فرامرز میرشکار مبارکه

نویسنده،شاعر،مدرس تفسیرقرآن کریم،کارشناس ارشدمدیریت اموزشی

فرامرز میرشکار مبارکه

نویسنده،شاعر،مدرس تفسیرقرآن کریم،کارشناس ارشدمدیریت اموزشی

۲۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مجله خواندنی های شمین» ثبت شده است


حجم: 371 کیلوبایت
توضیحات: تاریخ جالب ایجادمدرسه درایران

کتاب «مطلع مهر»  با نگرش اصولی به بررسی راهکارهای جامع و کاربردی برای انتخاب همسر پرداخته است. «امیرحسین بانکی پور فرد» نویسنده این کتاب که خود یکی از ماهرترین مشاورین در حوزه ازدواج جوانان است، با پشتوانه سال‌ها فعالیت میدانی و مطالعاتی در این حوزه، کتابی را به رشته تحریر درآورده است که قابلیت تبدیل به دستورالعملی جامع برای چگونگی انتخاب درست همسر برای جوانان را داراست.

این کتاب در هشت فصل به بررسی مهم‌ترین مسائل پیرامون ازدواج ازجمله احراز شرایط اولیه برای ازدواج، معیارهای انتخاب همسر، آداب خواستگاری، ضرورت تحقیق در ازدواج، نقش مهریه در ازدواج و... پرداخته است و هرکدام را به‌طور مفصل شرح داده است.
نکته جالب کتاب استفاده توأمان از مباحث دینی و علمی در زمینه بیان نکات مختلف در ارتباط با مقوله ازدواج است که باعث می‌شود ضریب اثرگذاری مطالب کتاب بر مخاطب افزایش پیدا کند.

بیابانکی که در طی این سال‌ها بیشتر به‌واسطه سروده‌های طنزش شناخته می‌شود، در سایر حوزه‌ نیز طبع‌آزمایی کرده است و حاصل آن انتشار چندین کتاب مختلف شده که مجموعه شعر «سنگچین» یکی از بهترین نمونه‌های آن است. این مجموعه شعر مشتمل بر ۲۷ چارپاره و ۳۷ غزل است و بنا بر ادعای سراینده آن، در سال‌های اخیر تنها مجموعه شعری است که این حجم از چارپاره را در خود گنجانده است. درواقع این مهم‌ترین ویژگی این اثر است که باعث شده تا باوجود انتشار چندین اثر دیگر توسط این شاعر باسابقه کشورمان، «سنگچین» تبدیل به خاص‌ترین اثر این شاعر شود؛ چراکه اشعاری که امروزه در قالب «چارپاره» سروده می‌شود بیشتر مربوط به ترانه‌ها و موسیقی است اما در مجموعه شعر «سنگچین» شاعر با پرداختن به فضاهای متنوعی همچون اشعار عاشقانه، آئینی و اجتماعی آثاری منحصربه‌فرد را در قالب چارپاره خلق کرده است که نه‌تنها نسبت به دیگر نمونه‌های منتشرشده در این سال‌ها سرآمد بوده است بلکه حتی بر اساس آنچه منتقدان در ارتباط با چارپاره‌های موجود در این کتاب گفته‌اند، بسیاری از این اشعار از نمونه‌های سروده شده در دهه چهل و پنجاه و دوران اوج این قالب شعری نیز بهتر و قوی‌تر است.  

«زندان الرشید» خاطرات سردار علی‌اصغر گرجی زاده، رئیس ستاد قرارگاه سپاه ششم و از هم‌رزمان سردار شهید علی هاشمی، یکی از صادقانه‌ترین آثاری است که در زمینه تاریخ دفاع مقدس به رشته تحریر درآمده است. گرجی زاده راوی روایت‌های این کتاب که در واپسین روزهای جنگ تحمیلی در جزایر مجنون به اسارت نیروهای عراقی درآمده بود تا ۴ ماه پس از اسیر شدن به دست نیروهای بعثی، هویت خود را از آنان پنهان می‌کند ولی پس از لو رفتن هویت واقعی او برای نیروهای ارتش بعث، به زندان الرشید که مخوف‌ترین زندان عراق بود، منتقل می‌شود تا باقیمانده دوران اسارت خود را که در حدود ۸ سال می‌شد، در این زندان پشت سربگذارد.

شیوه نگارشی این کتاب همچون دیگر کتاب‌های استاد پناهیان است که در عین اینکه تمامی بندهای ارائه شده در کتاب دارای استقلال معنایی هستند، با یکدیگر پیوندی دارند که نشان از نوعی خلاصه‌گویی دارد. در واقع نویسنده کتاب تصمیم بر استفاده از این شیوه خاص نگارشی داشته تا بتواند از طریق کم حجم نوشتن مطالب نتایج عمیق‌تری در ذهن خوانندگان اثر ایجاد کند.  

یکی از سوالات متداول در ارتباط با سیره عملی اهل بیت(ع)، چگونگی بهره‌گرفتن از این برخوردهای عملی در زندگی انسان قرن بیست‌ویکم در جهت هرچه بهتر شدن زندگی اوست. موضوعی که در اکثر کتاب‌هایی که در ارتباط با سیره عملی اهل بیت(ع) منتشر شده، توجه چندانی به آن نشده است. این در حالی است که دسته بندی مطالب بیان شده در این زمینه و بیان آن برای مردم، می‌تواند بسیاری از مشکلات زندگی بشر امروز را حل کند

نیکلاس کار با نگارش کتاب «کم‌عمق‌ها»  در بخش‌های مختلف این کتاب به بررسی فیزیولوژی مغز، 65کارکرد حافظه، تاریخچه فناوری‌های فکری، نقش موتورهای جستجوی و به‌خصوص شرکت گوگل و دیگر موارد مرتبط می‌پردازد تا بتواند دلیل و نحوه تأثیر این فناوری را بر تفکر بشر نشان دهد. این تحقیق درنهایت به یک نتیجه قابل‌توجه می‌رسد؛ نتیجه‌ای که نویسنده با زیرکی آن را برای عنوان‌بندی کتابش استفاده کرده است تا نشان دهد که ماحصل تحقیقش در ارتباط با تأثیر اینترنت بر مغز پاسخی بر این سؤال است که ریشه بی‌حوصلگی مردم قرن بیست و یکم در هنگام مطالعه چیست و چرا عموم مردمِ قرن بیست و یکم، سطحی‌تر از گذشته مطالعه می‌کنند و بااینکه حجم بیشتری از اطلاعات در دسترسشان است، کم‌عمق‌تر شده‌اند.

داشتن ثروت حق طبیعی هر انسانی است. هیچ انسانی بدون در اختیار داشتن پول نمی‌تواند به بالاترین رشد روحی و استعدادهای خود برسد. ثروت امکانات کافی را برای یک زندگی پر بار دراختیار بشر قرار می‌دهد. ما برای یک زندگی مفید می‌بایستی به سه جنبه یعنی جسم، ذهن و روح توجه کامل نماییم. رسیدگی به این سه جنبه بسیارمهم است ونمی شود مثلاً فقط به روح و یا به جسم توجه نمود. داشتن جسم سالم وشاداب نیازمند داشتن ثروت برای غذا، پوشاک، مسکن و…. است. مطالعه کتاب، دیدن آثار هنری ودوستان متفکرذهن را در شرایط مناسب قرار می دهدو بالاخره بالاترین سعادت روحی در انسان زمانی است که بهترین هدیه را می‌دهد. آنی‌ترین تجلی عشق در بخشش است و داشتن ثروت لازمه این تجربه است.

 

محسن رفیق‌دوست نقش بسیار پررنگی در تاسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و پس از آن در مدیریت بنیاد جانبازان و مستضعفان داشته است. رفیق‌دوست به واسطه حضور پررنگش در مسئولیت‌های مختلف و ارتباط گسترده با عناصر و طیف‌های گوناگون از نیروهای انقلابی، خاطرات زیادی از حوادث پس از انقلاب اسلامی دارد. به همین خاطر است که رفیق‌دوست به عنوان شخصیتی جامع الاطراف خاطراتی خواندنی و جالب از سال‌های انقلاب دارد. خاطراتی که اولین بار سعید علامیان، نویسنده و پژوهشگر حوزه تاریخ شفاهی و خاطره‌نویسی دفاع مقدس برای ثبت و ضبط آن‌ها به سراغ رفیق‌دوست رفته است تا این خاطرات را در قالب یک مجموعه دو جلدی و با عنوان «برای تاریخ می‌گویم» منتشر سازد.

 مجموعه «ته‌ خیار» تنها مجموعه‌ای از مرادی کرمانی است که مخاطب آن بزرگسالان است البته این به آن معنی نیست که سایر گروه‌های سنی نمی‌توانند از آن استفاده کنند.این کتاب شامل ۳۰ داستان کوتاه می‌شود که با زبانی ساده زندگی روزمره را روایت می‌کند و عمیق‌ترین گفته‌ها را در قالب ساده‌ترین کلمات به مخاطب خود منتقل می‌کند.


    

با هم بخشی از چهار داستان این مجموعه را می‌خوانیم: 

دوشنبه ۱۰ تیر ۴۷   
«امروز دو موضوع مهم در جهان اتفاق افتاده است، یکی پیروزی مطلق دوگل در انتخابات فرانسه است... راجع به انتخابات فرانسه، بد نیست پیش‌آمد کوچکی را اینجا بنویسم که حکایت از این پیروزی بزرگ می‌کرد. یکشنبه‌ قبل، یعنی درست ده روز پیش که شاهنشاه از زوریخ به مراکش رفتند، اجازه گرفتم برای استراحت دو سه روزه‌ای که خیلی طرف احتیاج من بعد از خستگی مفرط امریکا بود، ماندم. یک دختر فرانسوی همراه من بود. شب و روز یکشنبه را می‌خواستم کاملاً استراحت و تفریح بکنم.، ولی با کمال سماجت از من بلیط طیاره گرفت که صبح یکشنبه برود به فرانسه در حوزه‌ خودش رای بدهد (در دور اول). به علاوه، پدر و مادرش را وادار به رای دادن بنماید و برگردد. همین کار را کرد و رفت به دوگل رای داد و عصر برگشت. می‌گفت: حالا صحبت کشور است، صحبت شخص نیست، وطن در خطر است. من واقعا به این دختر که دوست من هم نبود و فقط به زیبایی او علاقه مند بودم، به اخلاقش سجده کردم. 

ج7 یادداشتهای علم/

محض اطلاع/حدادعادل

سبک و قالب شعری مورد علاقه عرفان‌پور رباعی است، هر چند که در قالب‌های دیگر به ویژه غزل نیز اشعار گوناگونی سروده است. همین علاقه باعث شده تا ششمین مجموعه شعر او که با نام «درباره تو» منتشر شده است نیز دربرگیرنده مجموعه‌ای از تازه‌ترین رباعی‌های این شاعر جوان کشورمان باشد.
تنوع مضمونی در عین اشتراک حال و هوای عاشقانه و عارفانه در میانه تمامی اشعار، یکی از ویژگی‌های شاخص این مجموعه است که اشعار آن بنابر ذوق و سلیقه شاعر در پنج فصل با نام‌های «گل کردن گریه در گلوی دو سه ابر»، «آن نامه عاشقانه را یادت هست»، «تنهایی دسته جمعی آدم‌ها»، «از زندگی مرگ چه می‌دانی تو» و «دستی برسان به شاخه دورتری» دسته‌بندی شده است.    

 
نادر ابراهیمی ... نویسنده بزرگی که آثارش همیشه پرمخاطب بوده است. کسی که هم در زمینه کتاب و هم در زمینه برنامه‌سازی تلویزیونی تجربه‌های موفقی داشته است. تجربه‌هایی ارزشمند که ارزش ثبت و ضبط شدن در تاریخ را داشته و دارند. به همین خاطر ابراهیمی با نگارش دو کتاب «ابن مشغله» و «ابوالمشاغل» سعی کرد تا تجربیات سال‌ها کار و فعالیت خود را در قالب این دو اثر، برای نسل‌های آتی باقی گذارد.
شعر نو مدت‌هاست که در میان شاعران کشور ما جایگاه ویژه‌ای پیدا کرده است. شعری که در طول سال‌های پس از تولدش دچار تغییرات مختلفی شده است و شاعران مختلفی بنا به ذوق و سلیقه خود، ابتکاراتی در انواع این قالب شعری به کار بردند.  

اما یکی از مهمترین مشکلاتی که همواره گریبانگیر این سبک شعری بوده است، استفاده از واژگان سطحی و گاهی گُنگ در این سبک بوده است. معضلی که نمود آن را در شعرهایی که به نام این سبک در چند سال گذشته منتشر شده‌اند، بیشتر دیده می‌شود. مشکلی که «عبدالرضا رضایی نیا» شاعر خوب همدوره ما برای دوری از آن تلاش کرده است تا بتواند با استفاده از جملاتی پرمغز و گیرا زنجیره‌ای مفاهیم ارزشمند و زیبا را در قالب شعر نو به مخاطبش ارائه کند.

کتاب‌های خاطرات خبرنگاران از جمله صادقانه‌ترین آثاری است که به بازگویی تاریخ در قالب بیان خاطرات شخصی می‌پردازند. کتاب‌هایی که به واسطه مشی حقیقت‌جوی نویسندگان خود، معمولا با قلمی روان و البته ادبیاتی شفاف و صریح روایت می‌شوند تا بتوانند بخشی از تاریخ را که نویسنده اثر به طور مستقیم شاهد آن بوده را برای مخاطب خود نقل کنند.          

«خیابان ۴۲» از جمله این آثار است که مرتضی غرقی خبرنگاران با سابقه واحد مرکزی خبر از خاطرات حضور شش ساله خود در دفتر نمایندگی صدا و سیما در نیویورک نگاشته است. غرقی که در میان سال‌های ۸۳ تا ۸۹ در این مسئولیت حضور داشته، در اوج مناقشات پیرامون پرونده هسته‌ای ایران عهده‌دار اطلاع‌رسانی اخبار پیرامون تحولات و تصمیمات سران کشورها در ارتباط با این پرونده بوده است.           
نگاه دقیق نویسنده به تحولات سیاسی و تلاش او برای دستیابی به درکی عمیق از روابط دیپلماتیک میان مسئولین ایرانی حاضر در سازمان ملل و نمایندگان دیگر کشورها باعث شده تا در کنار روایت تاریخ، تحلیل‌هایی از اوضاع سیاسی حاکم بر روابط ایران و دیگر کشورها در آن روزهای سخت را بیان کند.    

کتاب‌ها و مستندهای مختلفی در داخل ایران و خارج از کشور در ارتباط با شخصیت سیدحسن نصرالله تولید شده است. «آزادترین مرد جهان» نام یکی از این آثار است که راشد جعفرپور کلوری آن را به رشته تحریر در آورده است و انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامی آن را منتشر کرده است. 

این کتاب نیز همچون برخی دیگر از آثاری که در ارتباط با سیدحسن نصرالله دبیرکل حزب‌الله لبنان نوشته شده است، سعی کرده تا از بخش‌هایی از مصاحبه‌هایی که او تاکنون انجام داده برای معرفی شخصیت و عملکرد این سیدعزیز استفاده کند و البته در بخش‌های دیگر نیز به سراغ خاطرات و مصاحبه‌های بستگان و نزدیکان نصرالله رفته است و با استفاده از خاطرات آن‌ها سیر اصلی روایت زندگی او را پیش برده است.     

 دونالد ترامپ تاجر بزرگ، نویسنده، سرمایه‌گذار و مجری تلویزیون آمریکایی است که در چند وقت گذاشته به‌واسطه کاندید شدنش برای انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۶ آمریکا، بیش‌ازپیش موردتوجه قرارگرفته است.     

شهرت ترامپ، علاوه بر تجارب موفق او درزمینهٔ تجارت و همچنین تولید برنامه تلویزیونی پرمخاطب «کارآموز» که موردتوجه مخاطبان بسیار زیادی در سراسر جهان قرار گرفت، بیشتر به‌واسطه اظهارنظرهای عجیب‌وغریب این تاجر سرشناس در ارتباط با تصمیمات دولت آمریکا در حوزه بین‌الملل به‌ویژه پرونده هسته‌ای ایران است. او که می‌خواهد به‌عنوان نامزد حزب جمهوری‌خواه آمریکا در این انتخابات شرکت کند، گفته در صورت انتخاب به ریاست جمهوری آمریکا از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای جلوگیری خواهد کرد!      

بعضی کتاب‌ها خیلی زود بر سر زبان ها می‌افتد. کتاب هایی که بسیار خواندنی‌اند ولی شاید فرصت خواندن این کتاب ها را نداریم. می‌توانید بخش هایی از یک کتاب خواندنی را در این بخش بخوانید.

یکی از مهمترین جنبه‌های سخنان رهبری که متاسفانه کمتر مورد توجه قرار گرفته است، سخنان ایشان در باب مسائل اخلاقی است. این در حالی است که مباحث اخلاقی مطرح شده از سوی ایشان، امتیازات منحصربه‌فردی دارد که می‌تواند برای هر مخاطبی جذاب باشد.​
ویژگی بارز نکات اخلاقی مطرح شده از سوی ایشان آن است که در عین ریشه‌ای بودن، بسیار ساده و عملی است به نحوی که در شنونده ترس از عمل کردن به آنها ایجاد نمی‌کند. 
«۵ گفتار رهبر انقلاب در باب توبه و استغفار» یکی از کتاب‌هایی است که با نگاه به مباحث اخلاقی مطرح شده از سوی ایشان در باب استغفار و توبه گردآوری شده است. 
نکته جالب در ارتباط با این کتاب شیوه جالب خلاصه بندی مباحث مطرح شده است که با ابتکار گردآورندگان کتاب، هرکدام از فرازهای مختلف سخنان رهبری که در کتاب آمده، به صورت خلاصه شده در کنار بخش مخصوص خود آمده است، به نحوی که مخاطبان می‌توانند برای مرور سریع مطالب کتاب، به سراغ خواندن خلاصه‌های کوتاه هر بخش بروند.​
«استغفار و توبه» در ۱۱۱ صفحه و با قیمت ۳۲۰۰ تومان توسط انتشارات صهبا منتشر شده است که تاکنون دو بار تجدید چاپ شده است.
با هم بخش‌هایی از این اثر را می‌خوانیم:

پرده اول: تاثیرات اجتماعی استغفار

استغفار بنا بر آنچه که در آیات قرآن، همین‌طور بعضی از روایات، وارد شده و بنده دیده‌ام، موجب می‌شود که مشکلات زندگی انسان و جوامع باز بشود. اگر یک جامعه‌ای به گناهان خودشان توجه کنند، غافل نشوند از گناهان و خطاهایی که انجام می‌دهند و درصدد بربیایند که این گناهان را جبران کنند و از خدای متعال طلب مغفرت کنند، برکات الهی بر این جامعه سرازیر خواهد شد که در آیات متعددی این هست؛ در سوره هود در دو، سه آیه، در سوره نوح و در آیات متعدد دیگر. «وَ اَنِ استَغفِروا رَبَّکُم ثُمَّ توبوا اِلَیهِ یُمَتِّعکُم مَتاعًا حسناً» استغفار کنید، به خدا برگردید تا خدا از زندگی شما بهره مطلوب و نیک را به شما ببخشد.​

پرده اول: پشت پرده عالم

خون‌بها
شراب تلخ بیاور که وقت شیدایی‌ست
که آنچه در سر من نیست بیم رسوایی‌ست

چه غم که خلق به حسن تو عیب می‌گیرند
همیشه زخم زبان خون‌بهای زیبایی‌ست

اگر خیال تماشاست در سرت بشتاب
که آبشارم و افتادنم تماشایی‌ست

شباهت تو و من هر چه بود ثابت کرد
که فصل مشترک عشق و عقل، تنهایی‌ست

کنون اگر چه کویرم، هنوز در سر من
صدای پَر زدن مرغ‌های دریایی‌ست

برای موفقیت در هر کاری این ۸ راز را بدانید

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

چرا مردم موفق می شوند؟ آیا باهوش بودن یا خوش شانس بودن دلیل موفقیت این افراد است؟ “ریچارد سنت جان” هیچ یک از این دو عامل را دلیل موفقیت نمی داند. در حقیقت این سخنران، موفقیت را در زمان انجام کاری که به آن عشق می ورزید، به دست آورده است. او بیش از یک دهه از عمرش را به مطالعه، بررسی و تحلیل داستان های موفقیت افراد مختلف گذرانده است. حاصل فعالیت های گسترده او در هشت کلمه جادویی، سه دقیقه شگفت انگیز و یک کتاب موفق خلاصه می شود.

وقتی آقای رجایی به دستور امام در ریاست جمهوری مستقر شدند و خانواده‌شان هم با وسایل مختصری چند روزی آنجا بودند یک روز که مهمان ایشان بودیم پیش خودم گفتم لابد در اینجا ایشان مجبور است از ظروف و وسایل بهتری استفاده کند ولی وقتی برای ما در همان استکانهای سابق و معمولی منزلشان چای آوردند تعجب کرده و با شوخی به او گفتم دایی جان مثل اینکه اینجا ریاست جمهوری است این استکانها چیه؟! ایشان گفت اگر شما مهمان رجایی هستید کتری و سماور و استکان نعلبکی او همین است ولی اگر مهمان ریاست جمهوری هستید بحث چیز دیگری است ما در ریاست جمهوری همه چیز داریم.

پس از وزیر شدن روزی شهید رجایی یکی از دوستان خود را دعوت می‌کند که به خانه او بیاید و از او می‌خواهد لباس گرم بپوشد چون بخاریشان خراب است دوستش پیشنهاد می‌کند کسی بیاید آن را درست کند؛ولی مرحوم رجایی قبول نمی‌کند.

یک روز آقای رجایی تلفن کرد و پیشنهاد مسئولیتی را به من داشت که عذر خواستم. بار دیگر تلفن زد و خیلی محکم گفت عباس جمعه منزل من می‌آیی و پالتوی خودت را هم می‌آوری که دوباره با هم صحبت کنیم گفتم برای چه با خودم پالتو بیاورم؟ 
گفت: زمستان است و منزل من هم خیلی سرد است و چون در منزل بخاری نداریم ممکن است اذیت بشوی و سرما بخوری! گفتم مگر بخاری منزل شما چه شده؟ گفت لوله بخاری داخل شیروانی ما خراب شده و من هم هنوز فرصت نکرده‌ام که داخل شیروانی بروم و آن را درست کنم به ایشان گفتم به آقانعمت (که مستخدم مدرسه کمال بود و این کارها را می‌کرد(1)بگویم که بیاید و آن را تعمیر کند؟
گفت: نه لازم نیست الآن پیش خودش می‌گوید حالا آقای رجایی چون وزیر شده کارش به جایی رسیده که از من می‌‌خواهد بروم لوله بخاری منزلش را درست کنم و ادامه داد نه این کار خودم است و یک روز باید این فرصت را پیدا کنم و بروم آن را درست کنم.
عباس صاحب‌زمانی

زمانی که آقای رجایی وزیر آموزش و پرورش بود یک روز که به در منزل ایشان مراجعه کردم تا به دعوتی که کرده بودند به اتفاق همدیگر در یک راه‌پیمایی شرکت کنیم صبح که به کوچه ایشان وارد شدم دیدم آفتابه و جارویی در دست گرفته و درب منزل خود و حتی منزل چند همسایه روبرو و اطراف منزلش را هم آب و جارو می‌کند و آشغالهایی را هم که در کوچه ریخته شده بود با دستش بر‌می‌دارد و در سطل آشغالی که آورده بود می‌ریزد.
2. در دوران نخست‌وزیری آقای رجایی یک روز صبح زود که از کوچه‌ای که منزلشان در آن قرار دارد وارد می‌شدم دیدم منتظر ماشینی است که بیاید و او را ببرد و از فرصت استفاده کرده و جلوی منزلش را آب و جارو می‌کند. بعد از سلام و احوالپرسی دیدم که ایشان حتی جلوی منزل همسایه را هم جارو می‌کند.

هرمز طاوسی مهیاری- حسین امیر مؤید


عابدی بود که همه عمرش را به عبادت پرداخته بود. روزی عده‌ای نزد او آمده و گفتند: در فلان ‌جا گروهی هستند که درختی را به ‌جای خدا می‌پرستند. عابد خشمگین شد و تبر خود را برداشت و برای قطع کردن آن درخت به راه افتاد. در بین راه شیطان با او دیدار کرد و گفت: ای شیخ، کجا می‌روی؟ گفت: می‌خواهم این درخت را قطع کنم. شیطان گفت: تو مشغول عبادت خودت باش و اگر مشغول به این‌گونه امور نشوی به نفع توست. عابد گفت: این کار هم جزو عبادات من است. شیطان گفت: من نمی‌گذارم تو آن را قطع کنی. عابد با او درگیر شد و او را بر زمین زده و روی سینه‌اش نشست. شیطان به او گفت: مرا رها کن تا سخنی به تو بگویم. عابد او را رها کرد، شیطان گفت: خداوند را پیغمبرانی است که اگر بخواهد به آنها دستور می‌دهد تا درخت را قطع کنند. عابد گفت: من حتماً باید درخت را قطع کنم. بار دیگر درگیر شدند.  شیطان زمین خورده و عابد روی سینه‌اش نشست. شیطان گفت: بیا با هم معامله‌ای بکنیم تا مشکل ما حل شود. عابد گفت: آن معامله چیست؟ شیطان گفت: مرا رها کن تا بگویم. چون عابد او را رها کرد، گفت: تو مرد تهی‌دستی هستی و نیازمند کمک مردم، حتماً دوست داری به نیازمندان و همسایگانت کمک کنی، ولی نمی‌توانی؟ عابد گفت: درست است. شیطان گفت: اگر تو از اینجا به خانه‌ات بازگشته و از این کار صرف‌نظر کنی، من در عوض هر شب دو دینار زیر سرت می‌گذارم که با آن هم زندگی خودت را بگذرانی و هم به وسیله آن صدقه بدهی. این کار برای تو و مسلمین از قطع‌کردن آن درخت نافع‌تر است؛ زیرا ممکن است درخت دیگری به جای آن درخت بکارند و قطع آن درخت زیانی به آنها نمی‌رساند. عابد اندیشید و با خود گفت: او راست می‌گوید؛ زیرا من پیامبر نیستم تا مأمور به قطع آن باشم و...بالاخره تعهد از شیطان گرفت تا به قول خود عمل کند و به سوی خانه‌اش بازگشت. صبح که شد دو دینار در کنار سر خود یافت. تا سه روز این کار انجام شد، ولی از آن روز به بعد دیگر پولی در آنجا گذاشته نشد. عابد از این وضع عصبانی شد. تبر خود را برداشت و حرکت کرد. در بین راه شیطان با او برخورد کرد و گفت: کجا می‌روی؟ گفت: می‌روم آن درخت را قطع کنم. شیطان گفت: دروغ می‌گویی، تو قدرت قطع آن را نداری. عابد با او درگیر شد، ولی این‌بار شیطان او را بر زمین انداخته و روی سینه‌اش نشست. گفت: یا از این امر صرف‌نظر کن یا تو را می‌کشم؟ عابد که دید توان برابری با او را ندارد، گفت: من از این کار صرف‌نظر می‌کنم، ولی بگو چرا در بار اول من تو را شکست دادم و این بار تو بر من پیروز شدی؟ شیطان گفت: در مرتبه اول خشم تو برای خدا بود و نیت الهی داشتی و خدا مرا مسخر تو قرار داد. این بار خشم تو برای امری دنیوی بود، از‌این‌رو کمکی از سوی خدا به تو نشد.

->