۳۰ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «امام علی» ثبت شده است

مناجات حضرت امیر المؤمنان علیه السلام

اللَّهُمَّ إِنِّی أَسْأَلُکَ الْأَمَانَ یَوْمَ لا یَنْفَعُ مَالٌ وَ لا بَنُونَ إِلا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِیمٍ وَ أَسْأَلُکَ الْأَمَانَ یَوْمَ یَعَضُّ الظَّالِمُ عَلَى یَدَیْهِ یَقُولُ یَا لَیْتَنِی اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبِیلا وَ أَسْأَلُکَ الْأَمَانَ یَوْمَ یُعْرَفُ الْمُجْرِمُونَ بِسِیمَاهُمْ فَیُؤْخَذُ بِالنَّوَاصِی وَ الْأَقْدَامِ وَ أَسْأَلُکَ الْأَمَانَ یَوْمَ لا یَجْزِی وَالِدٌ عَنْ وَلَدِهِ وَ لا مَوْلُودٌ هُوَ جَازٍ عَنْ وَالِدِهِ شَیْئا إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ وَ أَسْأَلُکَ الْأَمَانَ یَوْمَ لا یَنْفَعُ الظَّالِمِینَ مَعْذِرَتُهُمْ وَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ وَ أَسْأَلُکَ الْأَمَانَ یَوْمَ لا تَمْلِکُ نَفْسٌ لِنَفْسٍ شَیْئا وَ الْأَمْرُ یَوْمَئِذٍ لِلَّهِ وَ أَسْأَلُکَ الْأَمَانَ یَوْمَ یَفِرُّ الْمَرْءُ مِنْ أَخِیهِ وَ أُمِّهِ وَ أَبِیهِ وَ صَاحِبَتِهِ وَ بَنِیهِ ، 

۳ نظر

امامان دوازده گانه در قرآن (ان عدّة الشهور عندالله اثنی عشر شهراً)


محمد باقر شریعتی سبزواری

چکیده
در این مقاله سعی شده است به پرسش اساسی مسلمانان به ویژه قشر تحصیلکرده در مورد تعداد امامان و خلفای واقعی رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم از قرآن و سنت پاسخ‌گو باشیم به ویژه از آیه (ان عدّة الشهور عندالله اثنی عشر شهراً فی کتاب الله)؛ به یاری شواهد و قراین لفظی و عقلی و به کمک روایات دوازده امام را استنباط کرده و برای همه مسلمانها بازگو سازیم، چرا که اگر به نام آنها در متن قرآن تصریح می‌شد با تحریف و جایگزین ساختن اسامی دیگر اختلافات ویرانگری به وجود می‌آمد و بسا قرآن از حجیت و اعتبار ساقط می‌شد، چنان چه از فاطمه علیها السلام به کوثر تعبیر شده و از امام علی علیه السلام به قمر، وانگهی قرآن یک اعجاز ابدی است؛ محکماتی دارد و متشابهاتی و لطایفی و حقایقی و بطونی، تا مسلمانها در هر سطحی از نظر علمی و فلسفی و عرفانی باشند از آن بهره‌مند گردند. ما در خصوص تأویل آیه به منابع معتبر اهل سنت استدلال کردیم تا حقانیت مذهب اثنی‌عشر بهتر تثبیت گردد.
کلید‌واژه‌ها: ائمه دوازده‌گانه، ماه‌های حرام، تأویل، تفسیر، متشابهات، محکمات.

۰ نظر

آیا پیامبر(ص) امیرالمؤمنین را «امام» نامید؟

شیعیان، امیرالمؤمنین(ع) را امام اول خود و «واجب الاطاعه» می‌داند که توسط خداوند برای جانشینی پیامبر(ص) برگزیده شد و بارها توسط رسول خدا(ص) به مردم معرفی شد.

اما گاهی از جانب اهل سنت سؤال می‌شود که شیعیانی که امیرالمؤمنین(ع) را امام خود می‌دانند و معتقدند که رسول خدا(ص) ایشان را بارها به مردم معرفی کرد؛ آیا می‌توانند روایتی صحیح بیاورند که در آن رسول خدا(ص) امیرالمؤمنین(ع) را با لفظ «امام» خطاب کرده باشد. ما در این نوشتار ابتدا روایتی در همین زمینه از منابع اهل سنت نقل می‌کنیم و سپس به بررسی راویان آن می‌پردازیم.

«ابو نعیم اصفهانی» با سلسله سند خود از «عبدالله بن سعد» نقل می‌کند که رسول خدا(ص) فرمود: «هنگامی که در شب معراج به سدرة المنتهی رسیدم، خداوند به من درباره علی(ع) سه چیز وحی کرد: به راستی که او امام پرهیزگاران، بزرگ مسلمانان و جلودار روسفیدان به سوی بهشت سرشار از نعمت خداوند است».

بررسی سندی

یکی از راه‌های پی بردن به صحت یک روایت بررسی سندی آن است. در بررسی لازم است تا تمام روایان یک حدیث مورد بررسی قرار بگیرند تا معلوم شود که آن افراد راست‌گو هستند یا نه؟ ابو نعیم اصفهانی این روایت را با هشت واسطه از پیامبر اکرم(ص) نقل می‌کند؛ ما در این نوشتار با مراجعه به منابع رجالی اهل سنت به شرح حال این افراد نزد علمای رجال اهل سنت می‌پردازیم تا پس از روشن شدن وضعیت این راویان به درستی یا نادرستی این روایت حکم کنیم.

۰ نظر

قصیده عبد المسیح انطاکى مسیحی در وصف امیرالمومنین علی علیه السلام

یکى دیگر از مسیحیان متاخر که قصیده در مدح حضرت على علیه السلام گفته است عبد المسیح انطاکى مصرى     مى ‏باشد ایشان قصیده ‏اى که 5595 بیت است در مدح اهل بیت گفته است، که موسم به قصیده علویه است، در اشعارش مى ‏گوید:

دلهاى نصارى هم به حب على شیفته شده است و بدوستى او سرود خوانى مى ‏کنند حتى اگر به دیرها و کشیش‏هاى مسیحى راه یابى خواهى دید که محبت على در دل آنها نشسته و به او عشق مى ‏ورزند. شما دلیران دیلم را بنگرید، وقتى در بحران جنگ فرو مى ‏روند مى ‏بینى همه به مرتضى پناه مى ‏برند و تصویر زیباى او را در شمشیرهاى خود نقش مى ‏کنند... »

الغدیرج3

۰ نظر

فضائل اهل بیت علیهم السلام در اشعار غیر مسلمین

در طول تاریخ اسلام از ملل دیگر افراد زیادى مثل وامق نصرانى در فضل اهل بیت ‏شعر سروده ‏اند و علاقه قلبى خود را نسبت‏ به اهل بیت اظهار داشته ‏اند، شاید براى ما تعجب باشد که چگونه یک فرد غیر مسلمان براى اهل بیت‏ شعر    مى‏ گوید و مدح مى ‏کند

جواب این سئوال را زینب ا اسحاق که خودش یک فرد مسیحى مى ‏باشد در قصیده خودش بیان کرده است. ایشان در قصیده ‏اى که مدح اهل بیت ‏سروده است (و علماء اهل سنت در کتب خود نقل کرده‏ اند) گوید:

 

یقولون ما بال النصارى تحبهم 

و اهل النهى من اعراب و اعاجم؟!

فقلت لهم انى لاحسب حبهم 

سرى فى قلوب الخلق حتى البهائم

برخى سئوال مى ‏کنند. براى چه مسیحیان و خردمندان عرب و عجم على و خاندانش را دوست دارند؟!

به آنها گفتم: من چنین مى ‏پندارم که محبت آنان در دل تمامى موجودات حتى حیوانات جاى گرفته است. الغدیرج3

۰ نظر

غدیریه وامق نصرانى در مدح امیرالمومنین علی علیه السلام

یکى از غدیریه ‏های درمدح امیرالمومنین علی علیه السلام  متعلق به وامق نصرانى مى ‏باشد که از بزرگان و پیشوایان ارامنه در سده سوم هجرى مى ‏باشد، این شاعر در عین اینکه مسیحى است اشعار بسیار زیبائى در مدح اهل بیت علیهم السلام سروده است. در غدیریه ‏اش مى ‏گوید:

الیس بخم قد اقام محمد علیا

 باحضار الملاء فى المواسم.

فقال لهم: من کنت مولاه منکم

 فمولاکم بعدى على بن فاطم.

فقال الهى کن ولى ولیه

و عاد اعادیه على رغم راغم

 

مضمون اشعار این است: مگر محمد صلى الله علیهم و آله و سلم هنگام موسم حج در ملاء عمومى على را در میان جمعیت‏ بلند نکرد و به مردم گفت: هر کس که من مولاى او هستم، پس از من على پسر فاطمه (بنت اسد) مولاى اوست‏ سپس فرمود: خدایا دوستدار على را دوست‏بدار و با دشمنانش دشمن باش، هر چند موجب ناخشنودى دیگران باشد. الغدیرج3

۰ نظر

قصیده عمرو عاص که در آن به مدح امیرالمومنین علیه السلام می پردازد

غدیریه عمرو عاص به قصیده جلجلیه معروف است، عمرو عاص از طرف معاویه به حکمرانى مصر منصوب شد. وى از ارسال خراج (مالیات) مصر به شام که مرکز حکومت معاویه بود خوددارى مى ‏نمود
معاویه، نامه ‏اى به وى نوشته و ضمن سرزنش وى او را تهدید کرد، عمرو عاص در جواب معاویه نامه‏ اى به صورت شعر نوشت که به قصیده جلجلیه معروف شد، جلجل به معناى زنگوله است، مراد عمرو عاص این بود که اى معاویه فراموش نکن این من بودم که تو را به این منسب رساندم، اگر چنانچه سر به سر من گذارى، زنگوله را بدین گونه به صداى در مى ‏آورم و آبرویت را مى ‏برم، و بلائى را که بر سر مخالفین تو آوردم بر سر تو مى ‏آورم
۰ نظر

ناشنیده‌ای از ملاقات شگفت علامه جعفری با امیرالمومنین (علیه السلام)

درست است که می گویند هر کاری مقدر است در زمان خودش انجام بشود. ماههاست تصمیم داشتم خاطره ای از استاد فرزانه حضرت علامه محمدتقی جعفری تبریزی را که در دیدار اخیر چند ماه پیش از بیت معظم له از فرزند فرهیخته شان آقا علیرضا شنیده بودم برای اطلاع خوانندگان عزیز به قول امروزیها قلمی کنم و اندکی از دینی را که مردم همیشه و همیشه بر امثال این حقیر دارند اداء نمایم تا اینکه این فرصت دست داد و در ماه مبارک رمضان که ماه شهادت علی است این تقدیر رقم خورد !

این خاطره که به ظهور تجلی ولی الله اعظم حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) بر جناب علامه حکایت دارد، خاطره ای بسیار شگفت و تکان دهنده است و شاید اگر از کسی جز علامه روایت شده بود باور آن قدری دشوار می نمود از این قرار است:

در صداقت گفتار و روایت مرحوم علامه جعفری هیچگونه تردیدی نیست و هرکس که از نزدیک ایشان را می شناخت و از جمله این کمترین که از سالهای آغازین جنگ تا زمان ارتحالشان توفیق حضور مکرر در محضرشان را داشتم می داند و می دانم که آنچه را می گفت و می نوشت و عمل می کرد، درست همان بود که می اندیشید و بدان اعتقاد داشت و در عمل به آن رسیده بود.

ایشان به یکی از شاگردان نزدیک خویش که از وی خواسته بود تجلی حضرت علی(علیه السلام) را در دوران طلبگی در نجف اشرف به خود بیان کند، پس از انقلاب روحی که با شنیدن این نام مبارک به او دست داد، ضمن تایید آن خاطره که در جای خود بسیار شنیدنی است، به ملاقات دوم خود با حضرت امیر (علیه السلام) در منزل مسکونی شان در تهران چنین اشاره کردند:

روزی که در کتابخانه منزل مشغول نوشتن یکی از جلدهای شرح و تفسیر نهج البلاغه بودم غرق در نوشتن بودم که ناگهان احساس کردم دستی از پشت سر بر شانه من قرار گرفت و همزمان ظاهراً صدایی شنیدم که به من می فرمود دستتان درد نکند. با اینکه در آن لحظه جز من کسی در کتابخانه نبود، با احساسی که از این حادثه به من دست داد، به پشت سرم برگشتم تا ببینم این دست و صدای کیست؛ ولی وقتی هیچ کس را ندیدم تعجب و حیرت من بیشتر شد. از طرفی چون هیچ شکی در شنیدن صدا و احساس آن دست بر شانه ام نداشتم، با مشاهده این صحنه چنان حال و احساس عجیبی در من به وجود آمد که احساس کردم تا لحظاتی دیگر روح از پیکرم خارج خواهد شد و در آستانه جدایی روح از بدنم هستم.

برای اینکه قدری به حال اولیه بازگردم از جا برخاستم و کتابهایی را که در قفسه نزدیک من بودند، بدون هدف خاصی به زمین ریختم و دوباره در قفسه چیدم تا مگر به حال عادی خود بازگردم؛ ولی آن حسّ هنوز در من بود و مرا رها نمی کرد و بدنم به شکل عادی خود باز نمی گشت. دیگر بار برای بازگشت به وضعیت عادی خود جارو را برداشته و حیاط منزل را جارو کردم تا بلکه قدری آرام شوم؛ ولی تأثیری نداشت و انگار روح من در اثر آن حادثه قصد داشت از بدن خارج شود. ناگهان فکر دیگری به خاطرم رسید که قرآن بخوانم و قدری در مناجات با خدا گریه کنم که این تدبیر کار خود را کرد و وضع جسم من به حال عادی خود بازگشت.

استاد می فرمود در اثر این عنایت حضرت علی (علیه السلام) پس از آن به هر کتابی که در باره موضوعی خاص مانند فیزیک، شیمی، تاریخ و ... مراجعه می کنم در کمال حیرت می بینم آن موضوع را بلد هستم و انگار قبلاً آن را خوانده و دانسته ام.

محقق گرامی جناب آقای کریم فیضی که تألیفات ارزشمندی درباره حیات پربار علمی استاد انجام داده است در ص 87 کتاب خود دیدار با علی می نویسد: این خاطره را آقای سیدی از ارادتمندان حضرت استاد در مصاحبه ای که در فروردین ماه سال 1378 با وی انجام داده برای او نقل کرده است.

وقتی این خاطره را از آقا علیرضا یادگار مرحوم استاد شنیدم، به یادم آمد که حضرت ایشان در مجلد یازدهم شرح و تفسیر نهج البلاغه به کرامتی دیگر از تجلی و عنایت حضرت امیر المومنین به خود در این کتاب ارزشمند چنین اشاره می کند که به هنگام نوشتن تفسیر خطبه حالتی در من به وجود آمد که در تفسیر خطبه هفتاد آن حضرت با الفاظ معمول و متداول احساس ناتوانی خاصی می کنم؛ لذا قلم را برای لحظاتی به زمین گذاشتم و به عظمت آن بزرگ مرد مظلومی که پس از پیامبر با عظمت ترین شخصیت بشری در هستی است، اندیشیدم. ناگهان بدون اراده قلم در دست من قرار گرفته و بدون اینکه از خود اختیاری داشته باشم، حضرت سطوری را بدست من بر صفحه کاغذ جاری کردند و ... گوارا باد این تجلّی بر حضرت استاد که با نام علی در بیانات خویش نرد عشق می باخت و در آتش عشق او می گداخت.
۰ نظر

ارزش هر انسانی به اندازه چیزی است که دوست می دارد

مرحوم علامه محمد تقی جعفری در خاطره ای که مربوط به جمع برخی از جامعه شناسان برتر دنیا در دانمارک است که پیرامون موضوع مهمی با عنوان «ارزش واقعی انسان به چیست» به بحث و تبادل نظر می پرداختند، می گوید: هنگامی که نوبت به بنده رسید، گفتم: اگر می خواهید بدانید یک انسان چقدر ارزش دارد، ببینید به چه چیزی علاقه دارد و به چه چیزی عشق می ورزد. 

 علامه در ادامه این خاطره می گوید: کسی که عشقش یک آپارتمان دو طبقه است، در واقع ارزشش به مقدار همان آپارتمان است. کسی که عشقش ماشینش است، ارزشش به همان میزان است. اما کسی که عشقش خدای متعال است، ارزشش به اندازه خداست... من این مطلب را گفتم و پایین آمدم. وقتی جامعه شناسان سخنان من را شنیدند،
۰ نظر

علی علیه السلام در سخن امام خمینی ره

دانشمندان و اهل فضیلت و عارفان و اهل فلسفه با همه فضایل و با همه دانش ارجمندشان آنچه از آن جلوه تام حق دریافت کرده اند در حجاب وجود خود و در آینه محدود نفسانیت خویش است و مولا (امیرالمومنین علی علیه السلام )غیر از آن است .

۰ نظر

«جرج جرداق» نویسنده مسیحی لبنان از علی علیه السلام می گوید

جرج جرداق درباره راز عدم نوشتن در باره شخصیت دیگری غیر از علی علیه السلام سخن می‌گوید و بیان می‌کند: عده‌ای از مردم کشورهای حوزه خلیج فارس و مصر به من پیشنهاد می‌کردند که مثلا در مورد عمر و یا دیگران بنویسم... اما من نپذیرفتم نه به این خاطر که بخواهم بگویم عمر و یا کس دیگری بد است نه اصلا اینطور نبود بلکه من پس از علی علیه اسلام کسی را شایسته نوشتن ندیدم و تصمیم گرفتم که جز در مورد علی(ع) ننویسم.

۰ نظر

علی علیه السلام از دیدگاه ابن ابى‌الحدید

 ابن ابى‌الحدید یکی از شارحان معروفِ معتزلیِ نهج‌البلاغه  می‌گوید: «او پیشواى فصحاء و استاد بلغاء است و در شأن کلامش گفته‏ اند از سخن خدا فروتر و از سخن مردمان فراتر است و تمام فصحاء، فن خطابه و سخنورى را از سخنان و خطبه‌های او آموخته‌‏اند. براى اثبات درجه ‏اعلاى فصاحت و بلاغت او همین نهج‌البلاغه که من به شرحش اقدام می‌نمایم، کافى است که هیچ یک از فصحاى صحابه یک دهم آن، حتى نصف یک دهم آن را نمی‌‏توانند تدوین کنند.»

۰ نظر

علی علیه السلام از دیدگاه شیخ محمد عبدُه از علمای سنی مصری

شیخ محمد عبدُه از علمای سنی مصری و شارح نهج‏‌البلاغه می ‏گوید: «همه‏ دانشمندان و آگاهان این زبان معتقدند، سخن علی(ع) بعد از کلام خداوند تعالی و پیامبرش، برترین و بلیغ‏‌ترین؛ در جوهر و مایه، پربارترین؛ در شیوه و سبک، بلندترین و در معنا، جامع‏‌ترین کلام است.»

۰ نظر

علی علیه السلام از دیدگاه نرسیسیان

نرسیسیان، از دانشمندان مسیحی  درباره علی(ع) چنین می‌گوید: «اگر این خطیب بزرگ (علی(ع)) در عصر ما هم اکنون بر منبر کوفه پا می ‏نهاد، می‏‌دیدید که مسجد کوفه با آن پهناوری‌اش از سران و بزرگان اروپا موج می‏زد، می‌‏آمدند تا از دریای سرریز دانشش، روحشان را سیراب کنند.»

۰ نظر

علی علیه السلام از دیدگاه لامنس مستشرق معروف بلژیکی

لامنس مستشرق معروف بلژیکی هم در وصف عظمت امام(ع) چنین می‌نویسد: 

«برای عظمت علی(ع) همین بس که تمام اخبار و تواریخ علمی اسلامی، از او سرچشمه می‌گیرد. او حافظه و قوه شگفت‌انگیزی داشته است. همه علما و دانشمندان، اخبار احادیث خود را برای وثوق و اعتبار به او می‌رسانند. علمای اسلام از موافق و مخالف، از دوست و دشمن، مفتخرند که گفتار خود را به علی(ع) مستند دارند، چون گفتار او حجیت قطعی داشت و او باب مدینه علم بود و با روح کلی پیوستگی تام داشت.»

۰ نظر

علی علیه السلام از دیدگاه روکس عزیزی

روکس عزیزی از ادیبان برجسته مسیحی می‌گوید: 

«اسلام در مسائل مختلف فقیه‌تر از علی(ع) را به خود ندیده است... علی(ع) عالم به تورات و انجیل و قرآن بود.»  

۰ نظر

اعتراف دانشمندان سایر مذاهب اسلامی درباره نهج البلاغه

1. ابن ابی الحدید می‌گوید: 

«انّ سطراً واحداً من نهج البلاغه یساوی ألف سطر من کلام ابن نباته و هو الخطیب الفاضل الذی اتّفق الناس علی أنه أوحد عصره فی فنّه»؛[1] 

یک سطر از نهج البلاغه برابر با هزار سطر از کلام ابن نباته است که به اتفاق دانشمندان خطیبی فاضل و در فن خود یگانة عصر خویش بوده است. 


2. دکتر زکی مبارک می‌گوید: 

«لامفرّ من الإعتراف بإنّ نهج البلاغه له اصول و الّا فهو شاهد علی أن الشیعة کانوا من أقدر الناس علی صناعة الکلام البلیغ»؛[2] 

چاره‌ای نیست جز این که باید اعتراف کنیم نهج البلاغه اصالت دارد و از اصلی معتبر نقل شده است و گرنه باید بگوییم، شیعه تواناترین مردم جهان در ساختن کلام بلیغ است. 

۰ نظر

اسقف اعظم :قرآن و نهج البلاغه را دوست دارم.

وقتی از اسقف اعظم سابق روم ارتدوکس «الیاس چهارم» درباره برجسته ترین آثار ادبی مورد علاقه اش پرسیدند

 پاسخ داد: 

« قرآن و نهج البلاغه را دوست دارم.» 

۰ نظر

چرا پیامبران از جنس فرشتگان نیستند؟ پاسخ مولوی به این پرسش...

مولوی دست گیری امیرالمؤمنین علیه السلام را در قصه راهنمایی زنی که کودکش بر روی ناودان رفته بود، چنین بیان می کند:

یک زنی آمد به پیش مرتضی گفت: شد بر ناودان طفلی مرا
گرش می خوانم نمی آید به دست ور هِلَم ترسم که افتد او به پست
نیست عاقل تا که دریابد چو ما گر بگویم کز خطر سوی من آ
هم اشارت را نمی داند به دست ور بداند نشنود این هم بد است
از برای حق شمایید، ای مهان دستگیر این جهان و آن جهان
زود درمان کن که می لرزد دلم که به درد از میوه دل بِسکَلَم
گفت: طفلی را برآور هم به بام تا ببیند جنس خود را آن غلام
سوی جنس آید سبک زان ناودان جنس بر جنس است عاشق جاودان
زن چنان کرد و چو دید آن طفل او جنس خود خوش خوش بدو آورد رو
سوی بام آمد ز متن ناودان جاذب هر جنس را هم جنس دان
غژ غژا آمد به سوی طفل طفل وارهید او از فتادن سوی سفل
زان بود جنس بشر پیغمبران تا به جنسیت رهند از ناودان
پس بشر فرمود خود را «مِثْلُکُم» تا به جنس آیید و کم گردید گم.
۰ نظر

تسبیحات امیرالمؤمنین علیه السلام

آیا می‌دانید که تسبیحاتی‌ داریم به نام تسبیحات امیرالمؤمنین علیه السلام که دارای‌ فضیلت بسیار است؟؟؟

کیفیت این تسبیحات: «بعد از هر نماز»
ده بار سبحان الله؛ ده بـار الحمـــدلله
ده بار اللـــه اکبـر؛ ده بار لا اله الا الله 

فضیلت این تسبیحات:
امیرالمؤمنین علیه السلام به براء بن عازب فرمودند:
آیا کاری‌ به تو یاد دهم که چون آن را انجام دهی‌، از اولیای‌ خدا خواهی‌ بود؟
عرض کرد: بله.
حضرت تسبیحات فوق را به او آموزش دادند و سپس فرمودند:
هر کس این تسبیحات را بعد از هر نماز بخواند، خدا هزار بلای‌ دنیوی‌ را از او دور می‌کند، که آسان ترین آن بازگشت از دین است؛ (دقت کنید امروز شبهه ها از چپ و راست ما را احاطه کرده) و در آخرت برای او هزار منزلگاه آماده می‌کند که یکی از آن منزلت ها مجاورت رسول خدا صلی الله علیه و آله است.

«مستدرک الوسائل، ج٥، ص ٨٢»
«بحار الانوار، چ بیروت، ج ٨٣، ص٣٤»

۰ نظر

اول ذاکریا مذکور؟

الإمام علیّ علیه السلام : 

الذِّکرُ لَیسَ مِن مَراسِمِ اللِّسانِ ،

 ولا مِن مَناسِمِ  الفِکرِ ، 

ولکِنَّهُ أوَّلٌ مِنَ المَذکورِ ، 

وثانٍ مِنَ الذّاکِرِ . 

امام على علیه السلام : خدا را یاد کردن ، نه از آداب زبان است و نه از راه هاى اندیشه ؛

بلکه نخست از یاد شونده (خدا) است و سپس از یاد کننده .

غررالحکم : ح 2091.

۰ نظر

حق وباطل ،راحت شناخته می شونداما

حضرت علی علیه السلام در نهج ‌البلاغه فرمودند: «وَ إِنَّمَا سُمِّیتِ الشُّبْهَةُ شُبْهَةً لِأَنَّهَا تُشْبِهُ الْحَقَّ فَأَمَّا أَوْلِیاءُ اللَّهِ فَضِیاؤُهُمْ فی‌ها الْیقِینُ وَ دَلِیلُهُمْ سَمْتُ الْهُدَی وَ أَمَّا أَعْدَاءُ اللَّهِ فَدُعَاؤُهُمْ فی‌ها الضَّلَالُ وَ دَلِیلُهُمُ الْعَمَی فَمَا ینْجُو مِنَ الْمَوْتِ مَنْ خَافَهُ وَ لَا یعْطَی الْبَقَاءَ مَنْ أَحَبَّه؛ خطبه 38 نهج‌البلاغه»

اگر حق جدای از باطل نمایش داده شود، هرگز منزوی نمی‌شود

و اگر باطل به ‌طور صریح نمایش داده شود، پیرو، پیدا نمی‌کند

ولی وقتی حق و باطل را مخلوط می‌کنند افرادی فریب می‌خورند و تابع این‌ ها می‌شوند.

۰ نظر

مقدمه ترجمه کلمات امام علی علیه السلام

در سال 1727 میلادی 169 کلمه از کلمات امیرالمؤمنین توسط یک انگلیسی ترجمه ‌شده است و او در مقدمه کتاب می‌گوید، تک‌تک این جملاتی که از علی بن ابیطالب آورده‌ام با تمام تعالیم انجیل و زبور و همه این‌ها برابری می‌کند و بلکه بالاتر است و بعد رییس وقت دانشگاه آکسفورد می‌نویسد: اگر کسی تمام عمرش را در صحرای سوزان جزیرة‌العرب بگذراد که فقط عربی یاد بگیرد و فقط یکی از این جملات را به زبان عربی بفهمد به هیچ‌وجه عمرش را تلف نکرده و من نمی‌دانم علی بن ابیطالب‌(ع) کیست، ولی از این کلمات می‌فهمم محققاً از تمام انبیایی که در یهود و مسیحیت ما به آن‌ها اعتقادداریم بالاتر است.منبع:اینجا

۰ نظر

سخنرانی امام موسی صدر در شهر کاشان(سال 1341 )

 بسم الله الرحمن الرحیم

امام علی علیه السلام

مدتها قبل فایل صوتی از سخنرانی امام موسی صدر به دستم رسید برایم جالب بود که صدای زیبا و غرای امام موسی رو برای اولین بار شنیدم تصمیم گرفتم این فایل صوتی رو مکتوب و مستند کنم .

سخنرانی امام موسی صدر در شهر کاشان(سال 1341 )

در باره علی بن ابیطالب مباحث زیادی شده است ، شما هر کدامتان حتما صدها منبر درباره این امام بزرگ شنیده اید ، هر کدام از شما صدها روایت و فضیلت و منقبت از این مرد در ذهن دارید . بنابراین ما حرف جدیدی برای شما  نمی توانیم داشته باشیم .

۰ نظر

سرمگو...

  • اگرپیامبرصلی الله علیه وآله نبود هیچکس مقام علی بن ابیطالب رانمی شناخت...
  • هیچ راهی برای معرفت خدا نبود اگرمحمدوعلی علیهماالسلام آفریده نشده بودند.
  • «قال النبی صلی الله علیه وآله وسلم:ما عرفک إلّا اللّه و أنا، و ما عرفنی إلّا اللّه و أنت، و ما عرف اللّه إلّا أنا و أنت ؛ مشارق أنوار الیقین فی أسرار أمیر المؤمنین علیه السلام، ص: 173 »
  • روایتی را در تفسیر برهان دیدم در ذیل آیه 12 سوره یس  آمده است  « رواه عن أبی ذر، فی کتاب (مصباح الأنوار)، قال: کنت سائرا فی أغراض أمیر المؤمنین (علیه السلام) إذ مررنا بواد و نمله کالسیل سار ، فذهلت مما رأی‌ات، فقلت: الله أکبر، جل محصیه. فقال أمیر المؤمنین (علیه السلام): «لا تقل ذلک- یا أبا ذر- و لکن قل: جل باریه، فو الذی صورک أنی احصی عددهم، و أعلم الذکر من الأنثی بإذن الله عز و جل، البرهان فی تفسیر القرآن، ج‌4، ص: 569 ». روای می‌گوید با علی در اذقه و کوچه‌های  کوفه قدم می‌زدیم که به وادی النمله رسیدیم و آنقدر مورچه بود که از کثرت آن‌ها تعجب کردم ، گفتم کسی را سراغ دارید که تعداد این‌ها را بداند ؟ حضرت فرمود : نه تتها کسی را می‌شناسم که تعداد ایشان را می‌داند بلکه شخصی را می‌شناسم که از نر و ماده بودن ایشان هم با خبر است و اشاره به خود نمودند بعد حضرت در ادامه می‌فرماید : آیا این آیه را نخواندی که « وَ کُلَّ شَیْ‌ءٍ أَحْصَیْناهُ فی‌ إِمامٍ مُبینٍ » دربعض روایت دارد "علم کل شی"  اما قرآن می‌فرماید: « وَ کُلَّ شَیْ‌ءٍ أَحْصَیْناهُ فی‌ إِمامٍ مُبینٍ »  در آنجا دیگر کلمه " علم " نیست شاید رسول اله خواسته است مساحمه ای کند برای فهم معمولی مردم و قرآن بحث علم را مطرح  کند و فرمود : « هذا هو الإمام المبین الذی أحصی اللّه فیه علم کلّ شی‌ء  »  و در حقیقت انسان کامل یک تای  همه و محیط بر همه کثرات است .منبع

گویم سخنی که درک آن شوار است

گفتا به علی نبی که بختت یار است .

ازشیعه تو کسی جهنم نرود

ازامت من جهنمی بسیار است .

شعراز:حیدرآقای معجزه

۰ نظر

علی جان پیامبر است

یکی از فقها اهل سنت جناب احمد حنبل در جلسه‌ای که فرزند او  با دوستانش ترتیب داده بود حضور داشتند دوستان فرزند احمد حنبل راجع افضل صحابه سئوال کردند ؟ امام حنبل افرادی را نام بردند و امام علی را در ردیف صحابه نام نبرد ! فرزند ایشان سئوال کردند : ما با توجه به شناختی که از شما داشتیم گمان می‌کردیم در ردیف صحابه از علی هم نامی می‌برید اما یادی از علی نکردید ؟! احمد حنبل گفت :مگر نگفتید افضل صحابه ؟! علی که جزو صحابه نیست بلکه به گواهی آیه مباهله علی نفس پیامبر است .این مطلب را از زبان احمد جنبل شنیدن مزه دارد .

باز از پسر احمد حنبل نقل شده : من با دوستانم راجع خلافا و خدمات ایشان  بحث می‌کردیم و خدمات خلیفه اول و دوم و سوم را بیان کردیم و پدر ساکت بود ؛ سخن که به  علی بن ابیطالب رسید ایشان به سخن در آمد و گفت : می‌دانید فرق بین علی و دیگران چیست ؟ دیگران با تکیه بر کرسی خلافت زینت یافتند اما کرسی خلافت با علی با خلافت علی زینت یافت .

۰ نظر

غزل:فرداکه فاطمه زدل خاک سرزند

ای دل شکسته درغم زهرا چه می کنی؟

امشب دراین مصیبت عظمی چه می کنی؟

یک شانه ، یک جنازه وصدکوه غم به دوش

ای مرد دلشکسته ی تنها چه می کنی؟....

امشب برای دفن جگرگوشه ی رسول

تنهامیان این همه اعدا چه می کنی؟

چل قبرمی کنی که نجویندیاس تو

باتربتی که کنده به دلها چه می کنی؟

گیرم زهجریاس توشب هم خبرنشد...

فردا جواب پرسش دنیا چه می کنی؟

خورشیدچون ز روشنی اش می کندسئوال

درپاسخش سپیده فرداچه می کنی؟

گاهی کنارقبرپیمبر، گهی بقیع...

دانی بحال شیعه ی زهرا چه می کنی؟

فرداکه فاطمه زدل خاک سرزند

ای گل زشرم رویش بیجا چه می کنی ؟

تومی روی ولی چه کند زین سپس علی...

ای جان به جان حضرت مولا چه می کنی؟

امشب "شمین" به ضجه نشسته است باعلی...

ای دل شکسته درغم زهرا چه می کنی؟

۲ نظر

رباعی:قربان علی که مرد عالم باشد

قربان علی که مرد عالم باشد

مدحش همه عمرگرکنم کم باشد 

قربان علی که صحبتش در دم مرگ

توصیه به حال ابن ملجم باشد

۰ نظر

رباعی:قربان علی که هیچکس نیست چون او

قربان علی که هیچکس نیست چون او

درمردی و رادمردی اش کیست چو ن او؟ 

گر که همه دم تمام عالم گردی...

یک تن کو که یک دمش زیست چون  او؟

۰ نظر

مثنوی:یاعلی ای هستی مانام تو

یاعلی ای هستی مانام تو

وی حیات عاشقان ازجام تو

ای رخت پربوسه ازپیغمبران

وی به گردقامتت نیلوفران

آشنامردغریبستان ؛ علی

ای توتنهامعنی انسان ؛علی

ای که داری هرنفس؛ بوی خدا

هرنگاهت زائر کوی خدا

بی توهستی بودنی بی ابتداست

هستی بی تو غمی بی انتهاست

بی تو؛هستی ضجه ی آب وگل است

باتوهستی ؛اشک واحساس ودل است

ای تومقصود خداازخلقتش

ای تمام هستی اش راعلتش

بازترازچشم توآئینه نیست

آنکه جزتوروی اورادیده کیست؟

چشم تومقصودخلقت بودوبس

دیدن تو اوج غایت بودوبس

"ای علی که جمله عقل ودیده ای

شمه ای واگوازآنچه دیده ای"

شاعران دنبال زیبایی روان

تاسرایندآیتی از گلرخان

لیک بی توراه راگم کرده اند

پادشه نادیده خودرابَرده اند

گه به مدح این وآن روی آورند

لیک تنهاحسرت ازگفتن برند

ای دوای جان پردردم علی

گرنبودی من چه می کردم علی

گرنبودی شعروشورم راچه سود؟

بی توآری کی توان شعری سرود؟

پادشاها شاهی ات درچشم ماست

ای که حُکمت عین احکام خداست

ای که یادت یادانسان بودن است

ذکرتوسرشارباران بودن است

ابررحمت ؛ بارش باران عشق

گل برویان ازدل بستان عشق

ای وجودت غرق اخلاص عمل

وارهان مارا ازاین نفس دَغَل

وارهان آن را که نامت ورد اوست

وارهان آن را که دارد میل دوست

ای علی ؛ ای آسمان عاشقی

سینه ی توصدجهان عاشقی

یک ستاره زآسمان خودببخش

یک وجب ازصدجهان خودببخش

ای که عشق ازنام توشدمُنجلی

رحمت حق است درنامت علی

***

پرده هاراکاش پس می زد دمی

تابه چشم خودببیندآدمی

جلوه ات را تا سراپا ناله زن

عاشقانه این چنین سازد سخن:

ای به دستت خاک هستی بیخته

ای گِل آدم به دستت ریخته

تونه تنها عشق راقدقامتی

بلکه هستی را تمامی قامتی

کل عالم هست بر او مبتلی

هست در هر چیز دستی ازعلی

یا امیرالمومنین ؛مولا؛علی

ای همه بودونبود ازتوجلی

ای که نامت مُشتق ازنام خداست

نام تویادآورجانان ماست

ای نسیم صبحگاهی درجهان

ای سرانگشتان دستت مهربان

مهربانی باوجودماهنوز

می نوازی صورت جان راهنوز

نورچشم اهل بینش یاعلی

ای فروغ آفرینش یاعلی

ای فروغت پیش ازاین خورشیدها

روشنی بخش شب تردیدها

خواهش ماتشنه کامانی هنوز

مثل باران دربیابانی هنوز

تابه یادت زندگانی می کنیم

لحظه هاراگل فشانی می کنیم

ای که دروصفت نگفتم یک ز صد

هم به مدحت ازتومی جویم مدد

ای که نامت پرتو نام خداست

نام تومشکل گشای روح ماست

کیستی ایکه نمی باشی خدا؟

من بشرهرگز ننامیدم تورا...

بی توایمان؛ کفرمطلق یاعلی

دست مابرگیریاحق یاعلی

بوی یاس وبوی احساسی علی

همسرزیباترین یاسی علی

یاعلی ای ذکرهربرخاستن

جان من برخاست باتو زین بدن

ماعلیلان راتوپایی ؛ یاعلی

قوت زانوی مایی یاعلی

شیعه بانام توشدبرپاعلی

طفل مابرخاست ازجایاعلی

روح ما خاک کف پای علیست

جان ما مخلوق آوای علیست

بلبلان وقت غزلخوانی شده است

گلشن هستی چراغانی شده است

بلبلان هنگام گل خوانی شده است

هستی ازنامش چراغانی شده است

ذره ذره بشنومی گوید:علی

قطره قطره ابرمی موید:علی

 

۰ نظر
ایرپول