید چه زمان هایی خود را محق پنداشته اید و کجا نپذیرفته اید که  به چیزی بر خلاف میل خود تن در دهید؟ سرسختی را باید به دور افکند و رهایی را تجربه نمود! برای رهایی از درد زانو می بایست انعطاف پذیر باشیم .

♥ کف پا : به فهم و شعور ارتباط می یابد و ادراکی که از خود ، زندگی ، گذشته ، حال و آینده داریم .

♥ پوست : نمایانگر فردیت ماست . ناراحتیهای پوستی معمولاً به این معناست که احساس می کنیم فردیت ما به طریقی مورد تهدید قرار گرفته است . احساس می کنیم که دیگران بر ما اقتدار و سلطه دارند . پوست مان نازک است ، توی جلد ما می روند ، احساس می کنیم پوست ما را درسته می کنند ، و . . . فراموش نکنید که اعصاب درست در زیر پوست قرار دارند و بیماری های پوستی با بیماری های اعصاب در ارتباط هستند . یکی از سریع ترین راه های شفای ناراحتی های پوستی این است که هر روز بارها و بارها ذهناً با خود تکرار کنید : "من خود را تأیید می کنم" و با این کلام ، اقتدار خود را مجدداً به دست بگیرید .

♥ بی اشتهایی و اشتهای مفرط : نشانه نفی زندگی خود و صورت شدید انزجار از خویشتن است . خوراک اصلی ترین و اساسی ترین سطح تغذیه است . چرا به خود خوراک نمی رسانید؟ چرا می خواهید خود را مجازات کنید؟ چه چیز هولناکی در زندگیتان می گذرد ، که می خواهید یکسر خود را از آن خلاص کنید؟ نفرت از خود باعث بی اشتهایی یا اشتهای مفرط می شود . هر دو امر ، گونه هایی از مجازات خود هستند ، چرا که فرد بر این پندار است که دوست داشتنی نیست و اگر به گونه ای دیگر می بود دوستش می داشتند!

♥ آرتروز (ورم مفاصل) : بیماری ناشی از الگوی انتقاد بی وقفه است . نخست انتقاد از خود و بعد انتقاد از دیگران . کسانی که آرتروز دارند ، قربانی "کمال گرایی" خود می گردند . نیاز شدید به اینکه در همه وقت و هر شرایطی کامل و بی نقص باشند . آیا شما کسی را در این سیاره خاکی می شناسید که "کامل" باشد؟ چرا معیارهایی برای خود تعیین می کنیم که به ما می گوید برای اینکه پذیرفتنی شویم می بایست "ابرمرد" یا "ابرزن" باشیم ؟! این بیان افراطی ناشی از حسی درونی است ، اینکه : "آنقدر که باید خوب نیستم ." 

♥ آسم : "لوئیز هی" آسم را "محبت محبوس در دل" می نامد . آسم ناشی از این احساس است که حق ندارید برای خود نفس بکشید! کودکان مبتلا به تنگی نفس معمولاً وجدانی شدیداً "بیدار" دارند و از هر چه که در محیط زندگی خود نادرست به نظر می رسد احساس گناه می کنند . نخست "احساس بی ارزشی" و سپس احساس "گناه" و آنگاه نیاز به "مجازات خود ."

♥ جوش ، کورک ، دمل ، سوختگی ، بریدگی ، تبخال ، زخم ، جراحت ، التهاب و تورم : جملگی نشانه خشم هستند . ما به هر اندازه که در سرکوب کردن خشم خود بکوشیم ، این خشم راه بروز خود را خواهد یافت . خشم ، جوش و خروشی که می آفریند باید بارها رها شود و بیرون بریزد . فرد از این واهمه دارد که بروز خشم دنیایش را خراب کند ، حال آنکه کافی است با گفتن اینکه "من از این مسئله خشمگین هستم" خشم خود را تخلیه کند . البته طبیعی است که ما همیشه نمی توانیم این مسئله را به راحتی با رئیس خود در میان بگذاریم! اما می توانیم با ضربه زدن به بالش خود این خشم را آزاد کنیم یا در اتومبیل خود فریاد بکشیم یا از تکنیک های تخلیه خشم در یوگا مانند وضعیت های هیزم شکن و . . . استفاده کنیم . تمامی روش های مذکور تکنیک های بی ضرر و راهبردی جسمانی هستند که خشم نهفته درون را آزاد می سازند و فرد را به آرامش می رسانند .  

البته اشخاص معنوی اغلب معتقدند که نباید خشمگین شد ، کما اینکه در "آشتانگایوگا" یا "یوگای هشت گانه" و در اولین مرحله آن یعنی "یاما" یا "اصول انضباط شخصی" ، ما به قانون "آهیمسا" یا "پرهیز از خشونت" و "بی آزاری" اعتقاد داریم . اما این اعتقاد بدین منزله نیست که ما نمی بایست هرگز خشمگین شویم ، چرا که خشم نیز همانند دیگر احساسات انسانی هر از گاهی به دلایل مختلفی  تجربه می گردد ، اما راه های مدیریت این احساس است که تفاوت بین انسانها را ایجاد می کند . البته همه  ما در حال کوشش برای زمانی هستیم که دیگران را برای احساس های خود سرزنش نکنیم و همواره تسلط کامل را بر اعمال و رفتار خود داشته باشیم . تمام تمرینات فیزیکی و یا معنوی که چه در دین مبین اسلام به طرق مختلف به ما گوشزد شده است و چه در علوم مختلف از جمله روانشناسی ، جامعه شناسی ، و یا حتی دانش یوگا و . . . می آموزیم و یا انجام می دهیم نیز در راستای تجربه زندگی آگاهانه ، همراه با آرامش و تعالی است، اما تا زمانی که به این حس نرسیده ایم و جزئی از شخصیت ما نشده ، بهترین روش این است که احساس لحظه ای خشم را تصدیق کرده و از طریق راهکارهایی که ارائه گردید به تخلیه خشم خود بپردازیم .

♥ سرطان : ناشی از نفرت دراز مدتی است که فرد آنقدر آن را در خود نگه می دارد تا سرانجام تن را می خورد . گاه رویدادی در کودکی ، حس اعتماد را از بین می برد و این تجربه هرگز فراموش نمی شود . اینجاست که شخص با حس دلسوزی به حال خود زندگی می کند و ایجاد روابط دراز مدت پرمعنا را دشوار مییابد . به علت نظام اعتقادی خویش ، زندگی را رشته ای از نومیدی ها در نظر می گیرد و احساس درماندگی ، بیچارگی و فقدان در اندیشه اش نفوذ پیدا می کند و بدین گونه است که سرزنش دیگران برای مشکلاتش ، آسانتر می شود . مبتلایان به سرطان از خود بسیار انتقاد می کنند . "لوئیز هی" آموختن دوست داشتن  و پذیرش خود را ، کلید شفای سرطان ها می داند . (همه می دانیم که خود او با همین روش به صورت معجزه آسایی به شفای سرطان خود پرداخته و از آن پس در صدد آموزش این روش بر آمده است . هم اکنون نیز هزاران بیمار سرطانی و . . .   در مؤسسات "هی" که در سراسر دنیا وجود دارند ، از این روش شفا یافته و می یابند .)

♥ اضافه وزن : نمایانگر نیاز به حمایت است . فرد با افزایش وزن خود می خواهد خود را در برابر آزارها ، تحقیرها ، انتقادها ، سوء استفاده ها ، جنسیت و مسایل جنسی ، ترس از زندگی به صورت عام و خاص و هر چیز دیگر که خود بر می گزیند ، حمایت کند . پیکار با چربی اضافه بدون از بین بردن ریشه اصلی ، بی فایده بوده و برگشت پذیر است . دوست داشتن و تأیید خود ، اعتماد به فرایند زندگی و احساس ایمنی ، بهترین راهکار و مؤثرتر از رژیم های غذایی هستند . از اندیشه های منفی بپرهیزید تا اضافه وزن خود به خود از بین برود . متأسفانه در دوران کودکی مادران و پدران به محض مواجه شدن فرزندشان با هر مشکلی به آنها غذا می خورانند! و این کودکان در بزرگسالی به محض روبرو شدن با هر مشکلی از جلوی یخچال سر در می آورند! و بعد . . .! 

♥ سکته مغزی : نشانه تراکم لخته های خون در جریان مغز است که مانع رسیدن خون به مغز می گردد . مغز کامپیوتر بدن است و خون ، شادی . رگ ها نیز ، راه های عبور شادی هستند . اندیشه منفی مغز را مسدود کرده و برای جریان گشوده و آزادانه  محبت جایی باقی نمی گذارد . گاهی ما انسان ها زندگانی را به راهی می کشانیم که به خیر و صلاح ما نیست . در این مواقع است که گاهی حمله و ضربه می آفرینیم تا خود را وادار کنیم که به مسیری متفاوت برویم و از این طریق شیوه زندگی خویش را از نو باز سازی کنیم .

♥ خشکی بدن : نشانه دهنده خشکی ذهن است! ترس انسان ها را وادار می کند که به راه های کهنه بچسبند و نرمش و انعطاف پذیری را از دست بدهند . اگر اعتقاد داشته باشیم که برای انجام هر کاری فقط یک راه وجود دارد ، اغلب پی می بریم که سفت و سخت شده ایم . "ویرجینیا ساتیر" یکی از بهترین و مشهورترین درمانگران می گوید : که در"پژوهشی احمقانه!" پی برده است که برای شستن ظرف ها ، بسته به اینکه چه کسی و با چه چیزی ظروف شسته شوند ، بیش از  250 روش مختلف وجود دارد! زمانی که دیدگاه ما این باشد که تنها "یک راه" یا "یک دیدگاه"  وجود دارد ، بنابر این تقریباً اکثر درها را به روی خود بسته می بینیم و یا به عبارت بهتر اکثر درها را به روی خود می بندیم! پس فراموش نکنیم که همیشه انعطاف پذیر باشیم ، چرا که خواهیم توانست راه های جدیدی را بیابیم! (مصداق بارز جمله معروف : یا راهی خواهم یافت . . . یا راهی خواهم ساخت . . .) در اینجا لازم است که با توجه به لیست الگوهای ذهنی توجه داشته باشید که عدم نرمش و انعطاف پذیری مربوط به کدام ناحیه از بدن شماست و با بررسی لازم تشخیص دهید که در کدام بخش از ذهن خود دچار سختی و خشکی شده اید . 

♥ تورم بدن : نشانه مسدود بودن و ایستایی اندیشه عاطفی است . ما اوضاعی را می آفرینیم که آزارمان می دهد و آنگاه به این خاطره ها می چسبیم . تورم اغلب نمایانگر اشک های فرو نریخته و احساس گیر کردن و در تله افتادن ، یا سرزنش دیگران برای محدودیت های خودمان است . گذشته را رها کنید و اجازه دهید تا ذهن پاک شود . از اندیشیدن به آنچه که که نمی خواهید ، دست بردارید . از نیروی خلاقه ذهن خود برای آفرینش آنچه می خواهید استفاده کنید ، در این صورت است که  تورم های بدن از بین خواهند رفت .

♥ تومورها : رشدهای کاذب هستند . صدف برای حمایت از خود ، به دور یک دانه کوچک پوسته ای ضخیم می کشد ، که ما آن را مروارید می نامیم . ما نیز همین عمل را اما در جهت منفی انجام می دهیم . ما انسان ها آزاری کهنه را بر می داریم ، می پرورانیم و از آن بسیار وسواس گونه محافظت می کنیم تا هرگز از بین نرود و تا ابد ماندگار بماند! در نهایت با این انتخاب توموری را می سازیم و شکل می دهیم! "لوئیز هی" تومورهایی را که گاهی بانوان با آن روبرو می شوند ، عارضه "او به من بد کرد" می نامد! او معتقد است زنانی که آزاری عاطفی می بینند و احساس می کنند به زنانگی آنها لطمه وارد شده  است، دچار کیستهای مختلف می شوند .

♥ تصادفات : فقط تصادف نیستند! مانند هر چیز دیگر زندگی ، ما آنها را می آفرینیم! و به سمت خود جذب می کنیم! انسان ها لزوما" نمی گویند : "من میخواهم تصادف کنم! اما صاحب آن الگوهای ذهنی هستند که می تواند تصادف ها را به طرق مختلف به سوی خود فرا بخوانند . بعضی از مردم همیشه در معرض تصادفات هستند و بعضی ها در هیچ حادثه ای یک خراش هم بر نمی دارند! (ممکن است در اخبار و یا صفحات حوادث روزنامه ها هر از گاهی با تیترهایی روبرو شویم که فرضاً دختری از پشت بام یک خانه پنج طبقه سقوط کرد و به طرز معجزه آسایی ، بدون کوچکترین جراحتی جان سالم بدر برد! که امری باورنکردنی به نظر می رسد!) به هر حال ، هر گونه تصادف نمایانگر خشم است و نشانگر انبوهی از ناکامی ها! به علت این که  فکر می کنید این آزادی را ندارید که حرفتان را بزنید . ضمناً نمایانگر عصیان بر ضد قدرت نیز هست . آنقدر خشمگین می شوید که دلتان می خواهد مردم را بزنید! اما در عوض ، خودتان ضربه می خورید . ما انسان ها به هنگام خشم از خود ، احساس گناه می کنیم و چون نیاز به مجازات پیش می آید ، تصادفات را برمی گزینیم ، چرا که بهترین راهکار برای ارضای این نیاز است . گاهی احساس می کنیم که تصادف پیش آمده تقصیر ما نیست و ما قربانی درمانده بازی سرنوشت هستیم . اما الگوی ذهنی مورد بحث ما خلاف آن را به اثبات می رساند . هر تصادف این امکان را به ما می دهد که برای جلب همدردی و توجه ، به دیگران رو کنیم . بعد از آن هم ، مدتی طولانی ، حسابی در بستر بیاسائیم و درد بکشیم! بسته به این که درد در کدام ناحیه از بدن ما باشد ، می توانیم دریابیم که در کدام زمینه از زندگی احساس گناه می کنیم . میزان صدمه جسم نیز ، نمایانگر شدت نیاز به مجازات و محکومیت است .

نظرات  (۱)

اگر خون نمایانگر شادیه پس فشار خون نمایانگر چیه؟یعنی فشار شادی زیاد میشه که سکته میکنن مردم؟تو این حالت که دقیقا برعکسه.

ارسال مطلب-نظر-سئوال

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
->