فرامرز میرشکار مبارکه

نویسنده،شاعر،مدرس تفسیرقرآن کریم،کارشناس ارشدمدیریت اموزشی

فرامرز میرشکار مبارکه

نویسنده،شاعر،مدرس تفسیرقرآن کریم،کارشناس ارشدمدیریت اموزشی

۱۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تک بیت» ثبت شده است

1

علی را وصف در باور نیاید

زبان هرگز ز وصفش بر نیاید


علی را قدر پیغمبرشناسد

که هرکس خویش را بهترشناسد...

همه بدهای جهان پیش دل من هیچ است

بدتر از آنکه نفهمند تورا چیزی نیست ....

"شمین"

بزرگی بایدت؟؟؟ بخشندگی کن

که تا دانه نیفشانی نروید...

                  

بد و نیک بر ما همی بگذرد... 

                                                         خردمند مردم چرا غم خورد...

دادی به دستم آینه   گفتی که: خودببین

دیدم تونیستی ،   زدم آئینه بر زمین

"شمین اصفهانی"

جان منی چه غصه که دربرنبینمت

تاج منی چه شکوه که برسرنبینمت

یاعلی ای هستی مانام تو

وی حیات عاشقان ازجام تو


مادیده گشوده ایم وخوا بی ما را

دراوج جمالیم و نقا بی ما را

دریاب همین دمان که این دم چوگذ شت

بسیار بیابی و نیا بی ما را

گرچه صد دل باختم آخر تورا

یاعلی نشناختم آخر تورا

برمامگیر گرکه گلی چیده ایم از او

دستی که خوب وا شده بایدبغل شود

پر زد دلم ،رسیدبه صحرای کربلا

ای کاش این پرنده از آغاز پرنداشت

بی سبب نیست که دل هرچه رود در راه است

روزگار از من ودل ،یک دو قدم پیش تر است

گرکه در کوران سخنی می گدازی روشنی

ورنه با خامش چراغان  ،بادها رانیست کار

---

گرکه در کوران سخنی می گدازی روشنی

ورنه بافانوس خاموشان ندارد کار ،باد

ای به دنبال رحمت وربرکات

ذکر روز وشبت فقط صلوات

اللهم صل علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

به صدبلا که برو... دلبرا کجابرویم؟

دلی که برده ای از ما بیار تابرویم...

من درد تو و دوای تو می دانم

دردتو:"گناه "و دارویش:" استغفار"

حضرت نبی اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود:

«أَلا اُخْبِرُکُمْ بِدائِکُمْ وَدَوائِکُمْ؟ دائُکُمُ الذُّنُوبُ، وَ دَوائُکُمُ الْإِسْتِغْفارُ»

شما را آگاه نسازم که درد ودوای شماچیست؟

درد شما :گناهان

و دوای آن استغفار است.

دیدار روی دوست که آسان نمی دهند

بایدکه آینه شوی آنگه ببینی اش

دادی به دستم آینه گفتی که: خودببین

دیدم تونیستی ،زدم آئینه بر زمین

دردا که دل سوخته ام یار ندارد

"خاکستر پروانه خریدار ندارد"

از آن روزی که کردم وعده ات گوش

مرا یاد وتو را هر دم فراموش

عمری آزار...دمی دست درآغوشم کن

"یادکن یکدم ویک عمرفراموشم کن"

پر می دهند وفرصت پرواز ... پر زنید

باز است این دریچه بر اهل هنر هنوز

ای خوشا هرلحظه در دل یاد دلبر داشتن

وز هرآنچه غیر او یک باره دل برداشتن

ازلطف گروفای تودیدم وگرجفا

القصه خواستی که مکرّر نبینمت

سنگهای کوچه هم گوهر شدند

ماطلابودیم وخاکستر شدیم

کاش بعداز چاه ای تنهاعزیز

یوسفت راباز زندانی نبود...

من آن کاه کش عارفم که به یک دم

اگرسربه بالا برم  کهکشانم

سَری کوکه سِری ندارد ز کویش؟

به هرجا دلی می رود کاروانم

بهارآید ومی رود  سایه ای بخش

چرا  گرد غم  بردل  باغبانم

به برگ گلی گرنمانم به دلها

کم از بال افتاده درآشیانم

ظهرشد

آسمان دوباره بازشد...

آفتاب:

                    مستقیم

                                                      موقع نمازشد...

چراکم بگیرم خودم را که هردم

اراده کنم می شود می توانم

بـی کسی تـاکی؟غریبی تـا به کـی؟
بـوی عشق ونـاشکیبـی تـا به کـی؟

صبر،زیبــا گـرچـه امّـا بـر تـو نَه …
نــالــه را انـدازه امـّـا بـرتـونَـه
 …

شیـعه بـا اشکش مسـافـر می شود
دل ،سـوار اشـک ، زائــر مـی شـود

گــریـه کـن تـا بـودنــت معنـا شـود
قطــرة گــم گشتـه ات دریــا شــود

هرکس که مرایادنمایدیکبار

تاآخرعمرمن به یادش هستم

کج کرد دوباره راه خود را و رفت

فهمید دلم دوباره تنها مانده است

  شمشیرتوهیچگه نیفتادبه خاک

بعداز توسپاه کربلا ....زینب بود

صدام که دام می نهادی همه عمر...

دیدی  که چگونه دام صدام گرفت؟

پر زمزمه از خداست قرآن

موسیقی روح ماست قرآن

شعشعه ی خدا نبود اگرنبودفاطمه

جلوه ی کبریا نبود اگرنبودفاطمه

درد من درسینه جا می ماند اگرشعری نبود

ناله هایم بی صدا می ماند اگر شعری نبود

اگر عشق علی درسینه هابود

کجا دود جهنم درهوا بود؟

ای یوسف مصری که تورامفت  فروشند

چون برتوفتدچشم زلیخا ...به چه قیمت؟

درجلای دل بسان لحظه های غم شدم

سوختم چون پنبه اما بازهم مرهم شدم

مصرعی زیرمصرعی بگذار

شعرهم یک نمونه لبخنداست

پرزد دلم رسیدبه صحرای کربلا

ای کاش این پرنده از آغاز پر نداشت

تونمی آیی ودلم بنداست

ساعت عاشقی مگرچنداست؟

گرچه چون عقربک پریشانم...

دل من هم به گوشه ای بنداست

->