در تاریخ مشروطه آمده است روزی حسن وثوق وزیر خارجه وقت اولتیماتوم دوم، دولت روس را به مجلس(مجلس دوره دوم مشروطه) آورد.
۴۸ ساعت مهلت داده بودند که در صورت نپذیرفتن به ایران لشگر کشی می‌کنند، البته در اولتیماتوم اول دسته هایی از سپاه روس به رشت وارد شده بود، وزیر مختار روس در نامه خود به دولت اعلام کرده بود تا پایان مهلت ۴۸ساعته لشگر روس در رشت خواهد ماند و پس از آن اگر پاسخ به دلخواه آنان نبود بسوی قزوین پیش خواهد آمد.

در این اولتیماتوم ضمن خواستار برکناری مسئولان خارجی خزانه داری ایران، بکارگیری افراد خارجی را منوط به هماهنگی با دو دولت (روس و انگلیس) نموده بودند.
مورگان شوستر در خاطرات خود می نویسد: مجلس در یک سکوت ژرفی قرارگرفت. ۷۶تن از نمایندگان از پیرو و جوان و آخوند و پزشک و بازرگان و شاهزاده، بی هیچ تکانی در جاهای خود نشستند. یک آخوند گرانمایه ای به پا برخاست. این مرد خداپرست گفتار بس کوتاهی رانده چنین گفت: شاید خدا خواسته آزادی ما را با زور از میدان بردارند ولی ما نبای با دست خود آن را از میان برداریم.
این مرد الهی شهید آیت الله مدرس بود که امام خمینی هم بارها از این حادثه بعظمت و افتخار یاد کرده است.
پس از این بود تعداد دیگری از نمایندگان سخنان آتشین ایراد کردند و اولتیماتوم را رد نمودند.در تاریخ هیجده ساله آذربایجان از مورگان شوستر چنین نقل کرده است؛ شادروان خیابانی گفتار آرام ولی بس استواری سرود و دلیل ها بر آن گفتار خود آورد. هشترودی سخنان تند و بسیار دلیرانه راند و دهخوارقانی به دوسه جمله بس استواری بسنده کرد.(هرسه نمایندگان تبریز در مجلس دوم بودند)
این حادثه با همه تبعاتش گذشته است لکن همچنان نام نیک از شهید مدرس و شهید خیابانی و دیگر نمایندگان شجاع و آگاه باقی مانده است.
مصوبات امروز مجلس و نمایندگان محترم هم روزی در معرض قضاوت آیندگان قرار خواهد گرفت. همچنانکه افکار عمومی جامعه نظاره گر تصمیم آنها هستند.