فرامرز میرشکار مبارکه

نویسنده و صاحب نظر فرهنگی، هنری ، اجتماعی

معجزه، امری عقلانی

  • ۱۲۹
معجزه، امری عقلانی

معجزه ،امری عقلانی است و آنچه عقلانی نیست نه امکان ایجاد دارد و نه عقل ، امکان ایجاد آن را می پذیرد. چراکه فقط آنچه امکان بر ایجاد دارد عقلانی است و لذا ممکن الوجود و عقل دو امر غیرقابل تفکیک هستند.

 آنچه از معجزات انبیای عظام دیده و شنیده شده است همه اموری ممکن الوجود بوده‌اند و تاکنون هیچ امر ممتنع الوجود ی از هیچ پیامبری حادث و ایجاد نشده است چرا که از نظر عقل ، غیر از ممکن الوجود قابلیت ایجاد ش عقلانی نیست و هرچه عقلانی نیست ، شدنی نیست.

و صد البته ایجاد ممکن الوجود نیز به معنای امکان ایجاد برای هر انسانی نیست بلکه معجزه همان امری است که انسان در می یابد از حیطه ایجاد او خارج است اما امکان آن به دست قدرتی بالاتر از قدرت انسانی شدنی است و اگر انسانی آن را ایجاد کرد مطمئناً از سر قدرت انسانی ایجاد نکرده و نشانه اتصال او به قدرت بالاتر و اذن صاحب ممکن الوجودات است.

و اگر در طول تاریخ ازپیامبران درخواست معجزه از پیامبران می شده است نه به معنای چیزی نشدنی بلکه به معنای امری شدنی که جز با اراده و اذن  الهی امکان شدن را ندارد بوده است . چرا که انسان ها می دانند آفرینش کار خداست و اگر از پیامبری مانند :حضرت صالح علیه السلام درخواست می‌کنند تا شتری با فلان مشخصات خارق العاده با بچه اش ناگهان از کوه پدید آیند امری نشدنی برای خدا را درخواست نکرده‌اند بلکه می دانسته اند که خداوند آفریننده همه چیز است اما آنچه مهم است اینست که خداوند برای اثبات درستی و راستی پیامبرش به این آفرینش، سرعتی خارق العاده و با ویژگی هایی شدنی اما تاکنون ایجاد نشده ببخشد و ویژگی‌هایی که قابلیت ایجاد دارد اما سابقه ایجاد نداشته است را به منصه ی  ظهور برساند و لذا در معجزه امری ممکن الوجود اما خارق العاده برای اثبات نبوت اتفاق می افتد و اثبات نبوت، نقش محوری در علت ظهور معجزه دارد. و در همین راستا آنچه سبب بروز معجزات الهی شده است اولاً: به علت انکار مقام نبوت و پیامبری بوده است و بشر امکان اینکه فردی از جانب خداوند متعال، صاحب پیغام باشد را بعید می دانسته چرا که آن فرد را با خود مقایسه می کرده است که اگر من نتوانم به خداوند متصل باشم و پیام او را دریافت کنم پس دیگری هم نمی‌تواند و هیچگاه با خود فکر نکرده است که اشکال در گیرندگی اوست نه در فرستندگی خداوند ، مانند این که ما امواج رادیویی را به خاطر اینکه خودمان نمی‌توانیم آن را دریافت کنیم منکر شویم در حالی که اگر گیرنده ای وجود داشته باشد آن را آشکار می‌کند و آن امواج را به منصه ظهور می رساند.

و لذا انکار فرستندگی خداوند و گیرندگی بشری همانند وی، باعث می‌شد تا انسان از مدعیان نبوت بخواهد که اگر مدعی گیرندگی و ارتباط با خداوند هستند کاری که خداوند می تواند انجام دهند اما سابقه انجام نداشته است را انجام دهد. و لذا هیچ یک از مخالفان نبوت هیچگاه نخواسته اند که مثلاً خداوند، خداوند دیگری را ایجاد کند چرا که خداوند یعنی: وجود بی نیاز و اگر بر فرض محال ،خداوند ،خدای دیگری ایجاد کند خدای دوم در آفرینش خود ، نیازمند خدایی دیگر بوده است و آنچه ایجاد می شود اصلاً خداوند به معنای وجود بی نیاز نیست و عقل انسان نمی پذیرد که چیزی که در آفرینش خود ، نیازمند به دیگری است بی نیاز مطلق نامیده شود . و لذا از نظر عقل ،آنچه همتا دارد کلاً نمی تواند خدا باشد،چون خداوند وجود یگانه ای است که چیزی همانند او نیست و اگر چیزی همانند داشته باشد چه نیاز است که او را منحصر به فرد بدانیم و سراغ همانندش نرویم و اگر سراغ آن همانند برویم با وجود همانند دیگر، باز هم چه نیازی است که سراغ آن همانند دیگر برویم و سراغ دیگری نرویم؟ و به همین خاطر در اینجا یک تسلسل و دور باطلی ایجاد می شود که عقل انسان نمی تواند هیچ کدام از آنها را بپذیرد. بنابراین از نظر عقل ، پذیرش چیزی که همانند دارد هم محال است و هم ممتنع الوجود و پذیرش آن چیزی که نیازمند چیز دیگر است نیز امری محال و ممتنع الوجود. به همین خاطر درخواست معجزات درخواست ممتنع الوجود چون عقلانی نبوده است نه امکان درخواست جدی دارد و نه امکان ایجاد...

از یادداشت های فرامرز میرشکار

نظرات: (۰) هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.